X
تبلیغات
بزرگترین سایت آموزش کامپیوتر در ایران

بزرگترین سایت آموزش کامپیوتر در ایران

شبكه مجموعه اي از سرويس دهنده ها و سرويس گيرنده هاي متعددي مي باشد كه به يكديگر متصل هستند. در اين بين سرويس دهنده ها (server) نقش سرويس دهنده و خدمات دهي وسرويس گيرنده ها (Client) نقش سرويس گيرنده يا همان مشتري را بازي مي كنند. انواع شبكه : شبكه ها را مي توان به دو دسته ي «شبكه هاي محلي » LAN و شبكه هاي بزرگ تر از آن (WAN) تقسيم كرد. شبكه هاي محلي : Local Area Network اين نوع شبكه ها به شبكه هاي( (LAN) معروف هستند. شبكه هاي محلي معمولا ميزبان 2 تا 20كامپيوتر و در غالب Work Group ميباشند. سرعت اين نوع شبكه بسيار زياد است (معمولا 100MB Per Sec) و مي توان حجم داده هاي بالا را در مدت بسيار كم انتقال داد. شبكه هاي گسترده : Wide Area Network اين نوع شبكه ها به شبكه هاي WAN معروف هستند. اين شبكه ها بزرگتر از شبكه هاي LAN و اغلب براي امور عمومي از آن استفاده مي شود. ازجمله اين شبكه ها ميتوان شبكه هاي VAN و يا شبكه هاي بزرگتر مانند Internet و.. را نام برد. سرعت انتقال داده ها در اين نوع شبكه ها نسبت به LAN (در ايران) بسيار ناچيز ميباشد. اين سرعت به خاطر استفاده از خطوط 56K است. البته مي توان با استفاده از خطوط DSL يا ISDN و يا بي سيم Wire Less سرعت اين ارتباط را به اندازه 128K ,256 k , 512 kيا بالاتر افزايش داد. Internet Protocol: IP IP يك عدد 32 بيتي (bit) است كه پس از اتصال به شبكه (... , Internet , LAN) به ما متعلق مي گيرد. شكل كلي IP را مي توان به صورت http://www.xxx.yyy.zzz در نظر گرفت كه با هر بار اتصال به اينترنت به صورت Dial Up اين عدد تغيير مي كند. به عنوان مثال در حال حاضر IP ما 213.155.55.104 است اما در اتصال بعدي ممكن است اين عدد به 213.155.55.20 تغيير كند. IP چه كاربردي دارد؟ IP به عنوان يك شناسنامه در شبكه است و كاربردهاي بسياري دارد .براي توصيف كامل IP نياز به شرح TCP/IP است كه بعدا به آن اشاره خواهيم كرد. همان طور كه در جامعه شناسنامه وسيله اي براي احراز هويت ماست و بدون آن جزو آن جامعه محسوب نمي شويم ، IP نيز وسيله اي براي شناسايي ما در شبكه است و امكان اتصال به شبكه بدون آن وجود ندارد. به طور مثال هنگامي كه در شبكه مشغول چت (Chat) هستيم ، كامپيوتر شما داراي يك IP مي باشد. و جملاتي را كه شما تايپ مي كنيد به وسيله مسير يابها (Router ) مسير يابي (Routing) شده و به كامپيوتر شخص مقابل ميرسند و متني را هم كه شخص مقابل تايپ ميكند روي IP شما فرستاده مي شود. خط فرمان در ويندوز چيست؟ خط فرمان يا همان ''Command Prompt'' در ويندوز نوعي شبيه ساز سيستم عامل Dos در ويندوز است كه فايلهاي اجرايي ''exe,com'' در آن اجرا مي شود. خط فرمان ويندوز دستورات بسيار زياد و كاربردي دارد كه به مرور زمان انها را خواهيم آموخت. دسترسي به خط فرمان در ويندوز: دسترسي به خط فرمان به دو روش ميسر است. روش اول : روي Start Menu كليك كرده و گزينه Run را انتخاب مي كنيم . سپس در پنجره ظاهر شده اگر ويندوز شما 98/ME باشد عبارت ''Command'' و اگر 2000/2003/XP باشد عبارت ''CMD'' را تايپ مي كنيم هم اكنون محيط Command Prompt در جلوي شما قرار دارد! روش دوم : با طي كردن مسير Start> Programs>Accessories و كليك كردن برروي Command Prompt اين محيط براي شما باز ميشود. ادامه مبحث IP : چگونه IPخود را بدست آوريم : براي بدست آوردن IP خود در سيستم عامل ويندوز كافي است همان طور كه در بالا توضيح داده شد به محيط Command Prompt رفته و عبارت '' IPCONFIG '' را تايپ كنيم. به طور مثال پس از اجراي دستور به نتايج زير مي رسيد : Windows IP Configuration 0 Ethernet adapter : IP Address. . . . . . . . . : 213.155.55.232 Subnet Mask . . . . . . . . : 255.255.255.0 Default Gateway . . . . . . : 213.155.55.232 فعلا تنها به سطر IP Address كه با رنگ قرمز مشخص شده است توجه كنيد (Default Gateway و Subnet Mask) بعدا برسي خواهد شد. ملاحظه ميكنيد كه IP ما213.155.55.232 است. آدرسهاي IP به چند دسته تقسيم مي شوند؟ آدرسهاي IP به پنج كلاس A,B,C,D,E تقسيم مي شوند. از بين اين كلاسها تنها كلاسهاي A,B,C كاربرد دارند كه به شرح آنها مي پردازيم . كلاس A : تمام IP هايي كه www آنها (در درس قبل شكل كلي IP را به صورت http://www.xxx.yyy.zzz معرفي كرديم) بين 1 تا 126 است ، جزو كلاس A محسوب مي شوند. به عنوان مثال : 112.10.57.13 يك IP كلاس A است. اين كلاس ويژه پايگاهاي بزرگ اينترنتي است. كلاس B : تمام IP هايي كه WWW آنها بين 128 تا 191 مي باشد را شامل مي شود. مانند IP ي 172.155.55.73 كه جزو كلاس B است. كلاس C : اين كلاس تمام IP هايي كه WWW آنها بين 192 تا 223 است را شامل مي شود: مانند 213.133.52.138 كه جزو كلاس C محصوب مي شود. تحليل IP : همان طور كه گفته شد IP يك عدد 32 بيتي است. هم اكنون اين گفته را كاملتر شرح داده و مطلب را بازتر مي كنيم/ درك اين قسمت از مطلب نيازمند دانستن مفاهيم Bit و Byte است . اين در حقيقت واحدهاي اندازه گيري حافظه كامپيوتر هستند كه در پايين آنها را شرح مي دهيم : BIT :به كوچكترين واحد اندازه گيري حافظه كامپيوتري مي گويند. Byte : به مجموع 8 بيت ، يك بايت مي گويند. بنابر اين نتيجه مي گيريم 32 بيت همان 4 بايت در مبناي اعشاري (مبناي 10 ) است و براي اين كه كامپيوتر اعداد را در مبناي 2 در نظر مي گيرد آن را به صورت Binary (مبناي 2 ) مي نويسيم. براي اينكه اين مفاهيم را بهتر متوجه شويد آنها را در جدول برسي مي كنيم. IP از چند قسمت تشكيل شده است؟ IP از دو قسمت Net ID و Host ID تشكيل شده است و مقادير بيت ها در اين دو قسمت در كلاسهاي مختلف IP متفاوت است. Net ID در واقع شناسه شبكه و Host ID شناسه ميزبان در IP است. برسي Net ID در كلاساهي مختلف: Net ID در كلاس A به صورت http://www.0.0.0 يعني تنها www را شامل مي شود. در كلاس B به صورت : http://www.xxx.0.0 است يعني http://www.xxx در واقع Net Id مي باشد. و در كلاس C به صورت : http://www.xxx.yyy.0 است يعني NetID .. اين روديگه بايد فهميده باشيد چيه ;) كلاس A : در كلاس A : Net ID هشت بيت است و Host ID آن 24 بيت كه مجموعا 32 بيت مي شود. اين كلاس مي تواند 16.777.14 ميزبان (Host) داشته باشد يعني 16.777.14 IP كه زير مجموعه آن قرار مي گيرند. به عنوان مثال http://www.44.4.13 كه 44.4.13 يكي از ميزبان ها (Host) مي باشد. كلاس B : در كلاس B : NetID از هشت بيت به شانزده بيت افزايش مي يابد و فضا را براي host ID كمتر مي كند، به همين دليل IP هاي زير مجموعه آن به 56.534 كاهش مي يابد. به عنوان مثال IP : http://www.xxx.55.137 كه 55.137 يكي از ميزبانهاست . كلاس C : NetID باز هم بزرگتر شده و از 16 بيت در كلاس B به بيست و چهار افزايش مي يابد و Host ID به كوچكترين مقدار خود يعني هشت بيت مي رسد. اين كلاس تنها 242 IP را پشتيباني مي كند. به عنوان مثال http://www.xxx.yyy.93 كه در آن 93 يكي از ميزبانهاست. نكات مهم درس : 1- سعي كنيد بيشتر در محيط Command Prompt كار كنيد تا به آن عادت كرده و دست خود را در اجراي دستورات سريع تر كنيد. سرعت در اجراي دستورات هنگام Hack كردن بخصوص Client بسيار مهم است. 2- با كمي دقت حتما متوجه مي شويد كه IP اي كه www آن 127 باشد در هيچ يك از كلاسهاي مطرح شده وجود ندارد. در حقيقت IP ي 127.0.0.1 از قبل براي كامپيوتر خودمان رزرو شده و به آن Local Host مي گويند. 3- هنگامي كه به صورت Dial Up به اينترنت متصل مي شويد معمولا IP كلاس C به شما تعلق مي گيرد. 4- توصيه و پيشنهاد براي استفاده از Command Line ويندوز 2000 يا XP است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 19:31  توسط مجید عزیززاده  | 

آموزش شبكــه– تعاريف اوليه شبكه تعريف شبكه هاي كامپيوتري (Computer Network ) : مجموعه اي از كامپيوتري خود مختار و مستقل كه به يكديگر متصل بوده و با هم تبادل اطلاعات مي نمايند. تعريف اينترانت (Intranet ) : شبكه هاي مربوط به يك سازمان يا مجموعه خاص كه به صورت منطقي يا فيزيكي از اينترنت جدا مي باشد.اين شبكه ها معمولا تركيبي از شبكه هاي LAN و WAN هستند.اينترانت ها ممكن است در نقاطي به اينترنت متصل باشند يا هيچ نقطه اتصالي به آنها نداشته باشند. تعريف اكسترانت ( Extranet ) : به لايه هاي ارتباطي و نقاط اتصال Intranet و Internet گفته مي شود .اكسترانت ها از بعد امنيتي براي شبكه ها بسيار حياتي مي باشند . زيرا محلي هستند براي نفوذ به شبكه و ورود ويروسها . معمولا اطلاعات عمومي مربوط به اينترانت ها يا سازمانها در اين قسمت ها قرار مي گيرند. تعريف اينترنت (Internet ) : مجموعه اي از شبكه هاي مستقل و مرتبط بهم مي باشد كه با هم تبادل اطلاعات مي كنند و گستره آن تمام دنيا مي باشد ، به عبارت ديگر Internet مجموعه اي از Internet ها (Internal network ) و يا مجموعه اي از Interanet ها و Extranet ها مي باشد ، و بزرگترين WAN موجود در جهان مي باشد . سخت افزار شبكه : سخت افزار شبكه را از دو ديدگاه مورد بررسي قرار مي دهيم : ديدگاه تكنولوژي و ديدگاه سخت افزار/ مقياس 1- LAN (Local Area Network ) 2- MAN (Metro Palitian Network) 3- WAN (Wide Palitian Network) شبكه LAN : از خواص اين نوع شبكه ها مي توان سرعت و كارايي بالا و فواصل كم را نام برد.(حداكثر در حد چند كيلومتر يا چند صد متر) در اين شبكه ها تعداد ايستگاههاي كاري محدود بوده و شبكه به يك سازمان يا محيط يك اداره ، يك ساختمان محدود مي شود. برخي از توپولوژي هاي مربوط به شبكه هاي محلي به قرار زير مي باشد: الف ) توپولوژي خطي( BUS ): در اين نوع توپولوژي كليه ايستگاهها از طريق يك كانال فيزيكي مشترك به يكديگر متصل هستند و انتقال اطلاعات از طريق اين كانال انجام مي شود ، مزيت اين پروتكل سادگي و هزينه پايين آن است و مشكل عمده آن سرعت و كارايي كانال مي باشد. ب) توپولوژي حلقوي (Ring): در اين نوع توپولوژي كليه ايستگاهها در يك ساختار بسته حلقوي به يكديگر متصل مي شوند. در واقع در اين شبكه كامپيوتر ها اطلاعات را دست به دست مي نمايند و جهت چرخش اطلاعات در شبكه ثابت و به يك سمت مي باشد. ج)توپولوژي ستاره (Star): در اين توپولوژي يك دستگاه متمركز كننده به عنوان هسته مركزي شبكه وجود دارد. و ساير ايستگاهها مستقيما به اين دستگاه متصل مي شوند كه شكل حاصل يك ستاره است به علت كارايي بالا و ارزان بودن تجهيزات امروزه اين شبكه جايگزين ساير شبكه ها شده است. شبكه هاي MAN ( Metropolitan Area Network ): معمولا شبكه هاي MAN با اتصال راه دور چندين شبكه محلي در مقياس هايي مانند يك شهر در صورت امكان براي فواصل راه دور از فيبر نوري، اتصال بي سيم، خطوط اجاره اي و ساير امكانات LAN يا WAN استفاده مي شود. انتخاب نوع اتصال بستگي به شرايط محيطي ، زير ساخت شهري و يا سياستهاي كلي سازمان دارد. شبكه هاي WAN: اين نوع شبكه ها معمولا محدوديت مقياس جغرافيايي ندارند، اين شبكه ها از اتصال راه دور شبكه هاي كوچكتر بوجود آمده اند و داراي ساختار يكنواخت نيستند؛ زيرا اولا شبكه هاي محلي با توپولوژيهاي مختلف پياده سازي مي شوند، ثانيا ماشينهاي موجود در اين شبكه ها از سخت افزار و نرم افزار متفاوتي استفاده مي كنند و به طور ذاتي با هم سازگار نيستند. اصول طراحي شبكه و لايه بندي: براي طراحي شبكه ها معمولا از طراحي لايه اي استفاده مي شود. دليل اين كار سادگي پياده سازي و خطايابي مي باشد. نمونه هايي از اين طراحي ها مدل OSI و TCP/IP مي باشد، كه در مورد آنها بيشتر خواهيم گفت. مدل OSI: اين مدل داراي هفت لايه زير مي باشد: 1- Physical layer ( لايه سخت افزاري ) پايين ترين لايه مي باشد . 2- Data link layer 3- Network layer 4- Transport layer 5- Session layer 6- Presentation layer 7- Application layer ( لايه كاربردي ) بالاترين لايه مي باشد. هيچ يك از پروتكلهاي واقعي پياده سازي شده كاملا منطبق بر مدل OSI نيستند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 19:31  توسط مجید عزیززاده  | 

وقتي بحث امنيت شبكه پيش مي اید ، مباحث زيادي قابل طرح و ارائه هستند ، موضوعاتي كه هر كدام به تنهايي مي توانند جالب ، پرمحتوا و قابل درك باشند ، اما وقتي صحبت كار عملي به ميان می اید ، قضيه يك جورايي پيچيده مي شود . تركيب علم و عمل ، احتياج به تجربه دارد و نهايت هدف يك علم هم ، به كار امدن ان هست . وقتي دوره تئوري امنيت شبكه را با موفقيت پشت سر گذاشتيد و وارد محيط كار شديد ، ممكن است اين سوال برایتان مطرح شود كه '''' خب ، حالا از كجا شروع كنم ؟ اول كجا را ايمن كنم ؟ چه استراتژي را پيش بگيرم و كجا كار را تمام كنم ؟ '''' انبوهي از اين قبيل سوالات فكر شما را مشغول مي كند و كم كم حس مي كنيد كه تجربه كافي نداريد و اين البته حسي طبيعي هست . پس اگر اين حس رو داريد و مي خواهيد يك استراتژي علمي - كاربردي داشته باشيد ، تا انتهاي اين مقاله با من باشيد تا قدم به قدم شما رو به امنيت بيشتر نزديك كنم. هميشه در امنيت شبكه موضوع لايه هاي دفاعي ، موضوع داغي هست و نظرات مختلفي وجود دارد . عده اي فايروال را اولين لايه دفاعي مي دانند ، بعضي ها هم Access List رو اولين لايه دفاعي مي دانند ، اما واقعيت پنهان اين هست كه هيچكدام از اينها ، اولين لايه دفاعي نيستند . يادتون باشد كه اولين لايه دفاعي در امنيت شبكه و حتي امنيت فيزيكي ، Policy هست . بدون policy ، ليست كنترل ، فايروال و هر لايه ديگر ، بدون معني مي شود و اگر بدون policy شروع به ايمن كردن شبكه كنيد ، محصول يك آبكش واقعي از كار در مي اید . با اين مقدمه ، و با توجه به اين كه شما policy مورد نظرتان را كاملا تجزيه و تحليل كرديد و دقيقا مي دانيد كه چه چيزي رو مي خواهید و چي را احتياج نداريد ، كار را شروع مي كنيم . ما بايد پنج مرحله رو پشت سر بگذاريم تا كارمان تمام بشود . اين پنج مرحله عبارتند از : 1- Inspection ( بازرسي ) 2- Protection ( حفاظت ) 3- Detection ( رديابي ) 4- Reaction ( واكنش ) 5- Reflection ( بازتاب) در طول مسير ، از اين پنج مرحله عبور مي كنيم ، ضمن اينكه ايمن كردن شبكه به اين شكل ، احتياج به تيم امنيتي دارد و يك نفر به تنهايي نمي تواند اين پروسه رو طي كند و اگر هم بتواند ، خيلي طولاني مي شود و قانون حداقل زمان ممكن را نقض مي كند . 1- اولين جايي كه ايمن كردن رو شروع مي كنيم ، ايمن كردن كليه authentication هاي موجود هست . معمولا رايج ترين روش authentication كه مورد استفاده قرار مي گيرد ، استفاده از شناسه كاربري و كلمه رمز هست. مهمترين جاهايي كه بايد authentication را ايمن و محكم كرد عبارتند از : - كلمات عبور كاربران ، به ويژه مديران سيستم . - كلمات عبور سوييچ و روتر ها ( من روي سوييچ خيلي تاكيد ميكنم ، چون اين device به صورت plug and play كار مي كند ، اكثر مديرهاي شبكه از config كردن ان غافل مي شوند ، در حالي كه مي تواند امنيت خيلي خوبي به شبكه بدهد ، به مديران امنيتي توصيه ميكنم كه حتما اين device رو كنترل كنند ) . - كلمات عبور مربوط به SNMP . - كلمات عبور مربوط به پرينت سرور . - كلمات عبور مربوط به محافظ صفحه نمايش . آنچه كه شما در كلاسهاي امنيت شبكه در مورد Account and Password Security ياد گرفتيد را اينجا به كار مي بريد . كه من به خاطر طولاني نشدن بحث به انها اشاره نميكنم . 2- قدم دوم نصب و به روز كردن آنتي ويروس بر روي همه دسكتاپ ، سرور و ميل سرورها هست . ضمن اينكه آنتي ويروس هاي مربوط به كاربران بايد به طور اتوماتيك به روز رساني بشود و آموزشهاي لازم در مورد فايلهاي ضميمه ايميل ها و راهنمايي لازم جهت اقدام صحيح در صورت مشاهده موارد مشكوك يا اضطراري به كاربران هم داده بشود . 3 - مرحله سوم شامل نصب آخرين به روز رساني هاي امنيتي سيستم عامل و سرويسهاي موجود هست . در اين مرحله علاوه بر كارهاي ذكر شده ، كليه سرورها و device ها و دسك تاپ ها با ابزار هاي شناسايي حفره هاي امنيتي بررسي مي شوند تا علاوه بر شناسايي و رفع حفره هاي امنيتي ، سرويس هاي غير ضروري هم شناسايي و غيرفعال بشوند . 4-در اين مرحله نوبت گروه بندي كاربران و اعطاي مجوزهاي لازم به فايلها و دايركتوري ها ميباشد . ضمن اينكه account هاي قديمي هم بايد غير فعال شوند . گروه بندي و اعطاي مجوز بر اساس يكي از سه مدل استاندارد Access Control Techniques يعني MAC , DAC يا RBAC انجام مي شود . بعد از پايان اين مرحله ، يك بار ديگه امنيت سيستم عامل بايد چك بشود تا چيزي فراموش نشده باشد . 5- حالا نوبت device ها هست كه معمولا شامل روتر ، سوييچ و فايروال مي شود . بر اساس policy موجود و توپولوژي شبكه ، اين box ها بايد config بشوند . تكنولوژي هايي مثل NAT , PAT و filtering و غيره در اين مرحله مطرح مي شود و بر همين اساس اين مرحله خيلي مهم هست. حتي موضوع مهم IP Addressing كه از وظايف مديران شبكه هست مي تواند مورد توجه قرار بگيرد تا اطمينان حاصل بشود كه از حداقل ممكن براي IP Assign به شبكه ها استفاده شده است. 6- قدم بعد تعيين استراژي backup گيري هست . نكته مهم كه اينجا وجود دارد اين هست كه بايد مطمئن بشويم كه سيستم backup گيري و بازيابي به درستي كار مي كند و بهترين حالت ممكن باشد . 7- امنيت فيزيكي . اول از همه به سراغ UPS ها مي رويم . بايد چك كنيم كه UPS ها قدرت لازم رو براي تامين نيروي الكتريكي لازم جهت كار كرد صحيح سخت افزار هاي اتاق سرور در زمان اضطراري رو داشته باشند . نكات بعدي شامل كنترل درجه حرارت و ميزان رطوبت هست. همينطور ايمني در برابر سرقت و آتش سوزي. سيستم كنترل حريق بايد به شكلي باشد كه به نيروي انساني و سيستم هاي الكترونيكي آسيب وارد نكند . به طور كل آنچه كه در مورد امنيت فيزيكي ياد گرفتيد را در اين مرحله به كار مي بريد . 8- امنيت وب سرور يكي از موضوعاتي هست كه روش بايد وسواس داشته باشيد. به همين دليل در اين قسمت كار ، مجددا و با دقت بيشتر وب سرور رو چك و ايمن مي كنيم . در حقيقت ، امنيت وب رو اينجا لحاظ مي كنيم . ( اسكريپت هاي سمت سرويس دهنده رو هيج وقت فراموش نكنيد ) 9 - حالا نوبت چك ، تنظيم و تست سيستم هاي Auditing و Logging هست . اين سيستم ها هم مي تواند بر پايه host و هم بر پايه network باشد . سيستم هاي رد گيري و ثبت حملات هم در اين مرحله نصب و تنظيم مي شوند. بايد مطمئن شوید كه تمام اطلاعات لازم ثبت و به خوبي محافظت مي شود . در ضمن ساعت و تاريخ سيستم ها درست باشد ، مبادا كه اشتباه باشه كه تمام زحماتتان در اين مرحله به باد ميرود . و امكان پيگيري هاي قانوني در صورت لزوم ديگر وجود ندارد . 10- ايمن كردن Remote Access با پروتكل ها و تكنولوژي هاي ايمن و Secure قدم بعدي رو تشكيل مي دهد. در اين زمينه با توجه به شرايط و امكانات ، ايمن ترين پروتكل و تكنولوژي ها رو به خدمت بگيريد . 11 - نصب فايروال هاي شخصي در سطح host ها ، لايه امنيتي مضاعفي به شبكه شما ميدهد . پس اين مرحله رو فراموش نكنيد . 12 - شرايط بازيابي در حالت هاي اضطراري رو حتما چك و بهينه كنيد . اين حالت ها شامل خرابي قطعات كامپيوتري ، خرابكاري كاربران عادي ، خرابي ناشي از بلاياي طبيعي ( زلزله - آتش سوزي - افتادن - سرقت - سيل و ... ) و خرابكاري ناشي از نفوذ هكرها ، ميباشد . استاندارد هاي warm site و hot site را در صورت امكان رعايت كنيد. يادتون باشد كه '''' هميشه در دسترس بودن اطلاعات '''' ، جز، قوانين اصلي امنيتي هست . 13- و قدم آخر اين پروسه كه در حقيقت شروع يك جريان هميشگي هست ، عضو شدن در سايتها و بولتن هاي امنيتي و در جريان آخرين اخبار امنيتي قرار گرفتن هست . براي همه شما عزيزان آرزوي سلامتي و موفقيت را دارم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 19:26  توسط مجید عزیززاده  | 

ارايش و نحوه بهم پيوستن وسايل مختلف شبكه را Topology می گویند.

سه نوع توپولوژي اصلي وجود دارد :
Bus گذرگاه
Star ستاره
Ring حلقه

Bus توپولوژي گذرگاه
اين توپولوژي شامل يك خط ارتباطي كه به صورت يك خط مرتب مي شود و همه گره ها به يك خط ارتباطي وصل مي شوند اين شبكه دوسر آزاد و متمايز دارد همه گره ها دستيابي يكساني بر شبكه دارند وقتي يك پيام بخواهد بين دوگره حركت كند تمام گره هاي موجود در شبكه پيام را مي خوانند تا ببيند كه پيام مربوط به آنهاست يا نه اين پيام به كامپيوتر مورد نظر كه رسيد آن را گرفته و پردازش مي كند در حاليكه ساير گره ها آن را ناديده مي گيرند
در يك شبكه كوچك اينروش به خوبي كار مي كند ولي در شبكه هاي بزرگ كه مسيرهاي طولاني نيز دارد اين روش جواب خوبي نميدهد و قطع شدن كابل در هر نقطه از شبكه باعث از كار افتادن كل شبكه مي شود

Ring توپولوژي حلقه
اين توپولوژي شكل يك دايره را به خود مي گيرد هر گره با گره بعدي خود وابسته است پيامهاي ارسالي از هر گره در طول حلقه مي چرخد تا به گره مورد نظر برسد پيام فقط در يك جهت حركت مي كند. روي توپولوژي حلقه شبكه هايPeer to peer خوب كار مي كنند. با توجه به اينكه گره مستقيمآ به گره كناري خود وصل مي شود اگر يك كامپيوتر از كار بيفتد كل شبكه نيز از كار مي افتد.
تعداد گرههاي هر حلقه معمولأمحدود است توسعه اين شبكه محدود بوده و براي افزايش يك گره به شبكه بايد كل شبكه از كار انداخته شود.

Star توپولوژي ستاره
توپولوژي شكل ستاره به خود مي گيرد هر گره با يك گره مركزي وابسته است پيامهاي ارسالي از هر گره توسط يك گره مركزي به گره مورد نظر مي رسد
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 19:24  توسط مجید عزیززاده  | 

نطدر محاسبات شبكه ‏اي چندين پردازشگر به طور همزمان و جداگانه محاسبه خاصي را انجام مي ‏دهند. به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، به نقل از ايلنا، امروزه در بسياري از محافل اطلاعاتي و مراكز IT صحبت از محاسبات شبكه ‏اي يا GRID COMPUTING است ؛ اما اين اصطلاح هنوز براي بسياري از كاربران ناشناخته باقي مانده است. محاسبات شبكه ‏اي در ساده ‏ترين حالت ممكن, به معني فعاليت مشترك پردازنده ‏هاي چندگانه بر روي ماشين ‏هاي چندگانه است و هدف آن افزايش توان محاسباتي در زمينه ‏هايي است كه توان بسيار بالاي CPU را مي ‏طلبد. در محاسبات شبكه ‏اي سرورهاي چندگانه ‏اي با هم ارتباط دارند كه از سيستم ‏عامل ‏ها و نرم ‏افزارهاي مشابهي استفاده مي ‏كند. به كمك محاسبات شبكه ‏اي, مي ‏توان كارهاي محاسباتي را به طور همزمان به كمك چندين پردازشگر انجام داد. در مواردي كه نتيجه محاسبات خيلي حساس است و دقت آن سرنوشت ‏ساز است, ده ‏ها و گاهي هزاران پردازشگر به طور همزمان يك محاسبه را انجام مي ‏دهند. بعد از انجام محاسبات نتايج كار همه پردازشگرها با هم مقايسه مي ‏شود تا ميزان دقت محاسبات تعيين شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 19:23  توسط مجید عزیززاده  | 

در اين مقاله درباره ي ترمينال هاي كامپيوتري كه براي اتصال به شبكه استفاده مي شوند، انواع آنها، مقايسه آنها با يكديگر و پروتكل هاي ارتباطي مورد استفاده، مطالبي را خواهيد آموخت. واژه هاي كليدي: Thin- ترمينال Thick(Fat)- پروتكل RDP- پروتكل I 1- انواع ترمينال هاي شبكه احتمالا اصطلاح نرم افزارهاي كاربردي تحت شبكه را شنيده ايد. اين نرم افزارها از دو قسمت تشكيل شده اند، قسمتي از نرم افزار كه بر روي سرور نصب مي شود و قسمتي از نرم افزار كه بر روي سرور نصب مي شود. در اين نرم افزارها، بخشي از پردازش داده ها توسط پردازنده سرور و بخش ديگر توسط پردازنده كامپيوتر كاربر اجرا مي شود. هر چقدر سهم كامپيوتر كاربر در اجراي نرم افزار كاهش يابد، به سخت افزار كمتري در آن احتياج است. نوع خاصي از كامپيوترها وجود دارند كه تمام بار پردازش داده ها را به پردازنده سرور محول مي كنند. اين كامپيوترها را ترمينال Thin مي نامند. تنها وظيفه ي اين ترمينال ها اين است كه اطلاعات ورودي كاربر را توسط كي برد و ماوس دريافت كرده و آنها را به برنامه كاربردي بر روي سرور منتقل كنند و نتايج حاصل از اجرا برنامه را كه قرار است روي صفحه نمايش نشان داده شود، به مانيتور كاربر منتقل نمايد. به همين دليل گاهي اين ترمينال ها را ترمينال هاي گنگ مي نامند. شبكه هايي كه در آن نرم افزارها تماما بر روي سرور اجرا مي شوند شبيه سيستم هاي Mainframe و Minicomputer هستند كه كاربران توسط ترمينال ها به آنها متصل مي شوند. از آنجايي كه اين ترمينال ها پردازش مهمي را انجام نمي دهند و فقط داده هاي ورودي را به سمت سرور فرستاده و داده هي خروجي را از سرور دريافت مي كنند، احتياج به پردازنده ي پيشرفته اي ندارند و يك پردازنده ي ساده نيز مي تواند در اين ترمينال ها مورد استفاده قرار بگيرد. ازمعروف ترين ترمينال هاي Thin به محصولات Wysee و HP مي توان اشاره كرد. در مقابل ترمينال هاي Thin، ترمينال هاي Thick قرار دارند كه بخش عمده ي پردازش يا تمام پردازش را بر روي كاربران انجام مي دهند. ترمينال هاي Thick همان كامپيوترهاي شخصي PC هستند كه به شبكه متصل شده اند. در كشورما براي اتصال به اتصال به شبكه و اجرا نرم افزارها معمولا از ترمينال هاي Thick استفاده مي شود. با استفاده از نرم افزارها مي توان يك ترمينال از نوع Thick را به يك ترمينال Thin تبديل كرد. مثلا با استفاده از نرم افزار Telnet كه در سيستم عامل ويندوز وجود دارد مي توانيم به يك كامپيوتر ديگر متصل شده ونرم افزارهاي نصب شده بر روي آن كامپيوتر را اجرا كنيم. نرم افزار PCAnywhere نيز داراي اين قابليت است كه يك كامپيوتر شخصي را به يك ترمينال Thin تبديل كند. وقتي يك PC را به يك ترمينال Thin تبديل مي كنيم مثل اين است كه فقط از كي برد، ماوس و مانيتور آن كامپيوتر استفاده مي كنيم. سرور شبكه اي كه در آن ترمينال هاي Thin وجود دارد، بايد سيستم عاملي با ويژگي چند كاربري (امكان اتصال چند كاربر به طور هم زمان و اجراي نرم افزارهاي كاربردي بر روي آن ) داشته باشيد. از جمله اين سيستم عامل ها به Windows 2000 Server و Linux مي توان اشاره كرد. برنامه Teminal Service در Windows 2000 و نسخه جديدتر آن در Windows 2003، امكان اتصالات كاربران ترمينال هاي Thin به سرور و مديريت آنها را فراهم مي آورد. همچنين اين نرم افزار مي تواند يك PC را به يك ترمينال Thin تبديل كند. 2- مقايسه ترمينال ها Thin و Thick استفاده از ترمينال هاي Thin به جاي استفاده از PC براي كاربران شبكه، هزينه ي خريد سخت افزارهاي شبكه را كاهش مي دهد و مديريت كاربران را آسان مي كند. اكنون اين سوال مطرح مي شود كه آيا بهتر نيست در پياده سازي يك شبكه به جاي استفاده از PC به عنوان ايستگاه كاري، از ترمينال هاي Thin استفاده كرد؟ در اين قسمت ترمينال هاي Thin با ترمينال هاي Thick مقايسه مي كنيم. ترمينال هاي Thin داراي قابليت هاي جالبي هستند. ترمينال هاي Thin سبكتر از PC ها هستند و فضاي كمتري را در محيط اشغال مي كنند. چون در ترمينال Thin تمام پردازش هاي لازم بر روي سرور انجام مي شود، در آن احتياج به نرم افزار و سخت افزار كمتر و ساده تري مي باشد. معمولا ترمينال Thin داراي ديسك سخت نيست و سيستم عامل ساده ي آن بر روي ROM يا Flash Memory قرار دارد. مديريت ايستگاه هاي كاري شبكه اي كه از ترمينال هاي Thin تشكيل شده، آسان است و مدير شبكه مي تواند تمام ايستگاه هاي كاري را از پشت كامپيوتر سرور مديريت كند. به اين نوع مديريت ايستگاه هاي كاري كه از يك نقطه ي شبكه، مي توان تنظيمات ايستگاه هاي كاري را انجام داد، مديريت مركزي مي گويند. به همين دليل در بعضي از كافي نت ها از ترمينال هاي Thin استفاده مي شوند. معمولا ترمينال Thin، درايو فلاپي و CD-ROM ندارد و احتمال آلوده شدن آن به ويروس كمتر است. به دليال اينكه در ترمينال Thin قطعات مكانيكي متحرك مانند ديسك سخت وجود ندارد، سرو صداي كمتري نسبت به PC ها دارد و از آنها مي توان در مكان هايي كه داراي آلودگي ذرات هستند، استفاده كرد. چون در ترمينال هاي Thin قطعات كمتري به كار رفته است و نيز در اين ترمينال ها از قطعات مكانيكي استفاده نمي شود، ديرتر خراب مي شوند. همچنين اين ترمينال ها توان الكتريكي كمتري مصرف مي كنند. ترمينال هاي Thin معمولا ارزانتر از يك PC هستند و استفاده از ترمينال Thin مي تواند در بعضي موارد تا 50 درصد از هزينه هاي كل شبكه را كاهش دهد. ترمينال هاي Thick نيز داراي مزاياي مخصوص به خود هستند. اگر شما چندين كامپيوتر قديمي در اختيار داريد كه بدون استفاده هستند، مي توانيد از آنها به عنوان ترمينال Thick استفاده كنيد و مقدار قابل توجهي در هزينه ها صرفه جويي كنيد. ترمينال هاي Thick به طور مستقل نيز قابل استفاده هستند و اگر سرور شبكه از كار بيافتد، كاربران مي توانند به كار خود ادامه دهند. اما اگر در يك شبكه با ترمينال هاي Thin، سرور شبكه از كار بيافتد، ترمينال ها بدون استفاده خواهند بود. لذا وجود يك سرور پشتيبان در شبكه هايي با ترمينال هاي Thin، بسيار ضروري است. به ترمينال هاي Thick مي توان تجهيزات جانبي مانند Scanner و Webcam متصل كرد و قابليت هاي آنها را افزايش داد. در شبكه هايي كه از ترمينال هاي Thin استفاده مي كنند چون به طور همزمان بر روي سرور چندين نرم افزار اجرا مي شود، بايد سرور داراي تجهيزات سخت افزاري و نرم افزاري پيشرفته اي باشد. اما سرور شبكه هايي با ترمينال هاي Thick مي تواند يك سرور معمولي باشد. در شبكه هايي با ترمينال هاي Thin حجم زيادي از داده ها بين ترمينال و سرور انتقال داده مي شود كه عمده اين داده ها، اطلاعات صفحه نمايش است. انتقال اين حجم از داده ها پهناي باند زيادي از شبكه را اشغال مي كند. بنابراين سرعت اين شبكه ها بايد زياد باشد اما براي ترمينال هاي Thick، سرعت شبكه هاي معمولي نيز كفايت مي كند. بنابراين پاسخ به اين سوال كه آيا در شبكه ها بايد از ترمينال هاي Thin استفاده كرد يا از ترمينال هاي Thick، به اين بستگي دارد كه در شبكه چه كاري مي خواهيم انجام دهيم و تجهيزات فعلي در دسترس كدامند؟ 3- پروتكل هاي انتقال داده ها بين ترمينال Thin و سرور انتقال داده ها بين ترمينال Thin و سرور با رعايت مقرراتي (پروتكل) انجام مي گيرد. اولين و قديمي ترين پروتكل استفاه شده پروتكل Telnet است. اين پروتكل فقط مي تواند اطلاعات متني را انتقال دهد. پروتكل Telnet يك پروتكل استاندارد است كه اطلاعات فني آن در سند RFC854 وجود دارد. ازاين پروتكل براي يافتن اشكالات بعضي برنامه ها مانند Mail Server استفاده مي شود. براي مديريت روترها نيز از اين پروتكل مي توان استفاده كرد زيرا مديريت روترها معمولا با ارسال فرمان هاي متني انجام مي شود. در حال حاضر با توجه به اينكه تقريبا اكثر نرم افزارها داراي رابط گرافيكي هستند از پروتكل هاي ديگري كه براي انتقال تصاوير مناسب است، استفاده مي شود كه معروفترين آنها پروتكل ICA و پروتكل RDP است. پروتكل ICA متعلق به شركت Citrix و پروتكل RDP متعلق به شركت Microsoft است. ترمينال هاي Thin كه در بازار به فروش مي رسند يكي از اين دو پروتكل يا هر دوي آنها را به كار مي برند. اخيرا ويژگي هاي جالبي به اين پروتكل ها اضافه شده است. استفاده بهتر از پهناي باند، نمايش تصاوير با تعداد رنگ بيشتر(65536 رنگ) و فشرده سازي داده هايي كه در شبكه ارسال مي شوند، از جمله اين موارد است. همچنين نسخه هاي جديد اين پروتكل ها مي توانند از پورت ها و درايوهاي يك PC مانند پورت ها و درايوهاي سرور استفاده كنند. قابليت توزيع بار از ديگر ويژگي هاي جالب نسخه هاي جديد اين پروتكل ها است. با اين قابليت مي توانيم چندين سرور يكسان را در شبكه نصب كنيم و پردازش داده هاي كاربران را بين آنها توزيع نماييم در حالي كه از ديد كاربران در اين شبكه يك سرور بيشترديده نمي شود. به اين ترتيب سرعت پردازش داده ها افزايش مي يابد. اين پروتكل ها داراي مزايايي نسبت به يكديگر هستند كه در هنگام خريد ترمينال Thin بايد به آن توجه كرد. نرم افزارهاي پروتكل ICA گران قيمت تر از پروتكل RDP است ولي قابليت هايي كه پروتكل ICA ارائه مي دهد بيشتر از RDP مي باشد. معمولا پروتكل RDP دنباله رو پروتكل ICA است يعني نسخه هاي جديد پروتكل RDP ويژگي هاي نسخه هاي قبلي پروتكل ICA را پياده سازي كرده اند. با پروتكل ICA مي توانيم كامپيوترهايي با سيستم عامل لينوكس، ويندوز يا مكينتاش را به سرور متصل كنيم ولي پروتكل RDP فقط سيستم عامل ويندوز را مي تواند به سرور متصل كند. پروتكل RDA فقط با پروتكل TCP/IP كار مي كند ولي پروتكل ICA با NetBEUI و IPX/SPX نيز مي تواند داده ها را منتقل نمايد
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 19:22  توسط مجید عزیززاده  | 

سوئيچ شبکه از مجموعه ای کامپيوتر ( گره ) که توسط يک محيط انتقال ( کابلی بدون کابل ) بيکديگر متصل می گردند ، تشکيل شده است. در شبکه از تجهيزات خاصی نظير هاب و روتر نيز استفاده می گردد. سوئيچ يکی از عناصر اصلی و مهم در شبکه های کامپيوتری است . با استفاده از سوئيچ ، چندين کاربرقادربه ارسال اطلاعات از طريق شبکه در يک لحظه خواهند بود. سرعت ارسال اطلاعات هر يک از کاربران بر سرعت دستيابی ساير کاربران شبکه تاثير نخواهد گذاشت . سوئيچ همانند روتر که امکان ارتباط بين چندين شبکه را فراهم می نمايد ، امکان ارتباط گره های متفاوت ( معمولا'' کامپيوتر ) يک شبکه را مستقيما'' با يکديگر فراهم می نمايد. شبکه ها و سوئيچ ها دارای انواع متفاوتی می باشند.. سوئيچ هائی که برای هر يک از اتصالات موجود در يک شبکه داخلی استفاده می گردند ، سوئيچ های LAN ناميده می شوند. اين نوع سوئيچ ها مجموعه ای از ارتباطات شبکه را بين صرفا'' دو دستگاه که قصد ارتباط با يکديگر را دارند ، در زمان مورد نظر ايجاد می نمايد. مبانی شبکه عناصر اصلی در يک شبکه کامپيوتری بشرح زير می باشند: شبکه . شبکه شامل مجموعه ای از کامپيوترهای متصل شده (با يک روش خاص )، بمنظور تبادل اطلاعات است . گره . گره ، شامل هر چيزی که به شبکه متصل می گردد ، خواهد بود.( کامپيوتر ، چاپگر و ... ) سگمنت. سگمنت يک بخش خاص از شبکه بوده که توسط يک سوئيچ ، روتر و يا Bridge از ساير بخش ها جدا شده است . ستون فقرات . کابل اصلی که تمام سگمنت ها به آن متصل می گردند. معمولا'' ستون فقرات يک شبکه دارای سرعت بمراتب بيشتری نسبت به هر يک از سگمنت های شبکه است . مثلا'' ممکن است نرخ انتقال اطلاعات ستون فقرات شبکه 100 مگابيت در ثانيه بوده در صورتيکه نرخ انتقال اطلاعات هر سگمنت 10 مگابيت در ثانيه باشد. توپولوژی . روشی که هر يک از گره ها به يکديگر متصل می گردند را گويند. کارت شبکه . هر کامپيوتر از طريق يک کارت شبکه به شبکه متصل می گردد.در اکثر کامپيوترهای شخصی ، کارت فوق از نوع اترنت بوده ( دارای سرعت 10 و يا 100 مگابيت در ثانيه ) و در يکی از اسلات های موجود روی برد اصلی سيستم ، نصب خواهد شد. آدرس MAC . آدرس فيزيکی هر دستگاه ( کارت شبکه ) در شبکه است. آدرس فوق يک عدد شش بايتی بوده که سه بايت اول آن مشخص کننده سازنده کارت شبکه و سه بايت دوم ، شماره سريال کارت شبکه است . Unicast . ارسال اطلاعات توسط يک گره با آدرس خاص و دريافت اطلاعات توسط گره ديگر است . Multicast . يک گره ، اطلاعاتی را برای يک گروه خاص ( با آدرس مشخص ) ارسال می دارد.دستگاههای موجود در گروه ، اطلاعات ارسالی را دريافت خواهند کرد. Broadcast . يک گره اطلاعاتی را برای تمام گره های موجود در شبکه ارسال می نمايد. استفاده از سوئيچ در اکثر شبکه های متداول ، بمنظور اتصال گره ها از هاب استفاده می شود. همزمان با رشد شبکه ( تعداد کاربران ، تنوع نيازها ، کاربردهای جديد شبکه و ...) مشکلاتی در شبکه های فوق بوجود می آيد : - Scalability . در يک شبکه مبتنی بر هاب ، پهنای باند بصورت مشترک توسط کاربران استفاده می گردد. با توجه به محدود بودن پهنای باند ، همزمان با توسعه، کارآئی شبکه بشدت تحت تاثير قرار خواهد گرفت . برنامه های کامپيوتر که امروزه بمنظور اجراء بر روی محيط شبکه ، طراحی می گردنند به پهنای باند مناسبی نياز خواهند داشت . عدم تامين پهنای باند مورد نيازبرنامه ها ، تاثير منفی در عملکرد آنها را بدنبال خواهد داشت . -Latency . به مدت زمانی که طول خواهد کشيد تا بسته اطلاعاتی به مقصد مورد نظر خود برسد ، اطلاق می گردد. با توجه به اينکه هر گره در شبکه های مبتنی بر هاب می بايست مدت زمانی را در انتظار سپری کرده ( ممانعت از تصادم اطلاعات ) ، بموازات افزايش تعداد گره ها در شبکه ، مدت زمان فوق افزايش خواهد يافت . در اين نوع شبکه ها در صورتيکه يکی از کاربران فايل با ظرفيت بالائی را برای کاربر ديگر ارسال نمايد ، تمام کاربران ديگر می بايست در انتظاز آزاد شدن محيط انتقال بمنظور ارسال اطلاعات باشند. بهرحال افزايش مدت زمانی که يک بسته اطلاعاتی به مقصد خود برسد ، هرگز مورد نظر کاربران يک شبکه نخواهد بود. - Network Failure . در شبکه های مبتنی بر هاب ، يکی از دستگاههای متصل شده به هاب قادر به ايجاد مسائل و مشکلاتی برای ساير دستگاههای موجود در شبکه خواهد بود. عامل بروز اشکال می تواند عدم تنظيم مناسب سرعت ( مثلا'' تنظيم سرعت يک هاب با قابليت 10 مگابيت در ثانيه به 100 مگابيت در ثانيه ) و يا ارسال بيش از حد بسته های اطلاعاتی از نوع Broadcast ، باشد. - Collisions . در شبکه های مبتنی بر تکنولوژی اترنت از فرآينده خاصی با نام CSMA/CD بمنظور ارتباط در شبکه استفاده می گردد. فرآيند فوق نحوه استفاده از محيط انتقال بمنظور ارسال اطلاعات را قانونمند می نمايد. در چنين شبکه هائی تا زمانيکه بر روی محيط انتقال ترافيک اطلاعاتی باشد ، گره ای ديگر قادر به ارسال اطلاعات نخواهد بود. در صورتيکه دو گره در يک لحظه اقدام به ارسال اطلاعات نمايند ، يک تصادم اطلاعاتی ايجاد و عملا'' بسته های اطلاعاتی ارسالی توسط هر يک از گره ها نيز از بين خواهند رفت . هر يک از گره های مربوطه ( تصادم کننده ) می بايست بمدت زمان کاملا'' تصادفی در انتظار باقی مانده و پس از فراهم شدن شرايط ارسال ، اقدام به ارسال اطلاعات مورد نظر خود نمايند. هاب مسير ارسال اطلاعات از يک گره به گره ديگر را به حداقل مقدار خود می رساند ولی عملا'' شبکه را به سگمنت های گسسته تقسيم نمی نمايد. سوئيچ بمنظور تحقق خواسته فوق عرضه شده است . يکی از مهمترين تفاوت های موجود بين هاب و سوئيچ ، تفسير هر يک از پهنای باند است . تمام دستگاههای متصل شده به هاب ، پهنای باند موجود را بين خود به اشتراک می گذارند.در صورتيکه يک دستگاه متصل شده به سوئيچ ، دارای تمام پهنای باند مختص خود است. مثلا'' در صورتيکه ده گره به هاب متصل شده باشند ، ( در يک شبکه ده مگابيت درثانيه) هر گره موجود در شبکه بخشی از تمام پهنای باند موجود ( ده مگابيت در ثانيه ) را اشغال خواهد کرد. ( در صورتيکه ساير گره ها نيز قصد ارتباط را داشته باشند) . در سوئيچ ، هر يک از گره ها قادر به برقراری ارتباط با ساير گره ها با سرعت ده مگابيت در ثانيه خواهد بود. در يک شبکه مبتنی بر سوئيچ ، برای هر گره يک سگمنت اختصاصی ايجاد خواهد شد. سگمنت های فوق به يک سوئيچ متصل خواهند شد. در حقيقت سوئيچ امکان حمايت از چندين ( در برخی حالات صدها ) سگمنت اختصاصی را دارا است . با توجه به اينکه تنها دستگاه های موجود در هر سگمنت سوئيچ و گره می باشند ، سوئيچ قادر به انتخاب اطلاعات ، قبل از رسيدن به ساير گره ها خواهد بود. در ادامه سوئيچ، فريم های اطلاعاتی را به سگمنت مورد نظر هدايت خواهد کرد. با توجه به اينکه هر سگمنت دارای صرفا'' يک گره می باشد ، اطلاعات مورد نظر به مقصد مورد نظر ارسال خواهند شد. بدين ترتيب در شبکه های مبتنی بر سوئيچ امکان چندين مبادله اطلاعاتی بصورت همزمان وجود خواهد داشت . با استفاده از سوئيچ ، شبکه های اترنت بصورت full-duplex خواهند بود. قبل از مطرح شدن سوئيچ ، اترنت بصورت half-duplex بود. در چنين حالتی داده ها در هر لحظه امکان ارسال در يک جهت را دارا می باشند . در يک شبکه مبتنی بر سوئيچ ، هر گره صرفا'' با سوئيچ ارتباط برقرار می نمايد ( گره ها مستقيما'' با يکديگر ارتباط برقرار نمی نمايند) . در چنين حالتی اطلاعات از گره به سوئيچ و از سوئيچ به گره مقصد بصورت همزمان منتقل می گردند. در شبکه های مبتنی بر سوئيچ امکان استفاده از کابل های بهم تابيده و يا فيبر نوری وجود خواهد داشت . هر يک از کابل های فوق دارای کانکتورهای مربوط به خود برای ارسال و دريافت اطلاعات می باشند. با استفاده از سوئيچ ، شبکه ای عاری از تصادم اطلاعاتی بوجود خواهد آمد. انتقال دو سويه اطلاعات در شبکه های مبتنی بر سوئيچ ، سرعت ارسال و دريافت اطلاعات افزايش می يابد. اکثر شبکه های مبتنی بر سوئيچ بدليل قيمت بالای سوئيچ ، صرفا'' از سوئيچ به تنهائی استفاده نمی نمايند. در اين نوع شبکه ها از ترکيب هاب و سوئيچ استفاده می گردد. مثلا'' يک سازمان می تواند از چندين هاب بمنظور اتصال کامپيوترهای موجود در هر يک از دپارتمانهای خود استفاده و در ادامه با استفاده از يک سوئيچ تمام هاب ها(مربوط به هر يک از دپارتمانها) بيکديگر متصل می گردد. تکنولوژی سوئيچ ها سوئيچ ها دارای پتانسيل های لازم بمنظور تغيير روش ارتباط هر يک از گره ها با يکديگر می باشند. تفاوت سوئيچ با روتر چيست ؟ سوئيچ ها معمولا'' در لايه دوم (Data layer) مدل OSI فعاليت می نمايند.در لايه فوق امکان استفاده از آدرس های MAC ( آدرس ها ی فيزيکی ) وجود دارد. روتر در لايه سوم (Network) مدل OSI فعاليت می نمايند. در لايه فوق از آدرس های IP ر IPX و يا Appeltalk استفاده می شود. ( آدرس ها ی منطقی ) . الگوريتم استفاده شده توسط سوئيچ بمنظور اتخاذ تصميم در رابطه با مقصد يک بسته اطلاعاتی با الگوريتم استفاده شده توسط روتر ، متفاوت است . يکی از موارد اختلاف الگوريتم های سوئيچ و هاب ، نحوه برخورد آنان با Broadcast است . مفهوم بسته های اطلاعاتی از نوع Broadcast در تمام شبکه ها مشابه می باشد. در چنين مواردی ، دستگاهی نياز به ارسال اطلاعات داشته ولی نمی داند که اطلاعات را برای چه کسی می بايست ارسال نمايد. بدليل عدم آگاهی و دانش نسبت به هويت دريافت کننده اطلاعات ، دستگاه مورد نظر اقدام به ارسال اطلاعات بصورت broadcast می نمايد. مثلا'' هر زمان که کامپيوتر جديد ويا يکدستگاه به شبکه وارد می شود ، يک بسته اطلاعاتی از نوع Broadcast برای معرفی و حضور خود در شبکه ارسال می دارد. ساير گره ها قادر به افزودن کامپيوتر مورد نظر در ليست خود و برقراری ارتباط با آن خواهند بود. بنابراين بسته های اطلاعاتی از نوع Broadcast در موارديکه يک دستگاه نياز به معرفی خود به ساير بخش های شبکه را داشته و يا نسبت به هويت دريافت کننده اطلاعات شناخت لازم وجود نداشته باشند ، استفاده می گردند. هاب و يا سوئيچ ها قادر به ارسال بسته ای اطلاعاتی از نوع Broadcast برای ساير سگمنت های موجود در حوزه Broadcast می باشند. روتر عمليات فوق را انجام نمی دهد. در صورتيکه آدرس يکدستگاه مشخص نگردد ، روتر قادر به مسيريابی بسته اطلاعاتی مورد نظر نخواهد بود. ويژگی فوق در موارديکه قصد جداسازی شبکه ها از يکديگر مد نظر باشد ، بسيار ايده آل خواهد بود. ولی زمانيکه هدف مبادله اطلاعاتی بين بخش های متفاوت يک شبکه باشد ، مطلوب بنظر نمی آيد. سوئيچ ها با هدف برخورد با مشکل فوق عرضه شده اند. سوئيچ های LAN بر اساس تکنولوژی packet-switching فعاليت می نمايند. سوئيچ يک ارتباط بين دو سگمنت ايجاد می نمايد. بسته های اطلاعاتی اوليه در يک محل موقت ( بافر) ذخيره می گردند ، آدرس فيزيکی (MAC) موجود در هدر خوانده شده و در ادامه با ليستی از آدرس های موجود در جدول Lookup ( جستجو) مقايسه می گردد. در شبکه های LAN مبتنی بر اترنت ، هر فريم اترنت شامل يک بسته اطلاعاتی خاص است . بسته اطلاعاتی فوق شامل يک عنوان (هدر) خاص و شامل اطلاعات مربوط به آدرس فرستنده و گيرنده بسته اطلاعاتی است . سوئيچ های مبتنی بر بسته های اطلاعاتی بمنظور مسيريابی ترافيک موجود در شبکه از سه روش زير استفاده می نمايند. Cut-Through Store-and-forward Fragment-free سوئيچ های Cut-through ، بلافاصله پس از تشخيص بسته اطلاعاتی توسط سوئيچ ، آدرس MAC خوانده می شود. پس از ذخيره سازی شش بايت اطلاعات که شامل آدرس می باشند ، بلافاصله عمليات ارسال بسته های اطلاعاتی به گره مقصد آغاز می گردد. ( همزمان با دريافت ساير بسته های اطلاعاتی توسط سوئيچ ) . با توجه به عدم وجود کنترل های لازم در صورت بروز خطاء در روش فوق ، سوئيچ های زيادی از روش فوق استفاده نمی نمايند. سوئيچ های store-and-forward ، تمام بسته اطلاعاتی را در بافر مربوطه ذخيره و عمليات مربوط به بررسی خطاء ( CRC) و ساير مسائل مربوطه را قبل از ارسال اطلاعات انجام خواهند داد. در صورتيکه بسته اطلاعاتی دارای خطاء باشد ، بسته اطلاعاتی دور انداخته خواهد شد. .در غيراينصورت ، سوئيچ با استفاده از آدرس MAC ، بسته اطلاعاتی را برای گره مقصد ارسال می نمايد. اغلب سوئيچ ها از ترکيب دو روش گفته شده استفاده می نمايند. در اين نوع سوئيچ ها از روش cut-through استفاده شده و بمحض بروز خطاء از روش store-and-forward استفاده می نمايند. يکی ديگر از روش های مسيريابی ترافيک در سوئيچ ها که کمتر استفاده می گردد ، fragment-free است . روش فوق مشابه cut-through بوده با اين تفاوت که قبل از ارسال بسته اطلاعاتی 64 بايت آن ذخيره می گردد. سوئيچ های LAN دارای مدل های متفاوت از نقطه نظر طراحی فيزيکی می باشند. سه مدل رايج در حال حاضر بشرح زير می باشند: - Shared memory . اين نوع از سوئيچ ها تمام بسته های اطلاعاتی اوليه در بافر مربوط به خود را ذخيره می نمايند. بافر فوق بصورت مشترک توسط تمام پورت های سوئيچ ( اتصالات ورودی و خروجی ) استفاده می گردد. در ادامه اطلاعات مورد نظر بکمک پورت مربوطه برای گره مقصد ارسال خواهند شد. -Matrix . اين نوع از سوئيچ ها دارای يک شبکه( تور) داخلی ماتريس مانند بوده که پورت های ورودی و خروجی همديگر را قطع می نمايند. زمانيکه يک بسته اطلاعاتی بر روی پورت ورودی تشخيص داده شد ، آدرس MAC آن با جدول lookup مقايسه تا پورت مورد نظر خروجی آن مشخص گردد. در ادامه سوئيچ يک ارتباط را از طريق شبکه و در محلی که پورت ها همديگر را قطع می کنند ، برقرار می گردد. - Bus Architecture . در اين نوع از سوئيچ ها بجای استفاده از يک شبکه ( تور) ، از يک مسير انتقال داخلی ( Bus) استفاده و مسير فوق با استفاده از TDMA توسط تمام پورت ها به اشتراک گذاشته می شود. سوئيچ های فوق برای هر يک از پورت ها دارای يک حافظه اختصاصی می باشند. Transparent Bridging اکثر سوئيچ های LAN مبتنی بر اترنت از سيستم ی با نام transparent bridging برای ايجاد جداول آدرس lookup استفاده می نمايند. تکنولوژی فوق امکان يادگيری هر چيزی در رابطه با محل گره های موجود در شبکه ، بدون حمايت مديريت شبکه را فراهم می نمايد. تکنولوژی فوق داری پنج بخش متفاوت است : Learning Flooding Filtering Forwarding Aging نحوه عملکرد تکنولوژی فوق بشرح زير است : - سوئيچ به شبکه اضافه شده و تمام سگمنت ها به پورت های سوئيچ متصل خواهند شد. - گره A بر روی اولين سگمنت ( سگمنت A) ، اطلاعاتی را برای کامپيوتر ديگر ( گره B) در سگمنت ديگر ( سگمنت C) ارسال می دارد. - سوئيچ اولين بسته اطلاعاتی را از گره A دريافت می نمايد. آدرس MAC آن خوانده شده و آن را در جدول Lookup سگمنت A ذخيره می نمايد. بدين ترتيب سوئيچ از نحوه يافتن گره A آگاهی پيدا کرده و اگر در آينده گره ای قصد ارسال اطلاعات برای گره A را داشته باشد ، سوئيچ در رابطه با آدرس آن مشکلی نخواهد داشت . فرآيند فوق را Learning می گويند. - با توجه به اينکه سوئيچ دانشی نسبت به محل گره B ندارد ، يک بسته اطلاعاتی را برای تمام سگمنت های موجود در شبکه ( بجز سگمنت A که اخيرا'' يکی از گره های موجود در آن اقدام به ارسال اطلاعات نموده است . ) فرآيند ارسال يک بسته اطلاعاتی توسط سوئيچ ، بمنظور يافتن يک گره خاص برای تمام سگمنت ها ، Flooding ناميده می شود. - گره B بسته اطلاعاتی را دريافت و يک بسته اطلاعاتی را بعنوان Acknowledgement برای گره A ارسال خواهد کرد. - بسته اطلاعاتی ارسالی توسط گره B به سوئيچ می رسد. در اين زمان ، سوئيچ قادر به ذخيره کردن آدرس MAC گره B در جدول Lookup سگمنت C می باشد. با توجه به اينکه سوئيچ از آدرس گره A آگاهی دارد ، بسته اطلاعاتی را مستقيما'' برای آن ارسال خواهد کرد. گره A در سگمنتی متفاوت نسبت به گره B قرار دارد ، بنابراين سوئيج می بايست بمنظور ارسال بسته اطلاعاتی دو سگمنت را به يکديگر متصل نمائيد. فرآيند فوق Forwarding ناميده می شود. - در ادامه بسته اطلاعاتی بعدی از گره A بمنظور ارسال برای گره B به سوئيچ می رسد ، با توجه به اينکه سوئيج از آدرس گره B آگاهی دارد ، بسته اطلاعاتی فوق مستقيما'' برای گره B ارسال خواهد شد. - گره C اطلاعاتی را از طريق سوئيچ برای گره A ارسال می دارد. سوئيچ آدرس MAC گره C را در جدول Lookup سگمنت A ذخيره می نمايد ، سوئيچ آدرس گره A را دانسته و مشخص می گردد که دو گره A و C در يک سگمنت قرار دارند. بنابراين نيازی به ارتباط سگمنت A با سگمنت ديگر بمنظور ارسال اطلاعات گره C نخواهد بود. بدين ترتيب سوئيچ از حرکت بسته های اطلاعاتی بين گره های موجود در يک سگمنت ممانعت می نمايد. فرآيند فوق را Filtering می گويند. - Learning و Flooding ادامه يافته و بموازات آن سوئيچ ، آدرس های MAC مربوط به گره ها را در جداول Lookup ذخيره می نمايد. اکثر سوئيچ ها دارای حافظه کافی بمنظور ذخيره سازی جداول Lookup می باشند. بمنظور بهينه سازی حافظه فوق ، اطلاعات قديمی تر از جداول فوق حذف تا فرآيند جستجو و يافتن آدرس ها در يک زمان معقول و سريعتر انجام پذيرد. بذين منظور سوئيج ها از روشی با نام aging استفاده می نمايند. زمانيکه يک Entry برای يک گره در جدول Lookup اضافه می گردد ، به آن يک زمان خاص نسبت داده می شود. هر زمان که بسته ای اطلاعاتی از طريق يک گره دريافت می گردد ، زمان مورد نظر بهنگام می گردد. سوئيچ دارای يک يک تايمر قابل پيکربندی بوده که با عث می شود، Entry های موجود در جدول Lookup که مدت زمان خاصی از آنها استفاده نشده و يا به آنها مراجعه ای نشده است ، حذف گردند . با حذف Entry های غيرضروری ، حافظه قابل استفاده برای ساير Entry ها بيشتر می گردد. در مثال فوق ، دو گره سگمنت A را به اشتراک گذاشته و سگمنت های A و D بصورت مستقل می باشند. در شبکه های ايده آل مبتنی بر سوئيچ ، هر گره دارای سگمنت اختصاصی مربوط بخود است . بدين ترتيب امکان تصادم حذف و نيازی به عمليات Filtering نخواهد بود. فراوانی و آشفتگی انتشار در شبکه های با توپولوژی ستاره (Star) و يا ترکيب Bus و وStar يکی از عناصر اصلی شبکه که می تواند باعث از کار افتادن شبکه گردد ، هاب و يا سوئيچ است . Spanning tress بمنظوری پيشگيری از مسئله '' آشفتگی انتشار'' و ساير اثرات جانبی در رابطه با Looping شرکت DEC پروتکلی با نام STP)Spanning-tree Protocol) را ايجاد نموده است . پروتکل فوق با مشخصه 802.1d توسط موسسه IEEE استاندارد شده است . Spanning tree از الگوريتم STA(Spanning-tree algoritm) استفاده می نمايد. الگوريتم فوق بررسی خواهد کرد آيا يک سوئيچ دارای بيش از يک مسير برای دستيابی به يک گره خاص است . در صورت وجود مسيرهای متعدد ، بهترين مسير نسبت به ساير مسيرها کدام است ؟ نحوه عمليات STP بشرح زير است : - به هر سوئيج ، مجموعه ای از مشخصه ها (ID) نسبت داده می شود. يکی از مشخصه ها برای سوئيچ و ساير مشخصه ها برای هر يک از پورت ها استفاده می گردد. مشخصه سوئيچ ، BID)Bridge ID) ناميده شده و دارای هشت بايت است . دو بايت بمنظور مشخص نمودن اولويت و شش بايت برای مشخص کردن آدرس MAC استفاده می گردد. مشخصه پورت ها ، شانزده بيتی است . شش بيت بمنظور تنظيمات مربوط به اولويت و ده بيت ديگر برای اختصاص يک شماره برا ی پورت مورد نظر است . - برای هر مسير يک Path Cost محاسبه می گردد. نحوه محاسبه پارامتر فوق بر اساس استانداردهای ارائه شده توسط موسسه IEEE است . بمنظور محاسبه مقادر فوق ، 1.000 مگابيت در ثانيه ( يک گيگابيت در ثانيه ) را بر پهنای باند سگمنت متصل شده به پورت ، تقسيم می نمايند. بنابراين يک اتصال 10 مگابيت در ثانيه ، دارای Cost به ميزان 100 است (1.000 تفسيم بر 10 ) . بمنظور هماهنگ شدن با افزايش سرعت شبکه های کامپيوتری استاندارد Cost نيز اصلاح می گردد. جدول زير مقادير جديد STP Cost را نشان می دهد. ( مقدار Path cost می تواند يک مقدار دلخواه بوده که توسط مديريت شبکه تعريف و مشخص می گردد ) - هر سوئيچ فرآيندی را بمنظور انتخاب مسيرهای شبکه که می بايست توسط هر يک از سگمنت ها استفاده گردد ، آغاز می نمايند. اطلاعات فوق توسط ساير سوئيچ ها و با استفاده از يک پروتکل خاص با نام BPUD)Bridge protocol data units) به اشتراک گذاشته می شود. ساختار يک BPUDبشرح زير است : ● Root BID . پارامتر فوق BID مربوط به Root Bridge جاری را مشخص می کند. ● Path Cost to Bridge . مسافت root bridge را مشخص می نمايد. مثلا'' در صورتيکه داده از طريق طی نمودن سه سگمنت با سرعتی معادل 100 مگابيت در ثانيه برای رسيدن به Root bridge باشد ، مقدار cost بصورت (19+19+0=38) بدست می آيد. سگمنتی که به Root Bridge متصل است دارای Cost معادل صفر است . ●Sender BID . مشخصه BID سوئيچ ارسال کننده BPDU را مشخص می کند. ●Port ID . پورت ارسال کننده BPDU مربوط به سوئيچ را مشخص می نمايد. تمام سوئيج ها بمنظور مشخص نمودن بهترين مسير بين سگمنت های متفاوت ، بصورت پيوسته برای يکديگر BPDUارسال می نمايند. زمانيکه سوئيچی يک BPDU را (از سوئيچ ديگر) دريافت می دارد که مناسبتر از آن چيزی است که خود برای ارسال اطلاعات در همان سگمنت استفاده کرده است ، BPDU خود را متوقف ( به ساير سگمنت ها اراسال نمی نمايد ) و از BPDU ساير سوئيچ ها بمنظور دستيابی به سگمنت ها استفاده خواهد کرد. - يک Root bridge بر اساس فرآيندهای BPDU بين سوئيج ها ، انتخاب می گردد. در ابتدا هر سوئيج خود را بعنوان Root در نظر می گيرد. زمانيکه يک سوئيچ برای اولين بار به شبکه متصل می گردد ، يک BPDU را بهمراه BID خود که بعنوان Root BID است ، ارسال می نمايد. زمانيکه ساير سوئيچ ها BPDU را دريافت می دارند ، آن را با BID مربوطه ای که بعنوان Root BID ذخيره نموده اند، مقايسه می نمايند. در صورتيکه Root BID جديد دارای يک مقدار کمتر باشد ، تمام سوئيچ ها آن را با آنچيزی که قبلا'' ذخيره کرده اند، جايگزين می نمايند. در صورتيکه Root BID ذخيره شده دارای مقدار کمتری باشد ، يک BPDU برای سوئيچ جديد بهمراه BID مربوط به Root BID ارسال می گردد. زمانيکه سوئيچ جديد BPDU را دريافت می دارد ، از Root بودن خود صرفنظر و مقدار ارسالی را بعنوان Root BID در جدول مربوط به خود ذخيره خواهد کرد. - با توجه به محل Root Bridge ، ساير سوئيچ ها مشخص خواهند کرد که کداميک از پورت های آنها دارای کوتاهترين مسير به Root Bridge است . پورت های فوق، Root Ports ناميده شده و هر سوئيج می بايست دارای يک نمونه باشد. - سوئيچ ها مشخص خواهند کرد که چه کسی دارای پورت های designated است . پورت فوق ، اتصالی است که توسط آن بسته های اطلاعاتی برای يک سگمنت خاص ارسال و يا از آن دريافت خواهند شد. با داشتن صرفا'' يک نمونه از پورت های فوق ، تمام مشکلات مربوط به Looping برطرف خواهد شد. - پورت های designated بر اساس کوتاهترتن مسير بين يک سگمنت تا root bridge انتخاب می گردند. با توجه به اينکه Root bridge دارای مقدار صفر برای path cost است ، هر پورت آن بمنزله يک پورت designated است . ( مشروط به اتصال پورت مورد نظر به سسگمنت ) برای ساير سوئيچ ها، Path Cost برای يک سگمنت بررسی می گردد. در صورتيکه پورتی دارای پايين ترين path cost باشد ، پورت فوق بمنزله پورت designated سگمنت مورد نظر خواهد بود. در صورتيکه دو و يا بيش از دو پورت دارای مقادير يکسان path cost باشند ، سوئيچ با مقادر کمتر BID اتخاب می گردد. - پس از انتخاب پورت designatedبرای سگمنت شبکه ، ساير پورت های متصل شده به سگمنت مورد نظر بعنوان non -designated port در نظر گرفته خواهند شد. بنابراين با استفاده از پورت های designated می توان به يک سگمنت متصل گرديد. هر سوئيچ دارای جدول BPDU مربوط به خود بوده که بصورت خودکار بهنگام خواهد شد. بدين ترتيب شبکه بصورت يک spanning tree بوده که roor bridge که بمنزله ريشه و ساير سوئيچ ها بمنزله برگ خواهند بود. هر سوئيچ با استفاده از Root Ports قادر به ارتباط با root bridge بوده و با استفاده از پورت های designated قادر به ارتباط با هر سگمنت خواهد بود. روترها و سوئيچينگ لايه سوم همانگونه که قبلا'' اشاره گرديد ، اکثر سوئيچ ها در لايه دوم مدل OSI فعاليت می نمايند (Data Layer) . اخيرا'' برخی از توليدکنندگان سوييچ، مدلی را عرضه نموده اند که قادر به فعاليت در لايه سوم مدل OSI است . (Network Layer) . اين نوع سوئيچ ها دارای شباهت زيادی با روتر می باشند. زمانيکه روتر يک بسته اطلاعاتی را دريافت می نمايد ، در لايه سوم بدنبال آدرس های مبداء و مقصد گشته تا مسير مربوط به بسته اطلاعاتی را مشخص نمايد. سوئيچ های استاندارد از آدرس های MAC بمنظور مشخص کردن آدرس مبداء و مقصد استفاده می نمايند.( از طريق لايه دوم) مهمترين تفاوت بين يک روتر و يک سوئيچ لايه سوم ، استفاده سوئيچ های لايه سوم از سخت افزارهای بهينه بمنظور ارسال داده با سرعت مطلوب نظير سوئيچ های لايه دوم است. نحوه تصميم گيری آنها در رابطه با مسيريابی بسته های اطلاعاتی مشابه روتر است . در يک محيط شبکه ای LAN ، سوئيچ های لايه سوم معمولا'' دارای سرعتی بيشتر از روتر می باشند. علت اين امر استفاده از سخت افزارهای سوئيچينگ در اين نوع سوئيچ ها است . اغلب سوئيچ های لايه سوم شرکت سيسکو، بمنزله روترهائی می باشند که بمراتب از روتر ها سريعتر بوده ( با توجه به استفاده از سخت افزارهای اختصاصی سوئيچينگ ) و دارای قيمت ارزانتری نسبت به روتر می باشند. نحوه Pattern matching و caching در سوئيچ های لايه سوم مشابه يک روتر است . در هر دو دستگاه از يک پروتکل روتينگ و جدول روتينگ، بمنظور مشخص نمودن بهترين مسير استفاده می گردد. سوئيچ های لايه سوم قادر به برنامه ريزی مجدد سخت افزار بصورت پويا و با استفاده از اطلاعات روتينگ لايه سوم می باشند و همين امر باعث سرعت بالای پردازش بسته های اطلاعاتی می گردد. سوئيچ های لايه سوم ، از اطلاعات دريافت شده توسط پروتکل روتينگ بمنظور بهنگام سازی جداول مربوط به Caching استفاده می نمايند. همانگونه که ملاحظه گرديد ، در طراحی سوئيچ های LAN از تکنولوژی های متفاوتی استفاده می گردد. نوع سوئيچ استفاده شده ، تاثير مستقيم بر سرعت و کيفيت يک شبکه را بدنبال خواهد داشت .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 19:21  توسط مجید عزیززاده  | 

 

حتما همه شما تا به حال تجربه ي اتصال به اينترنت را داشته ايد و كم و بيش اطلاعاتي راجع به اين موضوع داريد. براي آشنايي بيشتر شما نكاتي هر چند مختصر در مورد شبكه و قطعات مورد نياز در آن خواهيم گفت. همان طور كه مي دانيد اينترنت، متشكل از شبكه هايي است كه هر يك ازطريق مسيرهايي به ديگري متصل هستند. اين مسيرها تبادل اطلاعات را ميسر مي سازند. اتصال به اينترنت به معني دستيابي به اين مسيرها است. حال براي اين كه اين شبكه ها كه شامل هزاران كامپيوتر هستند بتوانند به درستي با هم در ارتباط باشند به وسايل و قطعات ويژه اي مثل هاب، تكرار كننده، مسيرياب و ... نياز است. اما براي اينكه بدانيد وظيفه هر يك از اين وسيله ها چيست ادامه ي مطلب را بخوانيد. كابل BUS: در شبكه هاي محلي اترنت اوليه براي ارتباط از كابل كواكسيال استفاده مي شد. (اين كابل ها همان كابل هايي هستند كه براي اتصال آتن به تلويزيون استفاده مي شوند و شما هم حتما ديده ايد. ) اين كابل از يك كامپيوتر به كامپيوتر ديگر رفته و تمام دستگاه ها را به هم متصل مي كند. بنابراين هر سيگنالي كه در كابل Bus وجود دارد در تمام دستگاه ها قابل مشاهده است. اين روش ساده ترين روش ايجاد شبكه ي كامپيوتري است. البته در ظاهر ساده به نظر مي رسد اما در واقع پر از اشكال است. چون وقتي كه تعداد سيستم ها زياد مي شود، كار كابل كشي بسيار پر زحمت است. تازه وقتي بخواهيد دستگاهي را از مدار خارج كنيد و يا يك دستگاه جديد به شبكه اضافه كنيد مشكلات ظهور مي كنند. البته امروزه به ندرت مي توانيد يك شبكه محلي LAN پيدا كنيد كه با كابل كواكسيال درست شده باشد. Hub : به طور خلاصه بايد بگوييم هاب يك جعبه است كه داراي تعدادي ورودي بنام پورت (Port) مي باشد. تعداد اين ورودي ها بسته به تعداد كامپيوترهايي است كه مي خواهيم در يك شبكه باشند. مثلا اگر در يك شركت تمام كامپيوترها در شبكه باشند، در هر طبقه يك هاب قرار مي دهند و تمام دستگاه هاي آن طبقه با كابل به هاب مورد نظر وصل مي شوند كه بعد هر كدام از اين هاب ها به طريقي به كامپيوتر سرور متصل مي شوند. اگر اطلاعاتي به داخل اين جعبه آمد توسط كابل وارد تمام كامپيوترها مي شود. شايد بگوييد پس چه فرقي بين اين روش و روش اوليه وجود دارد؟ در جواب بايد گفت بزرگترين فرق در اين است كه شما مي توانيد هر زمان كه بخواهيد به راحتي يك كامپيوتر جديد را با اتصال به اين جعبه به شبكه اضافه كنيد و يا با خارج كردن كابل يك دستگاه از اين جعبه آن را از شبكه خارج كنيد بدون اين كه كل شبكه تحت تاثير قراربگيرد. اكثر هاب ها يك چراغ نمايشگر دارند كه نشان مي دهد هر كابل به خوبي دستگاه را به شبكه متصل كرده است و يك چراغ ديگر وضعيتي را نشان مي دهد كه 2 سيستم سعي مي كنند در يك زمان اطلاعات را به اشتراك بگذارند و در نتيجه باعث تصادف داده ها (Data Collision) مي شوند. به طور كلي هاب به دو دسته تقسيم مي شود: 1.Active: اين نوع هاب، سيگنال هايي را كه از درون آن مي گذرند تقويت مي كند. 2.Passive: اين هاب هيچ عمل تقويتي روي سيگنال انجام نمي دهد و صرفا آن را از خود عبور مي دهد. در مسافرت هاي طولاني زياد بودن طول كابل باعث ضعيف شدن سيگنال مي شود و با تقويت آن، قدرت اوليه را به آن برمي گرداند. نوع ديگر از هاب ها وجود دارد كه هوشمند ناميده مي شود كه به مسئول شبكه اجازه كنترل از راه دور اتصالات را مي دهد. تكرار كننده(Repeater): اين وسيله در واقع نوع خاصي Hub است كه فقط داراي 2 پورت است. كار آن تقويت سيگنال هاي بين دو شبكه يا سگمنت هاي يك شبكه كه فاصله ي زيادي از هم دارند مي باشد. مثل هاب هاي داراي 2 نوع Passive و Active مي باشد. نوع اول علاوه بر سيگنال هر چيز ديگري حتي نويز (Noise: امواج ناخواسته كه به همراه سيگنال اصلي كه داراي اطلاعات است مي باشند. مثلا در امواج صوتي نويز باعث افت كيفيت صدا و شنيدن اصوات اضافه مي شود) را هم تقويت مي كند. اما تكرار كننده ي نوع اكتيو سيگنال را قبل از ارسال بازديد كرده و چيزهاي اضافه را خارج مي كند و مثلا ديگر نويز را تقويت نمي كند. پل (Bridge): مثل تكراركننده داراي 2 پورت است و براي اتصال گروهي از كامپيوترها به كار مي رود. تفاوت آنها در اين است كه پل ليستي دارد كه نشان مي دهد در هر سمت چه كامپيوترهايي قرار دارند و به بسته هايي (در اينترنت و هر شبكه اي اطلاعات براي اينكه فرستاده شوند به قطعات كوچكتري تقسيم مي شوند، هر قطعه را بسته مي ناميم) كه بايد بطرف ديگر شبكه بروند اجازه ي عبور مي دهد. سوئيچ (Switch): تقريبا مثل هاب است اما به جاي 2 پورت داراي چندين پورت است. درون خود يك جدولي دارد و نشان مي دهد كه جه سيستم هايي به هر پورت متصلند و بسته ها را به جايي كه بايد بروند مي فرستد. برخلاف هاب سيگنال ها فقط به درون پورتي كه بايد بروند مي روند نه به تمام پورت ها. جداول (و شبكه) بايد به قدر كافي ساده باشند چرا كه فقط يك مسير ممكن براي هر بسته وجود دارد. اگر دقت كرده باشيد متوجه خواهيد شد كه سوئيچ از هاب سريعتر است چون احتياجي نيست كه هر پورت كل ترافيك ارسال و دريافت اطلاعات را متحمل شود و فقط آنچه كه مخصوص خود است را دريافت مي كند. البته سوئيچ از پل هم سريعتر است و در ضمن گران تر از هر دوي آنها. بعضي از سوئيچ ها و پل ها مي توانند براي اتصال شبكه هايي كه پروتكل هاي فيزيكي مختلفي دارند استفاده شوند. مثلا براي اتصال شبكه هاي اترنت يا شبكه TokenRing. هر دوي اين شبكه ها مي توانند به اينترنت متصل شوند. در شبكه TokenRing اطلاعات بع صورت نشانه (Token) هايي از يك كامپيوتر به كامپيوتر ديگر به صورت ستاره يا حلقه منتقل مي شوند. شبكه اترنت را هم قبلا توضيح داده ايم. اين قطعات به صورت ويژه هستند و در همه شبكه ها استفاده نمي شوند. مسيرياب (Router): مسيرياب از 2 يا چند پورت براي ورود و خروج اطلاعات تشكيل شده است در واقع كنترل ترافيك به عهده آنها مي باشد. مسيرياب را مي توان مرتب كننده ي هوشمند بسته ها ناميد. همان طور كه از نامش پيدا است، بهترين مسير را براي فرستادن قطعات به مقصد انتخاب مي كند و چك مي كند تا ببيند آيا بسته ها به مقصد رسيده اند يا نه. براساس مقصد داده ها، بسته ها از يك مسيرياب به مسيرياب ديگر از طريق بهترين راه فرستاده مي شوند. اين موضوع ياعث مي شود تا به عنوان يك وسيله قدرتمند در شبكه هاي پيچيده مثل اينترنت استفاده شود. در واقع مي توان اينترنت را به عنوان شبكه اي از مسيرياب ها توصيف كرد. انواع مسيرياب ها با جداول و پروتكل هاي مختلفي كار مي كنند اما حداقل اين كه هر مسيرياب در اينترنت بايد با پروتكل TCP/IP كار كند. Brouter: اين وسيله تركيبي از پل و مسيرياب مي باشد/(Bridgt+Router). بسته هاي محلي مي توانند از يك طرف شبكه به طرف ديگر با توجه به آدرس مقصد هدايت شوند حتي اگر از هيچ پروتكل ارسالي هم پيروي نكنند. بسته هايي كه داراي پروتكل مناسب هستند مي تواند طبق مسير خود به دنياي خارج از شبكه محلي فرستاده شوند. دروازه (Gateway): دليل اصلي پيچيدگي موضوع در وازه ها از اين حقيقت ناشي مي شود كه اين كلمه 2 عملكرد مختلف را توصيف مي كند. يك نوع آن، يك شبكه را به يك شبكه يا دستگاه هاي مختلف ديگر ارتباط مي دهد. مثلا يك شبكه از كامپيوترهايي كه به يك سيستم ابركامپيوتر IBM متصل هستند. كاربرد معمولي آن در گره (Node) يك شبكه مي باشد كه امكان دستيابي به اينترنت و يا كامپيوترهاي ديگر دريك شبكه پيچيده LAN را مي دهد. در شبكه هايي كه بيش از يك دروازه وجود دارد معمولا يكي از آنها به عنوان دروازه ي پيش فرض انتخاب مي شود. قبلا يك دروازه تقريبا شبيه به چيزي بود كه ما امروزه مسيرياب مي ناميم. سرور پراكسي (Proxy Server): اين سيستم بين يك سرور و يك كامپيوتر Work Station (يعني كامپيوتري كه به كامپيوتر اصلي يا همان سرور متصل است ) برقرار است. ملموس ترين مثال در مورداينترنت، مرورگري كه شما با آن كار مي كنيد است. اين مرورگر ظاهرا در حال برقراري ارتباط با يك سرور خارج از وب است اما درواقع به يك سرورپراكسي محلي متصل است. شايد بگوييد اين كار چه مزيت دارد؟ مزيت اول: اين سيستم باعث افزايش سرعت دسترسي به اينترنت مي شود. چون سرور پراكسي صفحات وبي كه قبلا باز شده اند را در حافظه ذخيره مي كند، هنگامي كه شما به اين صفحات احتياج داريد به جاي اينكه آن را از سايت اصلي و از محلي دور پيدا كنيد به راحتي وبه سرعت آنها را از اين دستگاه برمي داريد. حال ببينيم نحوه ي كار به چه صورت است. وقتي شما در يك شبكه ي محلي مثلا شبكه ي شركت مي خواهيد به يك سرويس دهنده در شبكه دسترسي داشته باشيد، يك درخواست از كامپيوتر شما به سرور پراكسي (سرويس دهنده ي پراكسي) فرستاده مي شود. سرور پراكسي با سرور اصلي در اينترنت ارتباط برقرار مي كند و سپس سرور پراكسي اطلاعات را از سرور اينترنت به كامپيوتر شما درون شبكه شركت مي فرستد و در ضمن يك كپي از اين اطلاعات در سرور پراكسي ذخيره مي شود. مزيت دوم: با كمي دقت مي بينيد كه سرور پراكسي به عنوان يك واسطه بين شبكه ي اينترنت و شبكه ي شركت شما عمل مي كند. به عبارتي باعث امنيت در شبكه ي داخلي شركت مي شود. چون به جاي اينكه چندين كامپيوتر در شبكه داخلي به اينترنت متصل باشند فقط يك سرور پراكسي با اينترنت در ارتباط است. امنيت شبكه از لحاظ ويروس و هك شدن... تا حدود زيادي تامين مي شود. اما اين چگونه انجام مي شود؟ معمولا در شركت ها براي محافظت از شبكه ي خود از ديواره هاي آتش (Firewalls) استفاده مي كنند. ديواره هاي آتش به كاربر در شبكه امكان مي دهند به اينترنت دسترسي داشته باشد، ولي جلوي هكرها و هر كس در اينترنت كه مي خواهد به شبكه آن شركت دسترسي داشته باشد و باعث خسارت شود را مي گيرند. ديواره هاي آتش مجموعه اي از سخت افزارها و نرم افزارهايي مثل مسيرياب ها، سرويس دهنده ها و نرم افزارهاي مختلف هستند. انواع مختلفي دارند و بسته به كاربردشان مي توانند ساده و يا پيچيده باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 17:57  توسط مجید عزیززاده  | 

:: رشته ها:

رشته رو كه ميشناسيد: مجموعه اي از كاراكترهاست كه هرچي هم بخواين مي تونه بزرگ باشه.

اصلا نگران نباشيد! اما دقت كنيد براي اينكه بتونيد از كاراكترهاي escaped داخل رشته ها استفاده كنيد بايد قبلشون بك اسلش () بذارين.

مثلا: آخرخط (n) ، سر خط (r) ، بك اسلاش () ، دلار ($) و كوتيشن ('') و يه چندتاي ديگه.



رشته رو 3 جور ميشه ساخت.

اول: با علامت نقل قول. (')

دوم: با كوتيشن (دوتا نقل قول). ('')

سوم: <<>>



توجه كنيد كه:

1ـ اگر بخواين داخل نقل قول (') از بك.اسلش يا نقل قول استفاده كنين (كه فقط همين دو تا رو هم ميشه استفاده كرد)، بايد قبلشون يك بك.اسلش بذارين، حتماً.


اگر بقيه رو بذارين خودشون رو همراه يك بك.اسلش نشون ميده. مثل متغيرها.


//output: in ghalate! n choon sare khat nemire.



2ـ همونطور كه قبلا گفتم، php متغيرهاي داخل دوتا علامت نقل قول رو expand نمي كنه. يعني مقدارشون را جايگزين اسمشون نميكنه. مثلا

$p= 'u don't see this!';

echo 'Oh! $p.';

//output: Oh! $p.

اين تنها فرق رشته هاي نقل قولي با كوتيشني است.



به اينا خوب نگاه كنين:


$php = 'PHP!';

echo 'first char is: '.$php[0];

//output: first char is: P



echo 'last char is: '.$php{strlen($php)-1};

//output: last char is: !



$Ilike= ''I like '';

echo $Ilike.$php;



$Ilike .= $php; // $Ilike= $Ilike.$php;

echo $Ilike;

//output: I like PHP!

?>

خوب حتما فهميدين كه چه جوري ميشه حرف اول و آخر رشته رو چاپ كرد و چطوري دوتا روشته رو به هم چسبوند (با علامت نقطه) و به يك رشته مقداري رو اضافه كرد. (با نقطه مساوي)



نوع سوم رشته ها رو هم خودتون امتحان كنيد. شايد خيلي استفاده نداشته باشن.



و اما اينكه: براي كار با رشته ها هم يك عالمه تابع ( هشتاد ويكي!) نوشته شده كه فقط كافيه syntax اونها رو ياد بگيرين.



:: عملگرها:

تعداد زيادي عملگر هست (لازم نيست بشماريد) كه براي كاركردن با ''نوع'' هاي مختلف داده اي بكار ميرن.

معروفترينشون اين ها هستن.

+ و – و . و * و / و % (عملگرهاي رياضي)

= و =+ و =. (براي مقداردهي اعداد و رشته ها)

== (برابر) و =! (مخالف) و <= و >= و < و > (عملگرهاي مقايسه اي)

++ و -- ( افزودن و كاستن)

فقط در موقع استفاده بايد حق تقدم عملگرها رو درنظر بگيرين.



حالا كه اينها رو يادگرفتين، ميشه رفت سراغ ساختارهاي كنترلي.



:: ساختارهاي كنترلي:

تذكر خيلي مهم: معمولا چون بدنه اين دستورات بيشتر از يك دستور دارن، حتما لازمه كه بين دو تا آكولاد {} قرار بگيرن.

گذاشتن سمي كالن بعد از دستورات را هم كه فراموش نمي كنيد.

معرف تراشون، اينان:

-- اگر:

if (expr)
statement

توجه: پرانتزها هميشه لازم هستن.

مثال:

if ($a > $b)

echo $a;



-- اگر، وگرنه:

if (expr)
statement

else

statement

مثال:

if ($a > $b)

echo $a;

else

echo $b;

-- هروقت كه:

توي اين دستور، اگر فقط عبارت درست باشه، بدنه حلقه اجرا ميشه.



while (expr) statement

مثال:

$a= 1;

while ($a < 1000)

$a++;

-- تا وقتي كه:

اين دستور، بدنه را حداقل يكبار اجرا ميكنه تا به كنترل شرط برسه.

do

statement

while (expr);

مثال:

$a=1000;

do

$a--;

while ($a == 0);

-- براي:

for (expr1; expr2; expr3) statement



مثال:

for ( $i =0; $i< 10; $i++)

print($i);

يه جور ديگه!

for ($i=0; $i<10; print $i, $i++);



اين يكي رو حتما ياد بگيريد: (خيلي باحاله، كوچيك و پراستفاده)

$first ? $second : $third

اگر $first درست باشه، مقدار $second و گرنه $third برگردونده ميشه.

$b= ($a>=10) ? $a: '0'.$a;

/* output: $a=5 , $b=05

$a=20, $b=20

*/

:: تابع:

براي اينكه n تا دستور رو k بار انجام بديم و البته همه اون n تا دستور رو k بار ننويسيم، تابع چاره كارشه.

يكبار، اون n دستور رو توي يك تابع مي نويسيم و هرجا كه لازم شد، تابع رو صدا مي كنيم. فهميدين كه چي شد!



function function_name(arg_1, arg_2 , … ) {

statements;

return function_value

}

نكته ها:

1ـ اگر داخل تابع متغيري تعريف كنيد، فقط داخل تابع معتبره. شما مي تونيد همنام با متغيرهاي سراسري (اونايي كه داخل برنامه اصلي تعريف شدن)، داخل تابع متغير تعريف كنين. برنامه هم از مقدار اونها استفاده خواهد كرد. هيچ اشكالي هم نداره!

2ـ در نسخه هاي اخير PHP ، حتي از متغيرهاي سراسري هم نمي شود داخل تابع استفاده كرد مگر اينكه با global تاكيد كنيد كه اينها سراسري هستن يا اونها را به صورت متغيرمرجع به تابع ارجاع بدين.

global $a, $b, $c;



3ـ پارامترهاي تابع، متغيرهاي داخلي محسوب ميشن و فقط داخل بدنه تابع معتبر هستن.

4ـ مي تونيد، به تابع پارامتر ندهيد، يا پارامتر تابع رو همونجا (هنگام تعريف تابع) مقداردهي كنيد.

5ـ تابع شما مي تونه، ظاهرا، مقداري رو برنگردونه (كه خودش مقدار True رو برمي گردونه).

6- ؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:50  توسط مجید عزیززاده  | 

 آرايه ها:

آرايه ها موجودات دوست داشتني هر زبان هستند. قبلا فقط مي شد تنها عناصر همنوع را در يك آرايه قرار داد، اما در php مي توان هر نوع داده اي ( از 8 نوع) را با هر نوع انديسي (integer و string ) در يك آرايه جمع كرد.

به چند روش ميشه، يه آرايه رو تعريف كرد.

1. $a= array( key => value, …. );

2. $a[key]= value;

3. $a[]= value;

چند تا مثال:

ساختن يك آرايه خالي !

$a= array ();



آرايه مشخصات يك نفر

$a= array('name'=>'netvand', 'family'=>''netkadeh'', 'age'=>22);



همان آرايه بالايه كه با 3 تا دستور ساخته شده

$a['name']= 'netvand';

$a['family']='netkadeh';

$a['age']= 22;

اگر انديسي براي آرايه مشخص نكنيد، يعني خونه صفرم [0].

$a[]=1;

اما مقادير بعدي بعد از اون به ترتيب قرار مي گيرند. يعني [1] و [2] و…

$a[]=2;

$a[]= 3;

به همين راحتي! جلوتر كه رفتيد، مي تونيد آرايه هاي چندبعدي هم تعريف كنيد. (آرايه اي از آرايه )

براي اينكه ببينيد آرايه كه ساخته ايد، چي از آب دراومده از اين دستور كمك بگيريد:


متدوالترين دستوري كه براي كار با آرايه ها به كار ميره، دستور foreach است.

foreach ( $arrayname as $key =>$value )

echo $value,''
'';



foreacho ( $arrayname as $key )

echo $arrayname[$key], ''
'';

دستورات بالا، مقدار عناصر آرايه رو توي سطرهاي متوالي چاپ ( بخاطر
) مي كنن.

توجه: توي PHP يه عالمه تابع آماده براي كار روي آرايه نوشته شده كه كافيه شما فقط طرز استفادشون رو ياد بگيرين. همين.



:: چند نكته در مورد فرم ها:

همانطور كه مي دونيد، انتقال اطلاعات بين صفحات از طريق دو متد POST (براي فرمها) و GET (از طريق خط آدرس url) ها صورت مي گيره.

شما هر عنصري كه در فرم استفاده كنيد، انديسي همنام با آن در $_POST (كه يك آرايه است) ساخته مي شود كه شما بايد درون برنامه تان از اون استفاده كنين.



.: يك مثال پيچيده تر:


// form2.php

$do= $_GET['do'];

if ($do == 'send') {

$name= $_POST['name'];

$comments= $_POST['comments'];

$check= $_POST['check'];

$which= $_POST['which'];

$what= $_POST['what'];

//do something you want with those.

} else { ?>
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:49  توسط مجید عزیززاده  | 

تعريف از پي.اچ.پي:

در يك كلام: « PHP يك زبان برنامه نويسي اسكريپتي ( script language ) مثل perl، قابل جاسازي يا تلفيق ( embedding ) در كدهاي HTML (مثل جاوا اسكريپت) ، قابل اجرا بر روي سيستمهاي مختلف مثل لينوكس و ويندوز، با كابردهاي وسيع براي برنامه نويسي پيشرفته در وب است.»

درضمن Server-side هم هست يعني مثل ASP روي سرور اجرا و خروجيش بصورت يك فايل HTML تحويل شما مي شود بر خلاف JavaScript كه Client-Side است. پس لازم نيست مرورگر شما خاصيت اضافه اي داشته باشد.

اگر چه پي.اچ.پي syntax خودش رو از C قرض! گرفته، اما C++ و Perl و Java هم از عنايت ايشون بي نصيب نمونده اند. شما اگر C بلدين كه خوش بحالتون وگرنه اصلا نگران نباشين. PHP آسون تر از اونيه كه فكرشو بكنين.



پي.اچ.پي و بانك اطلاعاتي:

از آنجائيكه برنامه نويسي حرفه اي بدون بانك اطلاعاتي ( database ) نميشه، پي.اچ.پي هم با خيلي از بانك هاي اطلاعاتي رابطه داره. مثلا،

Adabas D, Ingres, Oracle (OCI7 and OCI8), dBase, InterBase, Ovrimos Empress FrontBase, PostgreSQL , FilePro (read-only), mSQL, Solid, Hyperwave, Direct MS-SQL, Sybase, IBM DB2, MySQL, Velocis, Informix, ODBC, Unix dbm

اما بهتر از همه با MySql كار مي كنه ولاغير!



ديگه چي؟

بغير از بانكهاي اطلاعاتي، پي.اچ.پي كارهاي زير را مثل آب خوردن انجام ميده:

ساخت و پرداخت تصاوير، كارهاي امنيتي، كار با كوكي ها، آپ.لود فايل، پردازش XML و هزارتا + يك كار ديگه.



چه جوري استفاده كنيم؟

به راحتي! هرجا كه خواستين، دستور مورد نظرتون رو بين دو تا علامت '''' و ''?>'' ميذارين.

اينطوري: echo ''This is a test''; ?>

مدلهاي ديگه اي هم هست، ولي همين بهتره.

البته كافيه يكبار از يكي از دستورات پي.اچ.پي توي يك فايل HTML استفاده كنين، تا اونوقت براي هميشه بايد فايلتون رو به ''.php''

تغيير نوع بدهيد، تا بتونه روي سرور اجرا بشود مگر اينكه ...

يك مثال آبكي:

< html>

< body>

echo ''zoor nazan farsi neveshtam!''; ?>





چند تا نكته:

اول: پي.اچ.پي، case-sensetive است. يعني حساس به حروف. پس $a و $A با هم فرق دارند.

دوم: تمام دستورات در پي.اچ.پي به سميكالن '' ; '' ختم مي شوند. اين را هيچ وقت فراموش نكنيد.

سوم: اگر بخواهيد توضيحات ( comments ) يك خطي داشته باشيد، بايد از دو علامت ''//'' استفاده كنيد. و اگر توضيحاتتان در چند خط باشند از ''/*'' در ابتدا و ''*/'' در انتهاي توضيح.

چهارم: بين علامت كوتيشن ('') و گيومه (') يك فرق كوچيك هست. پي.اچ.پي محتواي بين كوتيشن را تحليل و ترجمه ميكنه، همين!



انواع ( type ):

پي.اچ.پي، 8 تا نوع ( type ) داره:

boolean و integer و float و string و array و object و resource و NULL كه پنج تاي اولي پركاربردتر هستند.

متغيرها:

يك متغير با گذاشتن علامت $ به اول يك اسم ساخته ميشه! دامنه تعريف متغيرها، در ناحيه اي است كه تعريف مي شوند.

بعدا كه تعريف تابع را ياد گرفتيد، مي بينيد كه از يك متغير سراسري همين جوري! نمي شود در بدنه يك تابع استفاده كرد. (اين را گفتم، چون خيلي ها اشتباه مي كنند.)

در ضمن پي.اچ.پي يك عالمه متغير ''از پيش تعريف شده'' ( predefined ) داره كه خيلي باحالن. براي اينكه اونها رو بينيد كافيه كد زير رو بنويسيد و اجرا كنيد:

echo phpinfo(); ?>

مثلا $_SERVER['PHP_SELF'] كه اسم فايل برنامه رو برمي گردونه. از اين براي مستقل كردن كدهاي برنامه از اسم فايل خيلي استفاده مي شه.

يا $_SERVER['HTTP_USER_AGENT'] كه نوع مرورگرتان را برمي گرداند.

يا $HTTP_POST_VARS و $HTTP_GET_VARS كه براي ارتباط با فرم ها بايد! استفاده بشوند. (البته مي تونيد از $_POST يا $_GET هم استفاده كنيد، به شرطي كه نسخه پي.اچ.پي بالاتر از 4.2 باشه)



اولين تجربه!

براي اولين تجربه بد نيست! كه با كاركردن با فرم ( form ) آشنا شويم.

فرض كنيد مي خواهيد اسم يكي را بگيريد و به او سلام كنيد.

اين فرم (مثلا hello.htm ) :



اين هم برنامه hello.php


// hello.php

$username= $HTTP_POST_ VARS['username']; // php 4 and later

// you can use $_POST in php 4.2 instead $HTTP_POST_VARS

echo '' Hello dear '', $username;

?>

البته بايد ياد بگيريد كه چگونه اين دو كد را در يك برنامه بنويسيد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:48  توسط مجید عزیززاده  | 

پي اچ پي چيست ؟
پي اچ پي ( گرٿته شده از : Hypertext Preprocessor ) يک زبان تحت سرور است
-
پي اچ پ چي کار ميتونه انجام بده ؟
هرچي !
نقطه تمرکز پي اچ پي تحت سرور بودن اون هست شما با پي اچ پي ميتوانيد CGI نويسي کنيد يعني کوکي بٿرستيد درياٿت کنيد صٿحات دايناميکي ( پويا ) بسازيد و ...
البته پي اچ پي کار هاي بيشتري نيز انجام ميدهد !

اصلي ترين جاهايي که از پي اچ پي استٿاده ميشه :

برنامه نويسي تحت سرور - يعني برنامه نوسي براي يک سايت ! :d
اين بهترين و به عبارتي اصلي ترين کاري که ميتونه پي اچ پيانجام بده هست

برنامه نويسي خط ٿرماني
مثل برنامه هاي تحت داس ! شما ميتونيد پي اچ پي را بدون وب سرور و مرور گر اجرا کنيد

نوشتن برنامه هاي رو ميزي
مثل برنامه هاي ويندوز ! النبته اين پي اچ پي براي اينکار خوب نيست به خصوص برنامه هاي گراٿيکي ولي اگر پي اچ پي رو خوب بلد باشيد ميتوانيد اين کار را انجام بديد
و برنامه هاي تحت ويندوز يا لينوکس درست کنيد

پي اچ پي در بيشتر سيستم عامل ها کار ميکنه مثل : Linux, خيلي Unix گوناگون (در بر گينده HP-UX, Solaris و OpenBSD), Microsoft Windows, Mac OS X, RISC OS,

و پي اچ پي از بيشتر وب سرور ها پشتيباني ميکنه مثل :
Apache, Microsoft Internet Information Server, Personal Web Server, Netscape and iPlanet servers, Oreilly Website Pro server, Caudium, Xitami, OmniHTTPd,
و خيلي هاي ديگه !

خوب پس با پي اچ پي آزادي داريد که کدام وب سرور و کدام سيستم عامل را انتخاب کنيد !

با پي اچ پي ميتونيد خيلي راحت خروجي متن - swf - عکس و ... داشته باشيد !

همچنين پي اچ پي از خيلي از بانک هاي اطلاعاتي پشتيباني ميکنه مثل :
Adabas D
InterBase
PostgreSQL
dBase
FrontBase
SQLite
Empress
mSQL
Solid
FilePro (ٿقط خواندني)
Direct
MS-SQL
Sybase
Hyperwave
MySQL
Velocis
IBM DB2
ODBC
Unix dbm
Informix
Oracle (OCI7 و OCI8)
Ingres
Ovrimos

همچنين پي تچ پي ميتواند با سيستم هاي ديگر هم ارتباط بر قرار کند با استٿاده از پروتکل هاي : LDAP, IMAP, SNMP, NNTP, POP3, HTTP, (برو روي ويندوز)COM و تعداد بيشمار ديگر

حالا چه جوری پی اچ پی رو رو کامپیوتر خودمون اجرا کنیم ؟
بهترین کار اینه که برنامه زامپ که کامل ترینشون رو دانلود کنید البته راه های خیلی دیگه ای وجود داره ولی زامپ راهترین و کامل ترینشونشون !
http://www.apachefriends.org/en/xampp.html

-------------------/////////////////--------------------////////////////////----
----------



به وسيه اين سيستم شما ميتوانيد برنامه هاي نوشته شده به زبان پي اچ پي نوشته شده اند را اجرا کنيد
برنامه هاي پي اچ پي سورس باز هستند ( Open Source )
خروجه اين سيستم ( پي اچ پي ) معمولا HTML است ( در بخش هاي بعدي خروجي هاي ديگر آموزش داده خواهد شد )
خوب اين يعني چي
به اين مثال توجه کنيد :

PHP Code:






echo ''Hi, I'm a PHP script!'';
?>




توجه داشته باشيد که پي اچ پي مانند زبان هاي قديمي ( C و پرل ) لازم نيست که براي داشتن خروجي HTML ثابت ( مثل : ) کد نويسي انجام شود
پي اچ پي ميتواند در بين کد HTML قرار گيرد چون پي اچ پي تگ شروع و پايان دارد

پي اچ پي يه جورايي شبيه به جاوا اسکريپته ولي با اين تٿاوت که جاوا اسکريپت بر روي کامپوتز کاربر اجرا ميشه ولي پي اچ پي بر روي سرور براي همين پي اچ پي گشتردگي بيشتري داره و امن تره
همين تور اگه رايانه کاربر ساده و يا قديمي باشه باز هم کار ميکنه به عبارتي پي اچ پي ربط زيادي با مرور گر کاربر ندارد

کار با پي اچ پي ساده و راحته !
اما ميتونه حرٿه اي ترين برنامه ها هم باهاش نوشته بشه
شايد اولين بار که يک کد رو ديديد بگين واي ! اين ديگه چيه ؟
مثلا مثال بالا را ککامل باز ميکنيم :
خط اول :
ٿهموندن به مرور گر که اين يک ٿايل HTML هست
خط دوم :
شروع شدن تگ هد
خط سوم :
مشخص کردن تيتر صٿحه
خط پنچم :
بستن تگ هد
خط ششم :
شروع کردن کد بادي ( در بين اين تگ تمام خروجي هاي شما قرار ميگيرد)
خط هٿتم :
ٿاصله !
خط هشتم :
ٿهموندن به برنامه پي اچ پي که از اين به بعد ديگه کد پي اچ پي هست پس آنها اجرا کن : در بعضي موارد اين کد ؟> هم هست
خط نهم :
در اين خط ما با استٿاده از دستور اکو ( ECHO ) يک خروجي ايجاد کرديم
يک ٿرمان اکو ميتواند به روش هاي زيادي نوشته بشه
دستور اکو تنها کاري که ميتونه انجام بده اينه که يک خروجي به سمت مرور گر ارسال کنه. همين ! البته دستور هاي ديگه اي مانند PRINT اين کار را انجام ميدن
در زير تمام مديل هايي که اکو بکار رٿته رو ميبينيد :

PHP Code:
echo ''SALAM ! '';

echo ''In yek mat
chand khati
hast '';

echo ''in ham \n ham yek matn chand khati hast didid PHP \n rahate ! .'';

echo '' karekter haye geyr mojaz ham gabol mishe ! ''mesle in ! ''.'';

// شما متيتونيد از متغير هم استٿاده کنيد !
$foo = ''salam'';


echo ''heloo yani $foo''; // hello yani salam


?>
البته مدل هاي ديگر هم ميشود اکو کرد ولي اين ها ساده ترين و پر کاربردي ترين نوعشون هستند
( توجه :
اکو يک ميانبر هم هست يعني شما ميتونيد از آن سريع استٿاده کنيد :

PHP Code:

)

حالا ادامه بديم :
خط دهم :
در اينجا به برنامه پي اچ پي ميٿهمونيم که کد پي اچ پي در اين جا به پايان رسيد و بعد از اين ديگه پي اچ پي نستند البته شما هر جا که دوباره لازم شد ميتونيد باز از پي اچ پي استٿاده کنيد به شرطي که قبلش به برنامه بٿمونيد که از اين به بعد کد پي اچ پي هست و بعدش هم کد را ببنديد

خط يازدهم :
ٿاصله

خط دوازدهم :
بستن تگ بادي
خط دوازدهم بستن تگ بادي
----*-*-*-*--------------*-*-*-*------------*-*-*-*--------------
حالا با هم ميبينيم که يک تابع پي اچ پي از چه قسمت هاي تشکيل شده :

PHP Code:
ECHO '' Text '';

خوب کد بالا يه ديد کلي از تابع هاي پي اچ پي بود بيشتر تابع ها به اين صورت هستند ولي همه نه بعضي ها ٿرق دارند
حالا توضيح ميدم :
ECHO که اسم تابع بود بعدش چون ما خواستين از يک متن استٿاده کنيم از علامت '' استٿاده کردين اين علامت نشان دهنده اينه که از اين يه يعد متن عادي هست Text هم که متنمون هست و بعد از '' براي بستن متن اسنٿاده کرديم و
در آخر هم با ; کد را بستيم ( توجه در بيشتر توابع پي اچ پي بايد آخر آنها را با ; بست پس حتما اين کار را بکنيد )
-----------------------------------------------------------------
براي نوشتن راه دوم اول بايد يه ٿرم ارتباط با ما ايجاد کنيد که ربطي به پي اچ پي ندارده ولي ميگم :

HTML Code:

Contact us :



Your name :


Your Email  Address :


Your comment :




خوب کد بالا اطلاعات رو به روش پست براي پي اچ پي ميٿرسته
(حالا يه مقدار در باره ٿرق بين پست و گت خرٿ ميزنم ! ( اگه ميدونيد : )
روش گت get محدوديت داره ولي در بعضي موارد واقعا کاربرديه
در روش پست اطلاعات ارسالي در آدرس نشون داده ميشه :
http://www.domain.com/save.php?name=...comment=t his is a test
در کد بالا اطلاعات زير به ٿايل save.php ارسال شده :
name : pedram
mail : (info@carp3.com) (info@carp3.com)
comment : this is test
خود ديديد که اطلاعات ديده ميشه و اگه اطلاعاته مهمي باشه لو ميره !
محدوديت هم داره اونم اينه که هر اطلاعات ( هر ٿيلد ) نميتونه بيشتر از 255 تا باشه بعني اگه از اين مقدار بيشتر باشده همش ارسال نميشه !
ولي پست وحدوديت نداره و آدرس به اين صورت هستش :
http://www.domain.com/save.php
هيچي به آدرس اضاٿه نميشه و اطلاعات با امنيت بيشتري ارسال ميشه و هيچمحدوديتي نداره پس از پست بيشتر استٿاده کنيد !
حالا برگرديم به کار خودمون !


اين رو توي کد پي اچ پيتون بزاريد : ( sve.php )

PHP Code:
//Adrese email shoma :
$to = '' (info@domain.com) (info@domain.com) '';
//END
$name = $HTTP_POST_VARS['name'];
$mail = $HTTP_POST_VARS['mail'];
$comment = $HTTP_POST_VARS['comment'];
$message = ''
Hi ! \n
some one send a email from your contact us page : \n
From : $name \n
comment : \n
$comnent \n
END '' ;
$mail_headers = '''';
$mail_headers .= ''From: $mail\n'';
$mail_headers .= ''Reply-to: $mail\n'';
$mail_headers .= ''Return-Path: $mail\n'';
mail($to,'Contcat us page - $name ',$message,$mail_headers) or die(''Can't send email - please tryagain latar '';
echo(''Your Comment Saved ! '');
?>

خوب حالا به تحليل اين کد ميپردازيم :
خط اول : شروع کد
خط دوم : توضيحات ( در پي اچ پي براي گزاشتن توضيح در کد بايد اول دو تا / بزاريد ( // ) يا اولش */ و آخريش /* بزارين )
حط سوم : يک متغير که توش آدرس ايميل شما نوشته شده - متغير هاي با $ شروع ميشود
خط چهرم : باز هم يک توضيح
خظ پنجم : ٿهموندن که متغير name$ چيه ؟ اصلا چه چيزي بايد تو اونها ذخيره شده براي اين کار اينجوري کار ميکنيم :
براي ارسال به وسيله پست :

PHP Code:
$motegayer = $HTTP_POST_VARS['namefild'];

براي ارسال به وسيله گت :

PHP Code:
$motegayer = $HTTP_GET_VARS['namefild'];

البته راه هاي ديگه اي هم وجود داره که اين راه استاندارد ترينشونه
خط ششم و هٿتم مانند خط پنجم هستند
و اما خط هشتم :
در اين خط ما يک هدر ( سرانداز ! ) واسه ناممون ميسازيم که البته اين هدر يک هدر استاندارد نيست !
البته در خط هشتن اين هدر خليه و ما ٿقط يک استرينگ خالي ميسازيم
خط نهم :
در اين خط ما به متغير mail_headers يک مقدار اضاٿه ميکنيم ( براي اضاٿه کردن به يک متغير کاٿيه که قبل از مساوي يه نقطه ( . ) اضاٿه کنيد )
در اين هدر ما نام ٿرستنده نامه را مشخص ميکنيم
در خط بعدي ( دهم ) اينکار تکرار ميشه و ما مسيري که براي جواب دادن نامه بايد به آن ارسال شود را مشخص ميکنيم
در خط بعديش ( يازدهم ) ما مسيري براي پس ٿرستادن ايميل را مشخص ميکنيم ( مثلا وقتي که ميل باکس شما پر شده باشد نامه برگش زده خواهد شد )
خط دوازدهم :
در اين خط ما نامه را بوسيله اسال کننده نامه در پي اچ پي ارسال ميکنيم :


PHP Code:
mail(' (FROM@FROM.COM) (FROM@FROM.COM) ,'SUBJECT','EMAIL BODY HERE','HEADER HAYE EMAIL);

اون ( die مردن ) واسه اينه که اگه نتونست ايميل رو ارسال کنه صٿحه رو متوقٿ کن ( بکش ! ) و ادامه ندا و پيام داخلش رو نشن بده ( Can't send email - please tryagain latar )
اين موقعي رخ ميده که سرور شلوغ باشه يا به اينترنت وصل نباشه ! ( مثل موقعي که در لومال تستش ميکنيد )
در خط سيزدهم :
در اين خط هم يه پيام به کاربر ميديم و بهش ميگيم که پيام شما ذخيره شد اگه ايميل ارسال نشده باشه اين نشون داده نميشه چون اون DIE صٿحجه رو متوقٿ کرده !
خط آخر :
کد پي اچ پي تموم شد
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:44  توسط مجید عزیززاده  | 

این مقاله به شما کمک می‌کند تا با مفاهیم پایه‌ای برنامه نویسی شیئ گرا مانند کلاسها، اشیاء، اینترفیس‌ها، چند ریختی و وراثت و همچنین چگونگی استفاده از آشنا شوید.
مقدمه‌ای بر برنامه نویسی شیءگرا
برنامه نویسی در محیط .NET بر پایه اشیاء انجام می‌گیرد. اشیا طرحهایی برنامه‌پذیرند که می‌توانند نمونهایی از بسته‌های از دادهای مرتبط و دستورات باشند. اشیاء طرحهای کامل و خاصی برای دیگر اعضای محیط برنامه هستند، بدون این که جزییات کارهای درونی خود شیئ مطرح شود. اشیاء از یک قالب به نام کلاس ساخته می‌شوند. کلاسهای کتابخانه‌ای پایه‌ای .NET یک سری کلاسهایی برای درست کردن اشیاء در برنامه‌هایتان آماده کرده‌اند. همچنین شما می‌توانید کلاسهای اختصاصی خودتان را نیز ساخته و استفاده کنید. در این مقاله شما با مقدمات برنامه نویسی شیئ گرا آشنا می‌شوید.

اشیاء، اعضا و تجرد (Abstraction)
یک شیئ (Object) یک طرح برنامه‌پذیر است که چیزهایی را نشان می‌دهد. در دنیای واقعی، ماشین، دوچرخه، کامپیوتر و... شیئ هستند. هر کدام از این اشیاء یک سری اعمال و خصوصیات دارند. در برنامه شما، یک شیئ شاید یک فرم یا یک کنترل مانند یک دکمه (Button) یا یک Database Connection یا هر چیز دیگری باشد. هر شیئ یک واحد عملیاتی کامل است، و شامل همه دادهای مورد نیازش و دارای همه اعمالی که برای آن ساخته شده است می‌باشد.

کلاس‌ها (Classes)
کلاسها قالب‌هایی برای اشیاء هستند. کلاسها را می‌توان، ''طرحهای اولیه'' برای اشیاء فرض کرد. آنها تمام عضوهای یک شیئ را تعیین، و رفتارهای آن را نیز تعریف می‌کنند. وقتی که یک کلاس مقداردهی شد، یک نمونه درون حافظه‌ای از آن کلاس ساخته می‌شود. این نمونه شیئ نامیده می‌شود. برای نمونه سازی از کلاس از کلمه کلیدی New استفاده می‌شود.

' Declares a variable of the Widget type
Dim myWidget As Widget

' Instantiates a new Widget object and assigns it to the myWidget variable
myWidget = New Widget()
وقتی یک نمونه از یک کلاس ساخته می‌شود، یک کپی از نمونه داده بوسیله آن کلاسی که در حافظه ساخته شده تعریف می‌شود و به مرجع متغییر داده می‌شود. هر نمونه از کلاس مستقل از دیگر نمونه هاست و می‌تواند یک طرح جداگانه برنامه پذیر باشد. درهر لحظه، محدودیتی برای تعداد کپی های یک کلاس (که قبلا تعریف شده) وجود ندارد. برای مقایسه، در جهان واقعی، اگر ماشین یک شیئ باشد، کلاس یک طرح برای ماشین است. یک طرح می‌تواند برای هر تعداد ماشین مورد استفاده قرار گیرد و تغییرات بر روی یک ماشین، تاثیری بر دیگر ماشین‌ها نمی‌گذارد.

اشیاء و اعضاء (Members)
اشیاء ترکیبی از عضوها هستند. اعضا، تشکیل شده از خصوصیات (Properties)، فیلدها، متدها و رویدادها (Events) و هر چیزی که اطلاعات و اعمالی داشته باشد. فیلدها و خصوصیات، اعضای داده‌ای هر شیئ هستند. متدها اعمالی هستند که شیئ می‌تواند انجام دهد و رویدادها اطلاعاتی هستند که زمانیکه اتفاقی در برنامه می‌افتد یک شیئ به اشیاء دیگر می‌فرستد یا از آنها دریافت می‌کند.

در مثال واقعی‌مان، شیئ ماشین، فیلدها و خصوصیاتی مانند ''رنگ''، ''مدل''، ''سال تولید'' دارد. این اطلاعات وضعیت شیئ ماشین را توصیف می‌کنند. شیئ ماشین می‌تواند متدهایی مانند ''دور زدن'' و ''تعویض دنده'' داشته باشد. متدها رفتاری که شیئ می‌تواند اجرا کند را نشان می‌دهند. ماشین شاید رویداد EngineOverheating از طرف شیئ ''موتورش'' را داشته باشد، یا وقتی با شیئ ''درخت'' تعامل می‌کند، شاید رویداد ''تصادف'' برای آن اتفاق بیفتد.

کپسوله سازی (Encapsulation)
کپسوله سازی روشی است که یک شیئ را مستقل از اینترفیسش پیاده سازی کنیم. یک برنامه با یک شیئ بواسطه اینترفیسش تعامل می‌کند، که شامل خصوصیات عمومی و متدهایش است. تا زمانی که این اینترفیس ثابت باقی می‌ماند، برنامه می‌تواند به تعامل با کامپوننت ادامه دهد؛ حتی اگر پیاده سازی اینترفیس بین دو نسخه کاملا'' بازنویسی شده باشد.

اشیاء فقط از طریق متدها و خصوصیات عمومیشان با دیگر شیئ‌ها تعامل می‌کنند. داده‌های داخلی یک شیئ، نباید در اینترفیس قرار بگیرد. بنابراین فیلدها به‌ندرت Public تعریف می‌شوند.

به مثال ماشینمان برگردیم: اگر شیئ ماشین با شیئ راننده تعامل کند، اینترفیس ماشین شاید شامل متدهای ''حرکت به جلو''، ''حرکت به عقب'' و ''توقف'' باشد. این همه اطلاعاتی است که راننده برای تعامل با ماشین نیاز دارد. ماشین شاید شامل شیئ ''موتور'' نیز باشد، اما راننده نیازی به شناخت شیئ موتور ندارد. همه اطلاعاتی که راننده درباره این متدها دارد این است که می‌توانند فراخوانی شوند و مقادیر ویژه‌ای نیز را برمی‌گردانند. بنابراین اگر شیئ موتور تغییری کند، تا زمانیکه اینترفیس به درستی به کار خود ادامه می‌دهد این امر تفاوتی برای راننده ایجاد نمی کند.

چند شکلی (Polymorphism)
چند شکلی توانایی کلاسهای متفاوت، در پیاده سازی‌های مختلف از اینترفیس‌های عمومی مشابه است. به عبارت دیگر، چندشکلی به متدها و خصوصیات یک شیئ اجازه می‌دهد، بدون توجه به چگونگی پیاده سازی اعضای آنها، فراخوانی شوند. برای مثال شیئ Driver می‌تواند بوسیله اینترفیس عمومی ICar با شیئ Car تعامل کند. اگر شیئ دیگری مانند شیئ Truck یا شیئ SportCar اینترفیس عمومی مشابهی را داشته باشند، شیئ Driver می‌تواند با آنها بدون توجه به پیاده سازی خاص آن اینترفیس تعامل کند. در اینجا دو راه اصلی برای تامین چندشکلی وجود دارد:

چندشکلی اینترفیسی (Interface Polymorphism)
چندشکلی وراثتی (Inheritance Polymorphism)
چندشکلی اینترفیسی (Interface Polymorphism)
اینترفیس یک قرارداد برای رفتار است. در واقع اینترفیس، اعضای یک کلاس را تعیین می‌کند، اما توضیحاتی درباره پیاده سازی جزییات آن نمی‌دهد. یک شیئ می‌تواند اینترفیس‌های زیاد و متفاوتی را پیاده سازی کند و کلاسهای متفاوت زیادی می‌توانند یک اینترفیس مشابه را پیاده سازی کنند. همه اشیایی که اینترفیس مشابهی را پیاده سازی می‌کنند می‌توانند با دیگر اشیاء درون اینترفیس تعامل کنند. به عنوان مثال شیئ Car مثال قبل شاید اینترفیس IDrivable را پیاده سازی کند (به عنوان قرار داد، اینترفیس‌ها با I شروع می‌شوند)، که متدهای GoForward, GoBackward و Stop را تعیین می‌کند. کلاس‌های دیگر مانند Truck ،Forklift یا Boat می‌توانند این اینترفیس را پیاده سازی کنند و بنابراین می‌توانند با شیئ Driver تعامل داشته باشند. شیئ Driver از پیاده سازی انیترفیسی که با آن تعامل دارد بی اطلاع است.

چندشکلی وراثتی (Inheritance Polymorphism)
وراثت به شما امکان می‌دهد که اعمال یک کلاس از پیش تعریف شده را در یک کلاس جدید با هم ترکیب کنید و اعضای متفاوت مورد نیاز را در آن پیاده سازی کنید. کلاسی که از کلاس دیگری ارث می برد ''مشتق'' آن کلاس، یا ''وارث'' آن کلاس نامیده می‌شود. یک کلاس می‌تواند مستقیما'' فقط از یک کلاس ارث ببرد، که آن کلاس که از آن ارث می برد را کلاس پایه (Base Class) می‌نامند. کلاس جدید اعضای مشابهی با کلاس پایه دارد، و اعضای اضافی که مورد نیاز باشند می‌توانند افزوده شوند. به علاوه، در کلاس جدید بوسیله overriding پیاده سازی کلاس پایه، اعضای پایه می‌توانند تغییر کنند. کلاسهای وارث، همه ویژگی‌های کلاس پایه را نگه می‌دارند و می‌توانند با دیگر اشیاءیی که نمونه‌هایی از کلاس پایه هستند تعامل کنند. به عنوان مثال، اگر کلاس Car یک کلاس پایه باشد، SportsCar می‌تواند یک کلاس مشتق شده از آن باشد. کلاس SportsCar نیز می‌تواند کلاس پایه‌ای برای کلاس مشتق شده دیگری مثل کلاس ConvertibleSportsCar باشد. هر کلاس مشتق شده جدید، ممکن است اعضای جدید را پیاده سازی کند، اما اعمالی که در کلاس اولیه Car تعریف شده‌است همچنان باقی می‌مانند.

Overloading اعضاء
Overloading به شما امکان می‌دهد که چندین عضو با نام مشابه درست کنید. هر عضوی که همنام با عضو دیگری است، باید امضای متفاوتی داشته باشد. Overloading بیشتر در بین متدها متداول است.

شاید شما بخواهید متدی درست کنید که بتواند مجموعه‌های متفاوتی از پارامترها را بپذیرد:

Public Sub Display(ByVal DisplayValue As Integer)
' Implementation Omitted
End Sub
این متد کاملا'' پذیرفتنی است. اما فرض کنیم که می‌خواهید به کلاینت اجازه دهید اگر نیاز بود پارامتر Duration را انتخاب کند. یا اینکه شاید بخواهید متد بتواند مقادیر Integer یا String را به عنوان پارامتر DisplayValue بپذیرد. گرچه در VB.NET اجازه دارید پارامترهای اختیاری داشته باشید اما بهترین راه Overloading است. Overloadها متدهای چندگانه هستند. متدهای Overload شده باید امضای متفاوتی داشته باشند. اما نیاز ندارند مقدار بازگشتی و نوع و یا سطح دسترسی مشابهی داشته باشد. وقتی یک متد Overload شده صدا زده می‌شود، CLR نوع آرگومانهای تحویل داده شده در فراخوانی متد را بررسی می‌کند. سپس لیست آرگومان‌ها را با فراخوانی‌ها و امضاهای Overloadهای موجود تطابق می‌دهد. اگر هیچ Overloadای با نوع آرگومان‌ها تناسب نداشته باشد، یک خطا اعلام می‌شود.

ساختن متدهای Overload
شما می‌توانید یک متد Overload شده را از راهی شبیه آنچه دیگر متدها را می‌سازید، درست کنید: بوسیله توصیف متد با یک نام، یک سطح دسترسی، یک نوع بازگشتی، و یک لیست آرگومان. یک متد Overload شده باید نامی ‌شبیه متدی موجود اما با امضایی متفاوتی با آن داشته باشد. سطح دسترسی و نوع بازگشتی می‌تواند مشابه و یا متفاوت باشد. مثال زیر یک متد Overload شده را نشان می‌دهد.

' This example demonstrates an overloaded method.
Public Sub DisplayMessage(ByVal i As Integer)
MessageBox.Show(i.ToString())
End Sub

' This method has the same name as the previous method, but is
' distinguishable by signature
Public Sub DisplayMessage(ByVal s As String)
MessageBox.Show(s)
End Sub
وقتی یک متد با نام DisplayMessage فراخوانی می‌شود، CLR نوع آرگومان‌های تحویل داده شده را مشخص می‌کند. اگر یک String باشد، متدی که String می‌گیرد، صدا زده می‌شود و اگر یک Integer باشد، متدی که Integer می‌گیرد فراخوانی می‌شود.

اینترفیس‌ها
اینترفیس یک قرارداد است. هر شیئ که پیاده سازی می‌شود، برای تامین پیاده سازی اعضای تعیین شده در آن اینترفیس یک ضمانت نامه اینترفیس می‌گیرد. اگر یک شیئ نیاز به تعامل با اینترفیسی داشته باشد، می‌تواند با هر شیئ که آن اینترفیس را پیاده سازی می‌کند تعامل داشته باشد. یک اینترفیس فقط اعضایی را تعریف می‌کند که بوسیله شیئ که بعدا پیاده سازی خواهد شد ساخته می‌شود. تعریف اینترفیس هیچ اطلاعاتی درباره پیاده سازی اعضاء جز پارامترهایی که می‌گیرند و نوع مقادیری که آنها برخواهند گرداند، نمی‌دهد و پیاده سازی اینترفیس‌ها کاملا به پیاده سازی کلاس واگذار می‌شود.

بنابراین این امکان دارد که در اشیاء مختلف پیاده سازی‌های مختلفی از اعضای مشابه داشته باشیم. به عنوان مثال، اینترفیسی به نام IShape که یک متد CalculateArea تعریف می‌کند. کلاس Circle این اینترفیس را برای محاسبه مساحت خود، به طریق متفاوتی با کلاس Square پیاده سازی می‌کند. هر چند که یک شیئ که نیاز به تعامل با IShapeدارد می‌تواند متد CalculateArea را فراخوانی کند و هر دوی Circle یا Square نتایج درستی می‌دهند.

تعریف اینترفیس‌ها
اینترفیس‌ها با کلمه کلیدی Interface تعریف می‌شوند.

Public Interface IDrivable
End Interface
این اعلان اینترفیس IDrivable را تعریف می‌کند اما هیچ عضوی برای آن تعریف نمی‌کند. متدهای یک عضو باید با امضای متد تعریف شود، اما بدون بدون تعریف سطح دسترسی مثل Public و Private. سطح دسترسی یک اینترفیسس سطح دسترسی اعضای آن اینترفیس را نیز تعیین می‌کند. پس اگر یک اینترفیس Public داشته باشید، همه اعضایش هم باید Public باشند. مثال زیر نشان می‌دهد که چطور متدها را به اینترفیس اضافه کنید:

Public Interface IDrivable
Sub GoForward(ByVal Speed As Integer)
Sub Halt()
Function DistanceTraveled() As Integer
End Interface
همچنین شما می‌توانید خصوصیات را نیز به اینترفیس‌ها اضافه کنید. خصوصیت باید ReadOnly یا WriteOnly تعریف شوند. مثال زیر را ببینید:

Public Interface IDrivable
' This defines a read-only property.
ReadOnly Property FuelLevel() As Integer
End Interface
اگرچه شما می‌توانید خصوصیات را در اینترفیس‌ها تعریف کنید، اما نمی‌توانید فیلدها را در آنها تعریف کنید. این شرط تضمین می‌کند که کلاسهایی که از طریق اینترفیس‌ها تعامل دارند به دادهای درونی یک شیئ دسترسی نداشته باشند.

اینترفیس‌ها همچنین می‌توانند رویدادها را تعریف کنند:

Public Interface IDrivable
Event OutOfFuel(ByVal sender As Object, e As System.EventArgs)
End Interface
چند شکلی با اینترفیس‌ها (Polymorphism with Interfaces)
هر شیئ که یک اینترفیس خاص را پیاده سازی می‌کند، می‌تواند با هر یک از اشیاء دیگری که به آن اینترفیس نیاز دارند، تعامل کند.

Public Sub GoSomewhere(ByVal v As IDrivable)
' Implementation omitted
End Sub
این متد نیاز به یک پیاده سازی از اینترفیس IDrivable دارد. هر شیئ که این اینترفیس را پیاده سازی می‌کند می‌تواند به عنوان یک پارامتر به این متد پاس داده شود. وقتی یک شیئ توسط اینترفیسش تعامل می‌کند، فقط اعضاء آن اینترفیس در دسترس هستند.

شما همچنین می‌توانید به طور ضمنی اشیایی که اینترفیس خاصی را پیاده سازی می‍کنند درست کنید. (توجه کنید در این مثال Truck باید IDrivable را پیاده سازی کند)

Dim myTruck As New Truck()
Dim myVehicle As IDrivable

' Casts myTruck to the IDrivable interface
myVehicle = CType(myTruck, IDrivable)
پیاده سازی اینترفیس‌ها
در VB.Net اینترفیس‌ها بوسیله کلاس‌ها و ساختارها (Structures) با کلمه کلیدی Implements پیاده سازی می‌شوند:

Public Class Truck
Implements IDrivable
' Additional implementation code omitted
End Class
کلاس‌ها می‌توانند چندین اینترفیس را پیاده سازی کنند. اگر بخواهید کلاسی تعریف کنید که چندین اینترفیس را پیاده سازی کند، می‌توانید نام اینترفیس‌ها را با کاما از هم جدا کنید. مثال زیر را ببینید:

Public Class Truck
Implements IDrivable, IFuelBurning, ICargoCarrying
' Additional implementation code omitted
End Class
وقتی یک کلاس یا ساختاری یک اینترفیس را پیاده سازی می‌کند، شما باید برای هر یک از اعضای آن اینترفیس پیاده سازی جداگانه‌ای انجام دهید. اگر اینترفیس‌های چندگانه پیاده سازی شوند، باید یک پیاده سازی برای هر عضو هر اینترفیسی انجام دهید.

پیاده سازی اعضای اینترفیس‌ها
در VB.NET، یک عضو کلاس با کلمه کلیدی Implements یک عضو اینترفیس را پیاده سازی می‌کند. عضو کلاسی که عضو اینترفیس را پیاده سازی می‌کند باید امضایی مشابه آن چه در اینترفیس تعریف شده، داشته باشد. اما نیاز نیست که سطح دسترسی مشابهی با آن داشته باشد. مثال بعد نشان می‌دهد چگونه یک عضو اینترفیس تعریف می‌شود.

Public Interface IDrivable
Sub GoForward(ByVal Speed As Integer)
End Interface

Public Class Truck
Implements IDrivable

Public Sub GoForward(ByVal Speed As Integer)
Implements IDrivable.GoForward
' Implementation omitted
End Sub
End Class
عضو کلاسی که یک عضو اینترفیس را پیاده سازی می‌کند مجبور نیست که نامی مشابه نام عضو اینترفیس داشته باشد. مثال بعد یک پیاده سازی کاملا معتبر متد GoForward از اینترفیس IDrivable را نشان می‌دهد:

Public Sub Move(ByVal Speed As Integer)
Implements IDrivable.GoForward
' Implementation omitted
End Sub
هر فراخوانی متد GoForward از اینترفیس IDrivable در مثال قبل، متد Move را از کلاس Truck اجرا می‌کند. همچنین شما می‌توانید سطح دسترسی متفاوتی را برای متد کلاسی که متد اینترفیس را پیاده سازی می‌کند در نظر بگیرید. به عنوان مثال می‌توانید متد Public اینترفیس را متد Private کلاس پیاده سازی کنید. اگر این روش را انجام دهید، وقتی که دسترسی درون اینترفیس است متد Public می‌شود، اما وقتی دسترسی به عنوان عضوی از کلاس است Private می‌ماند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:41  توسط مجید عزیززاده  | 

نصب ProgressBar روی StatusBar در دلفی
StatusBar می باشد. انجام این کار بسیار ساده است. برای این کار کافی است بر روی فرم خود یک StatusBar اضافه نمایید حالا در قسمت تعاریف متغیر های عمومی کد زیر را بنویسید:
ProgressBar1: TprogressBar;

در ادامه دستورات زیر را در خاصیت OnCreate فرم خود بنویسید:


var
ProgressBarStyle: LongInt;
begin
{create a run progress bar in the status bar}
ProgressBar1 := TProgressBar.Create(StatusBar1);
ProgressBar1.Parent := StatusBar1;
{remove progress bar border}
ProgressBarStyle := GetWindowLong(ProgressBar1.Handle, GWL_EXSTYLE);
ProgressBarStyle := ProgressBarStyle - WS_EX_STATICEDGE;
SetWindowLong(ProgressBar1.Handle, GWL_EXSTYLE, ProgressBarStyle);
{set progress bar position and size - put in Panel[2]}
ProgressBar1.Left := StatusBar1.Panels.Items[0].Width +
StatusBar1.Panels.Items[1].Width + 4;
ProgressBar1.Top := 4;
ProgressBar1.Height := StatusBar1.Height - 6;
ProgressBar1.Width := StatusBar1.Panels.Items[2].Width - 6;
{set range and initial state}
ProgressBar1.Min := 0;
ProgressBar1.Max := 100;
ProgressBar1.Step := 1;
ProgressBar1.Position := 0;
end;



حالا برای آنکه پس از خارج شدن از فرم حافظه اشغال شده آزاد گردد، در قسمت OnDestroy در Event فرمتان دستور زیر را اضافه نمایید:


ProgressBar1.free;
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:38  توسط مجید عزیززاده  | 

استفاده از DLLها در دلفی
ایجاد یک DLL
با استفاده از منو فایل گزینه New Items را انتخاب کنید و آیتم DLL Wizard را انتخاب نمایید. حال به فایل ایجاد شده، یک فرم با استفاده از روش بالا اضافه نمایید. دقت نمایید که Application را بجای فرم انتخاب ننمایید. حال اگر فرض کنیم که نام فرم شما Demo باشد و بانام UDemo.pas آنرا ذخیره کرده باشید. باید در فایل DLL بصورت زیر کد نویسی نمایید:


library demodll;

{ Important note about DLL memory management: ShareMem must be the
first unit in your library's USES clause AND your project's (select
Project-View Source) USES clause if your DLL exports any procedures or
functions that pass strings as parameters or function results. This
applies to all strings passed to and from your DLL--even those that
are nested in records and classes. ShareMem is the interface unit to
the BORLNDMM.DLL shared memory manager, which must be deployed along
with your DLL. To avoid using BORLNDMM.DLL, pass string information
using PChar or ShortString parameters. }

uses
SysUtils,
Classes,
UDemo in 'UDemo.pas' {Demo};

{$R *.res}
procedure ShowdemoForm;stdcall;
begin
Demo :=Tdemo.Create(nil);
demo.Show;
end;

function ShowdemoFormModal:integer;stdcall;
begin
demo :=Tdemo.Create(nil);
Result := demo.ShowModal;
end;

Exports
ShowDemoForm,
ShowdemoFormModal;
begin
end.



دقت کنید که نام DLL فوق DemoDll می باشد و با نام DemoDll.dpr ذخیره گردیده است.

حال بر روی فرم موجود تمام دکمه‌ها و آبجکت‌های مورد نظرتان را اضافه و کد نویسی کنید (اختیاری). در پایان در منو Project گذینه Build DemoDll را انتخاب کرده و اجرا نمایید. فایلی با نام DemoDll.dll ایجاد می گردد که برای استفاده آماده است.


استفاده از یک DLL بصورت دینامیکی
برای استفاده از یک DLL ‌بصورت دینامیکی، ابتدا نام توابعی را که در فایل DLL شما موجود است بصورت زیر تعریف نمایید:



unit UMain;

interface

uses
Windows, Messages, SysUtils, Variants, Classes, Graphics, Controls, Forms,
Dialogs, StdCtrls, ExtCtrls;

type
TShowdemoFormModal= Function :integer;
.
.
.



دقت کنید که نام برنامه انتخابی پیش فرض Main و با نام UMain.pas ذخیره گشته است. حال برای لود کردن DLL یادشده، یک دکمه بر روی فرم قرارداده آنرا بصورت زیر کد نویسی کنید:



var
hndDLLHandle:THandle;
ShowdemoFormModal:TShowdemoFormModal;

procedure TFMain.Button1Click(Sender: TObject);
begin
try
hndDLLHandle:=LoadLibrary('Demodll.dll');

if hndDLLHandle <> 0 then begin
@ShowdemoFormModal:=getProcAddress(hndDLLHandle,'ShowdemoFormModal');

if addr(ShowdemoFormModal) <> nil then begin
ShowdemoFormModal;
end
else
showmessage ('function not exists ...');
end
else
showMessage('Dll Not Found!');
finally
freelibrary(hndDLLHandle);
end;
end;
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:38  توسط مجید عزیززاده  | 

نمایش میزان كپی شدن فایل با ProgressBar در دلفی
چطور میتوان زمان کپی شدن فایل را با استفاده از ProgressBar نمایش داد؟
برای انجام این کار ابتدا بر روی یک فرم یک ProgressBar اضافه کنید سپس تابع زیر را تایپ کنید:
procedure TForm1.CopyFileWithProgressBar1(Source, Destination: string);
var
FromF, ToF: file of byte;
Buffer: array[0..4096] of char;
NumRead: integer;
FileLength: longint;
begin
AssignFile(FromF, Source);
reset(FromF);
AssignFile(ToF, Destination);
rewrite(ToF);
FileLength := FileSize(FromF);
with Progressbar1 do
begin
Min := 0;
Max := FileLength;
while FileLength > 0 do
begin
BlockRead(FromF, Buffer[0], SizeOf(Buffer), NumRead);
FileLength := FileLength - NumRead;
BlockWrite(ToF, Buffer[0], NumRead);
Position := Position + NumRead;
end;
CloseFile(FromF);
CloseFile(ToF);
end;
end;



در این تابع شما در واقع فایل مبدا را خوانده و در مقصد مینویسید. حالا یک دکمه اضافه کرده کد زیر رو اضافه نمایید:


procedure TForm1.Button1Click(Sender: TObject);
begin
CopyFileWithProgressBar1('c:\Welcome.exe', 'c:\temp\Welcome.exe');
end;




چطور می توان زمان کپی شدن فایل را محاسبه و نمایش داد؟
برای این کار نیز میتوانید از تابع زیر استفاده کنید:


procedure TForm1.CopyFileWithProgressBar1(Source, Destination: string);
var
FromF, ToF: file of byte;
Buffer: array[0..4096] of char;
NumRead: integer;
FileLength: longint;
t1, t2: DWORD;
maxi: integer;
begin
AssignFile(FromF, Source);
reset(FromF);
AssignFile(ToF, Destination);
rewrite(ToF);
FileLength := FileSize(FromF);
with Progressbar1 do
begin
Min := 0;
Max := FileLength;
t1 := TimeGetTime;
maxi := Max div 4096;
while FileLength > 0 do
begin
BlockRead(FromF, Buffer[0], SizeOf(Buffer), NumRead);
FileLength := FileLength - NumRead;
BlockWrite(ToF, Buffer[0], NumRead);
t2 := TimeGetTime;
Min := Min + 1;
// Show the time in Label1
label1.Caption := FormatFloat('0.00', ((t2 - t1) / min * maxi - t2 + t1) / 100);
Application.ProcessMessages;
Position := Position + NumRead;
end;
CloseFile(FromF);
CloseFile(ToF);
end;
end;



در این تابغ ابتدا زمان اولیه در متغیر t1 ذخیره شده و سپس پس از کپی شدن هر قسمت از فایل، زمان در متغیر t2 ذخیره میشود و توسط فرمول زیر مقدار زمان باقی مانده تا کپی کامل فایل بدست می آید.


((t2 - t1) / min * maxi - t2 + t1) / 100
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:37  توسط مجید عزیززاده  | 

تغییر Hint برای هر ستون از DBGrid در دلفی
ابتدا باید یک عنصر جدید مبتنی بر TDBGrid ایجاد کنید و رویداد OnMouseMove را فراخوانی کنید:
type
TMyDBGrid = class(TDBGrid)
published
property OnMouseMove;
end;

اگرچه شما در رویداد OnMouseMove مختصات X و Y را بدست خواهید آورد، اما شما باید ستون مورد نظر را پیدا کنید. برای ادامه کار لازم است که سطر زیر را در قسمت protected قرار دهید:



procedure WMMouseMove(var Message : TWMMouse); message WM_MOUSEMOVE;



همچنین متغیر های زیر را در قسمت public اضافه نمایید:



MouseRow : integer;
MouseCol : integer;



بنابراین متد WMMouseMove بصورت ریر خواهد بود:



procedure TMyDBGrid.WMMouseMove(var Message : TWMMouse);
var
t : TGridCoord;
begin
t := MouseCoord(Message.XPos, Message.YPos);
MouseCol := t.x;
MouseRow := t.y;
inherited;
end;



ما ابتدا فیلدهای XPost و YPos را از ساختار WMMouseMove تنظیم میکنیم:



procedure TForm2.MyDBGrid1MouseMove(Sender: TObject; Shift: TShiftState; X, Y:
Integer);
begin
if (((dgIndicator in MyDBGrid1.Options) and (MyDBGrid1.MouseCol > 0)) or
((not (dgIndicator in MyDBGrid1.Options)) and (MyDBGrid1.MouseCol <> -1)))
and (MyDBGrid1.MouseCol <> OldMouseCol) then begin
OldMouseCol := MyDBGrid1.MouseCol;
if dgIndicator in MyDBGrid1.Options then
MYDBGrid1.Hint := MyDBGrid1.Columns[MyDBGrid1.MouseCol - 1].FieldName
else
MYDBGrid1.Hint := MyDBGrid1.Columns[MyDBGrid1.MouseCol].FieldName;
end;
end;



حالا مجددا'' تعریف زیر را در قسمت public قرار دهید:



HintMouseMessage(Control : TControl; var Message : TMessage)



در قسمت OnMouseMove از TDBGrid نیز فرامین زیر را اضافه نمایید:



var
r : TMessage;
begin

Application.HintMouseMessage(self, r);
TWMMouse(r).XPos := X;
TWMMouse(r).YPos := Y;
Application.HintMouseMessage(MyDBGrid1, r);
end;



همه کارها انجام شد. حالا شما میتوانید نتیجه را مشاهده کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:36  توسط مجید عزیززاده  | 

آرایه‌ها در دلفی
دلفی به ما امکان می دهد آرایه‌هایی از هر نوع متغییری را ایجاد کنیم. برای تعریف آرایه به صورت زیر عمل میکنیم:
var
array[indexType1, ..., indexTypen] of baseType;

در این تعریف برای نامگذاری آرایه، از قانون نامگذاری متغییرها استفاده میکنیم و مقدار اولیه را نیز درون یک جفت کروشه قرار می دهیم.

نکته: شما می توانید به جای استفاده از کروشه [] از ترکیب پرانتز نقطه استفاده کنید:
d(.i.):= 3 + i; // Equivalent d:= 3 + i;

نکته: وقتی که شما یک آرایه را تعریف می کنید احتیاجی ندارید که به آن مقدار کمترین یا بیشترین بدهید:
var
A : array [Boolean] of integer;
begin
A[True] := 50;
A[False] := 100;
end;

نکته: توابع Low و High کران‌های پایین وبالای یک متغییر آرایه‌ای یا نوعی یا ترتیبی را بر میگردانند:
for I := 0 to High(X) do S := S + X;


آرایه‌های ثابت:
آرایه های ثابت می توانند توسط ساختار ثابت نوع دلفی تعریف شود. نوع ثابت که همیشه با عبارت Const تعریف می شود، نه تنها مانع تغییر مقدار پارامتر می شود، بلکه کدهای بهینه بیشتری برای رشته‌ها و رکوردهای رد شده به توابع تولید می کند. ما هنگامی از این نوع استفاده می کنیم که نخواهیم مقدار رد شده به یک تابع تغییر کند.
type
TDay = (Sunday, Monday, Tuesday, Wednesday, Thursday, Friday, Saturday);

const
DayNames : array [TDay] of String[9] = ('Sunday', 'Monday', 'Tuesday',
'Wednesday', 'Thursday',
'Friday', 'Saturday');
var
Today : TDay;

begin
Today := TDay(DayOfWeek(Date) - 1);
ShowMessage('Today is ' + DayNames[Today] + '!');
end;


آرایه‌های دینامیکی:
آرایه‌های دینامیکی، آرایه‌های تحلیلی پویایی هستند که ابعاد آنها موقع کامپایل شدن شناخته شده نیست. برای اعلان آنها کافی است یک آرایه بدون بعد تعریف کنید:
var MyFlexibleArray: array of Real;

قبل از به کار گیری آرایه‌های دینامیکی، ابتدا باید از رویه SetLength برای تخصیص حافظه آرایه استفاده کرد:
SetLength (MyFlexibleArray, 2; (

نکته: آرایه‌های دینامیکی همیشه مبتنی بر صفر می باشند.

نکته: شما می‌توانید آرایه‌های دینامیکی را قبل از رسیدن به ترک قلمرو از حافظه خارج کنید:
MyFlexibleArray := nil;

نکته: مقدار حافظه‌ای که در اختیار آرایه قرار میگیرد، به طول آرایه ونوع عناصر آن بستگی دارد. به عنوان مثال اگر آرایه‌ای از نوع صحیح به طول 10 داشته باشیم 4*10 بایت حافظه به آن اختصاص می‌یابد.


فشرده‌سازی آرایه‌ها:
در دلفی شما هنگامی که ساختار خود را تعیین کردید می‌توانید با استفاده از کلمه کلیدی packed اطلاعات ذخیره شده خود را متراکم کنید:
type TNumbers = packed array[1..100] of Real;

نکته: استفاده از packed سرعت دسترسی به اطلاعات را کند میکند. در مورد آرایه‌ای از کاراکترها این مورد سازگارتر می‌باشد.


آرایه‌های چند بعدی دینامیکی:
برای تعریف آرایه‌های چند بعدی دینامیکی، تنها کافی است ...array of را در ساختار خود تکرار کنید. به طور مثال:
type
TMessageGrid = array of array of string;

var
Msgs: TMessageGrid;

این تعریف یک آرایه دو بعدی از رشته‌ها می باشد. سپس باید به آرایه خود فضا نسبت داد:
SetLength(Msgs, I, J);


شما می‌توانید آرایه‌های چند بعدی دینامیکی خود را به صورت غیر مستطیلی (Not Rectangular) ایجاد کنید. ابتدا رویه SetLength را صدا زده و پارامتر بعد اول را بدهید:
var
Ints: array of array of Integer;

SetLength(Ints, 10);

ما 10 سطر به آرایه خود اختصاص دادیم. از این پس، شما می توانید ستونهای خود را در هر زمان (با اندازه‌های مختلف) تخصیص دهید:
SetLength(Ints[2], 5);
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:35  توسط مجید عزیززاده  | 

نكات مفید كار در محیط دلفی
محیط دلفی برای برنامه نویسی یکی از بهترین محیطهای برنامه نویسی است گذشته از کارکرد داخلی و کمپایلر آن که بسیار قوی و سریع است، محیط آن یعنی IDE آنهم قدرت بسیار زیادی دارد که باعث شده یکی از بهترین ادیتورها باشد. در این مقاله من سعی بر این داشته ام تا با ارائه یک سری از نکات و کلیدهای میانبر که می توانند برای کار در دلفی بسیار مفید و کارا باشند، کمک کنم تا شما بتوانید با قدرت بیشتر به برنامه نویسی و کار در این محیط قدرتمند ادامه دهید.

در قسمت اول مقاله که در حال حاضر در مقابل شماست من یک سری از کلیدهای میانبر و ترکیبی مورد استفاده در IDE دلفی را بصورت لیست وار و همراه یک توضیح کوچک آورده ام. دوستان عزیز برنامه نویس ممکنه که شما مدتها با دلفی مشغول برنامه نویسی بوده باشید اما من یقین دارم که در این لیست نکات و روشهای جدیدی را خواهید آموخت.

جستجو در متن بصورت مستقیم:
برای اینکار کلیدهای Ctrl+E را بفشارید و بدنبال آن شروع به تایپ کلمه مورد نظر کنید نتیجه آن را خود ببینید. برای اینکه به کلمه بعدی بروید کافیست کلید F3 را بزنید.

ایجاد فرورفتگی در کد:
بعضی اوقات - که خیلی هم پیش می‌آید - لازم است که یک مقداری از متن را بصورت بلوک شده به جلو و یا عقب ببریم. منظور دندانه دار کردن متن است که به خوانایی برنامه کمک می کند. برای اینکار می تونید از کلید Ctrl +Shift+I برای جلو بردن و Ctrl+Shift+U برای عقب برگرداندن متن بلوک شده استفاده کنید.

پرش به قسمت تعریف یک شی (Object):
ببنید شی مورد نظرتون (از قبیل VCL, Procedure, Function,...) در کجا و چطور تعریف شده می توانید کلید Crtl رو پایین نگه داشته و روی شی مورد نظر Click کنید.

برای تغییر حالت کاراکترها:
شما می توانید یک قسمت از متن (که ممکن است با حروف بزرگ و یا کوچک تایپ شده باشد) را انتخاب کنید و با زدن کلیدهای Ctrl+O+U به ترتیب تمامی حروف کوچک آن قسمت از متن را به حروف بزرگ و تمامی حروف بزرگ آنرا به حروف کوچک تبدیل کنید. برای تعییر حالت یک کلمه نیز میتوانید روی کلمه مورد نظر رفته و کلیدهای Ctrl+K+F برای بزرگ کردن و کلیدهای Ctrl+K+E را برای کوچک کردن حروف آن کلمه بکار برد.

درست کردن ماکرو متنی:
این امکان بسیار مفید است و می تواند بسیاری از کارهای نوشتاری را کاهش دهد با اینکار شما میتوانید یک سری از کارهای تکراری که روی متون انجام می دهید را بصورت ماکرو در آورده و از آنها به راحتی استفاده کنید. برای شروع به ضبط ماکرو کلیدهای Ctrl+Shift+R را بفشارید و آن سری کارهایی را که می خواهید را انجام دهید و سپس برای اینکه به کار ضبط ماکرو پایان دهید کلیدهای Ctrl+Shift+R را دوباره بزنید. حال برای استفاده از ماکرو کافیست در هر جا که لازم بود کلیدهای Ctrl+Shift+P را بفشارید.

انتخاب متن بصورت مربعی:
اگر شما از کهنه کارهای کامپیوتر باشید حتما از زمان داس یادتون هست که برنامه ای بود به نام PE2 که یکی از امکانات بسیار جالبش این بود که یک مربع از متن رو میتوانستین انتخاب کنید و آنرا کپی یا حذف کنید. بله درست متوجه شدید در محیط دلفی هم شما اینکار را میتوانید انجام دهید اما نه به مشکلی PE2 بلکه اینکار را میتوانید فقط با گرفتن کلید Alt و کشیدن موس روی متن انجام دهید. هر چند ممکن است در نگاه اول زیاد این امکان مفید به نظر نیاید ولی بعضی وقتهای خیلی کار را راحت میکنه، که حتماً تجربه خواهید کرد.

گذاشتن علامت روی متن:
این کار که به BookMark معروف است بسیار مفید و کارا می باشد. در هنگامی که شما روی قسمتی از متن برنامه کار میکنید و می خواهید به یک قسمت دیگر بروید ممکن است برای برگشتن به مکان اول خود کمی مشکل پیدا کنید. ولی شما میتوانید با زدن چند دکمه به محل مورد نظرتون باز گردید. برای اینکار در خطی که قصد دارید علامت بگذارید کلیدهای Ctrl+Shift+0..9 را بفشارید. منظور اینست که کلیدهای Ctrl+Shift را نگه دارید و یکی از اعداد 0 تا 9 را وارد کنید تا آن خط به همان شماره علامت گذاری شود و سپس هر جا که خواستید بروید و سپس هر بار که کلید Ctrl را نگه دارید و شماره مورد نظر را وارد کنید به همان خط باز خواهید گشت. البته توجه داشته باشید که فقط می توانید 10 خط را با این روش علامت گذاری بکنید و برای برداشتن علامت ها کافیست روی همان خط دوباره کلید Ctrl+shift و شماره‌ای که برای آن خط وارد کرده اید را بفشارید با اینکار علامت آن خط برداشته می شود.

ایجاد کلاس مورد نظر:
شما هنگامی که در قسمت Private و یا Public یک type، روال یا تابع درست کردید لازم دارید که قسمتی را برای قرار دادن کدهای مربوط به آن روال یا تابع را ایجاد کنید. برای اینکار شما پس از اینکه نام تابع را تایپ کردید می توانید کلیدهای Ctrl+Shift+C را فشار دهید تا دلفی یک قسمت برای نوشتن کدهای مورد نظرتان ایجاد کند.

ظاهر کردن پنجره Code insight:
شما حتما به اهمیت و مفید بودن این قسمت دلفی واقفید که در هنگام کد نویسی تا چه حد می تواند کارها را راحت کند. بله در هنگام وارد کردن کدها بعد از وارد کردن نام یک کلاس و یا Object با زدن یک نقطه (.) پنجره Code Insight ظاهر می شود. حال در بعضی وقتها شما ممکن است که نقطه را قبلا وارد کرده باشید و یا در مواقع دیگر این پنجره ظاهر نشود. در این صورت برای اینکه پنجره را ظاهر کنید باید دوباره نقطه را وارد کنید ولی راه آسانتری هم وجود دارد و آن اینست که کلیدهای Ctrl+Speacebar را فشار دهید.

ظاهر کردن پنجره Code Parameter:
همانند بالا در هنگام ظاهر شدن Hint مربوط به راهنمای توابع که معمولاً بعد از گذاشتن پرانتز مربوط ظاهر میشود و در مورد پارامترهای لازم می باشد نیز می توانید از کلیدهای Ctrl+Shift+SpaceBar استفاده کنید.

رفتن از قسمت تعریف توابع و روالها به قسمت کد آنها:
همیشه این نیاز وجود خواهد داشت که شما در هنگامی که دارید به دنبال یک روال در قسمت type میگردید بعد از پیدا کردن نام آن می خواهید که خود آن تابع یا روال را نیز ببنید. برای اینکار خوب حتما نام آن را جستجو میکنید ولی یک راه آسانتر اینست که شما روی نام آن تابع قرار گیرید و کلیدهای Ctrl+Shift+Up/Down را بزنید. در اینحالت اگر روی کد تابع باشید به قسمت تعریف آن خواهید رفت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:34  توسط مجید عزیززاده  | 

مدیریت حافظه در دلفی
تخصیص خودکار حافظه
وقتی شما از نوع‌های پایه (Integer ،real ،word و…) برای ایجاد متغییرهای خود استفاده می کنید، هیچ نگرانی درباره تخصیص حافظه آن وجود ندارد چون دلفی خودش آنرا تخصیص حافظه می کند و سپس آزاد میکند.



type
TDay = (Sunday, Monday, Tuesday, Wednesday, Thursday, Friday, Saturday)
var
Name : String; {256 Bytes}
X, Y : Integer; {4 + 4 = 8 Bytes}
List : array [0..10] of Double; {8 * 11 = 88 Bytes}
Today : TDay; {1 Byte}



دراین نمونه پس از پایان برنامه، تمام حافظه تخصیص داده شده فراخوانی و آزاد می شود.


تخصیص حافظه دینامیکی
در این حالت برنامه نویس احتیاج دارد تا انباره حافظه را شخصا'' تخصیص و آزاد کند.

نوع Pointer
اشاره‌گرها در دلفی می‌توانند شکل‌های مختلفی را در برگیرد. نخست، نوع اشاره‌گری که یک آدرس حافظه را برای نوع ویژه‌ای از داده، همانند صحیح، رشته و غیره نگه میدارد (Typed Pointer).



var
;Number : ^Integer
;Name : ^String



دوم، اشاره‌گرهای بدون نوع. اشاره‌گرهای بدون نوع (Untyped Pointers) خیلی به نوع معمولی خود شبیه هستند. اما محدودیت‌هایی مثل اینکه باید به نوع خاصی اشاره (Point) کند را ندارد.



var
;Something : Pointer



حال اشاره‌گر بدون نوع ما می تواند به هر نوعی از داده اشاره کند. برای تخصیص حافظه آن، از کمپلکس بیش از یک بیت استفاده میکنیم. برای مثال برنامه زیر کامپایل می شود ولی در زمان اجرا حافظه‌ای تخصیص نمیشود.



begin
New(Something);
Dispose(Something);
end;



برای تخصیص حافظه کامپایلر باید بداند که نوع داده ما برای تخصیص حافظه چیست:



type
IntPtr = ^Integer;

var
Something : Pointer;
begin
Something := New(IntPtr);
Integer(Something^) := 10;
Dispose(Something);
end;




تخصیص بلاکی از حافظه
ما می‌توانیم از اشاره به بلاک‌هایی از تخصیص حافظه در سیستم استفاده کنیم. این کار را با رویه‌های GetMem و FreeMem برای تخصیص و آزاد سازی حافظه استفاده میکنیم.



var
Something : Pointer
begin
GetMem(Something, 100);
FreeMem(Something, 100);
end;




اشاره به حافظه از قبل تخصیص داده شده
هر دو نوع اشاره‌گرها می توانند به هر جایی از حافظه اشاره بکنند. این بدان معناست که آنها می‌توانند اشاره به فضای اشغال شده با داده‌هایی که در حال حاضر موجودند داشته باشند. این نمونه اشاره‌گر احتیاجی به تخصیص حافظه ندارد.



var
Something : Pointer;
MyString : PChar; // type PChar = ^Char;

begin
GetMem(Something, 100);
MyString := Something;
StrCopy(Something, 'Hello World');
FreeMem(Something, 100);
end;




حافظه Heap
Heap شامل قسمتی از حافظه موجود در یک برنامه است که آنرا حافظه پویا می نامیم. Heap بخشی است که در آن تخصیص و تعریف حافظه به صورت تصادفی (Random) اتفاق می‌افتد. این به آن معناست که اگر شما سه بلاک از حافظه را به طور متوالی تخصیص دهید، می توانید بعد از هر دستور آنرا از بین ببرید. مدیر Heap جزئیات را برای شما نگهداری می کند. بنابراین شما به سادگی می توانید یک حافظه جدید را با GetMem و یا بوسیله صدا زدن constructor هنگام ساختن یک شی درخواست کنید و دلفی به شما یک بلاک جدید را برخواهد گرداند. Heap یکی از سه فضای موجود در برنامه کاربردی را استفاده کرده و دوتای دیگر به صورت فضای یکپارچه (Global) و پشته قرار می گیرند.


حافظه Stack
Stack شامل قسمتی از یک بخش از حافظه موجود یک برنامه است که دینامیکی است اما برای تخصیص و آزادسازی فرامین مخصوص دارد. تخصیص Stack به صورت LIFO می باشد. این بدان معناست که آخرین حافظه شیء شما تخصیص داه خواهد شد و سپس حذف می شود. حافظه پشته در روتین‌های نوعی استفاده می‌شود. وقتی شما یک روتین را صدا میزنید، پارامترهایش و روتین نوع آن در پشته ریخته می شود. همچنین پارامترهایی که در یک روتین تعریف میشوند، در پشته ذخیره میشوند و وقتی روتین خاتمه پیدا می کند تمام آنها به طور خودکار از بین می رود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:33  توسط مجید عزیززاده  | 

تاریخچه زبان دلفی
دلفی در واقع یک کامپایلر پاسکال است. دلفی 6 نسل جدید کامپایلر های پاسکال است که شرکت Borland از زمان ایجاد اولین نسخه پاسکال توسط Andres Hejlsberg در 15 سال پیش به بازار عرضه کرد.

برنامه نویسی به زبان پاسکال در سالیان سال از استواری و ثبات، زیبایی و ظرافت و البته سرعت بالای کامپایل سود برده است. دلفی هم از این قاعده مستثنی نیست. کامپایلر دلفی ترکیبی از بیش از یک دهه تجربه طراحی کامپایلر پاسکال و معماری بهبود یافته کامپایلر های 32 بیتی است. اگرچه قابلیت های کامپایلرها با گذشت زمان پیشرفت قابل توجهی داشته است ولی سرعت آن چندان کاهش نیافته و همچنان از سرعت بالایی برخوردار است. به علاوه استحکام و قدرت کامپایلر دلفی معیاری برای سنجش دیگر کامپایلر هاست.

در اینجا به بررسی تفصیلی روند حرکتی دلفی در هر یک از نسخه های آن می پردازیم و مشخصات مهم آن را بررسی می کنیم.

سال 1995 - Delphi1
در زمان استفاده از سیستم عامل DOS برنامه نویسان مجبور بودند از بین زبان پر قدرت ولی کم سرعت Basic و زبان کارآمد ولی پیچیده و نامفهوم Assembly یکی را انتخاب کنند. پاسکال با ارائه یک زبان ساخت یافته و یک کامپایلر سریع و کم نقص این شکاف را پرکرد. برنامه نویسان Windows 3.1 هم با تصمیم گیری مشابهی رو برو شدند. یکی زبان قدرتمند و سنگین ++C و یکی زبان ساده و محدود کننده Visual Basic .

ارائه Delphi1 در این مورد هم راه حل خوبی برای برنامه نویسان بود. دلفی مجموعه متفاوتی برای برنامه نویسی بود . طراحی و توسعه برنامه های کاربردی، ایجاد DLL ها، پایگاههای داده و ... که یک محیط ویژوال وسیع را تشکیل می داد. Delphi1 اولین ابزار برنامه نویسی ویندوز بود که محیط طراحی ویژوال، کامپایلر بهینه کد برنامه و دسترسی قوی به پایگاههای داده را در یک جا جمع کرد که آن را به یکی از بهترین ابزارهای روش نوین توسعه سریع نرم افزار (Rapid Application Development) تبدیل کرد. این مجموعه قدرتمند باعث شد که در همان زمان بسیاری از برنامه نویسان زبانهای دیگر به Delphi روی بیاورند و این موفقیت بزرگی برای Borland به حساب می آمد. همچنین بسیاری از برنامه نویسان پاسکال دلفی را ابزاری یافتند که توسط آن هم از توانایی و تجربه خود در برنامه نویسی پاسکال استفاده می کردند و هم توانایی کار در ویندوز را به دست آوردند. همچنین زبانی که در آن زمان با نام پاسکال شیئی (ObjectPascal) در دانشگاهها ایجاد شده بود یک زبان بسیار خشک و محدود کننده بود که اصلاٌ حالت کاربردی پیدا نکرد.

ویژگیهای دلفی مثل طراحی ظاهری حساب شده و کاربر پسند آن باعث شد که زبان پاسکال شیئی عملاٌ از رده خارج شود. تیم طراحی VB در Microsoft قبل از حضور دلفی هیچ رقیب مهمی برای خود نمی دید. VisualBasic در آن زمان زبانی نا کارآ ، کم سرعت و کند ذهن بود. Visual Basic 3 در عمل اصلا توانایی رقابت با Delphi 1 را نداشت. در این سال شرکت Borland گرفتار یک سری مشکلات قضائی با شرکت Lotus بود که در نهایت هم متخلف شناخته شد. همچنین درگیری مشابهی هم با Microsoft بر سر تلاش در تغییر دادن فضای نرم افزار های Microsoft پیدا کرد. همچنین Borland مشغول طراحی و فروش طرح Quatro به شرکت Novell و طراحی پایگاه های داده dBase و Paradox بود که با استقبال قابل توجهی مواجه نشد.

در این زمان که Borland مشغول فعالیتهای قضایی و تجاری بود Microsft توانست گوی سبقت را از Borland برباید و قسمت اعظم بازار ابزار های برنامه نویسی تحت Windows را در اختیار بگیرد و سعی می کرد تا این طرز فکر را اشاعه دهد که چون Windows را طراحی کرده صلاحیت و توانایی تهیه بهترین ابزار های برنامه نویسی تحت آن را نیز در دست دارد. در این شرایط Borland با عرضه Delphi و نسخه جدید ++Borland C سعی کرد خدشه ای در فرمانروایی Microsoft وارد کند و سهمی در بازار بزرگ این محصولات داشته باشد.

سال 1996 - Delphi2
یک سال بعد Delphi2 تمام مزایای نسخه قبلی را تحت سیستم های جدید 32 بیتی (Windows 95,Windows NT) ارائه داد. همچنین Delphi2 با ارائه خصوصیات اضافه و کارکرد های قویتری نسبت به Delphi1 توانایی های خود را افزایش داد. (ازجمله ارائه کامپایلر 32 بیتی که سرعت بالایی به نرم افزار ها می بخشید، کتابخانه بزرگ و کاملی از اشیای مختلف، شیوه جدید و تکامل یافته ای برای اتصال به پایگاه های داده مختلف، ادیتور پیشرفته، پشتیبانی از OLE ، توانایی وراثت در فرمهای ویژوال و سازگاری با پروژه های 16 بیتی Delphi1 ). Delphi2 به معیاری برای سنجش و مقایسه همه ابزارهای توسعه نرم افزار در آن زمان تبدیل شد.

در آن زمان با ارائه سیستم 32 بیتی Windows95جهش بزرگی در سیستم عامل Windows رخ داد و Borland بسیار مشتاق بود که Delphi را به بهترین ابزار برنامه نویسی سیستم جدید تبدیل کند. نکته این که در آن زمان به منظور تاثیر در افکار عمومی و تاکید بر قدرت Delphi در سیستم عامل 32 بیتی قرار بود که نرم افزار با نام جدید Delphi32 به بازار عرضه شود ولی در آخرین مراحل به خاطر اینکه نشان دهند این زبان زبانی رشد یافته و تکامل یافته نسخه قبلی یعنی Delphi1 است نام Delphi2 را برای آن انتخاب کردند.

Microsoft تلاش کرد که با Visual Basic 4 با Delphi مقابله کند ولی از ابتدا کیفیت پایین آن و ضعف آن در انتقال برنامه های 16 بیتی به سیستم 32 بیتی و بروز اشکالات ساختاری در طراحی آن موجب شکست زودهنگام Visual Basic 4 شد. در این زمان هنوز تعداد زیادی از برنامه نویسان به Visual Basic وفادار بودند. Borland هنچنین روشها و ابزارهای قدرتمندی همچون PowerBuilder برای طراحی نرم افزار های Client/Server ارائه داد ولی Delphi هنوز آن قدر قدرتمند نشده بود که بتواند نرم افزارهایی که جایی در بین توسعه گران پیدا کرده اند را براندازد.

سال 1997 - Delphi3
از زمان تهیه و توسعه Delphi1 تیم توسعه Delphi در فکر گسترش و ایجاد یک زبان قدرتمند جهانی بود. برای Delphi2 این تیم تمام نیروی خود را صرف اعمال مربوط به انتقال تواناییها و کارکرد ها به سیستم 32 بیتی و همچنین اضافه کردن خصوصیات Client/Server و پایگاه داده کرد. در زمان تهیه Delphi3 تیم توسعه فرصت لازم برای گسترش مجموعه ابزار موجود را یافت و در این راستا کیفیت و کمیت ابزارهای Delphi بهبود یافت. به علاوه راه حل هایی برای مشکلات عمده و قدیمی برنامه نویسان تحت ویندوز ارائه شد. به ویژه استفاده از برخی فناوری های پیچیده و نا مفهوم (مثل COM و ActiveX وتوسعه نرم افزار های تحت Web وکنترل پایگاههای داده چند کاربره). روش نمایش کد برنامه همچنین توانایی کامل کردن خودکار کد (Code Completion) عملیات کد نویسی را راحت تر کرد. ضمن این که همچنان در بیشتر موارد اساس و متدولوژی برنامه نویسی مانند Delphi1 بود و بر پایبندی به قوانین اصولی Pascal تاکید می شد.

در این زمان رقابت شرکت های تولید کننده ابزار های برنامه نویسی بسیار تنگاتنگ شده بود. Microsoft با ارائه Visual Basic 5 به پیشرفت های خوبی دست یافت ازجمله پشتیبانی قوی از COM و ActiveX و ایجاد برخی خصوصیات و تغییرات کلیدی و اساسی در کامپایلر VB. ضمن این در همین سال Borland با پشتوانه قوی Delphi و با استفاده از ساختار موفق آن ابزارهای دیگری همچون Forte و BC++ Builder به بازار عرضه کرد.

تیم Delphi در زمان طراحی Delphi3 چند تن از اعضای کلیدی خود را از دست داد. Andres Hejlsberg معمار اصلی Delphi در اقدام غیر منتظره ای Borland را ترک کرد و تصمیم گرفت به رقیب دیرینه یعنی Microsoft بپیوندد. اما حرکت تیم Delphi متوقف نشد و معاون Hejlsberg که سالها تجربه همکاری با او را داشت توانست رهبری این تیم را به خوبی در دست بگیرد. همچنین مسئول فنی تیم (Paul Gross) هم در اقدام مشابهی به گروه Microsoft ملحق شد. این تغییرات بیشتر به خاطر اختلافات شخصی بین افراد تیم بود و نه به خاطر مسائل حرفه ای.

سال 1998 - Delphi4
Delphi4 بیشتر بر روی راحتتر کردن کار با دلفی متمرکز شد. مرورگر روال ها (Module Explorer) بهبود یافت و مرور و ویرایش Unit ها را راحت تر کرد. کنترل کد و کامل کردن خودکار کلاسها این فرصت را به کاربر داد که فکر و زمان خود را روی ساختار اصلی برنامه بگذارد و در وقت صرفه جویی کند. طراحی رابط کاربر هم کاملاٌ عوض شد و بهبود یافت و اشکال زدا (Debugger) نیز پیشرفت قابل توجهی داشت. Delphi4 قابلیتهای برنامه نویسان را در استفاده از تکنولوژیهای چند منظوره خارجی مثل MIDAS ، DCOM ، MIS و Corba افزایش داد.

در این سال Delphi جایگاه خود را در رقابت با دیگران مستحکم کرده بود و کم کم به سمت دست یابی به سودآوری مالی مورد نظر خود پیش می رفت. در واقع در این زمان بود که حاصل کار سنگین چند ساله تیم نمایان می شد. بعد از سالها آزمایش Delphi شهرت و محبوبیت خاصی پیدا کرد و دیگر برنامه نویسان Delphi توانایی جدا شدن از آن را نداشتند. در این زمان Borland به کار سوٌال برانگیزی دست زد و به منظور تبلیغ بیشتر و برتری در جنگ روانی با دیگر شرکتها نام Inprise را برای فعالیتهای تجاری خود برگزید.

ابزار های مربوط به فن آوری Corba را گسترش داد تا راه جدیدی برای سودآوری ایجاد کند. برای موفقیت در این زمینه Corba نیاز به رابط کاربر قدرتمندی داشت که در کنار توانایی های آن کار کردن با آن نیز راحت باشد. دقیقاٌ همان کاری که در سالهای قبل در مورد COM و برنامه نویسی تحت Web انجام شده بود و به موفقیت دست یافته بود. با این وجود بنا به دلایل مختلفی این گسترش و توسعه Corba هیچ وقت تکامل و موفقیتی که مورد نظر بود را به دست نیاورد و بر خلاف تبلیغات و سرمایه گذاری های انجام شده فن آوری Corba تنها توانست نقش کوچکی در روند رو به جلوی Delphi ایفا کند.

سال 1999 - Delphi5
Delphi5 در برخی زمینه ها پیشرفت های قبلی را ادامه داده است. اولاٌ مسیری را که Delphi4 با اضافه کردن ویژگیهای زیادی شروع کرده بود ادامه داد. Delphi4 باعث شد کارهایی که قبلاٌ به صرف وقت زیادی احتیاج داشت بسیار سریعتر انجام شود. Delphi به شکل امیدوار کننده ای به برنامه نویس این امکان را می دهد که بیشتر به برنامه ای که میخواهد بنویسد توجه کند و نه به قواعد برنامه نویسی و نوشتن کد های تکراری و خسته کننده. این ویژگیهای سودمند شامل رابط کاربر بهبودیافته و سیستم اشکال زدایی(Debugger) توانمند ، امکانات برنامه نویسی تیمی و ابزار های ترجمه می شود.

ثانیا Delphi5 خصوصیات جدیدی را در بر می گیرد که توسعه برنامه های تحت وب را واقعاٌ راحت کرده است. این ویژگیها شامل طراح اشیای مربوط به ASP برای ساختن صفحات (Active Server Page)، اشیایی موسوم به Internet Express برای پشتیبانی از XML و خصوصیات جدید MIDAS که آن را به یک ابزار همه کاره در پایگاه های داده تحت Web تبدیل کرد. در نهایت با صرف وقت ، هزینه و صبر زیاد توانست Delphi5 قدرتمند را عرضه کند. این فعالیت مدتها به طول انجامید و قبل از عرضه عمومی، Delphi5 بارها در بازبینی ها و آزمایشهای داخلی قسمتهای مختلف آن تغییر کرد و بهبود یافت.

Delphi5 در نیمه دوم سال 1999 به بازار عرضه شد و به نفوذ و تسلط بر بازار ادامه داد. در این زمان Visual Basic که کم کم به عضوی تحقیر آمیز برای Microsoft تبدیل می شد هم با پیشرفتهایی توانست در رقابت دوام بیاورد و از صحنه خارج نشود. در اقدام درست و به جایی نام Inprise دوباره به Borland بازگشت. این اقدام از سوی طرفداران و مشتریان قدیمی Borland با استقبال خوبی مواجه شد.

سال 2001 – Delphi6
در هنگام تهیه Delphi6 ساختار Delphi در زمینه های مختلف شکل گرفته بود و به یک تکامل نسبی رسیده بود. این مسئله باعث شد که تیم طراحی بتواند وقت خود را بر روی طرحی که مدتها تنها در حد یک نظریه بود بگذارد و آن را بسیار زودتر از آن که انتظار می رفت عملی کند: گام نهادن به محیط های فراتر از Windows . بیشتر نیروی توسعه گران Delphi در این مدت صرف رهانیدن Delphi از بند Windows شد که این خود در درجه اول مبارزه ای آشکار با سلطه Microsoft بود و ثانیاٌ راه برنامه نویسان را به سوی فضا های دیگر برنامه نویسی باز کرد. در ابتدا این عمل ریسک بزرگی بود و بیم آن می رفت که جایگاه Delphi در Windows هم به خطر بیفتد ولی در نهایت به نقطه رشد و قوتی بدل شد که Delphi را به یکی از بهترین ابزار برنامه نویسی Multi Platform تبدیل کرد.تکنولوژی CLX روالهای مختلف Delphi را با Kylix (عضو جدید خانواده Borland که در فضای Linux کار می کند) به اشتراک گذاشت و استفاده از سیستم بایت Java باعث شد که Delphi حتی از قید سخت افزار هم رها شود.

به نظر می رسد که این فعالیتها باعث ثبات Delphi در دنیای برنامه نویسان شود و نگرانی های Borland و برنامه نویسان که همیشه می ترسیدند که مبادا با ضعیف شدن Windows جایگاه خود را از دست بدهند حال به افتخار و آرامش برای آنان و نگرانی برای طرفداران Microsoft تبدیل شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 16:32  توسط مجید عزیززاده  | 

نرم افزار صوتي و تصويري jetAudio در دنياي مديا نام مشهوري است اين برنامه با اراعه نسخه جديد خود 6 jetAudio 6.0.6 Basic به رقابت با برنامه هاي قدرتمندي مانند Windows Media Player و Real Player و... پرداخته و در اين رقابت هميشه جزء بهترين ها است . اگر شما مايل به استفاده از Windows Media Player چند کاره هستيد و براي تنظيم فايلهاي صوتي و تصويري خود سرعت و سادگي را ترجيح مي دهيد اين نرم افزار کاملا مناسب شماست . اين برنامه با ظاهري بسيار زيبا که سه فرم Skin مختلف براي آن در نظر گرفته شده است همچنين مي توانيد در صورت تمايل 25 فرم ديگر را از سايت آن دريافت کنيد.
همچنين اين برنامه قابليت پشتيباني 57 فرمت مختلف فايلهاي صوتي و تصويري و تبديل آنها به يکديگر و قابليت رايت فايلهاي صوتي و تصويري روي سي دي CD Burning را دارا مي باشد.
همه ويزگيهاي 6 Jet Audio قابل تنظيم به دلخواه کاربر است که به عنوان نمونه مي توان به تايمري اشاره کرد که زمان آن براي خارج شدن خودکار از برنامه ويندوز و يا وارد شدن به مد Stand By قابل تنظيم است. از مزاياي ديگر 6 Jet Audio مي توان به پشتيباني قوي در نظر گرفته شده براي آن در مقايسه با ساير نرم افزار هاي رايگان اشاره کرد که قبل از اين نرم افزار روال کاري شرکتهاي توليد کننده نرم افزار نبود ولي در مورد اين برنامه با مراجعه به سايت آن و يا فرستادن ايميل در کمتر از 20 دقيقه به شما جواب داده مي شود و اگر شما در ادامه سوالات ديگري مطرح کنيد جوابهاي شما توسط فرد قبلي داده خواهد شد.
ما به همه علاقه مندان به فيلم و موسقي استفاده از اين برنامه زيبا کار آمد و قوي را توصيه مي کنيم
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 18:0  توسط مجید عزیززاده  | 

سادگي و ابداع را با هم بياميزيد و اطلاعات خود را با نرم افزار ساده Clone CD كپي نماييد.
اين برنامه يكي از قدرتمندترين برنامه ها براي كپي سي دي هاي خش دار و قفل دار مي باشد.
مي توانيد اكثر فرمت هاي فايل هاي صوتي، اطلاعات، تصاوير و فايل هاي ويديويي را با اين برنامه كپي كنيد.
Clone CD كيفيت بالايي را در كپي كردن سي دي ارايه مي دهد.
اين برنامه مي تواند انتخاب هاي زيادي را براي كپي سي دي در اختيار شما قرار بدهد.
اكثر اطلاعاتي كه اين برنامه كپي مي كند در انواع CD-Rom ها خوانده مي شود.
در اين قسمت تصميم داريم كار با اين برنامه ساده و كاربردي را با هم بياموزيم:
پس از اجراي آن كادر كوچكي باز مي شود كه چهار شمايل گرافيكي در آن مشاهده مي شود.
اگر با ماوس توقف كوتاهي بر روي هر يك از آنها داشته باشيد در قسمت پايين كادر عملكرد آن را مشاهده خواهيد نمود.
در صورتي كه كاربا ساير برنامه هاي كپي سي دي مانندNero و يا Easy CD Creator را بدانيد طبيعتا مشكلي در اين برنامه كوچك نخواهيد داشت. ايجاد فايل شبيه سازي شده از يك سي دي ?- اولين شمايل گرافيكي Clone CD يعني Read to lmage file را انتخاب كنيد تا كادري باز شود.
در اين قسمت مي توانيد نوع سي دي مبدأ خود را مشخص كنيد و سپس دكمه Next را بفشاريد.
زمان كوتاهي صرف مي شود تا ديسك در ديسك گردان خوانده شود.
?- سپس در كادر بعدي مي توانيد نوع فرمت فايل را انتخاب كنيد كه در اينجا چهار فرمت وجود دارد (Multimedia, Game CD Audio CD, Data CD) پس از انتخاب مورد دلخواه روي دكمه Next كليك كنيد.
?- كادر بعدي شامل محل ذخيره سازي فايل تصويري و ايجاد راهنما براي آن است. ?- پس از فشردن دكمه OK كادر ديگري گشوده مي شود كه پيشرفت مراحل ايجاد فايل تصويري را نمايش مي دهد و بعد پيغام به پايان رسيدن آن ظاهر مي شود.
به اين صورت تصويري از سي دي شما ساخته شده است. توجه داشته باشيد كه مسير ذخيره سازي آن را فراموش نكنيد.
كپي كردن فايل تصويري ايجاد شده ?- شمايل گرافيكي Write from lmage file را انتخاب كنيد تا كادر انتخاب فايل بر روي صفحه نمايشگر باز شود.
با فعال كردن عبارت Delete after a successful write فايل تصويري پس از كپي موفقيت آميز حذف مي شود.
?- حال Next را بفشاريد و در كادر بعدي در قسمت Write Speed سرعت كپي شدن فايل را انتخاب كنيد.
سرعت هاي متفاوتي در اينجا براي كپي سي دي وجود دارد.
سرعت هاي بالا به شرطي قابل اجرا هستند كه ديسك گردان شما نيز بتواند با اين سرعت كار كند.
سعي كنيد سرعت متوسطي را انتخاب كنيد تا كپي شما با دقت بيشتري انجام شود.
پس از انتخاب نوع فرمت فايل انتخابي روي دكمه OK كليك كنيد تا مراحل ضبط شروع شود.
كپي سي دي به سي دي در صورتي كه دستگاه شما دارايCD-RW و CD-R باشد مي توانيد يك سي دي را به طور كامل بر روي سي دي ديگر ذخيره كنيد.
(البته در غير اين صورت مي توانيد از روش هايي كه در قسمت هاي گذشته در آموزش Easy CD Ceator و Nero گفته شد نيز استفاده نماييد.
?- براي اين كار روي Copy CD كليك نماييد تا كادر انتخاب CD-Reader باز شود.
پس از انتخاب مبدأ خود روي دكمه Next كليك كنيد و در كادر بعد نوع فرمت دلخواه را انتخاب نموده و سيس Next را بفشاريد.
در كادر بعدي مي توانيد از فايل تصويري براي كپي كردن استفاده كنيد و يا با فعال نمودن عبارت Copy on the fly از روش پروازي كه در نرم افزار Nero به توضيح آن پرداختيم استفاده نماييد.
سپس Next را بفشاريد تا مراحل كپي سي دي انجام شود.
حذف اطلاعات از روي سي دي آخرين شمايل گرافيكي Erase CD مي باشد كه قدرت حذف اطلاعات از روي سي دي هاي CD-RW را دارد، تا بتوانيد مجددا بر روي آنها اطلاعات جديدي را ذخيره سازيد.
پس از گشوده شدن يك كادر مراحل حذف اطلاعات آغاز مي شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 17:59  توسط مجید عزیززاده  | 

نام :: W32/Rbot-UU
نام مستعار :: Backdoor.Win32.Rbot.gen و W32/Sdbot.worm.gen.j
طريقه پخش :: اشتراکات شبکه
سيستم عامل هدف :: ويندوز
شدت پخش ::

وظايف ::
1 - دسترسي ديگران به منابع سيستم
2 - دانلود کد هاي خود از اينترنت
3 - کم کردن قدرت امنيت سيستم
4 - نصب خود بر روي رجيستري
5 - استفاده از سيستم آسيب پذيري

تشريح ::
اين کرم حاوي کد هاي تروجان مانندي است که از طريق کانال هاي IRC اجازه نفوذ به هکر مي دهد . اين سرويس در پشت پردازش ها اجرا مي شود به دور از چشم کاربر . همچنين اين کرم خود را در داخل شاخه سيستم ويندوز به نام فايل USBHARDWARE32C.EXE کپي مي کند . و اين شاخه ها را براي اجرا مجدد خود مي سازد ::


HKLM\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Run
HKLM\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Run Services
HKCU\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Run


همچنين اين مقدار ها را تغيير مي دهد ::
''HKLM\SOFTWARE\Microsoft\Ole\EnableDCOM = ''N
''HKLM\SYSTEM\CurrentControlSet\Control\Lsa\restrict anonymous = ''1
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 18:49  توسط مجید عزیززاده  | 

نام :: VBS/Mcon-G
نام مستعار :: VBS.Mcon.c و VBS/Pica.worm.gen و VBS.Sorry.A و VBS_MCON.A
سيستم عامل هدف :: ويندوز
نوع :: کرم
طريقه پخش :: چت و اشتراکات شبکه

وظايف ::
1 - نصب خود بر روي رجيستري

تشريح ::
اين کرم از کانال هاي IRC جابجا مي شود . هنگامي که اجرا مي شود خود را در شاخه هايي که در نام انها startup استفاده شده باشد به نام ttfload.vbs کپي ميکند و شاخه هاي زير را در رجيستري مي سازد ::


HKLM\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Run
ttfload
''wscript.exe \Fonts\ttfload.vbs''
HKCU\Software\Microsoft\Windows Scripting Host\Settings
Timeout
0
HKCU\Software\Microsoft\Windows Script Host\Settings
Timeout

همچنين وقتي که اجرا شد اين پيغام را نمايش مي دهد ::
INVALID FILE FORMAT
اين کرم اين شاخه را هم تغيير مي دهد ::
HKLM\Software\Microsoft\Internet Explorer\Main\
Start
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 18:48  توسط مجید عزیززاده  | 

 W32/Rbot-SX نوع :: کرم شيوه پخش :: از طريق فايل هاي به اشتراک گزاشته شده در شبکه سيستم عامل هدف :: ويندوز نام مستعار :: WORM_SPYBOT.KV کارهاي پخش :: 1 – دسترسي ديگران به منابع کامپيوتر 2 – دزديدن اطلاعات 3 – دانلود کردن کد هاي مخرب از اينترنت 4 – کم کردن قدرت ايمني سيستم 5 – ضبط صفحه کليد 6 – نصب خود بر روي ريجيستري شرح:: اين کرم داراي کدهاي يک بکدور است که اين بکدور بر روي کانال هاي IRC مي باشد. اين بکدور اطلاعات و دستور ها را از هکر ميگيرد و بر روي سيستم انجام مي دهد . همچنين اين کرم از آسيب پذيري هاي LSASS و RPC-DCOM و WebDav براي پخش استفاده مي کند شماره تخصصي اين آسيب پذيري ها به ترتيب MS04-011 و MS03-039 و MS03-007 مي باشد . همچنين اين کرم هنگامي که براي اولين بار اجرا مي شود خود را به نام فايل win32src.exe به صورت مخفي در پوشه سيستم ويندوز ذخيره مي کند. همچنين اين کرم شاخه هاي زير را در ريجستري وارد مي کند:: HKLM\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Run Win32 Src Service win32src.exe HKLM\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\RunServices Win32 Src Service win32src.exe The worm also creates the following registry entry: HKCU\Software\Microsoft\OLE Win32 Src Service win32src.exe همچنين اين کرم مي تواند DoS کند و همچنين مي تواند اطلاعاتي مانند CD keys و log keystrokes را بدزدد و همچنين مي تواند وارد MS SQL servers شود و فرمانها را وارد کند براي پاک سازي اين کرم به صورت دستي بايد اول بدنه کرم را از حالت فعاليت خارج کنيد که اين کار را مي توانيد با يافتن فايل بدنه کرم در Windows Task Manager ? Processes انجام دهيد فايل بدنه در بالا ذکر شده است و بعد از طي اين مراحل شما بايد شاخه هاي ريجيستري که در بالا پيدا شده است را يافته و مقادير آن را پاک کنيد .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 18:46  توسط مجید عزیززاده  | 

بعضي از ويروسها براي مقابله با كاربر حرفه اي و ناتوان كردن او در بستن فايل ويروس اقدام به غير فعال كردن Task Manager كه در ويندوز از طريق ctrl+alt+delete ظاهر ميشه ميكنند.بدين طريق شما نميتونين فايلها و برنامه هاي جاري سيستم رو ببينين و عمل End Task رو براي فايل مشكوك يا ويروسي انجام بدين.
همچنين با غير فعال كردن Regedit‌ امكان تغيير دستي تنظيمات ويندوز رو از شما ميگيرند.

جهت فعال کردن RegEdit دکمه هاي Start > Run را کليک کنيد و در کادر مربوطه عيناً عبارت زير را وارد کنيد. و در نهايت کليد Enetr را کليک کنيد.

REG add HKCU\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Policies\System /v DisableRegistryTools /t REG_DWORD /d 0 /f

______________________


جهت فعال کردن Task Manager دکمه هاي Start > Run را کليک کنيد و در کادر مربوطه عيناً عبارت زير را وارد کنيد. و در نهايت کليد Enetr را کليک کنيد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 18:44  توسط مجید عزیززاده  | 

متغييرها و عملگرهاي JS
بعد از يك تاخير كوتاه مدت دوباره وارد دنياي زيباي JS مي شويم .در درسهاي قبل مطالب مقدماتي مهمي را تحت پوشش قرار داديم تا با زمينه اي مطلوب وارد بخش تجربي و عملي آموزش JS بشويم .
در اين درس علائم رياضي كه در JS كاربرد دارند را بررسي مي كنيم . در ابتدا به مفهوم «متغيير» مي پردازيم . در توضيحي بسيار ساده بايد بگويم ، متغيير مانند يك جعبه مي باشد كه بر اساس نوعش مي تواند اشياء و مقادير مختلفي را در خود جاي دهد .
طبيعي است كه هر يك از اين جعبه ها بايد براي خودش اسم خاص و منحصر به فردي داشته باشد تا از ديگر جعبه ها مجزا شده و قابل تمييز دادن باشد . متغيير ها نيز دقيقا حكم اين جعبه ها را دارند ، مقادير خاصي را مي پذيرند و با نام خاصي از بقيه جدا مي شوند .
و اما انواع متغيير ؛ يكي از معمول ترين و معروفترين نوع متغيير ها ، متغيير هاي عددي(numeric variables) هستند كه مي توانند اعداد مختلف را بدون محدوديت رقمي در خود جاي دهند . از اين متغيير ها مي توان براي اعداد اعشاري و منفي نيز استفاده كرد . براي مثال وقتي ما مي خواهيم عدد 348/3242 را به متغييري به نام mark نسبت دهيم بايد به اين صورت ، عمل مقدار دهي را انجام دهيم :
mark=3242.348

نوع ديگري از متغيير ها در JS متغيير هاي رشته اي (string variables) هستند كه مي توانند يك متن يا عبارت را در خود جاي دهند به عنوان مثال اگر بخواهيم عبارت world wide web را به متغيير www نسبت دهيم به اين صورت عمل مي كنيم :
www=''world wide web''

توجه داشته باشيد كه بايد در آغاز و پايان عبارت علامت '' (quotation mark) را قرار بدهيم .

دانستن اين نكته بسيار مهم است كه هيچگاه دو متغيير mark=3242.348 و ''3242.348''=mark با هم برابر نيستند زيرا اولي يك متغيير عددي و دومي يك متغيير رشته اي است !!! پس هيچگاه از علامت '''' براي متغيير هاي عددي استفاده نكنيد .
نكته مهم ديگر اين است كه نبايد در قسمت نام متغيير از علامت فاصله (space) استفاده كنيد به عنوان مثال متغيير w w w هرگز براي Java Script قابل قبول نيست و يك خطاي برنامه نويسي محسوب مي شود .
متغيير منطقي (Boolean variables) نوعي از متغيير است كه نسبت به بقيه انواع متغيير ها محدود تر است ، بدين معني كه فقط دو مقدار TRUE (درست) و False (نادرست) را مي پذيرد . از متغيير بولين (منطقي) اكثرا در نوشتن شرط ها در JS استفاده مي شود .
و اما متغيير شئ (Object Variables) كه از انواع مهم متغيير هاست . اين نوع از متغيير در اكثر برنامه هاي JS كاربرد دارد و در ان يك شئ يا اتفاق مربوط به آن شئ ذخيره مي شود . مثلا وقتي مي خواهيم شئ به اسم Core را در داخل متغييريبه نام Attribute جاي دهيم بدين صورت عمل مي كنيم:
Attribute=core


در مورد اين نوع متغيير در درس هاي آينده توضيحات بيشتري خواهم داد .
در پايان بحث مربوط به متغيير ها بهتر از به نكات بسيار مهم زير توجه كنيد :

_ زبان JS در تعريف نام متغيير ها به حروف بزرگ و كوچك حساس است يعني هيچگاه متغييرهاي Www ، WWW و www با هم برابر نيستند و JS هر يك را متغييري جداگانه مي داند .


_ هيچگاه نام يك متغيير با عدد شروع نمي شود . در ضمن استفاده از نقطه (.) و علامت هايي چون @ و $ و % در نام متغيير جايز نيست . پس متغيير هايي چون 12fm و se.r و rt@r براي زبان JS بي معني هستند .


_ براي نام يك متغيير نمي توان از كلمات رزرو شده JS مانند this ، comment ، case و بسياري ديگر استفاده كرد . تعداد كلمات رزرو شده در JS زياد است و من به مرور زمان به همه آنها اشاره خواهم كرد .


_ وقتي ما متغييري مانند ''mark=''world wide web را تعريف مي كنيم در واقع مقدار world wide web را به متغيير mark نسبت مي دهيم و تصور اينكه بر اساس اين دستور world wide web با mark برابر است ، تصوري كاملا نادرست است .

براي هر كسي كه اندكي اطلاعات پيش زمينه برنامه نويسي دارد واضح است كه هر زباني كه عملگرهاي رياضي چون جمع ، تفريق و غيره را نداشته باشد ، يك زبان ناقص بوده و فاقد يكي از اساسي ترين خصوصيات يك زبان برنامه نويسي است .
زبان JS داراي يكي از كاملترين علائم و دستورات رياضي است كه از نقاط قوت اين زبان به شمار مي رود . توجه داشته باشيد كه ما مي توانيم توسط اين عملگر ها بين دو يا چند متغيير يك يا چند عمل رياضي را انجام داده و حاصل را به يك متغيير ديگر نسبت دهيم .
ساده ترين عملگر اين زبان ، عملگر جمع است كه داراي نكات مهمي است . فرض كنيم دو متغيير به نام هاي m1=5 و m2=7 داشته باشيم كه هر دو متغيير عددي باشند . در اين صورت مي توانيم اندو را با استفاده از دستور زير با هم چمع كرده و داخل متغيير d قرار دهيم :
d=m1+m2

در اين حالت متغيير d داراي مقدار عددي 12 خواهد بود . نكته قابل توجه اين است كه از جمع دو متغيير عددي ، متغييري عددي به وجود مي آيد .
حال فرض كنيد دو متغيير m1 و m2 ي ما داراي مقدار رشته اي day و night باشند . در اين صورت در مورد حاصل جمع آنها داريم :
d=m1+m2

در حالت جمع دو مقدار رشته اي ، مقدار حاصل برابر است با مقادير دو متغيير در كنار هم ، يعني مقدار dبرابر خواهد بود با daynight ، و همانطور كه مشاهده مي كنيد هيچ فاصله اي بين دو مقدار نخواهد بود. حتما به اين نكته بسيار مهم توجه داشته باشيد كه هيچگاه m1+m2 با m2+m1 برابر نيست زيرا هميشه در جمع رشته اي مقدار متغيير دوم بعد از مقدار متغيير اول قرار خواهد گرفت يعني
r=m1+m2 پس : r=daynight
t=m2+m1 پس : t=nightday

ممكن است شما بخواهيد يك متغيير عددي را با يك متغيير رشته اي جمع كنيد . در اين صورت يك مقدار رشته اي از جمع دو متغيير بدست خواهد آمد . مثال زير مطلب آشكار تري در اختيار شما قرار مي دهد .
P=''javascript''
t=239
f1=p+t پس : f1=''javascript239''
f2=t+p پس : f2=''239javascript''

نكته قابل توجه ديگر اين است كه در جمع دو متغيير منطقي ، مقدار TRUE برابر با 1 (يك) و مقدار FALSE برابر با 0 (صفر) محسوب خواهد شد .در واقع False را مي توان داراي مقدار پوچ و True را مي توان داراي مقدار كامل يعني 1 در نظر گرفت . اگر هر دو متغيير True باشند حاصل جمع انها برابر 2 خواهد بود ، در صورت FALSE بودن هر دو حاصل برابر صفر و در صورتي كه يكي True و ديگري False باشد حاصل برابر 1 خواهد بود .
چون در اين كلاس كاملترين مطالب و كوچكترين نكات در مورد مباحث مختلف JS ارائه مي شود ، اتمام هر مبحث در يك جلسه امكان پذير نيست پس ادامه بحث در مورد عملگر ها را به بخش بعد موكول مي كنيم ...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 15:41  توسط مجید عزیززاده  | 

متغييرها و عملگرهاي JS قسمت دوم
دربخش قبل مطالب كاملي در مورد عملگر جمع در JS گفتم ، حال به عملگر تفريق مي رسيم كه حاوي نكات جالبي ست . دو متغيير عددي a=12 و b=7 را در نظر مي گيريم . ما مي توانيم عمل تفريق بين دو متغيير a و b را به دو صورت a-b و b-a انجام دهيم كه حاصل اين دو با هم برابر نيست !
a-b=12-7=5
b-a=7-12=-5

بر خلاف جمع دو متغيير رشته اي ، تفريق دو متغيير رشته اي امكان پذير نيست و در صورت تفريق ، در هر حالت ، حاصل برابر با رشته NaN به معني Not a Number خواهد بود . اين خصوصيت شامل تفريق يك متغيير رشته اي از عددي و بالعكس مي باشد . با يك مثال بحث را روشنتر مي كنيم .

فرض كنيد دو متغيير رشته اي ''www''a= و ''net''b= را تعريف كرده ايم ، در هر دو صورت تفريق a-b و b-a حاصل برابر NaN خواهد بود .
a=''www''
b=''net''
d=a-b
f=b-a
در نتيجه : d=f=NaN
و در صورت داشتن يك متغيير رشته اي و يك متغيير عددي :
a=12
b=''net''
d=a-b
f=b-a
در نتيجه : d=f=NaN

پس به اين نتيجه كلي مي رسيم كه هر گاه يك متغيير رشته اي _ در هر حالت _ در عمل تفريق وجود داشته باشد حاصل عبارت رشته اي NaN خواهد بود .
در تفريق متغيير هاي «منطقي» به مانند جمع متغيير هاي رشته اي ، True مفهوم 1(يك) و False مفهوم 0 (صفر) خواهد داشت . به مثال زير توجه كنيد :

a=true
b=false
c=a-b
d=b-a
در نتيجه خواهيم داشت : c=1-0=1 و همچنين : d=0-1=-1
در اين مورد نيز a-b و b-a با هم متفاوتند .
حال عملگر ضرب را بررسي مي كنيم . براي انجام عمل ضرب از * استفاده مي كنيم . در اين حالت مي توان به ضرب دو عدد (چه صحيح و چه اعشاري) اشاره نمود كه به صورت زير تعريف مي شود .
c=a*b
بدين معني كه متغيير a در b ضرب شود و حاصل به متغيير c نسبت داده شود . در مثال زير به اين مطلب اشاره شده است .
a=12
b=3
c=a*b
d=b*a
در نتيجه داريم : c=d=36

مشاهده كرديد كه در ضرب تعويض جاي اعداد تاثيري در جواب ضرب نمي گذارد يعني a*b=b*a .
در صورت ضرب دو متغيير رشته اي يا يك متغيير رشته اي در يك متغيير عددي حاصل رشته NaN خواهد بود .پس نميتوان متغيير رشته اي را در هيچ نوع متغيير ديگر ضرب نمود .
حال به ضرب متغيير هاي منطقي مي رسيم . همانطور كه گفته شد ، true مفهوم يك و False مفهوم صفر دارد . در ضرب متغيير هاي رشته اي سه حالت پيش مي آيد :

1 _ در صورت ضرب دو متغيير منطقي True ، حاصل 1 خواهد بود .

2 _ ضرب دو متغيير منطقي false نيز حاصل صفر خواهد داشت .

3 _ در ضرب يك متغيير منطقي True در يك متغيير False ، جواب صفر بدست خواهد آمد .

پس به اين نتيجه مي رسيم كه در ضرب متغيير هاي منطقي فقط دو جواب 0و1 خواهيد داشت و فقط در صورتي جواب برابر 1 خواهد بود كه هيچ متغيير False ي در ضرب شركت نداشته باشد.و اما عملگر تقسيم . عملگري كه مي توان با استفاده از آن در JS عمل تقسيم را انجام داد « / » است . اولين موردي كه از اين عملگر بررسي مي كنيم ، حالت تقسيم دو متغيير عددي است .
فرض كنيد ما دو متغيير با نام هاي number1 و number2 با مقادير عددي 24 و 8 داشته باشيم.حال مي توانيم عمل تقسيم بين اين دو متغيير را به دو صورت number1/number2 و number2/number1 انجام دهيم كه در حالت اول نتيجه عدد 3 و در حالت دوم عدد 0.3333333333333333 خواهد بود .

نكته 1 : زبان JS در حالت اعشاري فقط تا 16 رقم اعشاري محاسبه مي كند .

نكته 2 : در عمل تقسيم هر عددي بر عدد صفر ، حاصل برابر با رشته Infinity به معني بينهايت خواهد بود .

در تقسيم يك متغيير رشته اي به يك متغيير عددي و بلعكس حاصل برابر با NaN خواهد بود . در تقسيم متغيير هاي منطقي ، حالت هاي زير به وجود مي آيد .
_ در تقسيم يك متغيير منطقي True بر True حاصل برابر با 1 خواهد بود
_ در تقسيم يك متغيير منطقي True بر False حاصل برابر با رشته Infinityخواهد بود
_ در تقسيم يك متغيير منطقي False بر True حاصل برابر با صفر خواهد بود
_ در تقسيم يك متغيير منطقي False بر False حاصل برابر با رشته Infinity خواهد بود
بخش مهم و اصلي عملگر ها در JS به پايان رسيد ، تعدادي از عملگر هاي ديگر را در زمان نياز شرح خواهم داد . در پايان سوالي را كه تعداد فراواني از دوستان پرسيده بودند به همراه پاسخي كه داده ام در اينجا قرار مي دهم .


سوال : با توجه به اينكه فواصل بين كلاس هاي شما زياد است,لطفا كتاب يا سايت مناسبي را براي مطالعه در بين كلاس هايتان معرفي نماييد.
پاسخ : باز هم از همه شما با خاطر وقفه بين كلاس ها عذر مي خوام . در مورد كتاب هاي فارسي من هيچ كتابي را پيشنهاد نمي كنم چون بسياري از انها نه تنها مطالب مفيدي ننوشتن بلكه مطالب اشتباهي هم در مورد JS نوشتن . و اما در مورد كتاب هاي انگليسي من كتابهاي كمپاني O'Reilly رو پيشنهاد مي كنم كه 100% مفيد هستند . كتاب JAVA SCRIPT اين كمپاني را David Flannagan نوشته و اين كتاب كاملا استاندارد است . اين كتاب به صورت آنلاين و مجاني قابل دسترسيست .من به زودي لينك داونلود اين كتاب رو با كمترين سايز ممكن براتون ميزارم تو يكي از درس ها ...
آدرس سايت كمپاني : http://www.oreilly.com
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 15:41  توسط مجید عزیززاده  | 

نحوه قرار گيري برنامه هاي JS در صفحات وب
در بخش هاي قبل مباني و مفاهيم اصلي JS را آموختيد . حال بهتر است ابتدا نحوه كاربرد اين زبان در وب را بياموزيد و سپس شروع به آموزش كاربردهاي JS نمايم .
بنا به آموخته هاي ابتدايي شما در مورد زبان HTML , بايد بياد آورده باشيد كه هر سند HTML از دو بخش اصلي تشكيل شده . قسمت سر سند يا Header و قسمت بدنه سند يا Body . در اصطلاح به متوني كه كدهاي يك صفحه HTML را تشكيل ميدهند « سند HTML » مي گويند .
قسمت سر سند حاوي اطلاعاتي است كه مشخصات كلي صفحه از قبيل عنوان صفحه ، نسخه به كار رفته از زبان HTML را مشخص مي كند . قسمت دوم بدنه صفحه مي باشد كه اجزاي اصلي صفحه از قبيل متن ها ، عكس ها و فرم ها در آن قرار مي گيرند . قسمتهاي بدنه و سر سند به وسيله «تگ» هاي خاصي از هم جدا مي شوند . در زير تقسيم بندي ايندو را مي بينيد .
HTML آغاز سند
< head > آغاز سر سند
< /head > پايان سر سند
< body > آغاز بدنه سند
< /body > پايان بدنه سند
< /html> HTMLپايان سند

برنامه هاي نوشته شده توسط JS به تناسب كاربرد مي توانند هم در قسمت سر سند و هم در قسمت بدنه سند قرار گيرند . ولي JS اكثرا در قسمت بدنه سند مورد استفاده قرار مي گيرد .

برنامه هاي JS براي مشخص شدن از كدهاي HTML داخل تگ قرار مي گيرند . توجه داشته باشيد كه تگ < SCRIPT > براي مشخص كردن آغاز برنامه JS و تگ < /SCRIPT > براي مشخص كردن پايان برنامه JS استفاده ميشوند و نوشتن هر دوي آنها در يك برنامه JS الزاميست.
دانستن اينكه براي هر برنامه JS بايد از تگ < SCRIPT > و < /SCRIPT > استفاده كرد بسيار مهم است .
همچنين مي توان در هر سند به تعداد نامحدود از تگ < SCRIPT > و < /SCRIPT > استواده كرد ولي استفاده از يك تگ < SCRIPT > و < /SCRIPT > در داخل ديگري به هيچ وجه در JS مجاز نيست .
در زير يك برنامه ساده كه توسط JS نوشته شده و يك پيغام خوشامد گويي به كاربر مي دهد آمده است . اين برنامه فقط براي آشنايي بيشتر شما با مفاهيم بالاست و نكات اساسي كه شما بايد در مورد آن بدانيد در زير آمده است . همچنين شماره هاي ابتداي هر سطر فقط براي نشان دادن شماره خطوط است و آنها جزء سند نيستند .
1 < html >
2 < head >
3 < /head >
4 < body >
5 < script language=”javascript1.2 ” >
6 document.writeln( ''< font size=6 color=789867 >welcome to
this page< /font>'' )
7 < /SCRIPT >
8 < /body >
9 < /html >
مطالب زير شما را در درك مفاهيم مورد نياز ما از كد هاي بالا ياري مي كنند .

_ رعايت تو رفتگي هاي سند در هنگام ايجاد آن الزامي نيست و فقط به خوانايي سند كمك مي كند.
_ ملاحظه مي كنيد كه در اين سند ، برنامه JS در قسمت بدنه سند آمده است .
_ در سطر 6 و در ميان تگ هاي < SCRIPT > و < /SCRIPT > برنامه ساده اي از JS آمده است كه فعلا دانستن جزئيات آن براي شما الزامي نيست .
_ در سطر 5 در داخل تگ < SCRIPT > عبارت language=”javascript1.2” نسخه JS مورد استفاده در اين اسكريپت ( برنامه نوشته شده توسط زبان JS ) را مشخص مي كند .
_ ذكر عبارت language=”javascript1.2” در برنامه الزامي نيست و فقط باعث مي شود مرورگرهايي كه نسخه هاي پايين تري از JS را پشتيباني مي كنند ، قادر به اجراي برنامه هاي JS نباشند .
_ با مشخص كردن نسخه اي از JS نسخه هاي بالاتر از آن نيز قابليت اجراي آن برنامه را خواهند داشت .
_هر نسخه از JS مربوط به دستوراتي است كه آن نسخه پشتيباني مي كند ؛ مثلا دستورات 1,1 JS در1,2 JS قابل اجرا هستند ولي در 0,1 JS خير .
_ در بررسي دستورات JS به توانايي پشتيباني آنها در نسخه هاي مختلف JS اشاره خواهم كرد ...

در بخش بعد پس از بررسي روشهاي ديگري از زبان JS ، آموزش مقدمات برنامه نويسي در JS را شرح خواهیم داد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 15:40  توسط مجید عزیززاده  | 

شي گرايي و ديناميكي درمورد زبان JS
در درس قبل آموختيم زبان js با صفحات وب چه ارتباطي دارد و دانستيم كه برنامه هاي زبان js در ميان TAG هاي زبان HTML قرار ميگيرد . اما حال بهتر است چگونگي ارتباط js با صفحات وب را بررسي كنيم .
هر چيزي كه شما در صفحه وب مي بينيد (و گاهي بعضي چيزهايي كه نمي بينيد ) و در تعريف كلي هر چيزي كه صفحه وب را تشكيل مي دهد , مثل دكمه ها ( button ) , فرم ها , عكس ها و هزاران چيز ديگر در صفحه وب , شي نام دارند . اين اشياء راه ارتباط JS با صفحات وب هستند و در واقع وظيفه اصلي JS كنترل اين اشياست . خاصيت شي گرايي (object-oriented) در JS باعث شده كه بتواند با بيشتر اشياء در صفحات وب ارتباط برقرار كند .
يك مثال ساده اين مفهوم را آشكارتر مي كند . اگر ما دنياي واقعي خود را در نظر بگيريم مي توانيم ميز ها , كتاب ها , سگ ها , گربه ها , انسان ها و همه و همه را شي بناميم . در صفحات وب نيز شي به همين معناست البته با اين تفاوت كه در صفحات وب بعضي از اشياء قابل مشاهده نيستند . در صفحات وب هر شي داراي خصوصيات و مشخصه هاي خاص خودش است كه در زمان بررسي هر شي به ان اشاره خواهم كرد .
همانطور كه گفتم اين اشياء بسيار زيادند . براي راحتي استفاده از آنها , گروه ها و زير دسته هايي در نظر مي گيريم و اين اشياء را در اين گروه ها طبقه بندي مي كنيم .
زبان HTML به تنهايي نمي تواند با اعمالي كه كاربر در درون صفحه وب انجام مي دهد ارتباط برقرار كند . و علاوه بر آن توانايي ايجاد جلوه هاي ويژه كه باعث جذابيت صفحه وب مي شود را ندارد . و چون كاربر نمي تواند به وقايع (Event ) و اشياء صفحه پاسخ دهد , حالتي كسل كننده براي او ايجاد مي شود . زبان JS به خوبي اين كمبود در صفحات وب را رفع مي كند و به صفحات حالت فعال مي دهد . در واقع JS اين ويژگي را به وسيله خصلت شي گرايي اش كسب كرده است .
مثلا وقتي شما اطلاعات نادرست به يك فرم در صفحه وب مي دهيد , JS با پيغامي مي تواند به شما اطلاع دهد . به صورت ساده تر مي توان گفت JS نوعي امكان انتخاب به كاربر و امكان پاسخ مناسب از طرف خود را مي دهد .
با يك مثال ساده تر , مفهوم آشكار تري را در اختيار شما قرار مي دهم . شما دوربين عكاسي را در نظر بگيريد كه بدون توجه به نور اطراف خود عكس برداري مي كند . اين دوربين را مي توان مانند حالت غير فعالي HTML در نظر گرفت . در سوي ديگر دوربيني را در نظر بگيريد كه بنا به نور اطراف خود , شفافيت عكس را تنظيم ميكند . اين دوربين را ميتوان مانند JS در نظر گرفت كه با محيط اطراف خود ارتباط برقرار مي كند وتصميمات لازم را مي گيرد و اعمال لازم را انجام مي دهد ( البته بر اساس خواست برنامه نويس ) .
حال با مثالي در خود JS بحث را تكميل مي كنم . فرض كنيد شما وارد صفحه وبي شده ايد . بنا به برنامه اي كه برنامه نويس نوشته است ابتدا پيغامي مبني بر اينكه (( آيا شما از رنگ صفحه خوشتان مي آيد ؟ )) توسط JS صادر مي شود . در صورت انتخاب جواب مثبت , رنگ صفحه تغيير نمي كند ولي در صورت منفي بودن پاسخ بنا به انتخاب خود شما يا برنامه نويس رنگ صفحه تغيير مي كند .
متاسفانه توسط برنامه نويسان مختلف تعاريف اشتباهي درباره مفهوم ديناميك بودن در زبان هاي برنامه نويسي ارائه مي شود . بسياري به اشتباه , به هر زباني كه شي گرا باشد ديناميك مي گويند.
من ابتدا نحوه اجراي JS را مورد بررسي قرار ميدهم تا به نتيجه نهايي برسيم .
دو مفهوم Client side languages و Server side languages به ما كمك فراواني مي كنند .
در اصطلاح به كامپيوتر كاربر يا بيننده صفحه , مشتري ( Client ) و به كامپيوتري كه به كامپيوتر هاي ديگر جهت مشاهده صفحات وب سرويس مي دهد , سرويس دهنده يا ميزبان (Server ) مي گوييم. برنامه ها و فايل هاي موجود در كامپيوتر ميزبان , به 2 صورت مي توانند براي كامپيوتر هاي مشتري مورد استفاده قرار گيرند . در حالت اول , فايل ها دقيقا به كامپيوتر مشتري انتقال يافته و آنجا ترجمه و اجرا مي شوند . در اين حالت درخواستي به ميزبان فرستاده شده و ميزبان اين درخواست را پردازش مي كند . سپس فايل درخواستي را بدون انجام هيچگونه عملياتي به مشتري مي فرستد . پس از انتقال فايل , مشتري فايل را دريافت ميكند . فايل توسط مرورگر ترجمه و اجرا مي شود . زبان هايي چون JS و HTML و CSS به اين صورت عمل مي كنند . زبان هايي كه به اين صورت اجرا مي شوند را Client side languages ( زبان هاي طرف مشتري ) مي گويند .اين زبان ها غير ديناميكي هستند زيرا سرويس دهنده هيچ نقشي در اجراي آنها ندارد .
در حالت دوم ابتدا فايل توسط مترجمي كه در كامپيوتر ميزبان تعبيه شده , در خود ميزبان ترجمه مي شود و سپس نتايج اين پردازش به مشتري ارائه مي شود . مرورگرهايي كه در كامپيوتر مشتري قرار دارند , نمي توانند برنامه هاي نوشته شده توسط اينگونه زبان ها را خودشان ترجمه و ا جرا كنند , بلكه نياز به نقش اساسي ميزبان در ترجمه آن دارند . اينگونه زبان ها را Server side languages يا زبان هاي طرف ميزبان مي نامند . اين زبان ها به دليل نقش داشتن ميزبان در فرايند ترجمه و در نتيجه امكان تغيير يا استفاده فعال از منابع ميزبان , حالت ديناميكي دارند . مهمترين اين زبان ها ASP , CGI و PHP هستند .
با استفاده از مفاهيم بالا به راحتي ميتوان نتيجه گرفت JS زباني ديناميكي نيست و فرايند هاي مربوط به آن روي كامپيوتر مشتري صورت مي گيرد .
در بخش بعدی چگونگي برنامه نويسي با JS و چند برنامه ساده را شرح خواهیم داد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 15:39  توسط مجید عزیززاده  | 

java Script در يك نگاه
با اطمينان كامل مي توان گفت « بيش از نيمي از كساني كه با دنياي اينترنت در ارتباط هستند حداقل يك بار اسم Java Script را شنيده اند » ولي با ديدن يك برنامه ساده كه توسط زبان Java Script نوشته شده , ديگر حتي حاضر نشده اند حتي يك بار ديگر اسم آن را بشنوند !!! Java Script در ابتدا بسيار سخت و حتي عذاب آور! به نظر ميرسد , ولي اصلاً اينطور نيست . فقط كمي تلاش و كوشش مي تواند شما را در آموختن اين زبان بسيار زيبا كمك كند .
در ابتدا مي خواهم مقدمه اي درباره Java Script بنويسم كه بسياري از مسائل مربوط به آن را آشكارتر كند , و مسائلي در مورد آن را بررسي كنيم تا ذهنيت هاي اشتباه در مورد Java Script را از بين ببرد .
در اين مقدمه يكسري موارد پايه در مورد زبان برنامه نويسي Java Script مورد بحث قرار مي دهيم كه دانستن انها براي درك بقيه مفاهيم آن الزاميست . مشكلات و موارد مبهم را در قسمت Java Script تالار گفتگوي سايت مطرح كنيد تا اين مشكلات را رفع كنيم .

در اين سري آموزش ها سعي خواهم كرد كه دروس ومطالب را به صورت طبقه بندي شده و همراه با سادگي بيان و ذكر تمام جزئيات و مفاهيم ارائه كنم تا براي خوانندگان - با هر سطح معلومات - قابل استفاده باشد .
براي آموختن Java Script حتما بايد يكسري اطلاعات اوليه و در واقع پيش نياز در زمينه زبان HTML داشته باشيد در ميان هر درس , در صورت نياز مواردي از HTML را ذكر خواهم كرد كه در آموختن Java Script مفيد خواهند بود . شما مي توانيد اطلاعات مفيدي در مورد زبان HTML در آدرس هاي زير بدست آوريد واگر سوالي در اين زمينه داشتيد در قسمت Java Script يا HTML تالار سايت مطرح نماييد .
http://www.davesite.com/webstation/html
http://www.htmlgoodies.com/primers/basics.html
http://www.pagetutor.com/pagetutor/makepage

بسياري زبان برنامه نويسي Java Script را با زبان JAVA اشتباه مي گيرند و ايندو را يكي مي دانند ولي اصلا اينطور نيست ! JAVA زباني است كه در واقع نسخه پيشرفته تري از زبان C تحت ويندوز است در حالي كه Java Script يك زبان مستقل از هر زبان ديگري است , JAVA هم به صورت فايل اجرايي (Execute ) وهم در صفحات وب قابل استفاده و بكارگيري است در صورتي كه Java Script صرفا به منظور استفاده در وب و صفحات اينترنتي است . در درس هاي بعدي موارد ديگري از تفاوت ها يا شباهت هاي اين دو زبان را ذكر خواهم كرد ...

دو زبان Java Script و VB script متداول ترين زبان هاي برنامه نويسي اسكريپتي در وب مي باشند كه از ايندو , Java Script به دليل پشتيباني شدن توسط بيشتر مرورگرهاي وب مانند Microsoft Internet Explorer و Netscape Navigator نظر تعداد بيشتري از برنامه نويسان را به خود جلب كرده است .

زبان Java Script محصولي مشترك از دو شركت Sun Microsystem و Netscape Communications مي باشد كه مترجم هاي ان مرورگرهاي وبي هستند كه از آن پشتيباني مي كنند . (مترجم برنامه ايست كه كدهاي نوشته شده توسط برنامه نويس را بر اساس قواع00000000000000000000000000د همان زبان برنامه نويسي ترجمه كرده ونتايج اين پردازش را به كاربر نمايش مي دهد ) يعني وقتي كدهاي نوشته شده توسط JS (Java Script) توسط مرورگر IE (Internet Explorer ) خوانده مي شود , اين كدها توسط مترجم JS ي كه در ان تعبيه شده ترجمه ميگردد وحاصل اين ترجمه به بيننده ارائه مي شود .
گفتيم كه JS يك زبان اسكريپتي است . يعني برنامه هايي كه توسط آن مي نويسيم متن ساده هستند (text only documents ) و توسط هر ويرايشگري كه بتواند متن ساده ايجاد كند قابل ويرايش و مشاهده هستند . متداول ترين و ساده ترين آنها ويرايشگر Note Pad است كه در تمامي نسخه هاي ويندوز وجود دارد . دستورات زبان JS در بين تگ هاي خاصي از زبان HTML قرار مي گيرند (تک علامتي در زبان html است كه براي مشخص كردن دستورات اين زبان از متون ساده استفاده شده و شكل كلي آن به اين صورت است <دستور زبان HTML>) . در اين حالت script ها همراه با دستورات html و معمولا درون فايلي با پسوند htm يا html قرار ميگيرند . اين ساده ترين راه است . راه ديگر نوشتن برنامه ها به زبان JS , ايجاد فايلي با پسوند JS و نوشتن برنامه ها در ان است ، پس از اين كار فايل JS ي كه ايجاد كرده ايم را در داخل يك صفحه وب مسيردهي كرده و استفاده مي كنيم . مزايا ، معايب ، و چگونگي انجام آن را در دروس بعدي شرح داده می شود....
دربخش بعد مفهوم « شئ گرايي» در JS و حالت ديناميكي اين زبان شرح داده خواهد شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 15:38  توسط مجید عزیززاده  | 

در اولين روزهاي تاسيس مجمع جهاني وب (World Wide Web) دستورات HTML بسيار ساده و آسان بود، بطوريکه فراگيري فرامين مورد نياز بيشتر از چند روز طول نميکشيد ولي هنگامي که Web، شروع به پيشرفت نمود، طراحان خواستار کنترل بيشتري شده و در نتيجه مجموعه دستورات مورد نياز تهيه گرديد.
سپس از آنجاييکه صفحات وب، بهتر است به صورت ديناميک و متحرک باشند، طراحان نيز خواستار ارتباط بين بينندگان سايت و صاحبان آن شدند، در نتيجه استفاده از دستورات HTML به تنهايي نياز آنها را برطرف نکرد و سپس شرکت Netscape براي ايجاد و کنترل ارتباط بين صاحبان سايت و بينندگان آن در صفحات Web از JavaScript کمک گرفت.
مفهوم JavaScript
JavaScript دقيقا يک زبان برنامه نويسي ميباشد که به وسيله آن ميتوان بين کاربر و سايت ارتباط برقرار نمود. توجه داشته باشيد که استفاده از JavaScript در صفحات Web نيازي به نوشتن اسکريپتها نداشته و ميتوانيد اسکريپتهاي موجود در شبکه اينترنت را کپي و در مکان مورد نظر با ايجاد تغييرات مورد نياز استفاده کنيد، اما در صورتيکه يک برنامه نويس باشيد با استفاده از اين سايت خواهيد توانست اسکريپتهاي مورد نظرتان را بنويسيد.



قابليت JavaScript

به وسيله جاوا اسکريپت ميتوان قابليتهاي بيشماري از قبيل ايجاد ارتباط بين کاربر و سايت به صفحه Web اضافه نمود. مثلا سايتهايي را مشاهده نموديد که با قرار گرفتن نشانگر موس بر روي دکمه مورد نظر بصورتي متفاوت (برجسته، تغيير محتويات درون دکمه) نمايش داده ميشود، اين عمل توسط JavaScript انجام شده و به اين تکنيک rollover گفته ميشود.
به وسيله rollover ميتوان حالتي ايجاد نمود تا اطلاعات وارد شده توسط کاربر درون فرمها بطور صحيح باشند و در نتيجه در زمان و هزينه مربوط بتوان صرفه جويي نمود. ميتوان محاسبات لازم و مورد نياز عددي را بدين وسيله در دستگاه کاربر و بدون نياز به هيچ گونه فرايندي در serverها انجام داد تفاوت بين برنامهاي server-side و client-side بدين گونه است که در برنامه server-side برنامه توسط CGI در خود serverها اجرا ميشود مانند: برنامه ASP ولي در برنامه هاي client-side برنامه در دستگاه کاربر اجرا خواهد شد.
از ديگر فرمت ها و قابليتهاي JavaScript ميتوان، صفحات HTML را بر اساس عمل کارير نمايش داد. فرض کنيد که يک سايت آژانس مسافرتي را باز کرده و مقصد خود را هاوايي انتخاب کنيد، بوسيله اسکريپت ميتوان آخرين اطلاعات مسافرتي مورد نياز براي هاوايي را در صفحه اي جديد مشاهده نماييد.
به وسيله اين برنامه ميتوان بر browser کنترل انجام داد و پنجره هاي جديدي را باز نمود، جعبه هاي پيغام را به کاربر اعلام نمود و بر روي قسمت status bar پنجره browser پيغام مخصوصي را نمايش داد.
همچنين بخاطر وجود قابليتهاي ويژه اي که در اين نوع برنامه نويسي وجود دارد ميتوان ساعت، تقويم و هر برنامه زماني ديگري نيز تهيه کرد.



JavaScript يک برنامه Java نيست.

برخلاف شباهت اسمي موجود برنامه Java و JavaScript، هيچگونه شباهتي بين اين دو برنامه وجود ندارد Java يک زبان برنامه نويسي بسيار کامل پيشرفته اي است که توسط شرکت sun microsystem تهيه شده و با استفاده از آن که نسل بعدي برنامه هاي c و ++c ميباشد، ميتوان تمامي برنامه مورد نياز را نوشته و در ضمن قطعات الکترونيکي استفاده کننده را نيز کنترل نمود. از خاصيتهاي ديگر Java اجراي برنامه نوشته شده توسط آن در تمامي مکانها با هرگونه سيستم عامل از قبيل Windows، Unix، Mac os ميباشد.
اساس Java در برنامه هاي client-side براي ايجاد appletها ميباشد، اين برنامه هاي کوچک توسط شبکه اينترنت دريافت شده و درون خود browserها اجرا ميشوند بطوريکه بعلت وجود قابليت همه گير Java، اين برنامه در تمامي browserهايي که قابليت اجراي Java را دارند، کار ميکنند.
ميتوانيد بااستفاده از تگ در سند HTML فرامين Java را بکار بگيريد و سپس هنگامي که browser تگ را مشاهده کرد، applet مورد نظر از server وارد دستگاه شده و در جاي تعبيه شده درون سند HTML اجرا ميشود.



اندکي در مورد تاريخچه JavaScript

در صورتيکه JavaScript با نام Java تناسبي ندارد، پس چرا در نام خود شباهت دارند؟ پاسخ به اين سئوال را در استفاده از معروفيت نام موجود در بازار خواهيد يافت. بعد از اضافه نمودن قابليتهاي اسکريپت نويسي Netscape که اساسا زبان برنامه نويسي Livescript ناميده شده در همين موقع زبان gava معروفيت خاصي پيدا کرد و شرکت Netscape بعنوان اولين شرکت از آن در browserهاي خود استفاده کرد و نام آنرا به JavaScript تغيير اين زبان برنامه نويسي گسترش چشمگيري بدنبال داشت.



زبان ترکيبي:

زبان JavaScript يک زبان برنامه نويسي ''شي گرا'' ميباشد. در اين قسمت مفهوم شي گرايي يک برنامه را با توجه به مفاهيم object مشخصات و اعمال، آنها را توضيح ميدهيم.



Object

در دنياي حقيقي اشياء مانند کامپيوتر، دوچرخه و ... ميباشند، در زبان JavaScript اشياء درون browserها بوده و عبارتند از پنجره ها و فرم ها.



Properties

اشياء (object) خود داراي مشخصه هايي ميباشد مثلا گربه داراي پوست ميباشد، کامپيوتر، کيبورد داشته و دوچرخه داراي چرخ است! در دنياي JavaScript پنجره داراي تيتر و فرمها داراي check box ميباشند.
تغيير مشخصه يک شي ميتواند آن را تغيير ميدهد، بطوريکه ميتوان همان مشخصه را در اشياي کاملا متفاوتي بکار برد.
فرض کنيد که داراي مشخصه اي بنام empty هستيد، پس بنابرآنچه گفته شد اين مشخصه (خالي بودن) را ميتوانيد هم براي شکم گربه و هم براي کاسه گربه بکار ببريد!



Methods

کاري که اشياء ميتوانند انجام دهند، Methods ناميده ميشود، که مثلا خرخر گربه، خرابي کامپيوتر، و چرخش دوچرخه را ميتوان عنوان نمود. اشياء زبان JavaScript نيز داراي methodsهايي ميباشد مثلا عمل کليک براي دکمه ه، بازکردن پنجره و انتخاب متن مورد نظر را بدنبال دارد. همانطور که توجه ميکنيد پرانتزها نمايانگر وجود method ميباشند.



کنترل وقايع (handling events)

events عملياتي بوده که کاربر در هنگام مشاهده صحنه طراحي شده انجام ميدهد.
پذيرش (Submitting) يک فرم و تغيير مکان نشانگر ماوس برروي يک تصوير، دو نمونه از حالات و وقايع اتفاق افتاده ميباشند.
توسط دستورات بنام event handlers، اين برنامه وقايع مورد نظر را کنترل ميکند. متداولترين کنترل کننده هاي وقايع در جدول فوق آورده شده اند و در آينده بيشتر در مورد آنها صحبت خواهيم کرد.



Event

onAbort کاربر با اشياء کاري ندارد.
onBlur کابر شي را تغيير ميدهد.
OnError اسکريپت با اشتباه مواجه ميشود.
oncHange کاربر برروي شي کليک ميکند.
onFocuse کاربر يک شي را فعال ميکند.
onLoad بارگزاري شي اتمام ميشود.
onMouseover نشانگر ماوس بر روي شي ميرود.
onMouseout نشانگر ماوس از روي شي کنار ميرود.
onSubmit کاربر يک فرم را پذيرش ميکند.
onUnload کاربر به پنجره کاري ندارد.
onSelect کاربر محتويات شي را انتخاب ميکند.



نکات مورد توجه

زبان JavaScript به حروف بزرگ و کوچک حساس ميباشد.

نام متغيرها با اعداد شروع نميشود. و در آنها فضاي خالي يا نقطه گذاري وجود ندارد. همچنين نبايد اسمي مشابه با کلمات از قبل رزرو شده و مخصوص JavaScript استفاده کرد.


عملگردها

عملگرده، علاماتي بوده که براي کار با متغييرها استفاده ميشوند. مطمئنا با عملگرهاي ساده رياضي مثل جمع، تفريق آشنا هستيد. براي اطلاع بيشتر به ديگر عملگرها به جدول فوق توجه کنيد.

X+Y (عددي) دو عدد X و Y را با يکديگر جمع ميکند.
X+Y (حرفي) عبارت داخلي Y و X را در کنار هم قرار ميدهد.
X-Y Y را از X کم ميکند.
X*Y Y و X را هم ضرب ميکند.
X/Y X را بر Y تقسيم ميکند.
X%Y خارج قسمت X بر Y را نشان ميدهد.
X++ ، ++X به X يک عدد اضافه ميکند. (X=X+1)
X-- ، --X از X يک عدد کم ميکند. (X=X-1)
X- علامت X را عوض ميکند.



نکات مورد توجه

هر چند دو عملگر X++ ، ++X به مقدار X يک واحد اضافه ميکنند، اما در اصل دو عملگر متفاوت از يکديگر ميباشند. به عنوان مثال اگر X=5 باشد و ++Y=X باشد در نتيجه Y=5 و X=6 ميشود ولي در عبارت Y=++X مجهولهاي X و Y هر دو داراي مقدار 6 خواهد بود.



معادله ها

X=Y مقدار X برابر Y قرار داده ميشود.
X+=Y مانند معادله X=X+Y است.
X-=Y مانند معادله X=X-Y است.
X*=Y مانند معادله X=X*Y است.
X/=Y مانند معادله X=X/Y است.
X%=Y مانند معادله X=X%Y است.



نامعادله ها

X==Y در صورتيکه X،Y مساوي باشند مفهوم، true را بر ميگرداند.
X!=Y در صورتيکه X،Y نامساوي باشند مفهوم، true را بر ميگرداند.
X>Y در صورتيکه X از Y بزرگتر باشد مفهوم، true را بر ميگرداند.
X>=Y در صورتيکه X از Y بزرگتر يا برابر باشد مفهوم، true را بر ميگرداند.
X
X<=Y در صورتيکه Y از X بزرگتر يا برابر باشد مفهوم، true را بر ميگرداند.
X&&Y در صورتيکه هم X و هم Y صحيح باشد مفهوم، true را بر ميگرداند.
X\\Y در صورتيکه يا X يا Y صحيح باشند مفهوم، true را بر ميگرداند.
X! در صورتيکه مقدار X غير صحيح باشد مفهوم، true را بر ميگرداند.



نکات مورد توجه

در صورتيکه متغييرهاي (حرفي) رشته اي را با يکديگر مقايسه کنيد، توجه داشته باشيد که ''a'' از ''A'' بزرگتر و ''be'' از ''abracadabra'' کوچکتر ميباشد.



ابزارهاي مورد نياز

از آنجا که JavaScript يک متن ساده ميباشد، در نتيجه ميتوان از هر ويرايشگر متن کمک گرفت، همچنين ميتوان از يک پردازشکر متن مثل word که فايل را نهايت بصورت text only ذخيره شود، استفاده کرد ولي کلا بهتر است از برنامه اي که حالت plain text که بصورت فرمت استاندارد آن است استفاده نماييد. در سيستم ويندوز اغلب کاربران از برنامه notepad استفاده ميکنند
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 15:37  توسط مجید عزیززاده  | 

مبحث IP

CommandPromptچيست؟

در بسياري از درس هاي آينده از Command Prompt (خط فرمان) ويندوز استفاده خواهيم کرد.

براي باز کردن آن يکي از روش هاي زير را به کار بريد:

1-مسير زير را در ويندوز طي کنيد:

Start > Programs > Accessories > Command Prompt

2-در قسمت Run بنويسيد: command يا cmd

پيدا کردن ip يک سايت با دانستن آدرس اينترنتي آن (پيدا کردن ip سرور)

براي اين کار روشهاي مختلفي هست:

1- در (Internet Explorer IE) آدرس را تايپ کنيد و Enter را فشار دهيد.

در قسمت پايين مرورگر يعني Status Bar پس از چند لحظه براي مدت کوتاهي ip نمايش داده مي شود و مي توانيد آنرا يادداشت کنيد.

اگر طول اين مدت بسيار کوتاه است مي توانيد از صفحه عکس بگيريد ( با دکمه Print Screen و در يک نرم افزار گرافيکي بعد از باز کردن يک صفحه خالي به کمک Ctrl+V آنرا مشاهده کنيد.

عجب راه احمقانه اي)

2- دستور ping را در command prompt صادر کنيد:

ping sazin.com

و جواب مي شنوم:

Pinging sazin.com [63.148.227.65] with 32 bytes of data:


Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=821ms TTL=111

Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=821ms TTL=111

Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=822ms TTL=111

Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=811ms TTL=111


Ping statistics for 63.148.227.65:

Packets: Sent = 4, Received = 4, Lost = 0 (0% loss),

Approximate round trip times in milli-seconds:

Minimum = 811ms, Maximum = 822ms, Average = 818ms

ملاحظه مي فرماييد که ip سازين 63.148.227.65 است.
اگر دستور ping را به جاي sazin.com براي www.sazin.com صادر کنيد، جواب همان است. البته براي سايت هاي بزرگ جواب هاي حاصل متفاوت خواهد بود.



روش بعدي و کامل ترين روش whois کردن به بعضي سايت هاي خاص است. بعدا اين را کامل تر توضيح مي دم ولي فعلا روشش رو مي گم. آدرس زير را در مرورگر خود تايپ کنيد:

http://www.samspade.org/t/ipwhois?a=xxxxxx

که به جاي xxxxxx آدرس مورد نظر را تايپ کنيد.

مثلا براي sazin.com يکي از دو آدرس زير را بايد تايپ کرد:

http://www.samspade.org/t/ipwhois?a=sazin.com


چيزي که در صفحه ظاهر مي شود به صورت زير است:

whois -h magic 63.148.227.65
sazin.com resolves to 63.148.227.65

Trying whois -h whois.arin.net 63.148.227.65
Qwest Communications NET-QWEST-BLKS-2 (NET-63-144-0-0-1)
63.144.0.0 - 63.151.255.255
Neutron Digital Media Corp. QWST-63-148-224 (NET-63-148-224-0-1)
63.148.224.0 - 63.148.231.255

# ARIN Whois database, last updated 2002-09-04 19:05
# Enter ? for additional hints on searching ARIN''s Whois database.

که آدرس ip در سطر اول و دوم ذکر شده است.

اگر دو روش آخر را براي سايت بزرگ yahoo انجام دهيم، نتايج زير را مي بينيم:
--> روش ping :
www.yahoo.com ====> 64.58.76.229
yahoo.com ====> 66.218.71.198
--> روش whois :
...و www.yahoo.com ====> 66.218.71.86
64.58.79.230 و yahoo.com ====> 66.218.71.198

نتايج حاصل گوياي آن است که چرا بهتر است از whois استفاده کنيم.

- تقسيم بندي آدرس هاي ip

- آدرس هاي ip به ? کلاس تقسيم بندي مي شوند که A تا E نام دارند ولي از اين بين سه کلاس اول (يعني C,B,A) کاربرد عملي دارند که آنها را شرح مي دهيم:

1-کلاس A: اگر ip را به صورت xxx.yyy.yyy.yyy در نظر بگيريد، اين کلاس تمام ipهايي را شامل مي شود که xxx بين ? تا ??? است. اين کلاس ويژه backbone هاي بزرگ اينترنتي است و در هنگام ثبت domain براي گرفتن ip از آنها استفاده مي شود.

بنابراين اکثر سايت ها چنين ipهايي دارند.

اين کلاس را 8/ هم مي گويند.


2- کلاس B: اين کلاس تمام ipهايي را شامل مي شود که xxx بين ??? و ??? است. اين کلاس هم از جمله کلاس هاي پرکاربرد است. اين کلاس را 16/ هم مي گويند.


3-کلاس C: اين اين کلاس تمام ipهاي را شامل مي شود که xxx بين ??? و ??? است. اين کلاس معمولا به ISP هايي که خدمات dial-up ارائه مي دهند، تعلق مي گيرد (اين جمله چندان مستند نيست.). بنابراين اگر به صورت dial-up به اينترنت متصل شويد، چنين ip مي گيريد.

اين کلاس را 24/ هم مي گويند.



سوالي که پيش مي آيد اين است که xxx چرا نه در کلاس A و نه در B، عدد ??? را شامل نمي شود؟ جواب اين است که ??? براي کامپيوتر خودمان رزرو شده است. مثلا 127.0.0.1 معمولا يعني localhost يعني خودمان.

به دست آوردن ip خودتان بعد از اتصال به اينترنت

براي اين کار راههاي متفاوتي وجود دارد:

-1راحت ترين راه استفاده از دستور ipconfig است. من با تايپ کردن آن به نتايج زير رسيدم:

Windows 2000 IP Configuration

PPP adapter neda:

Connection-specific DNS Suffix . :
IP Address. . . . . . . . . . . . : 217.66.198.116
Subnet Mask . . . . . . . . . . . : 255.255.255.255
Default Gateway . . . . . . . . . : 217.66.198.116

که آدرس ip تان را مي توانيد در سطر Ip Address ببينيد.

(مسئله پروکسي را فعلا ناديده بگيريد(

2- بعد از اتصال به اينترنت حداقل يک صفحه باز کنيد و بعد دستور netstat -n را در command prompt تايپ کنيد.

من با تايپ اين دستور به نتايج زير رسيدم:

Active Connections

Proto Local Address Foreign Address State
TCP 217.66.198.116:2469 64.58.76.177:80 ESTABLISHED
TCP 217.66.198.116:2471 66.163.175.130:80 ESTABLISHED
TCP 217.66.198.116:2473 212.73.194.143:80 ESTABLISHED
TCP 217.66.198.116:2474 212.73.194.143:80 ESTABLISHED
TCP 217.66.198.116:2476 212.73.194.136:80 SYN_SENT

- ستوني که زير عبارت Local Address قرار دارد، ip من در آن اتصال است. بنابراين ip من در آن اتصال 217.66.198.116 بوده است.

- پيدا کردن ip طرف مقابل هنگام chat با yahoo messenger - اين روش قديمي شده، الان ديگه کار نمي کنه

مي خواهيم درباره يک کلاينت مثلا کسي که مثل شما يک اتصال مثلا dial-up به اينترنت دارد و فرضا دارد با شما chat مي کند، کسب اطلاعات کرد.


در اين مورد هم اولين نکته اي که بايد کشف شود، ip اوست. در اين جلسه مي خوام بهتون ياد بدم که وقتي با يه نفر از طريق yahoo messenger به صورت pm چت مي کنيد، چطوري مي تونيد ip اش رو پيدا کنيد.

البته بايد توجه کرد که اين روش گاهي کار نمي کند.

نيز فرض مي کنم که فقط با يک نفر داريد چت مي کنيد.


يکي از دستور هاي زير را تايپ مي کنيد:

netstat

netstat -n

دستور اولي براي پيدا کردن ip طرف مقابل است و دستور دوم گاه مي تواند اسم کامپيوتر او را براي شما نشان دهد.


من دستور netstat -n را تايپ کردم و به نتايج زير رسيدم:

Active Connections

Proto Local Address Foreign Address State
TCP 195.219.176.126:1296 66.163.173.77:5050 ESTABLISHED
TCP 195.219.176.126:1341 66.218.75.149:80 LAST_ACK
TCP 195.219.176.126:1325 212.234.112.74:5101 SYN_SENT

اولين کاري که مي کنيد اين است که سطري را پيدا مي کنيد که در Local Address يا Foreign Address آن، پورت 5101 داشته باشد.

در اين مثال سطر آخر، سطر مورد نظر ماست. زيرا در ستون Foreign Address از سطر آخر، پورت آن 5101 است. البته اگر در ستون Local Address هم بود، فرقي نمي کرد.

وقتي آن سطر را پيدا کرديد، ip طرف مقابل را از ستون Foreign Address از همان سطر پيدا مي کنيم. در اين مثال ip طرف مقابل 212.234.112.74 است.
اگر به جاي netstat -n ، از netstat استفاده مي کردم، به نتايج زير مي رسيدم:

Active Connections

Proto Local Address Foreign Address State
TCP artawill...:1296 cs55.msg.sc5.yahoo.com:5050 ESTABLISHED
TCP artawill...:1298 dl3.yahoo.com:http TIME_WAIT
TCP artawill...:1325 Majid:5101 SYN_SENT

ملاحظه مي فرماييد که همه ip ها به معادل هاي اسمي تبديل شده اند و در مورد همان سطر آخر به جاي ip طرف مقابل اسم کامپيوتر فرد را مي نويسد (البته در حالتي که طرف مقابل dial-up نباشد، قضيه فرق مي کند(

حالا فرض کنيد که يک pm ديگر هم اضافه مي شود.

و دوباره دستور netstat -n را تايپ مي کنم. حالا نتايج زير را مي بينم:

Active Connections

Proto Local Address Foreign Address State
TCP 195.219.176.126:1296 66.163.173.77:5050 ESTABLISHED
TCP 195.219.176.126:1344 64.58.77.197:80 ESTABLISHED
TCP 195.219.176.126:5101 212.234.112.74:3735 ESTABLISHED
TCP 195.219.176.126:5101 194.225.184.95:1460 ESTABLISHED

الان دوتا سطر دارم که داراي پورت 5101 باشد، و چون مي دانم که 212.234.112.74 مربوط به نفر قبلي بود، پس 194.225.184.95 مربوط به pm دومي است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 15:32  توسط مجید عزیززاده  | 

آشنايي با PING و trancert –جمعبندي Ping چيست ؟
ping دستوري است که مشخص مي کند که آيا يک کامپيوتر خاص که ما ip يا domain آن را مي دانيم، روشن و فعال (Active) هست يا نه. و اينکه اگر فعال باشد مدت زمان رسيدن بسته هاي tcp/ip از آن کامپيوتر به کامپيوتر ما چقدر است. کاربرد اين دستور به صورت زير است: ping ip-or-domain که به جاي ip-or-domain بايد شماره ip و يا domain آن(اگر داشته باشد) را مي گذاريم. مثلا ping sazin.com را در command prompt تايپ کردم و به نتايج زير رسيدم : Pinging sazin.com [63.148.227.65] with 32 bytes of data: Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=1402ms TTL=105 Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=941ms TTL=105 Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=981ms TTL=105 Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=851ms TTL=105 Ping statistics for 63.148.227.65: Packets: Sent = 4, Received = 4, Lost = 0 (0% loss), Approximate round trip times in milli-seconds: Minimum = 851ms, Maximum = 1402ms, Average = 1043ms اين نتايج نشان مي دهد که sazin.com فعال است. حالا به کامپيوتري با ip شماره 63.148.227.65 (که همان sazin.com است)، ping مي کنم. نتايج همان است فقط با تغييراتي در سطر اول. (البته time که معناي مدت زمان رسيدن پکت را مي دهد، با توجه به ترافيک شبکه، کم و زياد خواهد شد). براي ping کردن به اين ip ، دستور 63.148.227.65 ping را صادر مي کنم : Pinging 63.148.227.65 with 32 bytes of data: Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=861ms TTL=105 Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=852ms TTL=105 Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=851ms TTL=105 Reply from 63.148.227.65: bytes=32 time=881ms TTL=105 Ping statistics for 63.148.227.65: Packets: Sent = 4, Received = 4, Lost = 0 (0% loss), Approximate round trip times in milli-seconds: Minimum = 851ms, Maximum = 881ms, Average = 861ms فرض کنيد که به يک ip که فعال نيست، ping کنيم: Pinging 217.66.196.1 with 32 bytes of data: Request timed out. Request timed out. Request timed out. Request timed out. Ping statistics for 217.66.196.1: Packets: Sent = 4, Received = 0, Lost = 4 (100% loss), Approximate round trip times in milli-seconds: Minimum = 0ms, Maximum = 0ms, Average = 0ms که نشان مي دهد که آن ip در آن لحظه فعال نيست. البته تمام مطالبي که در بالا ذکر شد، در حالتي است که مستقيما به اينترنت وصل شده ايد و يا اگر از طريق شبکه محلي به اينترنت وصل هستيد، شبکه شما به درستي پيکربندي شده باشد.

اصولا ping يکي از بهترين دستورات براي پيدا کردن ايراد در شبکه است. -tracer چيست ؟ tracert ( در يونيکس مي شود traceroute ) ابزاري است که نشان مي دهد که يک packet اطلاعاتي از کامپيوتر شما چه مسيري را طي مي کند و از چه کامپيوترهايي مي گذرد تا به يک مقصد خاص برسد.

مقصد را ما مشخص مي کنيم و معمولا همان کامپيوتري است که داريم footprinting مي کنيم. کاربرد اين دستور به صورت زير است: tracert ip-or-domain مثلا مي خواهم ببينم که از چه کامپيوترهايي بايد رد شويم تا به sazin.com برسيم. براي اينکار مي توان از يکي از دستورهاي زير استفاده کرد: tracert sazin.com tracert 63.148.227.65 به نتيجه زير رسيدم: Tracing route to sazin.com [63.148.227.65] over a maximum of 30 hops: 1 160 ms 160 ms 160 ms 217.218.84.3 2 381 ms 691 ms 1772 ms 217.218.84.5 3 * * 2324 ms 217.218.77.1 4 201 ms 1101 ms 180 ms 217.218.0.252 5 341 ms 220 ms 180 ms 217.218.0.2 6 1993 ms 180 ms 181 ms 217.218.158.41 7 180 ms 160 ms 160 ms 195.146.63.101 8 2824 ms * * 195.146.32.134 9 1472 ms 1463 ms 871 ms 195.146.33.73 10 791 ms 841 ms 811 ms if-1....eglobe.net [207.45.218.161] 11 1692 ms * 2654 ms if-4-....eglobe.net [207.45.222.77] 12 1282 ms 891 ms 1052 ms if-1-....globe.net [207.45.220.245] 13 902 ms 931 ms 881 ms if-15.....globe.net [66.110.8.134] 14 931 ms 861 ms 871 ms if-8-....leglobe.net [64.86.83.174] 15 901 ms 841 ms 852 ms if-5-.....globe.net [207.45.223.62] 16 841 ms 862 ms 851 ms pos6-.....vel3.net [209.0.227.33] 17 841 ms 842 ms 941 ms so-4-1.....vel3.net [209.247.10.205] 18 882 ms 931 ms 851 ms so-0-1....vel3.net [209.247.11.197] 19 871 ms 891 ms 951 ms gige9....vel3.net [209.247.11.210] 20 1011 ms 851 ms 902 ms unknown.Level3.net [63.208.0.94] 21 852 ms * 882 ms 64.156.25.74 22 961 ms 942 ms 841 ms 63.148.227.65 Trace complete. اين نتايج نشان مي دهد که بايد از ?? کامپيوتر بگذرم تا به sazin.com برسم. اين اطلاعات همان طور که بعدا خواهيد ديد، حاوي اطلاعات زيادي براي پيدا کردن فايروال ها و ... است. (بعضي سطرها رو کوتاه کردم و به جاش .... گذاشتم) tracert داراي تعدادي switch است که دوتاش رو توضيح مي دم: d- ==> با استفاده از اين سويچ در نتايج حاصله فقط ip ها نمايش داده مي شود.

مثلا مي نويسيم: tracert sazin.com -d h max-hops- ==> حداکثر تعداد گام ها را تعيين مي کند.

حالت پيش فرض ?? است. مثلا مي نويسيم: tracert sazin.com -h 50 از اين دستور بعدا بسيار استفاده خواهيم کرد.

- ادامه بحث telnet telnet هم جزو مواردي است که در footprinting مورد استفاده قرار مي گيرد.

کاربرد آن در حالتيست که بخواهيم بدانيم که روي فلان پورت چه برنامه اي فال گوش ه و version آن چنده. به اين صورت که به يک پورت خاص (که مي دانيم روي آن سرور باز است) تلنت مي کنيم و بعد مي بينيم که نتايجي ظاهر مي شود که نشان دهنده اطلاعاتي است که به کار مي رود.

گاهي با مکثي طولاني مواجه مي شويم و هيچ چيزي نمايش داده نمي شود، در اين حالت يکي دوبار , Ctrl+Z , Ctrl+D , Ctrl+C , Ctrl+break را مي زنيم و خارج مي شويم. در مثال پايين جمع بندي مواردي که تا حالا از footprinting گفته ام را مي آورم. - جمع بندي مطالب گفته شده و بررسي يک سايت فرض کنيد مي خواهيم در مورد www.iums.ac.ir اطلاعاتي کسب کنيم :
اول به سايت پينگ مي کنم و ip آن را به دست مي آورم: 194.225.184.15 ? به کمک ip که به دست آورديم،
به کمک يک پورت اسکنر پورت ها را بررسي مي کنيم و مي بينيم که پورت هايي مثل ??، ??، ??، ??، ??، ???، ???، ???، ??? و ... باز است.
چون domain به ir ختم مي شود، براي whois کردن از whois.nic.ir استفاده مي کنم و Name Server آن را به دست مي آورم که 194.225.184.20 است. ? به کمک اين Name Server ، يک nslookup مي کنم و به نتايج زير مي رسم: iums.ac.ir. SOA sina.i........0 345600) iums.ac.ir. NS sina.iums.ac.ir iums.ac.ir. NS ns1.nic.ir iums.ac.ir. MX 10 sina.iums.ac.ir smtp.iums.ac.ir. A 195.146.34.181 sina.iums.ac.ir. HINFO Sun-SuperSPARC5/75 UNIX-Solaris-2.6 sina.iums.ac.ir. MX 10 sina.iums.ac.ir sina.iums.ac.ir. A 194.225.184.20 sina.iums.ac.ir. A 195.146.34.181 sun.iums.ac.ir. CNAME sina.iums.ac.ir cisco.iums.ac.ir. CNAME router.iums.ac.ir webmail.iums.ac.ir. A 195.146.34.181 linux.iums.ac.ir. A 194.225.184.19 linux.iums.ac.ir. HINFO Intel-Xeon/800 RedHat-Linux-7.2 mta.iums.ac.ir. A 195.146.34.181 pop3.iums.ac.ir. CNAME sina.iums.ac.ir localhost.iums.ac.ir. A 127.0.0.1 proxy.iums.ac.ir. CNAME arvand.iums.ac.ir www.iums.ac.ir. A 195.146.34.180 atrak.iums.ac.ir. A 194.225.184.14 ns1.iums.ac.ir. CNAME sina.iums.ac.ir arvand.iums.ac.ir. A 194.225.184.13 router.iums.ac.ir. A 194.225.184.1 router.iums.ac.ir. HINFO Cisco3640/Access-Server IOS-IP-12.0 iums.ac.ir. SOA sina.iu.......3456000 345600) تک تک سطرهاي اين نتايج کاربرد دارد که خواهيم رسيد.

الان فقط در مورد HIFNO صحبت مي کنم که براي مشخص تر بودن در بالا به صورت کمي فرورفته تر نوشتم. مثلا: HIFNO براي تعيين نوع کامپيوتر و سيستم عامل سرور اهميت دارد.

در اين سطر مشخص است که sina.iums.ac.ir از Sun-SuperSPARC5/75 UNIX-Solaris-2.6 استفاده مي کند.

? چون پورت هاي باز را هم توسط پورت اسکنر به دست آورده ام به آنها تلنت مي کنم با دستور: telnet www.iums.ac.ir portnum نتايج حاصل از بعضي را مي بينيد: :25 ... master.iums.ac.ir Microsoft ESMTP MAIL Service, Version: 5.0.2195.4905 ready at 220 پس پورت ?? (smtp) در آن کامپيوتر از Microsoft ESMTP MAIL Service, Version: 5.0.2195.4905 استفاده مي کند.

:110 .OK Microsoft Exchange 2000 POP3 server version 6.0.5762.3 (master.iums.ac.ir) ready+ پس پورت ??? (pop3) در آن کامپيوتر از Microsoft Exchange 2000 POP3 server version 6.0.5762.3 استفاده مي کند.

:
119 NNTP Service 5.00.0984 Version: 5.0.2195.2966 Posting Allowed و … Social Engineering

- Social Engineering چيست؟
Social Engineering يا مهندسي اجتماعي، تکنيکي است که بر گول زدن مردم استوار است. در اين تکنيک شما با انسان ها سر و کار داريد و نه با کامپيوترها. حال اگه يک user رو مثلا گول بزنيد، مي توانيد اطلاعات او را مثل پسورد و ... را بدست بياوريد که نمونه اي است از Client Hacking و اگه Administer يک سايت را گول بزنيد و سايت را هک کنيد، نمونه اي است از Server Hacking. پس با مهندسي اجتماعي هم مي شود کلاينت هک کرد و هم سرور. البته چون کلاينت ها معمولا user هاي کم سوادتري (از نظر دانش هک) دارند، هک کردن آنها بسيار آسان تر است. اين نکته را هم بايد بگم که روش Social Engineering معمولا در مراحل اوليه هک استفاده مي شود و بعد از آن بايد مسير را عوض کنيد و از اطلاعات فني تان براي ادامه کار بهره ببريد.

-

مثال هايي از مهندسي اجتماعي در اينجا مي خواهم تعدادي از تکنيک هاي Social Endineering را براتون بگم. البته توجه کنيد که اگرچه اين روش ها اطلاعات فني زيادي نمي خواد ولي معمولا نتايج خوبي داره. و نيز بگم که اين روش ها خيلي گسترده است و هر بار به شکلي بروز مي کند.

اما نکته مشترکي که من در همه شان ديدم اينه که هميشه از شما مي خواهند که پسوردتان را يک جايي وارد کنيد و اين دقيقا محلي است که فرق شما رو با يک user معمولي نشون ميده. زيرا نبايد گول بخوريد (-; ?- تلفن زدن : يکي از روش هاي مهندسي اجتماعي است. هکر اطلاعاتي از افراد يک شرکت جمع آوري مي کند و بعد با شرکت تماس گرفته و مثلا از فلان فرد مي خواهد که پسورد را عوض کند.

پيشرفته ترين متد هاي اين نوع هک توسط مشهورترين (و يکي از بهترين) هکرهاي تاريخ، Kevin Mitnick اجرا شده است. ?- مخ زدن براي ارسال فايل: مثلا با يک نفر چت مي کنيد و مي گيد که بيا عکس منو ببين! و به جاي ارسال يک فايل تصويري، يک فايل اجرايي مثلا تروجان براش مي فرستيد.


تا اين مرحله کار شما به عنوان مهندسي اجتماعي است ولي مابقي (مثلا استفاده از تروجان فرستاده شده) ديگه Social engineering نيست. ?- براي ما E-mail بزنيد و ما پسورد E-mail کسي که شما مي خواهيد را براتون پيدا مي کنيم: ممکنه در اينترنت به اين نوع پيغام ها برخورد کرده ايد که مثلا مي گويد: '' به ما ايميل بزنيد، در سطر اول E-mail کسي که مي خواهيد ما براتون هک کنيم رو بنويسيد، در سطر دوم E-mail خودتون رو، سطر آخر هم پسورد E-mail خودتون رو. ما پسورد E-mail ي که در سطر اول مشخص کرديد براتون مي فرستيم. '' ممکنه عجيب به نظر برسه ولي خيلي ها به همين راحتي هک مي شوند.

اين ديگه از اون بهتريناش، چون يک تيره و سه نشون. ? تا آدرس E-mail براي فرستادن تبليغات و نيز پسورد E-mail خودتون. ?- فايل ضميمه (attached) به E-mail را باز کنيد: مثلا اينکه مي گويد در اين E-mail عکس من attach شده است باز کنيد و ببينيد.

درحالي که فايل attach شده فايل تصويري نيست، بلکه يک فايل آلوده است. ?- ساختن يک صفحه شبيه به سايت هاي مشهور و درخواست login : مثلا ساختن يک صفحه شبيه به ياهو براي login درحالي که اين صفحه براي دزديدن id و password شماست. ?- و …
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 15:30  توسط مجید عزیززاده  | 

معرفي چند اصطلاح IP : شماره ايست که به هر کامپيوتر متصل به اينترنت داده مي شود تا بتوان به کمک آن شماره به آن کامپيوترها دسترسي داشت.
اين عدد براي کامپيوترهايي که حالت سرور دارند (مثلا سايت ها) و نيز کامپيوتر هاي کلاينتي که معمولا به روشي غير از شماره گيري (Dial Up) به اينترنت وصل هستند، عددي ثابت و براي ديگران عددي متغير است.

مثلا هر بار که شما با شرکت ISP خود تماس گرفته و به اينترنت وصل مي شويد، عددي جديد به شما نسبت داده مي شود.


اين عدد يک عدد ?? بيتي (? بايتي) است و براي راحتي به صورت زير نوشته مي شود: xxx.xxx.xxx.xxx که منظور از xxx عددي بين 1 تا 255 است (البته بعضي شماره ها قابل استفاده نيست که بعدا علت را توضيح خواهم داد).
مثلا ممکن است آدرس شما به صورت 195.219.176.69 باشد.



حتي اسم هايي مثل http://www.yahoo.com که براي اتصال استفاده مي کنيد، در نهايت بايد به يک IP تبديل شود، تا شما سايت ياهو را ببينيد.

در IP معمولا xxx اولي معناي خاصي دارد، که بعدا توضيح مي دهم...
فقط اين را بگويم که اگر به روش Dial Up به اينترنت وصل شويد، معمولا عددي که به عنوان xxx اول مي گيريد، مابين 192 تا 223 خواهد بود.



اين توضيح براي تشخيص کامپيوترهاي کلاينت از سرور (حداقل در ايران) بسيار مي تواند مفيد باشد.

بعد از اتصال به اينترنت براي به دست آوردن IP خود، از دستور IPCONFIG در command prompt استفاده کنيد.

(البته يک سري نکات فني داريم که بعدا مي گم) پورت (Port): در ساده ترين تعريف، محلي است که داده ها وارد با خارج مي شوند.



در مبحث هک معمولا با پورت هاي نرم افزاري سروکار داريم که به هر کدام عددي نسبت مي دهيم. اين اعداد بين 1 و 65358 هستند.

معمولا به يک سري از پورت ها کار خاصي را نسبت مي دهند و بقيه به صورت پيش فرض براي استفاده شما هستند.


پورت هاي که فعال هستند، هرکدام توسط يک نرم افزار خاص مديريت مي شوند.

مثلا پورت ?? براي ارسال Email است، بنابراين بايد توسط يک نرم افزار اين کار انجام شود و اين نرم افزار بر روي پورت ?? منتظر (فال گوش) مي ماند.


اينجا ممکن است شخصي از فلان نرم افزار و ديگري از بهمان نرم افزار استفاده کند ولي به هر حال پورت ?? هميشه براي ارسال Email است. در پايين ليستي از مهمترين پورت ها و کاربردشان را مي بينيد: Port Num Service Why it's phun! 7 echo Host repearts what you type 9 discard Dev/null 11 systat Lots of info on users 13 daytime Time and date at computer's location 15 netstat Tremendous info on networks 19 chargen Pours out a stream of ASCII characters. 21 ftp Transfers files 23 telnet Where you log in. 25 smpt Forge email 37 time Time 39 rlp Resource location 43 whois Info on hosts and networks 53 domain Nameserver 70 gopher Out-of-date info hunter 79 finger Lots of info on users 80 http Web server 110 pop Incoming email 119 nntp Usenet news groups -- forge posts, cancels 443 shttp Another web server 512 biff Mail notification 513 rlogin Remote login who Remote who and uptime 514 shell Remote command, no password used! syslog Remote system logging 520 route Routing information protocol از ميان اين پورت ها شماره هاي ?، ??، ??، ??، ??، ??، ??، ???و ??? فعلا براي ما مهم ترند و به تدريج با آنها آشنا خواهيد شد.

? چگونه به يک پورت Telnet کنيم؟ براي اينکه عملکرد يک پورت براي شما روشن شود، بايد به آن پورت Telnet کنيد.


(البته معمولا تعدادي از پورت هايي را که ممکن است اطلاعاتي مهم را در اختيار هکر ها قرار دهند مثل پورت ?? معمولا بسته است و ارتباط با آنها شايد برقرار نشود.

) براي telnet کردن در command prompt دستور زير را تايپ کنيد: telnet hostname portnum در اين دستور به جاي hostname شماره ip و يا نام سايت را وارد مي کنيد و به جاي portnum شماره پورت و يا معادل آن از جدول. مثلا براي تلنت کردن به پورت ?? که ساعت و تاريخ را به دست مي دهد در کامپيوتري به اسم http://www.iums.ac.ir مي نويسيد: telnet iums.ac.ir 13 telnet iums.ac.ir daytime هر دو اين دستورات معادل هم هستند.


تلنت کردن معمولا اولين کاري است که يک هکر براي هک کردن يک سايت انجام مي دهد، زيرا بعضي از پورت ها در صورت بسته نبودن روي آن سرور، معمولا حاوي اطلاعات بسيار مهمي هستند.

همين الان شروع کنيد و مثل يک هکر واقعي به کامپبوتر هاي مختلف و پورت هاي گوناگون تلنت کنيد.

مخصوصا اگر پورت ?? (finger) روي يک کامپيوتر باز بود، مرا هم خبر کنيد (-; ? تقسيم بندي انواع حملات اولين نکته اي که لازم است بگويم اينه که وقت خود را براي هک کردن کامپيوتر هاي کلاينت هدر ندهيد (اگرچه براي افراد مبتدي کار با نرم افزاري مثل Sub7 زياد هم بد نيست ولي نبايد زياده روي کرد) علت هم اينه که هربار که به اينترنت وصل مي شوند ip جديدي به آنها اختصاص پيدا مي کنه و زحماتتون هدر مي ره (البته براي جلوگيري از اين امر هم روشهايي هست که در آينده ايشالله ميگم). حالا تقسيم بندي: ?- حمله به روش Denial of Service Attack) DoS) ?- حمله به روش Exploit ?- حمله به روش Info Gathering (تلنت کردن يکي از مثالهاي آن است که امروز آموختيد) ?- حمله به روش Disinformation
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 15:27  توسط مجید عزیززاده  | 

براي شروع چه چيزي لازمه؟

?- Win2000 , Linux رو روي کامپيوتر خودتون نصب کنين و شروع به يادگيري کنين.
?- شروع به يادگيري زبان C کنين .
?- شروع به يادگيري TCP/IP کنين . (يه کتاب بخرين )
?- مهمترين چيز علاقه به طي کردن يک راه بسييييييار طوووووولاني


- تقسيم بندي انواع حملات

اولين نکته اي که لازمه بگم اينه که وقت خودتونو براي هک کردن کامپيوتر هاي کلاينت هدر ندهين (اگرچه براي افراد مبتدي کار با نرم افزاري مثل Sub7 زياد هم بد نيست ولي نبايد زياده روي کرد) علت هم اينه که هربار که به اينترنت وصل مي شن ip جديدي به اونا اختصاص پيدا مي کنه و زحماتتون هدر مي ره (البته براي جلوگيري از اين امر هم روشهايي هست که در آينده ميگم ).


حالا تقسيم بندي:
?- حمله به روش Denial of Service Attack) DoS)
?- حمله به روش Exploit
?- حمله به روش Info Gathering (تلنت کردن يکي از مثالاي اونه که امروز ياد گرفتين )
?- حمله به روش Disinformation

در مورد هرکدام به زودي توضيح مي دم.


- 133t Speak چيه ؟

گاهي هکرها در هنگام نوشتن به جاي تعدادي از حروف انگليسي معادل هاي قراردادي به کار مي برن که ليست اونا رو در زير مي بينين :

0 <= O1 <= L; I2 <= Z3 <= E4 <= A5 <= S6 <= G7 <= T8 <= B| <= L; I@ <= at (duh)$ <= S)( <= H}{ <= H// <= N// <= W// <= M|> <= P; D|< <= Kph <= fz <= s


مثلا he Speaks مي شه :

}{3 $|>34|< z
توصيه من اينه که از اين معادلا تا جايي که مي تونين استفاده نکنين . فقط ياد بگيرين که کم نيارين .


- ترسيم مسير براي آينده

?- اولين و مهمترين تصميم انتخاب نوع کامپيوتريه که مي خواين هک کنين ( کلاينت يا سرور ) ، چون روش هک کردن اين دو بجز تو مراحل ابتدايي کاملا متفاوته .
?- دومين گام انتخاب يک کامپيوتر مشخص (مثلا کامپيوتري که فلان سايت رو نگه مي داره که مثالي براي کامپيوتر سروره و يا کامپيوتر فلان شخصي که با او چت مي کنين که مثالي براي کامپيوتر کلاينته) و جمع آوري اطلاعات در مورد اونه . اين جمع آوري اطلاعات از قرباني (Victim) رو Footprinting ميگن . اولين مشخصه اي که بايد کشف شه ، ip اونه . يکي ديگه از اطلاعات مهم که معمولا دنبالش هستيم، پيدا کردن نوع سيستم عامل و برنامه هاييه که کامپيوتر شخص از اونا بهره مي بره . يکي از مهمترين ( و گاه خطرناک ترين) کارها ، تست کردن پورت هاي اون کامپيوتر براي ديدن اينکه کدوم پورت ها باز و کدوم ها بسته هستن .
?- مرحله بعدي در واقع شروع تلاش براي نفوذ به سيستمه . اين نفوذ سطوح مختلف داره و بالاترين اون که در کامپيوترهاي سرور روي مي ده ، حالتيه که بشه username و password مربوط به مدير کامپيوتر (administrator) يا superuser رو به دست آورد و از طريق اين Shell Account به نهايت نفوذ برسيم ولي گاهي به دلايل مختلف (مربوط به سطح علمي خود و ... ) نمي شه به اين سطح رسيد اما به هر حال براي مرحله بعدي مي شه استفاده شه . اين مرحله جاييه که هنر شما به عنوان يه هکر آغاز شده و نيز به پايان مي رسه .
?- اين مرحله بعد از نفوذ روي مي ده که در اون به يه سطحي از کنترل سيستم رسيدين . رفتار شما در اين مرحله مشخص مي کنه که چه نوع هکري هستين(سامورايي، واکر و يا کراکر) و اينکه آيا جنبه ياد گرفتن رو داشته ايد يا نه، همينجا مشخص خواهد شد.


?- مرحله آخر پاک کردن ردپاست تا گير نيفتيم (البته بعضي وقتها براي کلاس گذاشتن بايد گير بيفتيم، هه هه ...). بعضي از سيستم ها آمار login رو نگه مي دارن که در مورد اونا اين مرحله خيلي مهمه .

خلاصه مطالب بالا به اين صورته :

Selection -> FootPrinting -> Penetration -> [Changings] -> Cleaning
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 15:13  توسط مجید عزیززاده  | 

 Hacker کيه ؟
هکر کسيه که با سيستم هاي کامپيوتري آشناس و مي تونه با روش هايي خاص (بدون اجازه) وارد اونا بشه ... اين انسان مي تونه خوب يا بد باشه ( در هر حال هکره )

- سوال: يک هکر از چه راهي وارد يک سيستم مي شه؟
از راه شبکه (نه بابا ! )
بايد توجه کنين که هر سيستم کامپيوتري (به عبارت بهتر هر سيستم عامل) به هر حال محصول کار تعدادي انسانه و حتما داراي تعدادي bug (خطاهايي که بعد از ارائه محصول به بازار به تدريج کشف مي شه) هست . بعد از اينکه يه باگ مشخص شد، شرکت ها نرم افزارهايي رو به سرعت (در عرض چند ساعت ) ايجاد مي کنند تا مشکل رفع شه اين ها رو patch مي گن . و بعد مديراي شبکه (Wbemasters) در عرض چند روز تا چند سال (آين آخري در مورد ايرانه) اونا رو download کرده و مشکل رو حل مي کنن . تو اين فاصله هکرها دمار از روزگار اين سايت ها در مي ارن ...

- تعريف چند اصطلاح:

*** Hacker واقعي = سامورايي :
کسي که هدفش از نفوذ به سيستم ها نشون دادن ضعف سيستم هاي کامپيوتريه نه سوءاستفاده ...

*** Wacker (واکر):
کسي که هدفش از نفوذ به سيستم ها، استفاده از اطلاعات اون سيستم هاس (جرو هکر هاي کلاه سياه )

*** Cracker (کراکر):
کسي که هدفش از نفوذ به سيستم ها، خرابکاري و ايجاد اختلال در سيستم هاي کامپيوتريه . (جرو هکر هاي کلاه سياه )

*** Preaker :
از قديمي ترين هکران که براي کارشون نياز (و دسترسي) به کامپيوتر نداشتن و کارشون نفوذ به خطوط تلفن براي تماس مجاني، استراق سمع و ... بود.

اين جزو آموزش من نيست چون کار خيلي بديه


- زنگ تفريح

- تقسيم بندي من براي هکر ها:

?- جوجه هکرها (احمق کوچولوها):
توانايي ها: بلدن از Sub 7 , 187 استفاده کنن و فکر کنن ديگه همه چي رو ياد گرفتن !

?- خروس هکر ها يا مرغ هکرها (احمق هاي بزرگتر):
توانايي ها: Mail Box رو هم مي تونن Bomb کنن ... ماشاءالله !

?- هکرهاي قابل احترام ( مثل خود شما):
دارن ياد مي گيرن و هنوز ?،? سال کار دارن .

?- هکراي پيش کسوت:
ديگه آفتاب لبه بومه ... هکرهاي قابل احترام رو دوس دارن


- تقسيم بندي

- انواع کامپيوتر هاي شبکه:
=> کامپيوترهاي Server : کامپيوترهايي که کارشون تامين اطلاعات تو شبکه اس، مثلآ کامپيوترهايي که سايت ها رو نگه مي دارن .
=> کامپبوتر هاي Client : کامپيوترهايي که استفاده کننده هستن مثل همين کامپيوتر خودتون که دارين ازش کار مي کشيد.

- انواع سيستم عامل هايي که Server ها از اون استفاده مي کنن :

=> سيستم هاي فعلي:
* خانواده Unix (مثل FreeBSD, Linux, Sun Solaris )
* خانواده Windows (مثل WinNT, Win2000 )
* OsMac
=> سيستم هاي قديمي (منقرض شده - آخيش ! ):
AIX, IRIS, DEC10, DEC20 , ...


- سوال: کدوما رو بايد ياد گرفت؟
Win2000, Unix(Linux) رو بايد ياد بگيرين . پيشنهاد من اينه که Win2000و RedHat Linux رو روي کامپيوتر خودتون همزمان داشته باشين .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 15:11  توسط مجید عزیززاده  | 

لينك ها را در صفحات جديد باز كنيد.
وقتي شما به لينكي بر مي خوريد (مقصود همان كلمات يا عباراتي است كه عموما آبي رنگ هستند و ''كرزر'' با رفتن بر روي آنها، به ''دست'' تبديل مي شود) مي توانيدآن را در همان پنجره باز كنيد و يا اينكه آن را در پنجره جديدي باز كنيد. بهتر است هميشه لينك ها را در پنجره جديد باز كنيد، براي اين كار بجاي اينكه به راحتي روي لينك رفته كليك چپ كنيد، روي لينك برويد و سپس كليك راست كنيد، بعد از آن روي open in a new window برويد و در مرحله آخر كليك راست را رها كنيد. با اين كار لينك در پنجره جديدي باز مي شود. اين كار چه مزيتي دارد؟ با اين كار شما در حالي كه مشغول خواندن صفحه دانلود شده هستيد، صفحات ديگر دانلود مي شوند، يعني سريعتر كارها انجام مي شود. مثلا وقتي توسط ''ابزار جستجويي'' كلمه اي را جستجو مي كنيد و سپس نتايج ظاهر مي شود، هر كدام از نتايج كه مورد علاقه شما بود، ''در صفحه جديد باز كنيد'' با اين كار در حالي كه مشغول خواندن نتايج سرچ هستيد، صفحات مورد علاقه شما در حال دانلود شدن هستند. مثلا وقتي كه مي خواهيد به صفحه بعدي نتايج سرچ برويد (و مثلا كليد next را مي زنيد) مي توانيد در حاليكه صفحات بعدي نتايج جستجو در حال دانلود شدن هستند، برگرديد و صفحات كاملا دانلود شده خود را، از صفحات مورد علاقه انتخاب شده از ميان نتايج جستجو، مطالعه كنيد.
توجه:
1. 1. بعضي از سايتها اين امكان را مي دهند كه با زدن كليدي ، تمامي لينكها در پنجره جديد باز شوند.
2. 2. بعضي از لينكها طوري آماده شده اند كه خود بخود در پنجره جديد بازشوند. با اين كار (يعني زدن كليك راست و سپس انتخاب حالت open in a new window) ممكن است اعلان ''صفحه يافت نشد'' پديدار شود. در اينصورت كافي است همان كليك چپ را بزنيد تا لينك در پنجره جديد باز شود.
3. 3. شما براي باز كردن لينك ها در پنجره هاي جديد، محدوديت داريد. اگر تعداد زيادي پنجره باز شود ممكن است باعث ''هنگ'' كردن برنامه مرورگرتان شود. بنابراين بطور همزمان، حدود 10 تا 15 پنجره بيشتر باز نكنيد.
خطوط را ''خرچنگ قورباغه'' مي بينيد؟ فرار نكنيد.
بسياري از افراد هنگام مواجهه با صفحات فارسي اي كه در آنها بجاي حروف درست فارسي اشكال عجيب غريب ديده مي شوند، به سرعت سايت را ترك مي كنند. البته اين را ه مناسبي براي تنبيه طراحان صفحات وبي است كه در صفحه وب خود اين مشكل را دارند. ولي چنانچه بخواهيد مي توانيد، احتمالا صفحه را درست كنيد. كليك راست موس را فشار دهيد، از صفحه باز شده، گزينه encoding را انتخاب كنيد. براي درست ديدن صفحات فارسي، يكي يكي گزينه هاي زير را انتخاب كنيد تا ببينيد، كداميك جواب مي دهد: Windows (Arabic) Windows (Western) UTF-8 يعني ابتدا از گزينه، encoding، windows(Arabic) را انتخاب كنيد، اگر صفحه درست شد كه هيچ ولي اگر درست نشد،‌ مجددا كليك راست كرده encoding و سپس windows (western) را انتخاب كنيد، اگر صفحه درست شد كه هيچ ولي اگر درست نشد، گزينه سوم (يعني UTF-8) را امتحان كنيد. اگر هيچكدام نشد،‌ ببينيد (احتمالا در صفحه اول سايت) آيا صفحه فارسي با قلم خاصي نوشته شده در نتيجه از شما خواهش شده كه : ''ابتدا قلم ما را نصب كنيد''؟ در اينصورت مجبوريد ابتدا آن فونت را به شكل زير نصب كنيد:
 1ـ فونت را دانلود كنيد.
 2ـ در پنجره control panel روي fonts دوبار كليك كنيد تا پنجره مورد نظر باز شود.
 3ـ گزينه Install new font را از منوي File همان پنجره Fonts انتخاب كنيد.
 4ـ مسير فونت مورد نظر را از پنجره هاي ليست Folders، Drives همان پنجره مشخص كنيد. سپس فونت شما در پنجره كوچك list of fonts ظاهر مي شود.
 5ـ حال آن را انتخاب و ok بزنيد تا فونت مورد نظر روي سيستم نصب شود. پس از اين با زدن refresh صفحه وب مورد نظر،‌ مي توانيد آن را به راحتي بخوانيد. ولي اگر باز مشكل داشتيد، روي صفحه وب،‌كليك راست كنيد و در encoding گزينه User defined را انتخاب كنيد. قاعدتا با refresh كردن بايد بتوانيد صفحه را بخوانيد.
امان از اين فريم ها!
در واقع بايد گفت امان از اين طراحان صفحات وب كه هنوز ول كن فريم نيستند، با اينكه مي دانند اكثر مردم از آن خوششان نمي آيد. (وقتي در اينترنت به صفحه اي برمي خوريد كه نواحي مختلف آن مستقلا scrollbar دارند و با آنها بالا و پايين مي روند، به صفحه اي فريم دار برخورد كرده ايد).
هر وقت خواستيد يك فريم از يك پنجره فريم دار را save كنيد يا پرينت بگيريد، براي اينكه مطمئن باشيد صفحه مورد نظر save مي شود و يا يك ''صفحه تر و تميز بدون فريم'' پرينت مي گيريد، ابتدا بايد صفحه مورد نظر را از توي فريم بيرون بكشيد. چطوري؟ روي صفحه فريم مورد نظر كليك راست كنيد و بياييد روي properties، سپس كليد موس را رها كنيد تا صفحه properties باز شود. آيا در اين صفحه آدرسي جلوي عبارت URL مي بينيد؟ اين آدرس را در جعبه آدرس مرورگرتان بنويسيد و كليد enter را بزنيد، بله حالا همان صفحه را تر و تميز و بدون فريم مي توانيد مشاهده كنيد.
راستي.... لازم نيست آدرس جلوي عبارت URL را در جعبه آدرس مرورگرتان تايپ كنيد، آن را هاي لايت (select) كنيد (كرزر را ابتداي آن قرار دهيد، كليد چپ موس را فشار دهيد و توسط موس كرزر را روي تمام آدرس بكشيد تا تماما آبي شود) سپس كليك راست، copy . بعد روي جعبه آدرس رفته، تمام آدرس قبلي را هاي لايت كنيد سپس كليك راست paste . بله كار انجام شده است.
بجاي عكس ، يك مربع حاوي ضربدر قرمز رنگ مي بينيد.
اينهم از خطاهاي طراح صفحه وب است ولي بد نيست اين راه را امتحان كنيد. شايد توانستيد عكس را ببينيد، ولي اگر جواب نداد ديگر كاري نمي شود كرد.
با موس كرزر را روي عكس ببريد. كليك راست موس كنيد. روي properties رفته و كليد موس را رها كنيد. در صفحه properties ، آدرس جلوي URL را در جعبه آدرس مرورگرتان بنويسيد (مثل حالت قبل) و enter كنيد، اگر عكس آمد، كه آمد اگر نه كاري نمي توان كرد.
اگر گرفتار يك سايت شلوغ شديد!
اگر وارد صفحه اول يك سايت شلوغ كه داراي تعداد زيادي لينك ، انواع جعبه ها و كادرهاي مختلف در نقاط مختلف صفحه مي باشد، شديد، بجاي صرف زمان زياد براي درك صفحه، سريعا به بالا يا به سمت چپ صفحه نگاه كنيد، ببينيد آياكليدي به نام site map دارد يا خير، اگر چنين كليدي نبود كه بايد پيه مطالعه كامل صفحه اول را به تن بماليد. ولي اگر چنين كليدي موجود بود با زدن آن به صفحه اي مي رويد كه در آن تمام لينك هاي موجود در سايت بصورت فهرست آورده شده است. با خواندن آن مي توانيد سريعا بفهميد ، در سايت چه صفحاتي با چه موضوعاتي موجود است.
به دنبال يك كلمه در يك صفحه مي گردم، چه كنم؟
گاهي وارد يك صفحه اي مي شويم كه پر از مطالب مختلف است. مي خواهيم ببينيم توي اين صفحه راجع به مثلا ايران صحبتي شده يا خير، به عبارت ديگر آيا در اين صفحه كلمه ''ايران'' آمده است يا خير.
 كافيست در مرورگرIE (يعني Internet explorer) كليد View و سپس گزينه Find را انتخاب كنيم. در صفحه اي كه باز مي شود كلمه IRAN را تايپ كنيد، و كليد Find را فشار دهيد. اگر اين كلمه در صفحه موجودباشد آن كلمه در وسط صفحه آورده شده و هاي لايت مي شود. با فشردن مكرر كليد Find ديگر كلمات مورد جستجو در صفحه آورده مي شود. .
دنبال يك كلمه توي يك سايت مي گردم، چه كنم؟
فرقي كه اين حالت با حالت قبل دارد اينست كه در جستجوي يك كلمه، در تمامي صفحات يك سايت هستيم. روش كار را در دو جستجوگر google و AltaVista توضيح مي دهم.
 فرض كنيد مي خواهيم ببينيم كلمه IRAN در سايت www.bbbb.com آمده يا نه ،
الف) در جستجوگر google در جعبه جستجو تايپ كنيد: Site: www.bbbb.com iran (يك فاصله خالي بين آدرس و كلمه Iran ايجاد كنيد) سپس enter را بزنيد. صفحاتي از سايت www.bbbb.com را كه داراي كلمه IRAN است را مي آورد.
 ب) در جستجو گر Altavista در جعبه جستجو تايپ كنيد: URL:www.bbbb.com+iran (يك فاصله خالي بين آدرس و كلمه +iran اعمال كنيد) سپس enter را بزنيد.
اين سايت، عجب موسيقي زمينه زيبايي دارد كاش مي توانستم آن را داشته باشم.
بله منهم چندين بار اين وسوسه به سراغم آمده . اما چطور مي توان فايل موسيقي يا صدا پس زيمه يك سايت را براي خود save كرد؟ روي صفحه اي كه خواستار صداي پس زمينه آن هستيد برويد. كليك راست كنيد، و روي Source برويد و كليد موس را رها كنيد تا صفحه Source باز شود.
در اين صفحه به دنبال عبارت bgsound بگرديد. وقتي آن را يافتيد جلوي آن نام فايلي مي بينيد، مثلا به صورت pop.mid اين نام را برداريد و در جعبه آدرس سايت، آخرين عبارت (كه پس از آخرين / آمده است) را حذف كرده و بجايش اين نام را يعني pop.mid را تايپ كنيد و نهايتا كليد enter را بزنيد. فايل صوتي آماده است!
براي مثال اگر آدرس صفحه چنين بود:
www.worldmusic.com/africa/senegal/folkore.html
آن را به اين صورت بنويسيد:
www.worldmusic.com/africa/senegal/pop.mid

آيا من مجبورم اين صفحه مقدماتي سايت را با چندين دقيقه انيميشين خسته كننده ببينم؟
بعضي از طراحان صفحات وب واپس گرا(!) هنوز هم از صفحات (Introduction) intro به عنوان صفحه اول هوم پيج استفاده مي كنند و در اين صفحات انيميشيني قرار مي دهند كه پس از اتمام آن تازه مي توانيد به صفحه اول سايت كه داراي مطلب است برويد . اگر حوصله ديدن اين صفحات را نداريد، ابتدا بگرديد ببينيد در صفحه Intro كليدي به نام skipintro هست يا نه. اگر بودكه سريع آن را فشار دهيد تا از روي اين صفحه به صفحه اول بپريد.
اگر چنين كليدي نبود، مجبوريد لااقل يكبار اين صفحه مقدماتي را تحمل كنيد تا به صفحه اول برويد. حالا آدرس اين صفحه را كه در جعبه آدرس بالا صفحه نوشته شده است يادداشت كنيد و از اين پس با اين آدرس به سايت مورد علاقه خود برويد تا در واقع آن صفحهخسته كننده را ميان بر زده باشيد.
مشت سايت را باز كنيد.
نمي دانم تا حال به سايتهايي برخورده ايد كه مثلا نوشته اند: ''در اين سايت صدها مقاله راجع به مثلا بانكداري موجود است،‌در جعبه زير كلمه موردنظر خود را تايپ كنيد تا ما مقالاتي كه در آنها (يا در عنوان آنها) اين كلمه آمده ، براي شما فهرست كنيم''.
وقتي من به چنين سايتهايي بر مي خورم، شيطان به شدت مرا وسوسه مي كند كه عنوان تمامي مقالات آنها را ببينم. در اينصورت چه بايد كرد؟ كافيست در جعبه جستجوي آنها، كلمه اي عمومي مثلا The يا a و يا در اين مورد money را تايپ كنيد و enter بزنيد تا مشت آنها باز شود.
گاهي به مقالاتي برمي خوريم كه در چندين صفحه تقسيم شده اند. خواندن ، save كردن و پرينت گرفتن چنين مقالاتي مشكل است ، آيا راهي براي تسهيل كار وجود ندارد؟
گاهي راهي وجود دارد. البته ابتدا بايد گفت هدف طراحان از تقسيم يك مقاله واحد در چندين صفحه ، قرار دادن تبليغات زياد در هر صفحه است كه خواننده مجبور باشد تمام آنها را بخواند. گاهي در صفحه اول و عموما در صفحه آخر اين مقالات كليدي وجود دارد به نام printer friendly يا عبارات مشابه، با زدن اين كليد تمامي مقاله در يك صفحه ظاهر مي شود و مي توانيد آن را به راحتي پرينت بگيريد يا save كنيد. بنابراين در برخورد با چنين مقالاتي ابتدا به صفحه اول و صفحه آخر مراجعه كنيد و ببينيد آيا چنين كليدي وجود دارد يا نه، اگر وجود نداشت كه مجبوريد يكي يكي صفحات مقاله را دانلود كرده و آنها را بخوانيد و saveكنيد يا پرينت بگيريد.
ساختمان آدرس هاي اينترنتي را بشناسيد.
فرض كنيد آدرسي به شكل زير از دوستي مي گيريد و آن را در جعبه آدرس مرورگرتان تايپ مي كنيد:
www.world.com/europe/italy/rome.html
پس از زدن enter صفحه اي مي آيد كه مي گويد به هر دليل نمي توانم چنين صفحه اي را باز كنم. در اينصورت تكه آخر آدرس را حذف كنيد و مجددا enter بزنيد:
www.world.com/europe/italy
 حالا ببينيد در اين صفحه مي توانيد لينك rome را بيابيد يا خير. گاهي اين صفحه هم نمي آيد يا دسترسي شما به اين صفحه غير مجاز است، پس يك قدم ديگر به عقب برويد و enterبزنيد:
www.world.com/europe
 ببينيد در اين صفحه مي توانيد italy را بيابيد. مقصود از اين مثال شناخت ساختار لايه لايه آدرسهاي اينترنتي بود.
مثال ديگر: در سايتي مي گويند پاسخ به سوال شما در اين آدرس است:
www.responses.com/cgi-gin/search?dir=engid=1257
اينجا باز ما وسوسه مي شويم پاسخ سوالات ديگران را هم بخوانيم. نگاهي به آدرس مي اندازيم و مي بينيم چيزي مي فهميم يا خير. اين آدرس به ما مي گويد در سايت www.responses.com ، در فهرست eng (كه احتمالا engineering به معناي مهندسي است) پاسخ سوالي با شماره مشخصه (identification=id) 1257 وجود دارد. پس حالا مي توانيم با تغيير 1257 در آدرس به 1255 يا 1256 يا ..... به بقيه پاسخها نيز دست يابيم. حتي اگر به سايت مراجعه كنيد ممكن است بتوانيم بقيه فهرست ها (علاوه بر مهندسي) را ببينيم و بتوانيم نام اختصاري آن را حدس زده و بجاي eng بنشانيم تا بتوانيم به ديگر پاسخها در ديگر زمينه ها دست يابيم .
اگر عكسي را از صفحه اي مي خواهيد براي خود داشته باشيد، بايد چه كنيم؟
براي اين كار لازم نيست كل صفحه را save كنيد . در اين صورت كافيست توسط موس، كرزر را روي عكس ببريد، سپس كليك راست كنيد و از داخل صفحه اي كه باز مي شود، گزينه save picture را انتخاب كنيد.
كليك راست كار نمي كند؟!
در بعضي صفحات يا روي بعضي تصاوير، كليك راست موس كار نمي كند. در واقع طراح صفحه خواسته با اينكار جلوي پرينت كردن يا save بعضي صفحات يا عكس ها را توسط شما بگيرد، ولي شما به او بدلش را بزنيد: كليك چپ را فشار دهيد و نگهداريد ، حالا كليك راست كنيد، مي بيند كه كليك راست (در اين حالت) عمل مي كند!
 بهرحال در بدترين حالت اگر بهيچ وجه نتوانستيد عكسي را save كنيد، اين كار را انحام دهيد.
عكس را در صفحه مونيتور خود بياوريد، سپس كليد print screen را كه روي صفحه كليدتان است فشار دهيد (در اين حالت در واقع تمامي مطالب و تصاوير روي صفحه مانيتورcopy شده است) حال يك برنامه ويرايش تصاوير، مثل paint كه در خود برنامه windows است، را باز كنيد و در صفحه سفيد آن كليك راست كنيد و از نواري كه باز مي شود ، گزينه paste را انتخاب كنيد. مي بينيد كه مطالب صفحه مانيتور به طور كامل به اين جا مي آيد. حال مي توانيد مستقيما اين را به نام فايلي save كنيد، يا ابتدا عكسهاي آن را درآورده (دوربري كنيد) و سپس هر عكسي را در فايلي save كنيد.
 دقت كنيد با يان روش صفحه محتويات قابل ديدن روي مانيتور منتقل و save مي شوند و در صفحاتي كه scrollهاي افقي يا عمودي دارند،‌در واقع شما از بقيه صفحه صرفنظر كرده ايد، اگر بخواهيد آن قسمتها را هم save كنيد، با حركت دادن scrollbar ، آنها را روي صفحه مانيتور بياوريد و مجددا كارهاي گفته شده در بالا را انجام دهيد تا آن قسمتها هم save شوند.
آلت دست طراح صفحه وب نشويد.
در واقع بايد گفت امان از اين طراحان صفحات وب كه هنوز ول كن فريم نيستند، باوقتي مي خواهيد صفحه اي يا عكسي را save كنيد، صفحه اي باز مي شود و در آن بطور پيش گزيده نام فايل همان نامي نوشته شده كه طراحي وب بر آن صفحه گذاشته است. ولي طراح صفحه وب نامگذاري صفحات و عكسها را بنابر نيازمنديهاي خودش گذارده است. شما مي توانيد نامها را مطابق نظر خود تغيير داده و سپس آن را save كنيد.
به هر كس فاكس و ايميل خود را ندهيد .
در واقع بايد گفت امان از اين طراحان صفحات وب كه هنوز ول كن فريم نيستند، بابعضي سايتها براي ورود به آنها، از شما آدرس ايميل مي خواهند. ولي آدرس خود را به هر كسي ندهيد. فقط اگر قرار است بعدا ارتباط شما با سايت از طريق ايميل باشد به آنها آدرس ايميل خود را بدهيد. بسياري از سايتها فرق آدرس ايميل واقعي با جعلي را نمي فهمند، پس مي توانيد به آنها آدرس ايميلي مثل (salam@khodahafez.com) را بدهيد! در غير اينصورت منتظر دهها ايميل از سايتهاي تبليغاتي باشيد.
اگر رنگ نوشته هاي يك صفحه باعث ناخوانا شدن آن شده است چه كنيم؟
وقتي صفحه اي را باز كرديد به view برويد و گزينه internet option را انتخاب كنيد. در صفحه اي كه باز ميشود روي كليد colors در پايين صفحه كليك كنيد. به جعبه colors در اين صفحه دقت كنيد. علامت چك مارك را از كنار عبارت use windows colors برداريد و سپس رنگ نوشته ها (text) و زمينه (background) را مطابق نظر خود تغيير داده و ok بزنيد. البته دقت كنيد از اين پس همواره شما رنگ نوشته ها و زمينه را در تمام صفحات وب اينطور خواهيد ديد، مگر باز گرديد و دوباره كنار عبارت use windows colors علامت چك مارك را بگذاريد.
و اما آخرين و نه كم اهميت ترين :
همانطور كه وقتي مي خواهيد با ماشيني رانندگي كنيد صندلي و آيينه و .... را مطابق نظر خود تنظيم مي كنيد. وقتي هم كه مي خواهيد در اينترنت ''بچرخيد'' مرورگر را مطابق نظر خود تنظيم كنيد. كليدهاي مورد نظر خود را اضافه كنيد و آنهايي كه نمي خواهيد حذف كنيد. كليدها را بزرگ يا كوچك كنيد.
جستجوگري كه از آن استفاده مي كنيد (مثلا toolbarاگر لازم مي دانيد) را دانلود كنيد، تا براي سرچ در آنها هر بار مجبور نباشيد به صفحه اول google يا yahoo مراجعه كنيد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 16:27  توسط مجید عزیززاده  | 

آموزش مرورگر IE يكي ديگر از امكانات محيط IE استفاده از ابزار Fovarite مي باشد.
تصور كنيد كه شما در داخل اينترنت ، به گشت و گذار در سايتهاي مختلف مشغول مي باشد.
دراين حين ممكن است كه با سايتها و يا صفحاتي برخورد نماييد كه براي شما به هردليلي جالب و جذاب باشد، طبعا يادداشت نمودن آدرس آن دريك دفترچه، مشكلات خاص خود را به همراه خواهد داشت،چرا كه ممكن است كه درصورتي كه آدرس آن سايت بسيار طولاني باشد، شما در هنگام يادداشت نمودن آن، دچار بي دقتي شده وذخيره آن در دفترچه شما به درستي صورت نگيرد و دليل ديگر آنكه يادداشت نمودن آدرس اينگونه سايتها هنگام كار با اينترن زمان نسبتا زيادي از شما را گرفته و طبعا كار خسته كننده اي خواهد بود، لذا استفاده از اين قابليت IE مشكل شما را به خوبي مرتفع مي سازد.
براي شروع كار فرض نماييد كه وارد سايتي به نام Yahoo شدهايد و امكانات اين صفحه براي شما جالب وده و تمايل داريد كه آدرس آن را در داخل محيط IE خود ذخيره نماييد تا هرگاه كه تمايل داشتيد به سرعت بتوانيد، بدون به خاطر سپردن آدرس آن، به آن سايت مراجعه نماييد.
براي اين منظور ، منوي Favorites را در نوار منو انتخاب نموده و سپس گزينه Add Favorites را انتخاب نماييد، تا پنجره مربوطه ظاهر شود .
سپس در داخل كادر متني ، مي توانيد نام سايت را وارد نماييد، البته دقت كنيد كه معمولا نام عنوان سايت به صورت پيش فرض در داخل اين كادر نوشته خواهد شد و در صورتي كه دليل قانع كنندهاي نداريد! بهتر است كه از همان نام پيش فرض استفاده نماييد.
دراين لحظه شايد تنها كاري كه بايستي انجام دهيد،انتخاب دكمه OK باشد، ولي چند لحظه دست نگاه داريد! انجام اين عمل در دراز مدت شما را با حجم نسبتاً زيادي اسم در ليست مربوطه مواجه مي سازد، لذا بهتر است كه اين عمل را همراه با طبقه بندي موضوعي انجام دهيد.
براي اين منظور قبل از انتخاب دكمه OK، دكمه Create It را انتخاب كرده تا پنجره مربوطه به صورت تكميل شده، نمايان شود.
در كادر ليست سمت چپ اسامي پوشه هاي از پيش تعريف شده را ملاحظه خواهيد كرد درصورتي كه سايت مورد نظر، در داخل هريك از پوشه هاي موجود قابل طبقه بندي باشد ، تنها كافي است كه بر روي عنوان موجود در داخل كادر ليست، كليك كرده تا انتخاب شود.
دقت كنيد كه در كنار بعضي از گزينه هاي كادر ليست، به صورت درختي، يك علامت بعلاوه وجود دارد واين بدان معني مي باشد كه اين طبقه خود به طبقات ديگري تقسيم شده است و شما مي توانيد به راحتي آدرس سايت مورد نظر خود را درطبقه دلخواه قرار دهيد و اما حالتي كه طبقه مناسبي جهت قرار دادن آدرس سايت مورد نظر وجود نداشته باشد: دراين صورت تنها كافي است كه پايين ترين طبقه مرتبط موجود را در ليست انتخاب نموده و سپس بر روي دكمه New Folder كليك نماييد.
دراين مثال بهتر است كه ابتدا بر روي پوشه Favorites كليك كرده تا اين پوشه به عنوان ريشه انتخاب شود سپس دكمه New Folder را انتخاب نموده تا پنجره ديگري ظاهر شود.
در اين پنجره در كادر متني موجود نام پوشه(طبقه) مورد نظر را وارد نماييد به عنوان نمونه از نام Search Engines استفاده نموده و سپس دكمه OK را انتخاب كنيد.
خواهيد ديد كه در داخل پوشهFavorites پوشه ديگري به نام Search Engines ايجاد مي شود.
مجدد برروي پوشه Search Engines كليك كرده تا انتخاب شده و مجددا بر روي دكمه New Folder كليك كنيد تا پنجره مربوطه ظاهر شود.
سپس در داخل كادر متني آن عبارت The Bests را تايپ نموده و سپس دكمه OK را انتخاب نماييد، خواهيد ديد كه در كنار عبارت Search Engines يك علامت بعلاوه ظاهر شده كه با انتخاب آن، پوشه The Bests به عنوان فرزند آن نمايان مي شود.
حال پوشه The Bests را انتخاب نماييد . تنها عملي كه شايد لازم باشد قبل از انتخاب دكمه OK انجام دهيد، فعال نمودن كادر تاييد مربوط به Make Available Offline مي باشد . با انتخاب اين كادر، شما قادر خواهيد بود كه درحالت Offline (يعني در زماني كه به اينترنت متصل نمي باشد) نيز از محتواي صفحه مربوطه استفاده نماييد. حال برروي دكمه OK كليك نماييد، بدين ترتيب آدرس سايت Yahoo درمحل مورد نظر قرار داده خواهد شد. حال تصور كنيد كه پس از سپري شدن چندين روز، تمايل به جستجو در اينترنت داشته و مي خواهيد اين عمل را از طريق سايت Yahoo انجام دهيد و آدرس اين سايت را نيز فراموش كردهايد!!! براي اين منظور بايستي ابتدا وارد منوي Favorites شده و در داخل آن نيز ، زير منوي Search Enginesرا انتخاب نموده تا زير منوي ديگري ظاهر شود، سپس زير منوي The Bests را انتخاب نموده تا منوي ديگري ظاهر شود، در داخل آن گزينه Yahoo را انتخاب نماييد، با اين عمل برنامه IE به راحتي شما را به سايت موردنظرتان رهنمون مي سازد روش ديگري كه براي اين منظور در داخل برنامه IE در نظر گرفته شده است، استفاده از ابزار Favorites كه هم اكنون به صورت فرورفته نمايان مي باشد، كليك نموده تا پنجره مربوطه محو گردد تا اين لحظه درمورد ساخت و طبقه بندي مطالبي را عنوان نموديم، ولي در صورتي كه بخواهيد كه اشياء موردنظر خود را حذف ، تغيير نام و يا حتي تغيير مكان دهيد، بايستي كه ابتدا منوي Favorites را نوار منو انتخاب كرده و سپس گزينه Origanize Favorites را انتخاب نموده تا پنجره ديگري ظاهر شود.

دراين قسمت مي توانيد شيء مورد نظر خود را كه در ليست سـمـت راسـت قـرار دارد، انـتـخـاب نـمـوده و سپس در جهت حذف، تغييرنام، ايجاد شيء جديد در داخل آن و يا انتقال آن به شيء ديگر به ترتيب از دكمه هاي Create Folder,Rename, Delete,Move to Folder استفاده نماييد.

به اين ترتيب شما مي توانيد در جريان گشت وگذار اينترنتي خود، سايتهاي مورد علاقه خود را به صورت طبقه بندي شده گروه بندي نموده و در هر زمان به راحتي به آدرس مورد علاقه خود مراجعه نماييد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 16:25  توسط مجید عزیززاده  | 

حال كه با مفاهيم اوليه اينترنت آشنا شده ايد، لازم است كه به معرفي محيط IE بپردازيم همان گونه كه درشماره قبل اشاره شد، هرگاه وارد يك سايت اينترنتي مي شويد، با پيوندهاي زيادي كه شما را به قسمت هاي مختلفي از همان سايت و يا حتي سايتهاي ديگر رهنمون مي سازد، مواجه مي شويد.
هرگاه بر روي اين پيوندها كليك نماييد، يا صفحه موجود محو و صفحه مقصد ظاهر شده و يا محتواي صفحه مقصد درپنجره جديدي ظاهر خواهد شد، ولي نكته اي كه لازم است بياموزيد، نحوه كار با اين گونه پيوندها مي باشد. در اكثر موارد پس از كليك كردن بر روي يك پيوند، صفحه قبلي محو مي شود و صفحه ديگر جايگزين آن مي شود، ممكن است كه اين رفتار چندان خوشايند كاربر نباشد! به عنوان نمونه سايتي را در نظر بگيريد كه در آن پيوندهاي زيادي به سايتهاي مختلف به صورت طبقه بندي شده لحاظ شده باشد و شما تمايل به گشت وگذار به داخل تمامي آنها داشته باشيد ولي كليك كردن بر روي هريك از آنها باعث محو شدن صفحه اوليه خواهد شد.
براي حل اين مشكل درحالي كه درصفحه مورد نظر قرارگرفته ايد، سه راه حل در پيش رو داريد:
1.برنامه IE را مجددا اجرا نموده، وارد صفحه مورد نظر شده و از آن بر روي هريك از پيوندها كليك نماييد.
2.منـوي فـايل را انتـخـاب كرده، بر روي زير منوي New، كليك كرده و گزينه Window را انتخاب كنيد( البته مي توانيد از دكمه تركيبي CTRL+N نيز براي اين منظور استفاده نماييد).
3.اشاره گر موش را بر روي پيوند مورد نظر برده، دكمه سمت راست را كليك كرده تا منوي بعدي ظاهر شود، سپس گزينه Open In New Window را انتخاب كنيد بدين ترتيب شما قادر خواهيد بود كه بدون اينكه صفحه مورد نظر خود را از دست بدهيد در پيوند آن صفحه به گشت وگذار بپردازيد، كه البته در بين اين سه روش، طبعا روش سوم مناسبتر مي باشد، ولي روش هاي اول و دوم نيز برحسب نياز كاربر هاي خاص خود را دارند.
حال تصميم داريد كه شما را با نوار ابراز اين برنامه آشنا نماييم، ولي ممكن است كه به هر دليلي برنامه IE شما فاقد چنين نواري باشد، لذا درصورتي كه برنامه IE شما فاقد آن مي باشد، مي توانيد ابتداي منوي View را انتخاب كرده و سپس وارد زير منوي Toolbars شده ودر صورتي كه در كنار گزينه Standard Buttons نماد «تاييد» قرار ندارد، يك بار بر روي آن كليك كرده تا توار ابراز ظاهر شود.
حال كه تا اينجا آمده ايد، بهتر است كه در زير منوي Toolbars، گزينه Address Bar را نيز انتخاب نموده ، تا در كنار آن نيز نماد «تاييد» ظاهر شود و بقيه نمادهاي تاييد مربوط به بقيه گزينه ها را با انتخاب مجدد آنها، تا اطلاع بعدي حذف نماييد.
در داخل نوار ابزار سمت چپ به ترتيب با دو دكمه به نامهاي قبلي و بعدي، مواجه مي شويد. اولين باري كه برنامه IE را باز مي كنيد، اين دو دكمه غير فعال مي باشند.
به محض اينكه بر روي يكي از اتصالات صفحه موجود كليك كرده و يا آدرس ديگري را در نوار آدرس وارد كرده و سپسك كليد Enter را فشار دهيد، تا صفحه ديگري در همان پنجره ظاهر شود، دكمه Back از حالت غير فعال به حالت فعال تغير حالت مي دهد، ولي دقت كنيد كه كماكان دكمه Forward به صورت غير فعال مي باشد.
حال مي توانيد، با كليك كردن بر روي دكمه Back، به صفحه قبلي بازگرديد پس از اولين انتخاب دكمهBack، دكمه Forward نيز از حالت غيرفعال به حال فعال تغيير حالت داده و مي توانيد از آن استفاده نماييد معاني اين دو دكمه دقيقاً مانند دو دكمه Back و Forward در برنامه My Computer مي باشد.
1. دكمه Back به برنامه IE مي فهماند كه بايستي كاربر را به آخرين صفحه
2. اي كه قبلا از آن آمده است،
3. رهنمون سازد.
4. دكمه Forward به برنامه IE مي فهماند كه بايستي كاربر را به آخرين صفحه اي كه قبلاً
5. از آن Back كرده است،
6. رهنمون سازد. دكمه ديگري كه در نوار ابزار وجود دارد، دكمه Stop مي باشد. تصور كنيد كه درحالي كه وارد صفحه اي شده ايد، به پيوند، متن يا تصوير مورد نظر خود رسيده ايد وديگر تمايلي به دريافت بقيه اطلاعات صفحه نداريد، دراين صورت با انتخاب اين دكمه، عمل دريافت يا به اصطلاح بارگذاري اطلاعات خاتمه مي يابد.
دكمه ديگري كه در نوار ابزار وجود دارد، دكمه Refresh مي باشد سه كاربر اصلي اين دكمه را مي توان به شرح ذيل عنوان نمود:
1. نمونه عنوان شده درقسمت Stop را در نظر بگيريد،
2. فرض كنيد كه پس از توقف كردن دريافت تمامي اطلاعات صفحه،
3. تمايل به مشاهده بقيه اطلاعات داريد،
4. دراين صورت می توانيد بر روي اين دكمه كليك كرده تا عمل دريافت اطلاعات از ابتدا آغاز شود. البته براي اين منظور مي توانيد از منوي View نيز گزينه Refresh را انتخاب كرده و يا از كليد ميانبر نيز استفاده نماييد.
5. تصور كنيد كه وارد صفحه اي شده ايد كه به خاطر ساختار آن،
6. هر 15 دقيقه اطلاعات مربوط به آن تغيير مي يابد،
7. مانند سايتهاي مربوط به اطلاعات بورس،
8. دراين صورت شما قادر خواهيد بود كه با انتخاب اين دكمه،
9. اطلاعات آن صفحه را مجدداً از سايت مربوطه دريافت نماييد.
10. فرض كنيد كه وارد سايتي شده ايد كه در آن تعداد نسبتا زيادي تصوير يا Applet ( در شماره11. هاي بعدي در اين مورد توضيحاتي ارائه خواهد شد) وجود دارد وبه علت كند بودن پهناي باند اينترنت و يا سرعت دسترسي رايانه شما به اينترنت،12. شما قادر به دريافت تمامي اين اشياء در بار اول نمي باشيد، براي اين منظور پس از Refresh كردن صفحه،17. قادر خواهيد بود كه بقيه اشياء دريافت نشده را نيز دريافت نماييد. مي 18. توانيد انتخاب دكمه Refresh را تا حصول تمامي اشياء تكرار نماييد. دكمه ديگري كه در نوار ابزار وجود دارد، دكمه Home مي باشد. با انتخاب اين دكمه به صفحه اوليه اي كه خود قبلاً تعيين نموده ايد، خواهيد رسيد. براي تغيير آن مي توانيد ، منوي Tools را انتخاب نموده و سپس گزينه Internet Options را انتخاب نماييد در اين صورت يك پنجره ظاهر شده و قسمت General مي توانيد، درجعبه متني Address آدرس سايت مورد نظر خود را به عنوان صفحه اوليه وارد نماييد. دقت كنيد كه در ذيل اين جعبه متني سه دكمه قرار دارد، درصورتي كه بر روي دكمه Use Blank كليك نماييد درجعبه متني آدرس about:blank ظاهر مي شود و اين بدان معني است كه هر گاه بر روي دكمه Home كليك نماييد، يك صفحه خالي بر روي پنجره برنامه IE ظاهر خواهد شد لازم به ذكر است كه در صورتي كه دليل موجهي براي انتخاب آدرس خاصي براي صفحه اوليه خود نداريد، انتخاب اين دكمه بهترين گزينه خواهد بود دكمه بعد، دكمه Use Ddfault مي باشد. با انتخاب اين دكمه، آدرس پيش فرض برنامه IE كه همان آدرس سايت MSN، مايكروسافت مي باشد، درجعبه متني ظاهر مي شود و اما دكمه Use Current. تصور كنيد كه وارد آدرسي شده ايد كه بسيار جذاب يا كاربردي مي باشد و مي خواهيد كه هرگاه كه برنامه IE را اجرا كرده و يا دكمه Home را انتخاب مي كنيد، وارد همان آدرس شويد، دراين صورت ابتدا وارد آردس موردنظر شده وسپس بر روي اين دكمه كليك نماييد، تا آدرس آن به عنوان آدرس پيش فرض برنامه IE در نظر گرفته شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 16:24  توسط مجید عزیززاده  | 

شايد يكي از مشكلاتي كه كاربران در اينترنت با آن مواجه مي باشند، خواندن صفحات فارسي در سايتهاي اينترنتي مي باشند.

ما نيز دراين شماره قصد داريم شما را دراين زمينه ياري نماييم قبل از اينكه به رفع اين مشكل بپردازيم، لازم است تا شما را با مفهومي به نام Code Page آشنا نماييم.
به طور كلي از زماني كه كاربري رايانه دركشور به طور نسبي افزايش پيدا نمود، بسياري از شركتها درجهت فارسي نمودن سيستم هاي عامل شروع به ايجاد سبكهاي خطي (Font) با كد پيج هاي مختلفي نمودند، كه در اين ميان مي توان به كد پيجهاي ايران سيستم و سينا و 1256 اشاره نمود.

نكته اي كه لازم به ذكر است، آن است كه در صورتي كه شما سندي را درهريك از اين كد پيج ها ايجاد نماييد، هنگام باز نمودن آن در كد پيج ديگر با مشكل خواندن آن مواجه خواهيد شد، چرا كه به عنوان مثال اگر در كد پيج ايران سيستم، نام علي را وارد كرده باشيد، ممكن است كه در كدپيج 1256 آن را به همان صورت مشاهده ننموده و به جاي هريك از حروف،حرف ديگري را مشاهده نماييد.

به هرحال درحال حاضر يكي از كد پيج هاي استاندارد كه درحال حاضر توسط شركت مايكروسافت نيز مطرح شده است، كد پيج 1256 مي باشد كه تقريا تمامي سيستمهاي عامل پس از ويندوز 98 از اين استاندارد طبعييت مي كنند.
درصورتي كه ويندوز شما ويندوز 98، Me يا 2000 فارسي باشد، شما در هنگام مطالعه صفحات وبي كه با كد پيج 1256 نوشته شده اند، مشكلي نخواهيد داشت ولي در صورتي كه آن صفحه با كد پيج ايران سيستم نوشته شده باشد، طبعا شما با خواندن آن صفحات مشكل داشته بابستي كه مراحل ذيل را درجهت رفع آن انجام دهيد.
به عنوان نمونه سايت همشهري يك نمونه از اينگونه سايتهاي طراحي شده يا كد پيج ايران سيستم مي باشد.
براي مشاهده صفحات آن مراحل ذيل را انجام دهيد:
1. وارد برنامه Internet Explorer شده و در نوار آدرس آن، آدرس http://www.Hamshahri.net. را وارد نموده و سپس كليد Enter صفحه كليد را بفشاريد.
2. پس از مدتي، صفحه اوليه اين سايت ظاهر مي شود، كه به صورت دو فريمي بوده و شما بايستي كه در فريم بالايي، پايين آمده تا كلمه SEPEHR.TTF را كه در داخل يك مربع قرار گرفته است، ظاهر شود.
3. حال اشاره گر موش را برروي آن برده و سپس كليك نماييد تا صفحه ديگري ظاهر شود.
4. دراين صفحه نيز به صورت گرافيكي وفارسي، مراحل دريافت ونصب فونت فارسي مشخص شده است و شما مي توانيد، پس از مطالعه آن با توجه به نوع سيستم عامل خود در بالاي صفحه، بر روي يكي از دو دكمه، ويندوز يا اپل(مكينتاش) كليك نماييد. درصورتي كه سيستم عامل شما، ويندوز مي باشد، كلمه ويندوز را انتخاب كنيد.
5. پس از كليك نمودن بر روي كلمه ويندوز، يك پنجره ظاهر مي شود و شما بايستي درحالي كه عبارت Save This File To Disk انتخاب شده مي باشد، دكمه OK را انتخاب نمائيد.
6. حال پنجره اي ظاهر مي شود كه محل دريافت فايل مربوط به فونت را از شما سئوال مي نمايد. به طور كلي، به صورت پيش فرض، هميشه اين محل My Document مي باشد و بهتر است كه هميشه محل دريافت فايل هاي شما دراين مكان باشد ودرصورتي كه مقصد پيشنهادي ويندوز براي شما اين محل را مشخص نكرده باشد، بهتر است كه كادر كركره اي مربوط به Save in را انتخاب كرده و گزينه My Document را در آن انتخاب نمائيد. ولي دقت كنيد كه چون در اين مقاله آموزشي، فرض برآن است كه ممكن است كه كاربر داراي ويندوز 98 يا 2000 باشد، لذا براي راحتي كار بهتر است كه استثنائاً براي دريافت فونت ديسك خوان C:\ را انتخاب كرده و در ريشه آن، به دريافت فونت بپردازيد. حال تنها كافي است كه بر روي دكمه OK كليك نمائيد، تا عمل دريافت فايل صورت گيرد. دريافت اين فايل كه درحدود KB56 مي باشد، با توجه به سرعت دسترسي شما به اينترنت، چند ثانيه بيشتر به طول نخواهد انجاميد شما به اينترنت، چند ثانيه بيشتر به طول نخواهد انجاميد.
7. حال كافي است كه ابتدا برروي دكمه Start نوار وظيفه ويندوز كليك كرده، تا يك منو ظاهر شود، سپس زير منوي Settings را انتخاب نموده تا منوي ديگري ظاهر شود و بر روي گزينه Control Panel كليك نمائيد، تا در نهايت يك پنجره ظاهر شود.
8. در داخل اين پنجره ، شمايل Fonts را يافته، اشاره گر موش را بر روي آن برده و سپس دوبار كليك نمائيد تا پنجره مربوط به آن بازگردد.
9. در داخل پنجره ، ابتدا منوي File را انتخاب كرده تا منوي مربوط به آن بازگردد سپس گزينه Install New Font ….. را انتخاب كنيد تا پنجره ديگري ظاهر شود.
10. درقسمت پايين، سمت راست پنجره ابتدا نام ديسك گردان خود را انتخاب نمائيد. با توجه به نكته اي كه در قسمت 6 عنوان شد، منظور همان ديسك خوان C:\ مي باشد. درقسمت پايين، سمت چپ نيز ميتوانيد، نام پوشه مورد نظر را انتخاب كنيد . چون ما فونت دريافتي را در ريشه ديسك خوان C:\ قرار داده ايم ، دقت كنيد كه دراين جعبه ليست نيز ريشه ديسك خوان C:\ انتخاب شده باشد.
11. به هرحال پس از ورود صحيح به ريشه ديسك خوان C:\ ، در جعبه ليستي بالاي پنجره، نام فونت موردنظر را كه به صورت(Sepehe(True Type)) مي باشد، ظاهر شود. حال تنها كافي است كه برروي اين فونت كليك كرده ويا دكمه Select All را انتخاب نموده تا اين فايل انتخاب شود وسپس دكمه OK را فشار دهيد ، تا عمل نصب فونت آغاز شود.
12. حال بر روي دكمه Close كليك كرده، تا مجددا به پنجره مربوط به ليست فونت ها باز گرديد. دقت كنيد كه در اين ليست ، فايلي به نام Sepehr وجود داشته باشد. براي اين منظور در صفحه بالاو پايين رفته ويا در فضاي سفيد پنجره يك بار كليك كرده و سپس كليد S صفحه كليد را آنقدر فشار دهيد تا به صحت وجود فونت اطمينان حاصل نماييد. دقت كنيد كه در بعضي از ويندوزهاي 98 فارسي ممكن است كه پس از نصب فونت شما قادر به يافتن آن دراين ليست نباشيد. دراين صورت بايد، مجدداً سيستم را راه اندازي نموده و سپس وارد قسمت فونت شده و نوار لغزان را يكي دوبار به سمت پايينترين قسمت و بالاترين قسمت آن تغيير مكان دهيد. پس از اين عمل حتماً اين فونت در ليست فونت هاي نصب شده سيستم شما قابل رويت خواهد بود.
13. حال وارد برنامه Internet Explorer شويد. در داخل اين برنامه ابتدا وارد منوي Tools شده و سپس گزينه Internet Options را انتخاب نموده تا يك پنجره ظاهر شود.
14. سپس در فسمت، General، بر روي دكمه Fonts كليك كرده تا پنجره ديگري ظاهر شود.
15. دراين قسمت در ليست كركره اي فوق به نام Language Script:، گزينه Defined را انتخاب نماييد.
16. سپس درهمان پنجره در جعبه ليستي پايين سمت چپ ، گزينه،Sepehr را يافته ، انتخاب كرده و سپس بر روي دكمه OK كليك نموده تا به پنجره قبل بازگرديد، بعد بر روي دكمه OK اين صفحه نيز كليك كرده تا اين پنجره نيز بسته شود. تمامي موارد كه تا اين لحظه عنوان گرديد، تنها كافي است كه يك بار بر روي ويندوز رايانه شما صورت گيرد و طبيعي است كه درصورت نصب مجدد سيستم عامل ويندوز برروي رايانه شما، تكرار اين موارد الزامي است. ولي دقت كنيد كه هنوز هنگامي كه وارد سايت فارسي مي شويد، قادر به مشاهده صفحات آن نمي باشيد! نگران نباشيد! تنها عملي كه در هنگام ورود به هر صفحه فارسي بايستي انجام دهيد، آن است كه درصفحه موردنظر، اشاره گر موش را در فضاي خالي آن صفحه برده ، دكمه سمت راست موش را زده تا يك منوي ظاهر شود سپس زير منوي Encoding را انتخاب كرده تا منوي ديگري ظاهر شود.
سپس در صورتي كه گزينه User Defined را در داخل آن مشاهده ننموديد، زير منوي More را انتخاب نموده و در داخل آن گزينه User Defined را انتخاب نماييد.
حال به راحتي قادر خواهيد بود كه از صفحه فارسي موجود به خوبي استفاده نماييد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 16:24  توسط مجید عزیززاده  | 

قسمت اول امروزه يكي از جدابترين قسمتهاي كاربري رايانه، استفاده از اينترنت مي باشد، كه علاوه برامكانات موجود در زمينه هاي علمي وتجاري آن، جلوه هاي ويژه ديگري مانند سرگرمي و ارتباطات، هرسليقه اي را به خود جلب مي نمايد.
براي شروع بايستي كه به يکي از سرويس دهندگان اينترنت ISP، مـراجـعـه نـموده ويك سطح دسترسي از آنها خريداري كنيد و سپس از طريق برنامه Connect To the Internet به اينترنت متصل شويد.
حال كافي است كه برنامه Internet Explorer كه به IE نيز مشهور است را درمحيط ويندوز خود يافته و آنرا اجرا نماييد.
اجازه دهيد كه كمي درمورد اين برنامه توضيحاتي ذكر شود. اين برنامه و برنامه هاي مشابه به Browser يـا مـرورگـر وب، مـشـهـورنـد و يـكـي از ويـژگـي هـاي آنـهـا قـابلـيـت نـمـايـش دادن فايلهاي HTML ميباشد. از نمونه هاي ديگر اين گونه برنامه ها مي توان به برنامه Netscape,Opera,MSN Explorer ,Navigator و غيره اشاره كرد،ولي شايد يكي از پرطرفدارترين و راحت ترين آنها همان IE باشد. نكته ديگري كه لازم به ذكر است، آن است كه هريك از اين مرورگرها داراي نگارشهايي مي باشند كه به مرور وارد بازار نرم افزار ميشوند، البته هميشه بهتر است كه براي در اختيار گرفتن تمامي امكانات اينترنت ونمايش جلوه هاي ويژه آن از آخرين نسخه هاي آن استفاده نماييد. به عنوان مثال آخرين نسخه IE ، تحت ويندوز 98 و 2000 نسخه 5/5 همراه با (SIP) Service Pack آن بوده و آخرين نسخه آن تحت ويندوز XP نيز نگارش 6 آن ميباشد.
بد نيست كه دراين قسمت درمورد SP نيز نكاتي را مطرح نماييم.

به طور كلي با اضافه شدن امكانات و قابليتهاي برنامه ها، حجم اين برنامه به مرور، افزايش چشم گيري پيدا نموده اند و با توجه به اينكه بسياري از نسخه هاي جديد برنامه ها نيز ازطريق اينترنت قابل بارگذاري و دريافت مي باشند، پايين بودن سرعت ارتباطي به اينترنت دريافت نسخه هاي جديد و اصلاح شده را با مشكلات فراواني مواجه مي نمايد، لذا شركت هاي سازنده به جاي دراختيار قراردادن نسخه هاي جديد برنامه ها به طور كامل! برنامه هاي نسبتاً كوچكتري را كه اصطلاحا به SP يا Patch فايل معروف هستند را در اختيار كاربران قرار مي دهند تا كاربران با دريافت و اجرا نمودن آنها، به نسخه ها و يا اصلاحات جديد به راحتـي دسـت پـيدا نـماينـد و امـا IE ! پـس از اجـرا نـمـودن ايـن برنامه يك پنجره مشابه پنجرههاي My Document ظاهر شده و در نوار آدرس آن، شما قادر خواهيد بود تا آدرس سايت مورد نظر را نوشته و سپس كليد enter را فشار دهيد ، پس از مدتي، صفحه اوليه يا اصطلاحاً Home page آن سايت ظاهر شده و شما مي توانيد از اطلاعات وامكانات آن سايت استفاده نماييد .

براي استفاده بهتر از آدرسهاي اينترنتي ، يادگيري سه مفهوم بسيار حائز اهميت است. 1.پروتكل 2.سيستم نام دامنه Domain Name System(DNS)(URLs)3Uniform Resources Locator 3.پروتكل: به طور كلي هر توافقي كه بين رايانه ها در سراسر جهان براي تبادل اطلاعات صورت ميگيرد. پروتكل مي نامند.

تصور كنيد كه دو نفر كه به زبانهاي چيني و هندي تمايل به ارتباط برقراركردن دارند، بخواهند با هم حرف بزنند، دراين صورت به عنوان مثال با هم توافق مي كنند كه به زبان انگليسي صحبت كنند.

در اينترنت هم اين چنين است به عنوان مثال براي ارسال فايلهاي HTML، پروتكلي وجود دارد به نام.HTTP اين پروتكل وظيفه ارسال ودريافت اينگونه فايلها را به عهده دارد . يك مفهوم اساسي كه درمورد اين پروتكل وجود دارد آن است كه فايلهاي HTML داراي مراجع و لينكهايي به ديگر فايلها مانند تصوير، صدا وغيره مي باشد . دقت كنيد كه در هنگام استفاده از اينترنت ، شما با پروتكل هاي ديگري مانند:ftp,telnet newsgrop, gopher نيز مواجه خواهيد شد، كه البته هريك از اين پروتكل ها را در شماره هاي بعد در جاي خود بحث خواهيم نمود. 4.سيستم نام دامنه: در زمانهايي نه چندان دور، كاربران براي اتصال به سرويس دهنده هاي وب، از يك عدد چهار قسمتي به نام IP استفاده مي كردند، كه هر قسمت آن مي توانست اعدادي بين صفر تا 255 راشامل شود، ولي اين شماره ها براي كاربران مشكلات زيادي را چه از نظر به خاطر سپردن و چه از نظر دفت در ورود آنها به وجود مي آورد، به همين دليل كميته اي، پروتكلي را به نام سيستم نام دامنه معرفي نمود كه توسط آن آدرسهايIP به اسامي با معني و قابل تشخيصي تبديل مي شوند.

به عنوان مثال آدرس IP فوق دقيقاً معادل آدرس اينترنتي http://www.ciwecrtified.com مي باشد دقت كنيد كه اين اسامي دامنه، كاملاًمنحصر به فرد مي باشند نكته ديگري كه لازم به ذكر است، آن است كه برخلاف طريقه خواندن اين آدرس ها، اين گونه آدرسها به صورت عكس عمل مي كنند! بدين معني كه كمه com كه نوع سايت را معرفي مي كند به عنوان بالاترين سطح (TLDs) معرفي شده وسپس نام ثبت شده مورد علاقه شركت يا فرد(ciwcertified) به عنوان سطح مياني مطرح شده و سپس نام رايانه سرويس دهنده وب (web) و يا نام سايت وب ميزبان(Host) به عنوان پايين ترين سطح عنوان مي شود. در بالاترين سطح اين دامنه، تا چندي پيش تنها تعداد محدودي نام وجود داشت كه مي توان به اسامي Com,Net,Org,Gov,Edu و غيره اشاره نمود، ولي به دليل ثبت شدن تقريبا تمامي اسامي با معني و حتي بي معني! در اين مجموعه، متوليان اينترنت دست به ايجاد اسامي ديگري مانند، Web,TV Wap, Tel,Shop و غيره زده اند. 5. 3URLs به طور كلي اگر آدرس وب شما علاوه بر سيستم نام دامنه، نوع پروتكل و ديگر جزئيات مربوط به آن سايت را نيز شامل باشد، اصطلاحا به آدرس URL سايت معروف خواهد بود. به عنوان مثال آدرس URL سايت ياهو، به صورت http://www.yahoo.com مطرح مي شود و يا اگر شما درسايت خاصي، تمايل به ديدن صفحه خاصي از آن راداشته باشيد، مي توانيد مستقيماً از آدرس URL نيز استفاده نماييد، به عنوان مثال مي توان از آدرس زير براي رفتن به سايت مورد نظر وصفحه خاص آن استفاده نمود: http://www.sec.gov/asec/wwwsec.htm با توجه به وجود انواع پروتكل هاي موجود در اينترنت، لازم است يادآور شويم كه به طور پيش فرض برنامه IE پروتكل HTTP را در نظر مي گيرد، مگر آنكه شما رسماً از پروتكل ديگري استفاده نماييد. منظور اين است كه اگر در برنامه IE در قسمت آدرس آن عبارت http://www.Yahoo.com را وارد نموده و سپس كليد Enter را فشار دهيد، به طور اتوماتيك عبارت http://www.Yahoo.com را در قسمت آدرس ملاحظه خواهيد نمود.


نكته ديگري كه شايد عنوان آن خالي از لطف نباشد، آن است كه با توجه به اينكه در اكثر آدرس هاي اينترنت در بالاترين سطح آنها عبارت com و در صورتي كه در نوار آدرس برنامه IE، شما تنها كلمه yahoo را تايپ نموده و سپس از دكمه هاي تركيبي http://www.Yahoo.com در صفحه نمايش ظاهر شده و شما را به سايت مربوطه رهنمون خواهد كرد. به هرحال پس از ورود به سايت موردنظر، شما با اطلاعات مربوط به آن سايت، مواجه خواهيد شد. دراين صفحه شما با عبارات و يا تصاويري مواجه مي شويد كه هرگاه اشاره گر موش را بر روي آن مي بريد، اشاره گر موش از حالت فلش به صورت دست درآمده و شما قادر خواهيد بود،ت با كليك كردن بر روي آن به صفحه ديگري كه ممكن است حتي سايت ديگري باشد، مراجعه نماييد. دقت كنيد كه اصطلاحاً به اين گونه متن ها و يا تصاوير، اتصال اينترنتي يا ابرمتن(Hyperlink) اطلاق مي شود. گاهي ممكن است كه با كليك كردن بر روي يك اتصال، صفحه فعلي محو شده و اطلاعات مقصد ظاهر شود و يا اينكه درعين وجود صفحه فعلي، پنجره ديگري ظاهر شده و اطلاعات مقصد را درآن صفحه ملاحظه نماييد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 16:23  توسط مجید عزیززاده  | 

تعريف انواع داده ها در درس پيش مبحث طراحي جدول را آغاز كرديم و پنجره Design View آشنا شديدو توانستيم اقدام به ايجاد جداول جديد كنيم ولي يكي از مباحث مهم در طراحي جدول را ذكر نكرديم و قول آن را به جلسه بعد داديم و آن مبحث كه در اين درس به طور مفصل توضيح داده خواهد شد نوع داده هاي فيلدها مي باشد. اگر به ياد داشته باشيد در پنجره Design View ما براي تعريف كردن فيلدها از سه ستون Field Name و Data Type و Description استفاده مي كرديم و همچنين گفته شد كه Field Name براي شرح نام فيلد و Description براي توضيح فيلد براي استفاده هاي بعدي مي باشد. اما نكته اي كه اينجا قابل ذكر مي باشد ستون Data Type مي باشد كه نوع داده هاي هر فيلد را مشخص مي كند مثلا داده هاي از نوع متن, عدد, تاريخ و غيره كه تمامي موارد در زير به طور كامل شرح داده خواهند شد. تعريف انواع داده ها: هر داده اي نوع خاصي دارد. هرفيلد جدول, داده هايي از يك نوع خاص را مي تواند در خود جاي دهد.مثلا براي فيلدي با اسم ''نام كارگر'' بايد داده هايي از نوع متن تعريف شود تا تمامي ركوردهاي ثبت شده در اين فيلد داراي يك نوع داده و آن هم از نوع متن باشند.لذا هرگاه جدولي طراحي مي كنيم بايد نوع داده هر فيلد را از فهرست پايين جهنده ستون Data Type انتخاب كنيم.(براي نمايش فهرست ستون Data Type كافي است بر روي فلش موجود در اين ستون كليك كنيم تا فهرستي از نوع تمامي داده هايي كه مي شود در اكسس ثبت كرد براي ما نشان داده شود) توجه: هنگامي كه موردي را از فهرست بازشونده Data Type انتخاب مي كنيم اكسس فهرستي از اطلاعات را در بخش زيرين پنجره نمايش مي دهد كه به آنها Field Properties (يا خصوصيات فيلد) گفته مي شود. مثلا وقتي ما فيلدي از نوع Text (متن) را از ستون بازشونده انتخاب مي كنيم. در زير همين پنجره خصوصيات فيلد مربوط به متن براي ما نشان داده مي شود. اين خصوصيات عنوان درس بعدي ما مي باشد كه به طور مفصل شرح داده هاي خواهد شد كه در اين قسمت ما تنظيمات جالب توجه اي داريم. حال در زير به تشريح تمامي انواع داده ها مي پردازيم: داده از نوع Text(متن): از داده نوع Text در فيلدهايي كه حروف, واژه ها, اسامي و عبارات را نگه مي دارد استفاده مي شود. لازم نيست كه محتواي فيلد متن فقط متون الفبايي باشد بلكه مي تواند اعداد و علايم خاص نيز باشد. ولي توجه كنيد كه براي اعدادي كه در محاسبات از آنها استفاده مي كنيد, از فيلد نوع متن استفاده نكنيد. فيلد متن براي داده هاي مناسب است كه مي خواهيد آنها را نگهداريد و نه آنهايي كه قصد انجام محاسبه بر روي آنها را داشته و يا به عنوان تاريخ و زمان بكار ببريد.مثلا داده هاي با عنوان ''نام'' بايد در اين نوع فيلد ذخيره شوند. توجه: از فيلد متني براي داده هاي با طول حداكثر 255 كاراكتر استفاده كنيد. اگر طول داده بيش از اين مقدار است, از داده نوع Memo استفاده كنيد. همچنين دقت كنيد كه براي كنترل طول فيلد متني, از خصوصيات فيلد استفاده كنيد(در درس بعدي شرح داده خواهد شد) مثلا مي توانيد از اكسس بخواهيد تا در هز ركورد فيلد متني, تا 255 حرف را نگهدارد. آدرس و شماره تامين اجتماعي مثالهاي كاملي از داده هاي متني هستند كه از اعداد و علايم خاص (مانند تيره و ويرگول) تشكيل مي شوند. داده از نوع Memo (يادداشت): از داده نوع Memo براي فيلدهايي استفاده مي شود كه تا 64000 كاراكتر (شامل حروف, اعداد و كاركترهاي خاص) طول دارند.تعيين طول فيلدهاي Memo ضروري نيست چون اكسس فقط به همان مقدار كه لازم است براي آنها جا تعيين مي كند. در واقع جدولهايي كه فيلد Memo دارند, ركوردهايي با طول متغير دارند, چون طول فيلد Memo در هر ركورد, با ركوردهاي ديگر فرق دارد. مثال براي اين نوع فيلد, فيلدي به نام ''توضيحات'' مي تواند باشد. توجه كنيد كه اگر بخواهيد متون شكل بندي شده اي مانند متون واژه پردازي شده در Word را در اكسس نگه داري كنيد بايد از داده هاي نوع OLE استفاده كنيد نه داده هاي نوع Memo. داده از نوع Number (عدد): هر داده اي از جدول را كه بخواهيد در محاسبات بكار ببريد, از نوع Number تعريف كنيد. داده از نوع Number براي تمامي ارقام, بجز مقادير پولي و ارقام با دقت زياد كه در محاسبات علمي بكار ميرود مناسب است.(توجه كنيد كه از داده نوع Currency (ارز) براي ارقام پولي و دقت بالا استفاده مي شود). اكسس در ارقام با دقت بالا زياد دقيق نيست مگر اينكه از داده نوع Currency استفاده كنيد.مثال براي داده هاي نوع Number مي تواند مثلا شماره كدپستي يا شماره كارگري باشد. داده از نوع Data/Time (زمان/تاريخ): داده هاي از نوع تاريخ و زمان را در فيلدهايي كه نوع آنها Data/Time است نگهداريد. از اين نوع داده در فيلدهايي مانند تاريخ استخدام و زمان ملاقاتها استفاده مي شود. وقتي فيلدهاي تاريخ و زمان را از نوع Data/Time تعيين مي كنيد, اكسس به شما امكان مرتب كردن آنها را بر اساس تاريخ و زمان مي دهد. مثلا مي توانيد گزارشي از تمامي كرامنداني كه تاريخ شروع به كار آنها اول مهرماه 1377 بوده است و يا فهرستي از تمامي حسابهايي كه بيش از 60 روز به سررسيد آنها مانده را چاپ كنيد. فيلد داده از نوع Currency (ارز): از اين نوع داده ها براي نگهداري مقادير پولي يا ارزي استفاده مي شود. داده از نوع Currency, كاربر را مطمئن مي سازد كه مقادير پولي/ارزي كه در محاسبات بكار مي روند به درستي گرد شده اند.(ولي يك مشكل كوچك در اكسس 2000 در اين نوع فيلد براي ثبت نتايج به ريال وجود دارد) اكسس تمامي مقادير پولي/ارزي را با 15 رقم در سمت چپ و چهار رقم در سمت راست نقطه اعشار(مميز كسري) نگه مي دارد, لذا مي توانيد اعداد با دقت بالا را در فيلدهاي پولي نگه داريد. از مثالهاي بارز اين نوع فيلد مقدار حقوق كارمند را مي توان ذكر كرد. فيلد داده از نوع Auto Number (عدد خودكار): وقتي كه فيلدي را را از نوع داده Auto number تعريف مي كنيد, با هر ركوردي كه به جدول اضافه شود اكسس بطور خودكار عددي را در اين فيلد نگه مي دارد.سه نوع ارقامي كه اكسس در فيلد عدد خودكار نگه مي دارد, عبارتند از: ---------------- اعداد متوالي: هنگامي كه ركورد جدي را به جدول اضافه مي كنيد, اكسس رقمي متوالي را تخصيص مي دهد كه از 1 شروع مي شود. مقادير متوالي Auto Number معمولا براي كليد اصلي جدول بكار برده مي شوند. اعداد تصادفي: اكسس در ركورد جديد به اين فيلد, عددي منحصر به فرد و تصادفي را اختصاص مي دهد. اعداد شناسائي انعكاسي: اكسس مقدار منحصر به فردي را به اين فيلد تخصيص مي دهد كه پايگاه داده هاي تكرار شونده را با يكديگر هماهنگ مي كند. ---------------- فيلد داده از نوع Yes/No (بلي/خير): فيلدي كه از نوع Yes/No تعريف مي شود به ازاي Yes عدد 1- و به ازاي No عدد 0 را دارا مي شود. با استفاده از بخش Filed Properties در پنجره مذكور مي توانيد بسته به دليل استفاده از فيلد, يكي از سه حالت Yes/No, True/False (درست يا غلط) يا On/Off (روشن و خاموش) را به كار ببريد. از موارد استفاده از اين نوع داده مي توان به متاهل بودن اشاره كرد كه مي تواند يا بله يا خير را دربرگيرد. فيلد داده از نوع شي OLE: OLE مخفف Object Linking and Embedding (اتصال و نشاندن شي) است. اگر برنامه ديگري تحت ويندوز از OLE پشتيباني كند يعني بتواند شي قابل انتقال به برنامه ديگري را ايجاد كند آنگاه فيلد شي OLE در اكسس نيز قادر خواهد بود تا آن داده را در خود نگه دارد. فيلدهاي OLE براي نگهداري اشيايي از قبيل عكس, تصاوير ويديوئي و صدا مناسب است. (همانطور كه ملاحظه مي كنيد, پايگاه داده اكسس علاوه بر داده هاي عددي و متني مي تواند انواع متنوع ديگري از داده ها را نيز نگه دارد.) وقتي كه فيلدي از نوع OLE را در جدول قرار مي دهيد, مي توانيد علاوه بر مثلا اطلاعات مربوط به اقلام موجودي, تصوير آن را نيز به شكل يك شي OLE در درون فيلد OLE قرار دهد. به اين ترتيب هنگامي كه ركورد را نمايش مي دهيد, اكسس داده هاي ركورد را همراه با تصوير نمايش مي دهد. براي نگهداري فيلدهاي از نوع OLE در پايگاه داده اكسس به نرم افزاهاي كمكي از قبيل برنامه هاي گرافيكي و يا صفه گسترده نياز داريد. داده از نوع Hyperlink (ابرمتن): اين نوع فيلد براي نگهداري ابرمتنها بكار مي روند. اگر تا حالا تجربه كار كردن با برنامه هاي طراحي صفحات وب يا كاركردن با كدهاي HTML را داشته باشيد منظور از ابرمتنها را به خوبي مي دانيد. ابرمتنها در واقع لينكهاي اينترنتي هستند كه ما را به صفحات مختلف در اينترنت هدايت مي كنند مثلا ما اگر لينكي به صورت http://www.yahoo.com داشته باشيم و برروي آن كليك كنيد ما را به صفحه ياهو خواهد برد و در واقع اين نوع فيلد از انواع فيلدهايي است كه به ندرت مجبور به استفاده از آن مي شويم. عملكرد آنها درست مانند فيلو از نوع متن مي باشد با اين تفاوت كه در اينجا هر متني را كه براي نگهداري تايپ كنيم در واقع آن لينكي از به يك صفحه اينترنتي. از موارد استفاده از اين فيلد مي توان به نگهداري آدرسهاي اينترنتي مرتبط با شركت اشاره كرد. داده از نوع Lookup Wizard (جادوگر جستجوگر): هنگامي كه فيلدي از نوع Lookup Wizard ايجاد مي كنيد, اكسس با بكار گرفتن جادوگري به آن امكان مي دهد تا بجاي يك مقدار, فهرستي از مقادير را نگهدارد. اين فيلد مي تواند فهرستي از مقادير را از يك جدول يا بازجست و يا فهرستي از مقادير ثابتي كه در هنگام ايجاد فيلد تعريف كرده ايد,( براي فهرستهايي كه مقادير ثابتي دارند) باشد. فرض كنيد كه شركتي به پنج كشور كالا مي فروشد. هنگام طراحي پايگاه داده مي توانيد با بكار انداختن Lookup Wizard, فهرست ثابتي از اسامي كشورها بسازيد كه در هنگام ورود داده ها به جدول, ظاهر شود. هنگام كه كاربر بخواهد كشوري را انتخاب كند به جاي تايپ نام كشور براي هر ركورد فقط بايد از فهرست ثابت انتخاب كند. حال شما قادر به شناسايي انواع داده هاي موجود در اكسس مي باشيد و با نوع عملكرد آنها آشنا هستيد و تا حدودي قار به ايجاد جدول هستيد ولي يك نكته در اينجا باقي مانده و آن خصوصيت انواع فيلدها مي باشد كه موضوع درس آينده ما را تشكيل مي دهد كه موضوعي جالب مي باشد . خصوصيات فيلدها اگر به خاطر داشته باشيد در دروس قبلي شروع به طراحي پايگاه داده هاي خود كرديم و در مورد پنجره Design View كه ما را در طراحي جداول ياري مي كند به طور مفصل صحبت شد. همچنين در درس قبل در مورد انواع داده هايي كه از طرف اكسس پشتيباني مي شود و شما مي توانيد از آنها در ايجاد جداول خود كمك بگيريد بحث كرديم. حال كه ما با انواع داده ها آشنا شديم وقت آن رسيده است كه به تنظيم خصوصيات اين داده ها بپردازيم و اين همان موضوعي است كه در اين درس به آن پرداخته شده است. تعريف خواص فيلد: به محض آنكه شما نوع داده را از ليست قسمت Data Type انتخاب كرديد در پايين همان پنجره قسمتي كه به Field Properties مشهور است در پايين گوشه چپ نمايان مي شود كه در اين پنجره كوچك كه داراي دو شاخص General و Lookup مي باشد ما اقدام به تنظيم خواص فيلد مي كنيم. بسياري از فيلدهاي خواص فيلد, اختياري است. برخي از فيلدها به هيچ فيلد خاصه اي نياز ندارند حال آنكه برخي ديگر از فيلدها به چندين فيلد خاصه نياز دارند. شما مي توانيد در شكل 101 در زير پنجره خواص فيلد براي يك فيلد متني را مشاهده كنيد. هر فيلدي كه داراي نوع خاصي است همچنين داراي خصوصيات مربوط به خود مي باشد كه با خصوصيات ديگر فيلدها متفاوت مي باشدمثلا در شكل بالا ما از ليست باز شده Text را كه فيلد متني ايجاد مي كند را انتخاب كرديم اگر به جاي آن يك نوع ديگر فيلد مانند Number (اعداد) را انتخاب مي كرديم خصوصيات فيلد ما كه در پايين پنجره مشخص است متفاوت از اين شكل مي شد يعني فيلد متني خصوصيات مربوط به خود را دارد و فيلد اعداد خصوصيات متمايز از فيلد متني اين موضوع در مورد انواع ديگر داده نيز صدق مي كند. همانطور كه براي فيلد خود نوع داده اي را انتخاب كرديم مانند Text بايد براي آن خصوصيات مخصوص به خود را نيز ذكر كنيم. براي اين كار مي توانيم بر روي كادرهاي موجود در قسمت خصوصيات فيلد كليك كرده و مقدار مورد نظر خود را در آنها وارد كنيم كه در طول اين درس ما با نحوه عملكرد كادرهاي خصوصيات فيلد آشنا خواهيم شد. بخش Field properties (خصوصيات فيلد) خاصه هايي از قبيل اندازه فيلد, شكل نمايش و تعداد اعشار را مشخص مي كند. هر نوع فيلد داده, مجموعه فيلدهاي خاصه خودش را دارد. در زير به ترتيب به معرفي خاصه هاي مختلف هريك از انواع داده مي پردازيم. خواص فيلد متني: در زير هر يك از مقادير خاصه هاي فيلد از نوع Text را تشريح كرده ام: ---------------> Field Size(اندازه فيلد): حداكثر طول داده اي را كه در فيلد قابل نگهداري است تعيين مي كند مثلا اگر ما بخواهيم كه كاربر در فيلد نام بيش از 15 كاراكتر قرار ندهد مي توانيم با تنظيم اين خصوصيت روي 15 بيش از اين مقدار را قبول نكنيم. Format(شكل): شكلي را كه اكسس براي نمايش داده فيلد بكار مي برد تعيين مي كند. مثلا ما مي توانيم در اين قسمت تعيين كنيم كه حرف اول فيلد ما به صورت بزرگ نشان داده شود. Input Mask(قالب ورودي): نحوه ورود داده به فيلد را تعيين مي كنيم مثلا اگر ما كد كارگري به شكل 2225-2 داشته باشيم مي توانيم تعيين كنيم كه كاربر به هنگام وارد كردن كد در اين قسمت حتما بايد در دومين كاراكتر خط فاصله قرار دهد. Caption(عنوان): پيامي است كه در هنگام انتخاب فيلد در حالت نمايش Datasheet در ميله وضعيت نمايش داده مي شود. Value Default(مقدار پيش فرض):مقداري است كه كاربر همواره در فيلد مشاهده مي كند مگر آنكه آن را تغيير دهد مثلا در فيلد جنسيت مي توان نام مرد را همواره براي كاربر نشان داد و اگر كاربر مايل باشد مي تواند آن را تغيير دهد و يا آنرا به صورت پيش فرض قبول كند. Validation Rule(قاعده مقبوليت): مقاديري كه كاربر در فيلد وارد مي كند را محدود مي سازد (در اين مورد در دروس آتي بيشتر صحبت مي كنيم) Validation text(متن مقبوليت):پيام خطايي است كه در صورتيكه كاربر اقدام به ورود مقداري كند كه قاعده مقبوليت را نقض كند نمايش داده مي شود. Required(ضرورت):مشخص مي كند كه آيا كاربر مي تواند در هنگام ورود داده در جدول اين فيلد را خالي رد كند يا حتما بايد مقداري در آن وارد كند مثلا اگر كاربر فيلد كه كليد اصلي مي باشد خالي رد كند برنامه با مشكل روبرو مي شود. Allow Zero Length(مجاز بودن طول صفر): مشخص مي كند كه آيا متني با طول صفر در فيلد قابل قبول است يا نه. Indexed(نياز به ايجاد انديكس):مشخص مي كند كه آيا فيلد به انديكس نياز دارد يا نه. فيلد انديكس مرتب كردن و جستجو را تسريع مي كند. Unicode Compression(فشرده سازي يونيكد): در اين قسمت تعيين مي كنيم كه مايليم فيلد ما با استفاده از سيستم Unicode فشرده سازي شود كه اين گزينه براي قابليت فارسي نويسي در اكسس مفيد مي باشد.(در مورد سيستم Unicode مي توانيد به دروس HTML در همين سايت مراجعه كنيد). --------------- توجه: هنگامي كه خاصه اندازه فيلد را معين مي كنيد, آنرا بزرگتر از آنچه واقعا نياز داريد قرار ندهيد. اكسس فضاي تخصيص يافته را بر مبناي اين مقدار تعيين مي كند, صرفنظر از اينكه طول به كار گرفته شود يا خير. در صورت بزرگتر گرفتن آن , فضاي ديسك بيهوده اشغال مي شود. فيلدهاي Format(شكل) و Input Mask(قالب ورودي) پيچيده ترين خاصه هاي هر فيلد هستند. به عبارت ديگر, هنگامي كه نحوه نمايش و ورود داده با استفاده از اين خاصه ها را ياد مي گيريد چنان است كه گويي زبان جديدي را فرامي گيريد. اينكه اكسس چگونه داده هاي وارد شده در فيلد را نمايش دهد, توسط فيلد خاصه Format تعيين مي شود و خاصه Input Mask چگونگي ورود داده در فيلد را تعيين مي كند. در زير مقاديري را كه شما مي توانيد در فيلد خصوصيت شكل Format وارد كنيد تشريح شده اند كه به وسيله آنها مي توانيد نحوه نمايش داده ها را تعيين كنيد: ---------------> ! : برخلاف پيش فرض تراز از سمت راست, داده هاي درون فيلد را تراز به سمت چپ مي كند. * : در اين مكان از فيلد كاراكتري بايد قرار گيرد. & : در اين مكان از فيلد وجود كاراكتر دلخواه است. (الزامي نيست) < : در اين مكان از فيلد كاراكتر به حروف كوچك تبديل مي شود. > : در اين مكان از فيلد كاراكتر به حروف بزرگتر تبديل مي شود. \ : بجاي اينكه كاراكتر بعدي را حرفي در نظر گيرد, آنرا بعنوان كد شكل در نظر مي گيرد. (براي نمايش * مفيد است, در غير اينصورت اكسس ستاره به عنوان كاراكتر علامت محل فيلد در نظر مي گيرد.) -------------- مثال: بنابراين اگر خاصه format فيلدي را &>&&&&& تعيين كنيد و نخستين ركورد جدول بصورت lw3dp2 باشد اكسس آنرا به lw3dP2 تبديل مي كند (كاراكتر > حرف P را به صورت حرف بزرگ P نشان مي دهد). در زير هم به معرفي مقاديري كه شما مي توانيد در خاصه Input Mask قرار دهيد ذكر شده اند: -------------> 0 : در اين مكان از فيلد عدد بايد باشد. 9 : در اين مكان از فيلد عدد يا فاصله بايد باشد. # : در اين مكان از فيلد عدد, علامت مثبت, علامت منفي يا فاصله مي تواند قرار گيرد. 1 : در اين مكان از فيلد بايد يك حرف الفبايي باشد. ؟ : در اين مكان از فيلد هر حرف الفبايي به دلخواه مي تواند باشد. A : در اين مكان از فيلد بايد يك حرف يا يك عدد باشد. a : در اين مكان از فيلد به دلخواه يك حرف يا عدد مي تواند قرار گيرد. & : در اين مكان از فيلد بايد يك كاراكتر يا فاصله قرار گيرد. c : در اين مكان از فيلد يك كاراكتر دلخواه قرار مي گيرد. > : كاراكتر در اين محل به حرف بزرگ تبديل مي شود. < : كاراكتر در اين محل به حرف كوچك نبديل مي شود. ! : باعث مي شود تا كاراكترهاي ورودي در فيلد به جاي آنچه از سمت راست شروع شوند, از سمت چپ شروع شوند. \ : بجاي اينكه كاراكتر بعدي را حرفي در نظر بگيرد آنرا به عنوان كد شكل در نظر مي گيرد (براي نمايش كاراكترهاي مانند * و ! مناسب است.) -------------- مثال: بنابراين اگر خصوصيت شكل فيلدي را 0000-000(9999) تعريف كنيد اكسس كاربر را مجبور خواهد كرد تا شماره تلفن را به شكل ده رقمي وارد كند. خواص فيلد Memo: داده از نوع Memo (يادداشت) مقادير خاصه هاي فيلد زير را نيز داراست, كه تمامي آنها در بالا بخش مربوط به فيلد Text تشريح شدند پس فقط به ذكر آنها بسنده كرده و آنها را توضيح نمي دهيم: Format (شكل), Caption(عنوان), Default Value(مقدار پيش فرض), Validation Rule(قاعده مقبوليت), Validation Text(متن مقبوليت), Required(لازم بودن), Allow Zero Length(مجاز بودن طول صفر), Unicode Compression(فشرده سازي يونيكد). به عبارت ديگر اگر فيلدي از نوع Memo داشته باشيد مي توانيد درست مشابه فيلد متن شكل, عنوان و ساير خصوصيات آنرا را تعريف كنيد. خواص فيلد عددي: در زير مقادير خاصه هاي فيلد از نوع Number تشريح شده است( به خاطر تكرار نكردن آنچه قبلا ذكر شد آنهايي كه مشابه فيلد از نوع Text مي باشند ذكر نشده اند تا فقط موارد جديد به اطلاع شما برسند): -------------> Field Size(اندازه فيلد):اگر فيلدي از نوع عدد داشته باشيد و بخواهيم اندازه فيلد را در خصوصيات آنرا تعريف كنيد شما مي توانيد از ليست موجود در اين قسمت يكي را انتخاب كنيد كه هر كدام را عناصر ليست را با نوع كاربرد آنرا ذكر مي كنيم: Byte(براي نگهداري يك عدد كوچك بين 0 تا 255), Integer(يك عدد بزرگتر تا 32767), Long Integer(يك عدد باز هم بزرگتر تا 2/1 ميليون), Single(عدد اعشاري), Double(عدد اعشاري با دقت زياد), Replication ID( يك مقدار عدد شناسائي انعكاسي براي هماهنگ كردن چندين جدول پايگاه داده), Decimal(براي اعدادبر مبناي دسيمال). Format(شكل): در اين بخش از خصوصيات هم بايد يكي از موارد موجود در ليست را انتخاب كنيد كه به ذكر آنها بسنده مي كنيم: General Number(براي مقادير معمولي), Currency(براي مقادير پولي), Euro(براي مقاديري با واحد پول يورو), Fixed(همواره بايد يك رقم اعشار داشته باشد), Standard(كه در اعداد بزرگ ويرگول نشان مي دهد), Percent(براي نمايش ارقام درصدي همراه با علامت درصد),Scientific(براي نمايش ارقام علمي). Decimal Places(ارقام اعشار): تعداد ارقام اعشاري كه براي يك مقدار نشان داده مي شود. ------------- ديگر موارد موجود در خصوصيات فيلد از نوع عدد تكراري بوده و انها را مي توانيد مانند فيلد از نوع متن تنظيم كنيد. اگر داده اي كه در فيلد وارد مي كنيد بزرگتر از نوع داده انتخابي باشد, اكسس پيام خطايي مبني بر وجود مشكل را نمايش مي دهد. خواص فيلد تاريخ/زمان: در زير به تشريح هر يك از مقادير خاصه هاي فيلد تاريخ/زمان مي پردازيم توجه كنيد كه از ذكر موارد تكراري اجتناب شده است. ------------> Format(شكل): در اين بخش از خصوصيات بايد از ليست موجود يكي را به دلخواه و نحوه عملكرد برنامه انتخاب كنيد: General Data (براي تاريخ به شكل 1382/4/20 و زمان به شكل 3:12:2 عصر ), Long Data(براي نشان داده تاريخ به شكل بلند كه در آن نام ماه ذكر شده است), Medium Data(براي نشان دادن تاريخ به شكل 82-مرداد-20), Short Data(براي نشان دادن تاريخ به شكل معمول و كوچك), Long Time(براي نشان دادن زمان به شكل 3:12:2 عصر ), Medium Time:(براي نشان داده زمان به شكل 3:12 عصر ), Short Time(براي نشان دادن زمان به صورت 3:12). ------------ ديگر موارد و خصوصيات موجود در اين نوع داده مانند داده از نوع Text مي باشد. توجه: اگر هيچ يك از اشكال دقيقا آنچه لازم داريد نبود, مي توانيد شكل مورد نظر خود را, با كاراكترهاي خاص بسازيد كه اين مبحث يك مبحث طولاني مي باشد در برنامه ما نمي گنجد شما مي تواند براي اينكار از Help بهره بگيريد. خواص فيلد Currency (ارز/پول): اين نوع از فيلد در واقع زيرمجموعه اي از داده نوع عدد مي باشد كه خصوصيات آن مانند داده از نوع عدد مي باشد ولي بايد براي ايجاد داده از نوع ارز از قسمت Format مورد Currency انتخاب شود. خواص فيلد از نوع Auto Number(عدد خودكار): در زير هر يك از موارد و خصوصيات داده از نوع عدد خودكار شرح داده شده است: ------------> Fielg Size(اندازه فيلد): اگر مي خواهيد به صورت پيش فرض از اين نوع داده استفاده كنيد از ليت باز شده Long Integer را انتخاب كنيد ولي اگر مي خواهيد از پايگاه داده تكرار شونده استفاده شود بايد Replication ID انتخاب شود. New Values(مقادير جديد): بايد تعيين كنيد كه اكسس اعدادي را كه در اين فيلد قرار مي دهد از نوع Increment(به صورت افزايشي) يا از نوع Random(به صورت تصادفي) باشد. Format(شكل): ليست موجود در اين بخش از خصوصيات فيلد درست مانند داده از نوع عدد مي باشد كه مي توانيد مانند آن يكي از مقدارهاي موجود را انتخاب كنيد.) ------------ ديگر خصوصيات موجود در اين نوع داده در بالا ذكر شده كه از تكرار كردن آنها اجتناب مي كنيم. خواص فيلد Yes/No(بلي/خير): هر يك از خصوصيات اين فيلد در زير تشريح شده است و طبق معمول از تكرار اجتناب كرده ايم: -----------> Format(شكل): براي اينكه نحوه نمايش فيلد براي اكسس مشخص شود يكي از حالات Yes/No(بلي يا خير), True/False(درست/غلط), On/Off(روشن/خاموش) را مي توانيد انتخاب كنيد. ----------- خواص فيلد شي OLE : خواص موجود در اين نوع از فيلد كه دو مورد مي باشد در قسمتهاي ديگر اين درس ذكر شده كه بسيار ساده و پيش پا افتاده مي باشد. خواص فيلد از نوع Hyperlink(ابرمتن): خاصيتهاي موجود براي اين نوع از داده همانند خواص موجود براي داده از نوع Text(متن) مي باشد كه من ضرورتي در تكرار موارد ساده اي مانند اين نمي بينم. خواص فيلد Lookup Wizard(جادوگر جستجوگر): داده از نوع Lookwizard جادوگري را به كار مي اندازد كه شما با طي مراحل اين جادوگر و انتخاب جدول و فيلدهاي جدولهايي كه انتخاب كرده ايد و مي خواهيد داده ها از آنها استخراج شده و در مقابل كاربر نشان داده شود خصوصيات متفاوتي را براي شما نمايان مي كند.(توجه كنيد كه براي استفاده از جادوگر جستجو قبلا بايد جدولي داشته باشيد كه داده ها از آن استخراج شده و در اين قسمت قرار داده شود پس اول جدولي حاوي داده هايي كه مي خواهيد در ليست قرار داده شود ايجاد كرده وسپس از جادوگر استفاده كنيد). بعد از طي مراحل جادوگر و ايجاد آن شما مي توانيد بر روي شاخص Lookup موجود در قسمت خصوصيات فيلد كليك كرده تا خصوصيات مربوط به جادوگر طراحي شده براي شما نمايان شود در زير هر يك از اين خصوصيات موجود تشريح شده است: -----------> Display Control(كنترل نمايش داده شده): اين خاصه مشخص مي كند كه در هنگام دريافت اطلاعات در حالت نمايشي Datasheet چه كنترلي در اين فيلد اعمال شود ليست موجود در اين قسمت حاوي Text Box(جعبه متن), List Box(جعبه ليست شده), Combo Box(جعبه تركيب) مي باشد. Row Source Type(نوع ماخذ سطر):مشخص كننده جايي است كه داده از آن منشا مي گيرد. گزينه هاي ممكن عبارتند از Table/Query(جدول يا بازجست), Value List( داده هايي كه وارد مي كنيد), Field list(فهرستي از فيلدهاي يك جدول يا جستجو). Row Source(ماخذ سطر): مي تواند يك جدول يا بازجست يا معمولا يم عبارت SQL باشد. از شنيدن عبارت SQL مضطرب نشويد نمايشش شايد به چشم گيج كننده برسد اما در واقع همان چيزي است كه هنگام ايجاد بازجست آنرا مي سازيد. پس زياد اين قسمت از خصوصيات را دستكاري نكنيد تا با آن بيشتر آشنا شويد. Bound Column(ستون مقيد): ستوني از List Box يا Combo Box است كه قبلا انتخاب شده است و اين فيلد داده هاي نمايش را از آن برمي دارد. Column Count(تعداد ستونها): تعداد ستونهاي ماخذ سطري است كه مي خواهيد نمايش داده شود. Column Heads(عناوين ستونها): تعيين مي كند كه آيا براي ستونها عنواني نيز نمايش داده شود يا نه. Column width(پهناي ستونها): پهناي هر يك از ستونها را بر حسب سانتيمتر نشان مي دهد كه با ويرگول از هم جدا شده اند. List Rows(تعداد سطور فهرست): اين خصوصيت همانطور كه از نامش پيدا است تعداد ستونها نمايش داده شده را تعيين مي كند. List Width(پهناي فهرست): پهناي كلي Combo Box يا List Box را مشخص مي كند. Limit to list(محدود به فهرست): مشخص مي كند كه آيا كاربر بايد از فهرست انتخاب كند يا اين كه مي تواند مقادير مورد نظرش را نيز وارد كند. ---------- Lookup Wizard قابليتي جالب است, اين قابليت ابزار قدرتمند و سودمندي است. هر چند تا زماني كه قدري با اكسس كار نكنيد از اين فهرستها در جدول استفاده نخواهيد كرد, ليكن هنگامي كه آماده استفاده از آن شديد متوجه خواهيد شد كه كار با آنها ساده است. خواص جستجو: در قسمت خصوصيات فيلد سربرگ ديگري به نام Lookup وجود دارد كه آنرا مي توانيد براي بعضي از نوع داده ها تنظيم كنيد نه براي همه و كار با اين سربرگ بسيار ساده و راحت است و تمامي موارد موجود در آن را توضيح داده ايم وشما در كار كردن با آن كه بسيار كم به آن احتياج خواهيد داشت مشكلي نخواهيد داشت. ذخيره كردن جدول: در هنگام طراحي جدول حتما به خاطر داشته باشيد كه كليد اصلي را در آن ايجاد كنيد يا به عبارت ديگر بهتر است قبل از هر كاري كليد اصلي را در ابتداي جدول ايجاد كنيد. اما بعد از اينكه جدول خود را به طور كامل تعريف كرديدبايد آنرا ذخيره كنيد. براي اين كار مي توانيد با زدن علامت ضربدر گوشه سمت راست بالا جدول اقدام به بستن جدول كنيد و هنگام سوال كردن از شما مبني بر ذخيره جدول آنرا تائيد كرده و نامي را كه در نظر داريد به جدول خود اختصاص دهيد. پس از اين كار جدول بسته خواهد شد و نام آنرا مي توانيد در ميان فهرست جداول موجود ببينيد. حالا شما قادر به طراحي جداول مي باشيد هرچند كه پيچيده باشند و به مرور زمان در اين كار استاد خواهيد شد. حال كه شما مي توانيد اولين شي موجود در پايگاه داده خود را ايجاد كنيد پس اقدام به اينكار كرده و چندين جدول را براي برنامه خود ايجاد كنيد كار زيبا و لذت آوري است. در درس آتي به نحوه وارد كردن داده هاي در جدول ايجاد شده خواهيم پرداخت پس تا درس آتي جداول خود را ايجاد كرده باشيد تا در وارد كردن داده ها دچار مشكل خاصي نشويد. ورود داده ها به جدول حال كه در سه درس قبلي با طراحي جداول در اكسس آشنا شديد و موفق شديد كه اولين جدول خود را طراحي و در پايگاه داده قرار دهيد موقع آن رسيده است كه از جداول طراحي شده توسط خودتان استفاده كامل را ببريد يعني داده ها خود را براي نگهداري و انجام عمليات در جداول خود وارد كنيد و اين موضوع يعني وارد كردن داده ها در جدول و اصلاحات در آنها موضوع درس اين جلسه مي باشد. در ادامه اين درس به بررسي راه كارهاي موجود براي وارد كردن اطلاعات در جدول هاي طراحي شده خواهيم پرداخت. شايد ساده ترين و پركاربردترين راه براي ورود داده ها, استفاده از حالت نمايشي Datasheet يا صفحه گسترده باشد.اگر تا به حال تجربه كاركردن با برنامه هايي مانند Microsoft Excel را داشته باشيد حتما تشابه بسيار بين اين برنامه و حالت نمايشي Datasheet خواهيد ديد. با استفاده از حالت نمايشي Datasheet به راحتي مي توانيد مقادير را در سطرها (ركوردها) و ستونهاي (فيلدها) جدول وارد كنيد.در اين حالت نمايشي با ورود مقادير در سطرها و ستونها در واقع ركوردها و فيلدهاي جدول را پر مي كنيد. علاوه بر ورود داده هاي جديد هنگامي كه خطايي در داده وارد شده مشاهده كنيد يا وقتي بخواهيد مقادير را تغيير دهيد با يد داده هاي موجود را اصلاح كنيد. اكسس براي جستجو و اصلاح محتواي جدول ها, در حالت نمايشي Datasheet ابزارهاي اصلاحي متعددي دارد. حالت نمايشي Datasheet علاوه بر ورود و اصلاح داده ها, مي تواند در ميان داده هاي مورد نظر جستجو كند. مقدمات جهت افزودن داده ها به جدول : هنگامي كه با استفاده از حالت Design جدولي ايجاد كرديد براي ورود داده ها به آن آمادگي خواهيد داشت. پس اگر جدولي طراحي نكرده ايد يك جدول طراحي كنيد و اگر جدولي از پيش طراحي شده داريد مراحل زير را طي كنيد: 1) از ليست جدولهاي موجود جدولي را كه مي خواهيد داده ها را در آن وارد كنيد انتخاب كنيد, براي اينكار كافي است بر روي نام جدول موردنظر يك بار كليك كنيد. 2)براي باز كردن جدول روي كليد Open كليك كنيد. اكسس جدول را در حالت نمايشي Datasheet نمايش مي دهد. اگر اولين دفعه باشد كه اقدام به وارد كردن داده در جدول موردنظر مي كنيد جدول به صورت خالي ظاهر مي شود ولي اگر داده اي قبلا در آن وارد كرده باشيد داده هاي موجود نيز نشان داده خواهند شد. توجه: اگر قصد داشته باشيد كه تغييري در ساختار جدول ايجاد كنيد بايد بر روي دكمه Design كليك كنيد تا بتوانيد قسمتهاي موردنظر خود را تغيير داده يا فيلدهاي جديد خود را به آن اضافه كنيد( در اين مورد به صورت مفصل قبلا صحبت كرده ايم) هنگامي كه براي اولين بار حالت نمايشي Datasheet ظاهر مي شود, اكسس نشانگر را در ابتداي نخستين فيلد در نخستين ركورد قرار مي دهد. ورود داده ها در جدول : به طور حتم تا حالا متوجه شده ايد كه براي وارد كردن داده ها در جدول به مهارت خاصي نياز نداريد. شروع به وارد كردن نخستين مقدار در جدول كنيد تا اكسس آنرا از شما قبول كند. با استفاده از تمامي كليدهاي صفحه كليد مي توانيد به راحتي داده ها را در جدول وارد كرده و بين فيلدها و ركوردهاي مختلف گشت بزنيد. توجه: اگر براي فيلدي خصوصيات ويژه اي را تعريف كرده باشيد بايد مطابق با آن عمل كنيد. مثلا اگر طول فيلي را 12 كاراكتر تعيين كرده باشيد, اكسس فقط امكان ورود 12 كاراكتر را به شما خواهد داد. اگر توجه كرده باشيد متوجه مي شويد كه هنگامي كه شما شروع به وارد كردن اولين مقدار در نخستين فيلد ركورد كرديد, اكسس به طور خودكار ركورد خالي بعدي را ايجاد مي كند. بدين ترتيب مي توانيد پس از اتمام ورود داده در اولين ركورد به ركورد بعدي برويد. همچنين اگر دقت كنيد ستاره اي را در ابتداي ركورد خالي مي بينيد اين ستاره به اين معنا است كه ركورد جديد بوده و خالي نمي باشد. اگر در اين ركورد جديد داده اي وارد نكنيد اكسس آن را در جدول ذخيره نخواهد كرد. يكي از راههاي متداول حدكت كردن در بين فيلدهاي جدول استفاده از كليد Tab است اگر كليد Tab را فشار بدهيد به فيلد بعدي موجود در جدول مي رويد و همچنين اگر Shift+Tab را فشار دهيد به فيلد قبلي موجود در جدول هدايت خواهيد شد. همچنين مي توانيد با اشاره گر ماوس بر روي فيلد مورد نظر كليك كرده و اقدام به ورود داده كنيد. همواره نيم نگاهي هم به ميله وضعيت در پايين پنجره حالت نمايشي Datasheet داشته باشيد. وقتي كه داده ها را در فيلدهاي جدولي وارد مي كنيد ميله وضعيت توضيحي در باره آن فيلد مي دهد. در واقع اين توضيح همان توضيحي است كه شما در هنگام طراحي جدول در قسمت Description (شرح) فيلد واردكرده ايد و حال براي اطلاع كاربر در ميله وضعيت نشان داده مي شود. مثلا اگر در قسمت Description فيلد نام متن ''نام كامل خود را وارد كنيد'' را وارد كرده باشيد هنگامي كه كاربر مي خواهد اين فيلد را در جدول پر كند در ميله وضعيت عبارت ''نام كامل خود را وارد كنيد'' را مي بيند. توجه: در ابتداي ركوردي كه در حال ورود داده يا اصلاح آن هستيد شكلك مداد نمايش داده مي شود. توجه كنيد هنگامي كه تمامي فيلدهاي يك ركورد را پر كرديد و به ركورد بعدي رفتيد اكسس به طور خودكار ركورد را ذخيره مي كند. در اين صورت در صورت به وجود آمدن اتفاق غير قابل پيش بيني شما حداقل اطلاعات را از دست خواهيد داد. ولي چنانچه مايل هستيد به صورت دستي در ميانهاي وارد كردن داده ها در يك ركورد آن ركورد را ذخيره كنيد مي توانيد از كليدهاي Shift+Enter استفاده كنيد. اصلاح فيلدهاي جدول : در اكسس تغيير داده هاي وارد شده بسيار آسان است. فقط كافي است كه با استفاده از كليدهاي Tab و Shift+Tab يا با بهره گيري از ماوس به فيلد مورد نظر خود برويد تا اكسس تمامي محتويات آن فيلد را به صورت پر رنگ درآورد.حال مي توانيد اقدام به ورود داده جديد در آن فيلد بكنيد. فقط دقت كنيد چون تمامي محتويات فيلد به حالت پررنگ است داده جديد جايگزين آنها خواهد شد. توجه: اكسس در ابتداي ركوردي كه در حال اصلاح است علامت فلش را قرار مي دهد. در واقع سه علامت مداد(ورود داده), فلش(اصلاح داده) و ستاره(ركورد جديد)علامتهاي متداول جدول است. اگر قصد نداريد كه تمامي محتويات فيلد را پاك كنيد كافي است كليد F2 را فشار دهيد تا داده از حالت پر رنگ خارج شود. بدين ترتيب داده جديد به داده قبلي در همان فيلد اضافه مي شود.در واقع با زدن كليد F2 به حالت اصلاح وارد مي شويد.البته توجه كنيد كه با استفاده از ماوس مي توانيد در هرجايي از فيلد تغييرات لازم را بدهيد و استفاده از ماوس در اين كارها به مراتب راحتتر از صفحه كليد است. در اينجا ذكر اين نكته را ضروري مي بينم شما مي توانيد از كليدهاي صفحه كليد تمامي بهره را ببريد و همه كليدها به طوري كه در برنامه هاي ديگر مانند ورد عمل مي كنند در اينجا نيز عمل خواهند كرد. همچنين شما مي توانيد با انتخاب گزينه هاي Copy و Paste از منو Edit محتواي يك فيلد را در فيلد ديگري كپي كنيد اين عمل درست مانند عمل كپي و الصاق در برنامه هاي واژه پرداز مانند Word مي باشد و عملكرد آن بسيار ساده و آسان است. استفاده از ميله ابزار حالت نمايشي Datasheet هنگام استفاده از حالت نمايشي Datasheet ميله ابزار مي تواند بسيار سودمند باشد. همانطور كه چندين بار نيز گفته ام اكسس در انجام فعاليتهاي مختلف ميله ابزار را تغيير مي دهد. در شكل 111 در زير شما مي توانيد با ميله ابزار اين پنجره آشنا شويد. حتما سعي كنيد تمامي امكانات ميله ابزار را به خاطر بسپاريد كه در مواقعي به آنها احتياج خواهيد داشت.يكي از كاربردهاي مفيد ميله ابزار دكمه view اولين دكمه موجود در اين ميله است كه با فشار دادن آن مي توانيد در بين حالتهاي نمايشي Datasheet و Design حركت كنيد. كنترل بر روي ركوردهاي زياد: فرض كنيد بخواهيد به جدولي كه قبلا چند صد ركورد وارد آن شده, ركوردهاي جديد را اضافه كنيد.ممكن است ركوردهاي جديد شما را گيج كنند و يا تشخيص ركوردهاي جديد دشوار باشد.قبل از ورود ركوردهاي جديد مي توانيد تمامي ركوردهاي پيشين را مخفي كنيد.براي اين كار كافي است از منو Records گزينه Data Entry را انتخاب كنيد اكسس بجز ركوردهايي كه به تازگي وارد شده, باقي را از ديد شما پنهان مي كند. در اين هنگام وقتي شما داده هاي جديد را وارد مي كنيد اكسس فقط ركوردهاي جديدي را كه وارد كرده ايد نمايش مي دهد.در واقع تمامي ركوردها در جدول وجود دارند ولي اكسس آنها را پنهان مي كند. براي بازگشت به وضعيت نمايش تمامي ركوردها مي توانيد از منو Records گزينه Remove File/Sort را انتخاب كنيد. در اين صورت اكسس تمامي ركوردهاي جدول را نشان مي دهد. جدولهاي پايگاه داده ممكن است بسيار بزرگ باشد مثلا ممكن است در انبار يك شركت صدها جنس وجود داشته باشد كه در پايگاه داده ثبت شده اند. براي حركت در جدولهاي بزرگ بجاي استفاده از كليدهاي صفحه كليد مي توانيد از منو Edit گزينه Goto را انتخاب كنيدتا ليستي باز شود كه به شما امكان رفتن به اولين ركورد, آخرين ركورد, ركورد قبلي يا بعدي در جدول را مي دهد.همچنين اگر از ليست باز شده گزينه New را انتخاب كنيد اكسس يك راست به ركورد جديدي در انتهاي جدول مي رود. در واقع اين ليست Goto درست مانند دكمه هاي حركت در زير پنجره Datasheet است كه قبلا درباره آنها صحبت كرديم. در اين دكمه شما مي توانيد با تايپ شماره ركورد مورد نظر يك راست به آن ركورد برويد. مثلا اگر در جدولي قصد رفتن به ركورد 1363 را داريد كافي است كليد F5 را فشار داده و عدد 1365 را وارد كنيد تا اكسس به آن ركورد رجوع كند.(البته در درس آتي جستجوي داده هاي معين توضيح داده خواهد شد) حتما همگي با كاربرد دكمه Undo آشنا هستيد در واقع اين دكمه زماني به كار مي رود كه هنگام وارد كردن داده در يك فيلد متوجه شديد كه اشتباهي رخ داده است و قصد داريد داده هاي قبلي فيلد به آن بازگردند با زدن دكمه Undo(بازگرداندن) از ميله ابزار يا فشار كليد Esc از صفحه كليد اين عمل به راحتي انجام مي شود. ورود داده هاي غير متني: در اكثر فيلدهاي پايگاه داده شما نوع داده ذخيره شده در آن را قبلا در طراحي جدول تعيين كرده ايد مثلا فيلدي را از نوع متن و ديگري را از نوع عدد تعيين كرده ايد اگر در هنگام ورود داده مثلا در فيلدي از نوع عدد بخواهيد متن وارد كنيد اكسس پيغام خطايي به شما نشان مي دهد و اجازه اين كار به شما داده نخواهد شد. درست است كه تعداد فيلدهايي كه به غير از نوع متن و عدد هستند بسيار كم است ولي به هرحال ما مجبور به استفاده از آنها هستيم بعضي از اين انواع داده ها روشي خاصي را براي وارد كردن داده مي طلبند كه به آنها مي پرازيم: ورود داده در فيلدي از نوع Memo : همانطور كه در دروس پيش نيز ذكر شد داده از نوع Memo نسبت به داده از نوع متن مي تواند مقدار كاراكتر بيشتري را در خود نگهداري كند يعني چيزي حدود 64000 كاراكتر. اكسس براي كار با اين متن بزرگتر ابزار خاصي را در نظر گرفته است. توجه: در حالت نمايشي Datasheet ابزارهاي ورود داده براي فيلدهاي از نوع Memo ضعيف است. فرمها و پنجره هاي محاوره(درون برنامه), قابليتهاي بهتري براي اين كار فراهم مي كنند. معمولا در هنگامي كه در يك فيلد از نوع Memo قصد ورود داده اي را داشته باشيم روي آن Zoom مي كنيم براي اين كار كافي از كليدهاي shift+F2 را فشار دهيد. كاركرد اين پنجره zoom به طرز خاصي تعجب آور است مثلا اگر شما بخواهيد پس از پايان يك پاراگراف در فيلد Memo يك پاراگراف ديگر را شروع به تايپ كنيدبايد به جاي Enter كليدهاي ctrl+Enter را فشار دهيد. تا اكسس نشانگر را به خط جديد ببرد. اگر براي ورود داده ها از فرم استفاده كنيد فرم قادر خواهد بود تا تمامي فيلد Memo را در يك لحظه نمايش دهد و به شما امكان مي دهد تا به راحتي و بسيار طبيعي تر در فيلد از نوع Memo گردش كنيد.(البته بعدا در مورد فرمها به طور مفصل صحبت خواهيم كرد.) ورود داده در فيلدي از نوع Data/Time (تاريخ/زمان): در ورود داده در اين نوع فيلد بايد توجه كنيد كه شما در هنگام ايجاد پايگاه داده براي ورود داده در اين فيلد چه شكلي را انتخاب كرده ايد پس بايد بر اساس همان شكل انتخابي داده ها را وارد كنيد. واضح است كه در اين نوع فيلدها هم تاريخ و هم زمان را مي توانيد وارد كنيد يا يكي را وارد كنيد. براي درج تاريخ سيستمي خود در اين نوع فيلد (يعني تاريخ حال) كافي است دكمه هاي ;+Ctrl را فشار دهيد تا تاريخ موجود در سيستم در فيلد وارد شود. ورود داده در فيلدي از نوع Yes/No (بلي/خير): اگر داده اي از نوع Yes/No در جدول خود داشته باشيد به جاي آن يك جعبه انتخابي را خواهيد ديد كه اگر جعبه را انتخاب كنيد در واقع Yes و اگر انتخاب نكنيد در واقع No را برگزيده ايد. براي انتخاب جعبه هاي انتخابي يا بايد از ماوس استفاده كنيد يا اينكه كليد SpaceBar را از صفحه كليد فشار دهيد. ورود داده در فيلدي از نوع OLE: اگر بخواهيد داده هاي نرم افزارهاي ديگر را در اكسس ذخيره كنيد (مانند عكس,صوت,فيلم و غيره) بايد داده اي از نوع OLE ايجاد كرده باشيد نحوه ايجاد اين نوع داده در دروس پيش گفته شده است. براي وارد كردن اين نوع داده نمي توانيد از صفحه كليد استفاده كنيد پس بايد روش مخصوصي را طي كنيد. براي قرار دادن شي از نوع OLE ابتدا بايد مكان شي OLE را با استفاده از ماوس در جدول انتخاب كنيد بعد از منو Insert گزينه Object را انتخاب كنيد تا پنجره اي مانند شكل 112 در زير باز شود. اين پنجره راه ورود داده هاي ديگر در اكسس است. در اين پنجره دو انتخاب وجود دارد يكي استفاده از نرم افزارهاي گوناگون براي ايجاد فايل مورد نظر(Create New) و ديگري استفاده از فايلهايي كه قبلا ايجاد و روي هارد ذخيره شده اند(Create form file). اگر از حالت اول استفاده كنيد يعني قصد داشته باشيد با استفاده از نرم افزاري ديگر اقدام به ايجاد فايل خود كنيد با انتخاب گزينه Create Now از ليست كناري آن نرم افزار مورد نظر خود را انتخاب كنيد و بر روي OK كليك كنيد تا نرم افزار باز شود و شي جديد ايجاد گردد.(مانند استفاده از نرم افزار Photoshop براي ذخيره يك فايل فوتوشاپ در پايگاه داده) ولي اگر حالت دوم را مورد استفاده قرار مي دهيدهرچند كه پيشنهاد من استفاده از مورد قبل است بايد گزينه Create form file را انتخاب كنيد تا كادري در مقابل شما ايجاد شود. با كليك روي دكمه Browse اقدام به انتخاب فايل موردنظر كنيد. توجه كنيد كه اكسس نمي تواند در حالت نمايشي Datasheet شي از نوع OLE را نمايش دهد و فقط به ذكر يك نام در مورد آن بسنده مي كند مانند Bitmap Image ولي با استفاده از فرمها يا گزارشها مي توان موضوع OLE را نمايش داد. درس ورود داده ها در جدول هم به پايان رسيد. اميدواريم اين مبحث براي شما مفيد بوده باشد. در درس آتي در مورد جستجو و ديگر موارد لازم در كار با داده ها صحبت خواهيم كرد
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 15:4  توسط مجید عزیززاده  | 

بررسي اجزاي اصلي در درسهاي گذشته به طور كامل با محيط اكسس آشنا شديم و اميدوارم كه شما تمامي پايگاهاي نمونه را بررسي كرده باشيد و كاملا مفهوم كار با اكسس براي شما روشن شده باشد. درس اين جلسه يكي از مهمترين دروس در رابطه با اكسس است و شما حتما سعي كنيد به طور كامل اين درس را بفميد و حتما در مورد اين درس اگه سوالي بود بپرسيد چون واقعا فهميدن اين قسمت از اكسس كار را بسيار ساده خواهد كرد. در اين درس ما با بخشهاي مختلف پنجره Database آشنا مي شويم و چگونگي استفاده از هر يك را توضيح خواهيم داد. مي توان گفت پنجره Database سكوي پرتاب شما به سوي Access است, تمامي فعاليتهاي كه در اكسس انجام مي شود از اين محل شروع مي شود, آشنايي با اين پنجره مي توان گفت آشنايي با خود اكسس است. بعد از يادگيري اين بخش ار اكسس شما براحتي خواهيد توانست ديگر خصوصيات پايگاه داده را ياد بگيريد. من به شما توصيه مي كنم يكي از پايگاههاي داده نمونه را باز كنيد تا هنگام درس اجزاي اصلي پنجره Database را مشاهده كنيد. معني دقيق پايگاه داده ها به احتمال بسيار قوي شما با مفهوم پايگاه داده آشنا هستيد ولي ما براي ادامه كار اشاره كوچكي به آن مي كنيم. شايد اساسي ترين تعريف پايگاه داده اين باشد: پايگاه داده: مجموعه اي از داده هاي مرتبط به هم است. در واقع اين تعريف شامل هر نوع فايل داده اي كه با آن كار مي كنيد مي شود. مثلا نامه, گزارش و كتاب مجموعه اي از داده ها به صورت كلمات مرتبط به هم است. يا فايلهاي گرافيكي داده هاي مرتبطي است متشكل از نقاط رنگي بسياري (پيكسل) كه تصوير را تشكيل مي دهند. با توجه به اينكه ممكن است تعريف بالا كمي پيچيده و عمومي تر باشد در زير اشاره به تعريفي خاص در مورد پايگاه داده در اكسس مي كنيم: پايگاه داده اكسس: مجموعه اي است از داده هاي مرتبط و ابزارهايي كه با استفاده از آنها با داده ها كار مي كند. بنابراين پايگاه داده در اكسس از فايلهاي داده مرتبط به يكديگري تشكيل شده است كه به همراه ابزارهايي كه شي ناميده مي شوند به شما امكان دسترسي, گردآوري و گزارش گيري از داده ها را مي دهد. هر پايگاه داده ارتباطي برخلاف انواع ديگر فايلها مجموعه هايي از داده ها را شامل مي شود كه به آنها جدول گفته مي شود. در خارج پايگاه داده, هر جدول, ممكن است بعنوان يك فايل مجزا در نظر گرفته شود. مثلا يك پايگاه داده تجاري ممكن است شامل فايل مرتب شده اي از سفارشات خريداران, فايل موجودي, فايل فهرست نشاني خريداران, فايل اطلاعات كارمندان و فايل دستمزد باشد كه تك تك اين فايلها در اكسس به صورت جدول هستند. بدون ساخت پايگاه داده ها, هريك از اين فايلها را بايد جداگانه مديريت كرد, اما پايگاه داده ها قادر است تا در صورت وجود مقادير مشترك. اين جدولها (فايلها) را به هم مرتبط كند, مثالي در اين مورد كد مشتركي است كه در جدول مشتريان و جدول سفارشات مشتريان وجود دارد. توجه: اكسس پايگاه داده ارتباطي ناميده مي شود زيرا مي تواند جداول داده ها را براساس مقادير مشترك به يكديگر مرتبط كند. جدول خريداران (فايل داده هاي خريداران)ممكن است شامل كد, نام و نشاني هر خريدار باشد. جدول سفارشها, ممكن است شامل اطلاعات سفارش هر خريدار در طي يكسال گذشته باشد. در اينجا بايد توجه كرد كه جدول سفارشها نبايد نام و نشاني خريداران را داشته باشد فقط كد آنها كافي است. اگر تمامي اطلاعات خريدار در جدول سفارش نيز موجود باشد اينكار سبب هدر رفتن وقت و وجود اطلاعات مشابه و تكراري بسيار خواهد شد و همچنين در موقعي كه مثلا نشاني خريدار عوض مي شود بايد تمامي سفارشها را چك كرد و همه را عوض كرد ولي در موقعي كه فقط كد در جدول سفارشها مي باشد نيازي به تغيير در جدول سفارشها نيست و فقط بايد جدول خريدار عوض شود. در شكل 41 يعني شكل زير اين مطلب به طور كامل نشان داده شده است يعني ارتباط بين جدول خريداران و جدول سفارشات مشخص است. ممكن است جدول متعدد ديگري نيز وجود داشته باشد. در هر پايگاه داده, تقريبا هر جدولي از طريق داده ها و اطلاعات مشترك به يك يا چند جدول ديگر مرتبط مي شود در مثال زير اين داده مشترك در دو جدول كد خريدار است. هر پايگاه داده, علاوه بر جداول, شي هاي ديگري نيز دارد. هرچند كه شايد جداول يك پايگاه داده مهمترين شي آن باشد (جداول, داده هاي پايگاه داده را نگهداري مي كنند). اشياي ديگر در پنجره Database ما را در مديريت, پهنگام سازي و گزارش گيري از جداول همياري مي كنند. اكثر پايگاههاي داده اكسس از بجز جدولها كه در تمام پايگاهها موجود است از بيشتر عناصر پنجره Database نيز استفاده مي كنند. توجه: هر از چند گاهي به پنجره پايگاه داده, ظرف پايگاه داده نيز گفته مي شود زيرا تمامي اشياي پايگاه داده را شامل مي شود. حال هر يك از اجزا در پنجره Database را به طور مختصر توضيح مي دهيم:(اين اجزا در زير ستون Objects قرار دارند و به اجزاي اصلي مشهورند) --------------------- 1-جدولها(Tables): مجموعه اي از داده ها را كه به يك موضوع مشخص مربوط هستند در خود نگهداري مي كنند. مثلا اگر يك سيستم حسابداري خانگي ايجاد كنيد بايد جدولي براي درآمدها, جدولي براي مخارج, جدولي براي هزينه هاي مشخص و غيره ايجاد كنيد. 2-بازجست ها(Queries): زيرمجموعه اي از داده ها را ايجاد مي كند, كه براي گزارشگيري و جستجو قابل استفاده مي باشند. مثلا اگر شما بخواهيد كليه مخارجي را كه در 10 روز آتي پرداخت شده اند را بدست آوريد بايد از بازجست استفاده كنيد. 3-فرمها(Forms): صفحه اي گرافيكي براي ورود داده ها يا نمايش آنها را نشان مي دهد كه از فرمهاي كاغذي تقليد شده است. فرم, روش ساده اي است براي مشاهده تمام يا بخشي از داده ها. مثلا شما مي توانيد يك فرم مانند صفحه چك درست كنيد و هر وقت چكي پرداخت كرديد در وارد كردن صورتحساب يك چك معمولي را در صفحه پر كنيد. 4-گزارشها(Reports): فهرست شكل بندي شده اي از داده ها را چاپ مي كند. يك گزارش ممكن از مواردي از يكي از جداول, فهرستي از اقلام انتخاب شده, تمامي اقلام يك جدول يا فهرستي از مقادير گوناگون از جداول مختلف را چاپ كند. مثلا شما ميتوانيد در حسابداري خانه گزارشي از كليه بدهي هايتان بگيريد. 5-صفحه ها(Pages): عملي مشابه گزارشگيري را انجام مي دهد با اين تفاوت كه در اين حالت گزارش به صورت يك صفحه اينترنتي به بيرون داده مي شود و موارد استفاده آن در طراحي صفحات اينترنتي است. 6-ماكروها(Macros): بسياري از كارهاي متداول اكسس را خودكار مي كند. مانند مرتب كردن داده ها, ايجاد گزارشها و ايجاد سرجمع ها. مثلا سيستم پايگاه داده حسابداري خانه مي تواند ماكرويي براي محاسبه گردش پولي در يك ماه داشته باشد. 7-مدولهاي برنامه(Macros): قابليت خودكار كردن اكسس و ايجاد سيستم هاي آماده براي كار را فراهم مي كند, بطوري كه براي افرادي كه چيزي از اكسس نميدانند قابل استفاده باشد. زماني كه برنامه اي براي اكسس مي نويسيد, در واقع آن را براي انجام كارهاي پيچيده اي برنامه ريزي مي كنيدكه از طريق منوها و ماكروها بخودي خود امكان انجام آن نيست. در واقع ماكروهاي اكسس شكلي از مدولهاي ترجمه شده هستند, بدين معني كه ماكروها شما را در راستاي تمامي اطلاعات لازم براي تكميل يك فرمان Visual Basic for Applications هدايت مي كنند. برخي افراد پس از سالها استفاده از اكسس هيچگاه به مدول نويسي نيازي نداشته اند. اگر سابقه برنامه نويسي نداشته باشيد, نوشتن برنامه دشوار است. ولي به نظر من شما فقط در واقع خيلي پيچيده به مدولها نياز خواهيد داشت. --------------------- توجه به اين نكته ضروري است كه پايگاه داده ممكن است پيوسته در حال تغيير باشد. مثلا شما با توجه به نيازهايي كه پيش مي آيد اقدام به ساخت جدولهاي جديد و ايجاد گزارشهاي ديگري كنيد. در شكل 42 در زير شما شش شي پايگاه داده را كه تركيب آنها پايگاه داده مستقلي را شكل مي دهد, مشاهده مي كنيد. شايد يكي از مشكلترين چيزهائي كه در هنگام كار با اكسس بايد راجع به آن تصميم گيري كنيد اين است كه چه وقت مجموعه اي از اطلاعات را در پايگاه داده جديد يا پايگاه داده موجود قرار دهيم. پايگاه داده مي تواند هدفي گسترده داشته باشد, هر پايگاه داده معمولا يك برنامه كاربردي است. در مثالهاي زير به كاربردهاي پايگاه داده هاي خاص اشاره اي مي شود: 1-اگر بخواهيد حسابهاي شما با يكديگر بده-بستان يا تعامل داشته باشند, حساب دفتر كل به يك پايگاه داده مجزا احتياج دارد. هنگامي كه از حسابي پرداختي انجام مي دهيد, مي خواهيد تا هم در جدول پرداختها و هم در جدول حسابها منعكس شود. 2-اگر بخواهيم يك سيستم مستقل پرداخت دستمزد داشته باشيد, بطوري كه بخش پرداخت دستمزد منحصرا براي پرداخت چك و نگهداري سوابق پرداخت مورد استفاده قرار گيرد, سيستم دستمزد نيز يك پايگاه داده مجزا نياز دارد. 3-نرم افزار بودجه بندي, براي بودجه بندي هريك از حسابهاي خانه, از قبيل پرداختهاي قبض, حساب اتومبيل و گزارش گيري از تمامي حسابها, به يك پايگاه داده مجزا نيازمند است. 4-يك سيستم كنترل موجودي به پايگاه داده اي نيازمند است تا بتواند ثبتهاي موجودي مربوط به شركت را پيگري, بهنگام و نگهداري كند. بايد توجه داشت كه فهرست بالا تنها چند مورد مثال خاص مي باشد كه بسيار مختصر است و فقط براي آشنايي ذكر شده اند. به طور كلي بايد ذكر كرد هر يك از جداولي كه به نوعي با هم در ارتباط هستند بايد در يك پايگاه داده قرار داده شوند. استفاده از اجزا’ پنجره Database: هنگامي كه يك پايگاه داده جديد ايجاد مي كنيد, اكسس يك پنجره Database خالي را نمايش مي دهد كه براي هر يك از هفت شي پايگاه داده در آن شاخصي وجود دارد.اگر قصد كار كردن با هر يك از اين هفت شاخص را داريد بايد بر روي آن كليك كنيد مثلا اگر قصد ايجاد ماكرو را داريد بايد بر روي گزينه Macros در پنجره Database كليك كنيد. بسته به انتخابي كه شما از شاخصها مي كنيد در بالاي پنجره Database كليدهاي فرمان مختلفي نمايش داده مي شود كه در زير به طور مختصر به معرفي آنها مي پردازيم: --------------------- 1-باز كردن(Open): براي باز كردن شي موجود مثلا باز كردن يك جدول يا يك فرم 2-طراحي(Design):براي ايجاد تغيير در شي كه با انتخاب اين فرمان حالت نمايشي Design پديدار مي شود مثلا شما اگر بعد از ايجاد يك فرم قصد ايجاد تغيير در آن را داشتيد بايد بر روي Design كليك كنيد. 3-جديد(New):براي ايجاد شي جديد مثلا ايجاد جدولي جديد 4-بازنگري(Preview): اين فرمان فقط در قسمت گزارش وجود دارد و براي مشاهده گزارش قبل از چاپ مي باشد. 5-اجرا(Run):يك فرمان در شاخصهاي ماكرو و مدول وجود دارد و براي اجراي يك ماكرو يا مدول(برنامه) به كار مي رود. 6-حذف(Delete): در تمامي شاخصها موجود است و براي حذف شي به كار مي رود. اين راحترين قسمت است. 7-مرتب سازي: چهار گزينه بعدي كه در همه شاخصها موجود است براي مرتب سازي اشيا به كار مي رود و درست مانند مرتب سازي آيكونها در ويندوز عمل مي كند. --------------------- هنگامي كه شي جديدي ايجاد مي كنيد بايد آنرا نامگذاري كنيد. مي توانيد نامهايي با حداكثر درازي 64 كاراكتر(حرف و عدد), كه در آن فاصله نيز مي توان استفاده كرد اختيار كنيد.با ايجاد و نامگذاري يك شي آن شي در پنجره Database نمايش داده خواهد شد. درس اين جلسه تا بدينجا بود در درس بعدي در مورد هر يك از شاخصها به طور مفصلتر بحث خواهيم كرد. پيشنهاد مي کنيم قبل از آنکه به درس بعدي برويد اجزايي كه ياد گرفتيد آشنايي كامل پيدا كنيد. نگاهي کلي به اجزاي اصلي در درس پيش با مفهوم پايگاه داده آشنا شديم و تا حدودي به جزئيات پنجره Database پرداختيم و آشنايي لازم را با دكمه هاي اين پنجره پيدا كرديم در اين قسمت درس قصد داريم تا پنجره Database را بيشتر از قبل بررسي و تحليل كنيم. اين درس در واقع ادامه درس قبلي مي باشد پس اين درس نيز از نظر اهميت داراي درجه بالايي است. نگاهي به جداول: اگر پايگاه داده, هيچ شي ديگري نداشته باشد, همواره بايد حداقل يك جدول داشته باشد. داده هاي پايگاه داده را جدول نگهداري مي كند. همانطوري كه در درس قبل اشاره شد,جداول اغلب با مقادير داده مشترك به يكديگر مرتبط مي شوند, به ترتيبي كه دو يا چند جدول نبايد داده هاي زيادي يا تكراري داشته باشند. براي نمايش اسامي جداول موجود در پايگاه داده بر روي شاخص Tables در پنجره Database كليك كنيد. براي باز كردن و مشاهده محتويات هر جدول مي توانيد بر روي نام آن جدول دوبار كليك كنيد. كه در اين حالت Access جدول را در حالت نمايش Datasheet يا كاربرگ باز مي كند,كه در اين حالت شما مي توانيد داده هاي موجود در جدول را مشاهده كنيد. معمولا در حالت نمايشي كاربرگ تمامي داده هاي يك سطر جدول در صفحه نمايش جا نمي گيرد. براي مشاهده بقيه داده هاي هر سطر مي توانيد از ميله هاي گردش افقي پنجره در زير آن استفاده كنيد و به چپ و راست برويد. جدول براي مشاهده و كار با آن, به حالات ديگري هم براي نمايش نياز دارد. در حاليكه حالت نمايشي Datasheet يا كاربرگ امكان مشاهده, افزودن, حذف و اصلاح داده هاي جدول را مي دهد, حالت نمايشي طراحي كه در اكسس با عنوان Design view شناخته مي شود امكان تغيير شكل جدول و طراحي خود جدول را فراهم مي كند. البته وقتي كه بيشتر راجع به ساختار جدول صحبت كرديم شما تصوير بهتري از حالت طراحي خواهيد داشت. به طور كلي حالت Datasheet براي اضافه كردن و مشاهده داده ها و حالت طراحي براي طراحي و تغيير خود جدول نه داده ها به كار مي رود. براي ديدن جدول در حالت نمايشي طراحي يا Design مي توانيد جدول خود را انتخاب كرده و سپس بر روي دكمه design در بالاي پنجره Database كه قبلا معرفي شد كليك كنيد. بعد از باز كردن پنجره در حالت Design ملاحظه خواهيد كرد كه در اين حالت هيچ خبري از داده هاي موجود در جدول نيست و فقط شكل جدول در اين حالت در دسترس است. اگر جدول را در حالت Datasheet باز كرده ايد و قصد رفتن به حالت design را داريد اين كار را مي توانيد با استفاده از منو view و انتخاب دو حالت Datasheet view و Design view انجام دهيد و به راحتي بين دو حالت جدول حركت كنيد. جدول ساختاري مشخص و اكيد دارد. داده هاي جدول در داخل جدول درون سطرها و ستونها جدول قرارگرفته و سازماندهي مي شوند كه به اين سطرها و ستونها به ترتيب ركورد و فيلد گفته مي شود(حتما به خاطر بسپاريد سطر در معناي ركورد و ستون در معناي فيلد به كار مي رود.) هر ركورد جدول بيانگر يك داده مستقل است. مثلا: در جدول اقلام موجودي در انبار هر ركورد جدول نشان دهنده يكي از انواع قطعات موجود در انبار است.هر فيلد ركورد, نشانه دهنده جزيي از داده هاي مربوط به هر قطعه, مانند شماره قطعه, تعداد و شرح است. اگر قطعه اي 32 عدد موجود باشد, ركورد قطعه فقط يك بار در جدول تكرار مي شود اما ميزان موجودي در فيلد تعداد منعكس مي شود. با توجه كردن به شكل 51 زير بيشتر مفهوم اين بيان را خواهيد فهميد. اين كه تمامي ركوردها, فيلدهاي مشابهي دارند, به اين معني نيست كه تمامي فيلدهاي هر ركورد بايد پر باشد. مثلا يك جدول موجودي, ممكن است فيلدي به نام قيمت خرده فروشي داشته باشد, ولي فقط تعداد اندكي از ركوردها, مقداري را در اين فيلد نگه داشته باشند. بنابراين برخي از ركوردها قيمت خرده فروشي ندارند عليرغم اينكه پاره اي از ركوردهاي جدول, قيمت خرده فروشي دارند. توجه به اين نكته ضروري است كه فيلد مشترك مانند شماره قطعه يا كد مشتري, مبناي ارتباط بين دو جدول مرتبط را تشكيل مي دهد و امكان خالي رد كردن اين فيلدها داده نمي شود. وجود فيلد مشتركي كه دو جدول را به يكديگر مرتبط مي كند, بدين معني است كه امكان رهائي كامل از داده هاي تكراري وجود ندارد. براي دو جدول مرتبط, داده ها بايد تكرار شوند زيرا هر دو جدول بايد فيلدهاي مشتركي براي ارتباط داشته باشند. شايد اگر براي تمامي داده ها يك جدول بزرگ ايجاد كنيد, مجبور به داشتن فيلدهاي تكراري نباشيد, اما با اينكار زمان زيادي را در ورود داده ها هدر خواهيد داد, چون در هر ركورد بايد تمامي فيلدهاي پايگاه داده وجود داشته باشد و از طرفي بعضي مواقع هم امكان ايجاد يك جدول بزرگ وجود ندارد پس ما مجبور به استفاده از چندين جدول هستيم كه بهترين راه براي جلوگيري از افزايش تعداد داده هاي مشترك استفاده از ارتباط فيلد مشترك است. بعد از كار با جدول مي توانيد جدول را با استفاده از منو File و گزينه Close ببنديد. نگاهي به بازجست: براي مشاهده بازجستهاي هر پايگاه داده بايد بر روي شاخص Queries در پنجره Database استفاده كنيد. براي باز كردن هر بازجست مي توانيد بر روي نام آن دوبار كليك كنيد يا بد از انتخاب آن به وسيله ماوس بر روي دكمه Open در بالاي پنجره Database كليك كنيد. هنگامي كه بازجستي را باز مي كنيد, اكسس آن بازجست را در حالت نمايش Datasheet مربوط به بازجست باز مي كند, كه كاملا مشابه حالت نمايشي Datasheet مربوط به جدول است. تنها تفوت در آن است كه حالت نمايشي Datasheet مربوط به بازجست معمولا به اندازه جدول, داده و اطلاعات ندارد. در واقع اين حالت نمايشي ميزان محدودي از داده ها را, كه مقصود اصلي از ايجاد بازجست است نمايش مي دهد. بازجست, داده ها را از يك يا چند جدول انتخاب مي كند و مي توانيد زيرمجموعه اي از داده ها را به عنوان جدول يا گزارش نمايش دهيد. در بيشتر مواقع مقدار داده هاي پايگاه داده بيشتر از آن است كه مايل به مشاهده هستيد. هدف از ايجاد بازجست, محدود كردن مقدار داده هاي به نمايش درآمده است. بازجست انتخابي از جمله متداولترين انواع بازجست ها است. بازجست انتخابي, داده ها را ميان دو يا چند جدول انتخاب كرده و نمايش مي دهد. علاوه بر حالت نمايشي Datasheet كه مانند حالت نمايشي جدول مي باشد بازجست را مي توان در حالت نمايشي Design نيز باز كرد كه مربوط به حالت طراحي بازجست است و براي رفتن به اين حالت مي توانيد درست مانند جدول رفتار كنيد و يا با انتخاب بازجست مورد نظر و كليك روي دكمه Design در بالاي پنجره Database اين حالت را نمايان كنيد. همانطور كه مشاهده مي كنيد حالت طراحي Design مربوط به بازجست, ظاهر پيچيده اي دارد. اما بعد از آشنايي كامل با بازجست ايجاد و اجراي آن براي شما بسيار ساده خواهد بود. ايجاد بازجست در حالت طراحي Design و نمايش آن در حالت نمايشي Datasheet صورت مي پذيرد. بعد از پايان كار خود با بازجست مي توانيد بوسيله منو File و گزينه Close بازجست را ببنديد. نگاهي به فرم: براي مشاهده فرمهاي يك پايگاه داده, از شاخص Form در پنجره Database استفاده مي كنيم. براي مشاهده محتواي هر فرم مي توانيد در روي نا آن دوبار كليك كنيد و يا پس از انتخاب فرم مورد نظر بر روي دكمه Open در بالاي پنجره Database كليك كنيد. بعد از باز كردن فرم مورد نظر اكسس آنرا در حالت نمايش Form يا Form View نشان خواهد داد. حالت نمايشي Form, فرم را در شكل نهايي آن نشان مي دهد و امكان ورود, اصلاح و نمايش داده ها را فراهم مي سازد. كليدهاي راهبري كه در زير اكثر حالات نمايشي وجود دارد, شماره ركورد و تعداد كل آنها را نمايش مي دهد. چهار كليد اطراف نشانگر ركورد, براي گرداندن فرم و نمايش ركوردهاي مختلف به كار مي رود. شما مي توانيد ركوردهاي اول, بعدي, قبلي و آخري را مشاهده كنيد. شماره بين كليدها, شماره ركورد جاري كه فعلا مشاهده مي كنيد است.اگر بر روي شماره ركورد جاري, شماره ركورد جديدي را وارد كنيد اكسس در صورت وجود آن ركورد آنرا در فرم نمايش مي دهد.كليدهاي راهبري كه در منتهي اليه سمت راست قرار دارد, امكان ايجاد ركورد جديدي را با يك فرم خالي فراهم مي سازد. همانطور كه مشاهده مي كنيد كليدهاي راهبري مشابه كليدهاي كنترلي پخش صوت طراحي شده اند. با توجه كردن به شكل 52 در زير مفهوم كليدهاي راهبري را بيشتر درك خواهيد كرد. حالت نمايشي Design در مورد Form نيز شكل فرم را نشان مي دهد. براي دسترسي به اين حالت شما مي توانيد درست مانند جدول رفتار كنيد و يا با انتخاب فرم مورد نظر بر روي دكمه Design در بالاي پنجره Database كليك كنيد. شايد براي شما در اين لحظه شكل آن عجيب به نظر بيايد ولي وقتي در درسهاي آتي روش ايجاد فرم را فراگرفتيد, نحوه خواندن حالت نمايشي Form را نيز خواهيد فهميد. با دستكاري در حالت نمايشي Design, مي توانيد نحوه نمايش داده هاي درون فرم را تغيير دهيد. در درون فرم حالت نمايشي ديگري نيز وجود دارد و آن حالت نمايشي Datasheet است. كه براي دسترسي به آن بعد از باز كردن فرم مورد نظر مي توان از منو View گزينه Datasheet را انتخاب كرد.اين حالت كاملا شبيه حالت نمايشي Datasheet در جداول است. مزين حالت نمايشي Datasheet به حالت نمايشي معمولي فرم در اين است كه در اين حالت تعداد ركورد بيشتري نمايش داده مي شود در حالي كه در حالت نمايش معمولي فقط يك ركورد نمايش داده مي شود. البته در درسهاي آتي بيشتر در مورد اين حالت نمايشي صحبت خواهد شد. بعد از پايان كار با فرم مي توانيد به وسيله منوي File و گزينه Close از فرم مورد نظر خارج شويد. نگاهي به گزارش: براي نمايش گزارشهاي هر پايگاه داده مي توان از شاخص Reports در پنجره Database استفاده كرد. هرچند كه مي توان گزارشها را روي صفحه نمايش بازنگري كرد ولي وقتي كه آنها را بر روي كاغذ چاپ كنيم بسيار مفيدتر خواهند بود. اگر بخواهيم قبل از چاپ محتواي گزارش را مشاهده كنيم مي توانيم بر روي نام گزارش مورد نظر دوبار كليك كنيم يا با انتخاب گزارش موردنظر بر روي دكمه Preview در بالاي پنجره Database كليك كنيم. (البته بايد توجه كرد كه گزارش تنها مختص چاپ كردن نيستند و كاربردهاي ديگري نيز دارند) شما مي توانيد گزارشي بسازيد كه تمامي داده هاي يك جدول, چندين جدول, بازجست را نمايش دهد.با باز كردن گزارش شما آنرا در حالت Print Preview (بازنگري چاپ) به نمايش در خواهيد آورد.بازنگري چاپ گزارش را در شكل نهايي آن نشان مي دهد, اما بجاي چاپ گزارش, آنرا برروي صفحه مشاهده مي كنيد, تا قبل از چاپ گزارش از صحت آن مطمئن شويد. در حالت Print Preview در مورد گزارش, امكان تغيير, اضافه يا حذف داده ها از پايگاه داده وجود ندارد. ولي با استفاده از آن مي توانيد مقادير مختلفي از اطلاعات را مشاهده كنيد. دقت داشته باشيد كه در هنگام حركت ماوس بر روي پنجره Print Preview, مكان نماي ماوس به يك ذره بين تبديل مي شود. در اين حالت اگر با ماوس كليك بزنيد, تصوير بزرگ شده گزارش را مشاهده مي كنيد, بدين تزتين مي توانيد گزارش را از نزديك مرور كنيد. حالت نمايشي Design در مورد گزارش شكل آنرا نشان مي دهد.براي دسترسي به اين حالت مي توان درست مانند اجزا ديگر عمل كرد ويا با انتخاب گزارش مورد نظر بر روي دكمه Design در بالاي پنجره Database كليك كرد.بعدا با استفاده از حالت نمايشي Design شكل گزارش را تغيير خواهيم داد. نگاهي به صفحه ها: براي نمايش صفحه هاي وب موجود در يك پايگاه داده مي توانيد بر روي شاخص Pages در پنجره Database كليك كنيد. صفحه ها در يك پايگاه داده اكسس براي استخراج داده ها از جدول به يك صفحه وب مورد استفاده قرار مي گيرند درست مانند گزارش با اين اختلاف كه اين بار به جاي چاپ صفحه گزارش آنرا در يك مرورگر وب مانند IE مي تواند مشاهده كرد. من نمي خواهم زياد در مورد صفحه ها در اين قسمت توضيح دهم زيرا كاركرد آنها بسيار شبيه گزارشها مي باشند و هر كاري كه با گزارش انجام داديم مي توانيد با اين صفحه ها نيز انجام دهيد فقط به خاطر داشته باشيد كه اينها هر كدام يك صفحه وب مي باشند. در صفحه ها نيز مانند گزارش ها حالت نمايشي Design براي طراحي استفاده مي شود. مي توان بزرگترين تفاوت بين گزارشها و صفحه ها را پوياتر بودن صفحات بيان كردن بدين معني كه شما بهتر از گزارش مي توانيد اطلاعات موجود در پايگاه داده را مرور كنيد و بين آنها حركت كنيد. نگاهي به ماكروها: ماكروها فهرست فراميني است كه در آنها كارهايي كه معمولا از طريق صفحه كليد انجام مي دهيد, تعريف مي شود. مثلا مي توانيد ماكرويي ايجاد كنيد كه هنگام وقوع شرايطي خاص مثل هنگامي كه ميزا فروش چيزي از تعداد يا مقدار مشخصي كمتر شود, گزارش مشخصي را چاپ كند. البته با استفاده از منوها نيز مي توانيد گزارش مورد نظر را چاپ كنيد ولي ماكرو مراحل كار را خودكار مي كند, بدين ترتيب كي توانيد با فشار كليد فرمان روي فرم, گزارش را چاپ كنيد. به اين نكته توجه كنيد كه ماكروها اغلب به كليدهاي فرمان وصل مي شوند تا اجراي آنها براي كاربر ساده باشد چون به هرحال شما استفاده كننده هستيد و مايليد تا كارها تا حد امكان ساده انجام شود. توجه كنيد كه كليد Run در بالاي صفحه Database ماكرو را اجرا مي كند ولي تا زماني كه نحوه عملكرد آنرا در برنامه نمي دانيد به هيچ وجه اقدام به اجراي آن نكنيد. هرگاه بخواهيد محتويات ماكرو را از پنجره Database مشاهده كنيد بايد نام ماكرو مورد نظر را انتخاب كرده و بر روي دكمه Design در بالاي پنجره Database كليك كنيد كه در اين حالت حالت نمايش Design مربوط به ماكرو را مشاهده مي كنيد. فهرست اعمال ماكرو را در اين پنجره مشاهده مي كنيد به احتمال قوي اين اعمال مرموز به نظر مي رسندولي به مرور با آنها آشنا خواهيد شد. چون ماكرو فهرست كارهاي خودكار شده است و شما هنوز نمي دانيد اكسس چه كارهايي مي تواند انجام دهد پس در اين مقطع نمي توان كار زيادي براي افزايش درك نسبت به ماكرو كرد. پس از پايان كار با ماكرو آنرا به وسيله منو File . گزينه Close ببنديد. نگاهي به مدول ها: مدولها برنامه هاي كاملي هستند كه با Visual Basic for Applications نوشته مي شوند, و براي خودكار كردن كارها به كار مي روند.برخلاف ماكروها كه ساده هستند برنامه كاربردي را مي توان به نحوي ايجاد كرد كه به هر حركت استفاده كننده پاسخ داده و عكس العمل نشان دهد. ما در درسهاي آينده به چگونگي كار مدولها خواهيم پرداخت ولي به دلايل زير به طور كامل آنرا توضيح نخواهيم داد: ---------------- برنامه نويسي با مدولها به مهارت هاي كامپيوتري پيشرفته اي نياز دارد كه من فكر نمي كنم تمامي مطالعه كننده هاي اين دروس به مهارتها آشنا باشند. اكسس محل خوبي براي يادگيري نحوه برنامه نويسي نيست. بسياري از افراد ساليان متمادي بدون نياز به نوشتن مدول, بصورتي موثر و كارا از اكسس استفاده مي كنند. حتي اگر بخواهيم برنامه هاي كاربردي قوي در اكسس ايجاد كنيم مي توان حتي بدون يك نياز كوچك به مدول اين كارها را انجام داد. --------------- اگر قبلا برنامه نويسي كرده باشيد, خصوصا با يكي از زبانهاي مشابه Basic مانند Qbasic و BasicA يا Visual Basic در استفاده از مدولها مشكل خاصي نخواهيد داشت. البته در كلاسهاي اين سايت يكي از همكاران من دروس Visual Basic را براي شما عزيران تدريس مي كنند كه بسيار مفيد و پرمحتوا مي باشد و شما تما با دنبال كردن دروس اين همكار عزيز براحتي كار با مدولها را ياد خواهيد گرفت و من نيز شما را در اين راه ياري خواهم كرد. پس از پايان كار با مدول مي توانيد از منو File و گزينه Close اقدام به بستن مدول بكنيد. --------------------- درس اين جلسه در اين قسمت به پايان مي رسد و شما تا حالا به طور دقيق با كاركرد اجزا پنجره Database آشنا شده ايد. در دروس بعدي به تدريج به طور حرفه اي به كار با اين اجزا روي خواهيم آورد. در درس بعدي طراحي يك پايگاه داده هاي جديد را شرح خواهم داد. به اميد شادابي بيشتر شما دوستان عزيز
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 15:2  توسط مجید عزیززاده  | 

درک بهتر مفهوم ارتباط در دروس پيشين به طور تدريجي آشنايي نسبتا كاملي با اجزاي يك پايگاه داده آشنا شديم و محيط پنجره Database را به خوبي شناختيم. حال نوبت آن رسيده است كه شروع به طراحي كنيم و با دستان قدرتمند خود پايگاه داده زيبايي را خلق كنيم ولي قبل از اينكار بايد مفهوم ارتباطات بين جداول را بهتر درك كنيم. در اين درس مفهوم ارتباط بين جدولهاي يك پايگاه داده را بهتر درك خواهيم كرد و روشهاي مختلف ارتباط را ياد خواهيم گرفت و بدين ترتيب براي ايجاد جداول پايگاه داده خود را آماده تر خواهيم كرد.گاهي دقيقا نمي دانيم كه چه نوع داده هايي وارد جدول خواهند شد پس براي رفع اين مشكل به تدريج با نظريه طراحي پايگاه داده آشنا مي شويم. درك ارتباط بين جداول: قبلا گفته شد كه جداول از طريق فيلدهاي مشترك به يكديگر مرتبط هستند. هرچند كه فيلدهاي مشترك مرتبط شده, سبب تكرار برخي داده ها ميشوند.(در هرجدولي كه به ديگري مرتبط است خود فيلد مشترك دوباره ظاهر مي شود), ولي خواهيد ديد كه وقتي قدام به ايجاد پايگاه داده مي كنيد, فيلد مشترك كمك مي كند تا بسياري از داده هاي تكراري, كه در صورت نبود فيلد مشترك ايجاد مي شود, از بين ببريد. ممكن است واژه شناسي پايگاه داده ها گيج كننده باشد اما خوشبختانه ساده ترين زبان زبان ارتباطي است, كه چگونگي ارتباط جداول به يكديگر را تعريف مي كند. در اين درس به سه روش ارتباط خواهيم پرداخت: 1-ارتباط يكي به يك 2-ارتباط يك به چند 3-ارتباط چند به چند فيلدهاي كليدي منحصر به فرد ركوردها: قبل از تشريح ارتباطات جداول, دقت داشته باشيد كه اغلب جداول پايگاه داده, فيلدي به نام فيلد كليد دارند, كه به ساير فيلدهاي جدول تقدم دارد. هرچند كه فيلد كليد لزوما مهمترين ارزش اطلاعاتي را ندارد, ولي دري هستند براي ورود به جدول كه نياز اصلي ما در ارتباط شمرده مي شود.فيلد كليد, فيلدي از جدول است كه بصورتي منحصر به فرد هر ركورد را تبيين مي كند.(يعني امكان اينكه فيلد كليد در دو ركورد مانند هم باشند وجود ندارد.) توجه: فيلد كليد اصلي جدول بايد مقداري منحصر به فرد داشته باشد. اكسس امكان تعيين چندين فيلد كليد را مي دهد. اگر كليد از چندين فيلد تشكيل شده باشد, يك يا چند تا از اين فيلدها ممكن است داده هاي تكراري داشته باشندولي وقتي تركيب شوند, فيلد ادغامي بايد مقدار منحصر به فردي را ايجاد كند. توجه بيشتر به اين مثال خالي از لطف نيست: جدول كارمندان معمولا شامل فيلدهايي از قبيل نام كارمند, نشاني, تاريخ تولد, ميزان حقوق مي شود. بعلاوه هميشه مانند كد ملي, يك شماره كارمندي دارند. كد ملي شما منحصر به فرد است يعني تنها به يك نفر اختصاص دارد بنابراين اين شماره كارمندي فيلد كليدي خوبي براي فايل كارمندان است. به شكل 61 در زير توجه كنيد: براي دسترسي به نام, نشاني يا حقوق هر كارمند, صرفنظر از تعداد كارمندان جدول اكسس فقط به شماره كارمند احتياج دارد.هر كارمند شماره منحصر بفردي دارد لذا هنگامي كه اكسس يكبار شماره كارمندي را گرفت, مي تواند آنرا با ركوردي از جدول پيوند دهد, يكبار براي هر ركورد. به اين ترتيب اكسس مي تواند به بقيه داده هاي ركورد در ساير فيلدها دسترسي داشته باشد. توجه: اسامي فيلدها كليدهاي خوبي نيستند, چون افراد بسياري نام يكسان دارندو يا بسياري از افراد اسامي را به شكلهاي گوناگون مي نويسند. زماني كه يك شركت به مشتريان, كارمندان و اجناس خود عددي را تخصيص مي دهد, احتمالا آن شركت پروژه هايش را كامپيوتري كرده است. اين اعداد مي تواند كليد منحصر به فردي براي يافتن بقيه داده هاي مرتبط با آن باشند. همچنين بايد به نكته توجه داشته باشيد كه فيلد كليد همواره فيلد ارتباط دوجدول مرتبط نيست ولي براي اين كار بسيار مناسب است و غالبا براي همين منظور به كار مي رود. دو يا چند فيلد نيز مي توانند يك كليد منحصر به فرد را تشكيل دهند. اغلب به فيلد كليد, فيلد كليد اصلي گفته مي شود. اگر بخواهيد كه دو يا چند فيلد همراه با يكديگر به عنوان كليدي منحصر به فرد عمل كنند, بايد اكسس را واداريد تا فيلدهاي ادغام شده را به عنوان يك فيلد منحصر به فرد در نظر گيرد. مثلا ممكن است بخواهيد كه دو فيلد نام خانوادگي و كد پستي را يكديگر ادغام كنيد تا فيلد كليد نحصر به فردي ايجاد شود. حال كه با مفهوم فيلد كليد براي ارتباط آشنا شديد به انواع ارتباط موجود در اكسس مي پردازيم: ارتباطات يك به يك(One to One): شايد ارتباط يك به يك نادرترين ارتباط ممكن بين جداول باشد. هنگامي كه در دو جدول تعداد ركوردها يكسان باشد و هر ركورد يك جدول به ركورد ديگري در جدول ديگر مرتبط باشد, بك ارتباط يك به يك بوجود مي آيد. ارتباط يك به يك نادرست است چون معمولا مي توانيد آن دو جدول را در يك جدول ادغام كنيد. در شكل 62 در زير مثالي از ارتباط يك به يك بين دو جدول نشان داده شده است. فيلد كد كالا كليد و فيلد ارتباط را تشكيل مي دهد. نخستين ركورد در نخستين جدول به نخستين ركورد در دومين جدول مرتبط شده است. خود شركت ماكروسافت توصيه مي كند كه از ارتباط يك به يك اجتناب كنيد. زيرا بهتر آن است كه دو جدول را در يك جدول بزرگتر ادغام كنيد, كه اين طريقه بسيار كارآتر است. در اكسس هر جدول مي تواند تا 256 فيلد داشته باشد ولي اگر وجود جدولي با بيش از 256 فيلد ضرورت داشته باشد,فقط با ايجاد دو يا چند جدول و برقراري ارتباط يك به يك بين آنها, قادر به برآوردن اين نياز خواهيد بود. كه براي اين منظور هم ماكروسافت امكانات بسياري را فراهم آورده است از ان جمله امكان دسترسي سريع به اطلاعات جدول دوم از طريق جدول اول بدون باز كردن آن جدول. ارتباط يك به چند(One to Many): ارتباط يك به چند شايد متداولترين نوع ارتباط بين جداول باشد. اين ارتباط زماني اتفاق مي افتد كه يك ركورد از جدول به يك يا چند ركورد از جدول ديگر مرتبط باشد. به عنوان مثال در جدول موجودي براي هر كالايي كه فروخته مي شود, يك ركورد وجود دارد. ولي در جدول سفارشات مشتريان ممكن است براي يك كالا, سفارشات متعددي وجود داشته باشد. در شكل 63 در زير نمونه اي از ارتباط يك به چند جداول مشاهده مي شود. ارتباط يك به چند صرف جويي زيادي در فضاي ديسك را سبب مي شود. مثلا ارتباط يك به چندي كه در شكل 63 در بالا نشان داده شد, به شما امكان مي دهد تا گزارشي تهيه كنيد كه شامل مشتري همراه با شرح كالاي سفارشي باشد. ولي شرح در هر ركورد سفارش نمي آيد. شرح هركالا در جايي مستقل,در ركوردي منحصر بفرد در فايل موجودي قرار دارد. اكسس مي تواند در هنگام نياز, با استفاده از فيلد ارتباطي مشترك از جدول سفارش در جدول موجودي جستجو كند و شرح كالا را از آنجا بردارد. اكسس بدون فيلد كليد نمي تواند تعيين كند كه در برابر هر سفارش چه شرحي را بايد قرار دهد. توجه داشته باشيد كه اكسس جدولهاي مرتبط را مي شناسدو در موقع لزوم اطلاعات صحيح را از آنها استخراج مي كند. لذا بايد هنگام ايجاد پايگاه داده اكسس اين ارتباطات را به اكسس بفهمانيد تا در هنگام مشاهده و چاپ داده ها از جداول مرتبط اكسس تمام كارها را انجام دهد. همچنين قابل ذكر است كه ارتباط چند به يك و يك به چند مشابه هستند, لذا هر دو عبارت به يك معني به كار مي روند. ارتباطات چند به چند(Many to Many): اكسس ارتباطات چند به چند را مستقيما پشتيباني نمي كند ولي مي توانيد آن را شبيه سازي كنيد. ارتباط چند به چند هنگامي ايجاد مي شود كه ركوردهاي متعددي از يك جدول به يك يا چند ركورد از جدول ديگر مرتبط باشند. براساس تصاوير جداولي كه قبلا مشاهده كرده ايد, مي توان چنين تصور كرد كه خريداران متعددي, محصولات متعددي را سفارش دهند. بنابراين بين خريداران و محصولات يك ارتباط چند به چند وجود دارد. جدول خريداران و جدول موجودي محصولات از طريق جدول سفارش به هم متصل مي شوند.بنابراين براي ارتباط چند به چند بين خريداران و موجودي محصولات, جدول سفارشات بعنوان واسطه بين اين دو جدول عمل مي كند.جدول خريداران ارتباطي يك به چند با جدول سفارشات دارد و جدول محصولات نيز ارتباطي يك به چند با جدول سفارشات دارد.پس همانطور كه در شكل 64 در زير مي بينيد جدول سفارشات بطور غير مستقيم بين خريداران و محصولات ارتباط چند به چند ايجاد مي كند. گاهي اوقات, جدول مركزي يا واسطه در ارتباط چند به چند جدول اتصال خوانده مي شود. فيلدهاي كليد اصلي هر دو جدولي كه قرار است به هم مرتبط شوند, بايد در اين جدول وجود داشته باشد. درس ارتباطات هم در اين قسمت تمام شد و اميدوارم ديگر جاي ابهامي در مورد انواع ارتباطات باقي نمانده باشد. طراحي يک پايگاه داده هاي جديد در درس پيش در مورد ارتباطات جداول به طور مفصل توضيحاتي داديم و انواع ارتباطات را شناختيم حال ديگر قادر به ايجاد پايگاه داده دلخواه خود هستيم و اين كار را به تدريج از اين درس كه مقدمي بر ايجاد پايگاه داده جديد است آغاز مي كنيم. در اين درس در مورد جادوگرهاي اكسس (Wizards) صحبت خواهيم كرد. اين جادوگرها شما را در ايجاد برنامه هاي كاربردي متداول پايگاه داده ها, از قبيل مديريت فهرست پستي يا ورود سفارشات راهنمايي مي كنند.هرچند كه نيازهاي شما به كار خاص موردنظر يا احتياجات شخصيتان مربوط است, اما بيشتر پايگاه داده ها به يكي از نمونه هاي كلي پايگاه داده تعلق دارند. جادوهاي اكسس چهارچوب پايگاه داده برنامه كاربردي را ايجاد مي كنند, در مرحله بعد شما مي توانيد آن را اصلاح كنيد تا با نيازهاي خاص شما تطابق داشته باشد. اما به هرحال براي ايجاد پايگاه داده مجبور به استفاده از جادوگر نيستيد. شايد جادوگرها به كنترل مورد نظر شما به عنوان يك پايگاه داده امكانات لازم را فراهم نكنند. ايجاد پايگاه داده هاي جديد با استفاده از جادوگر: براي ايجاد يك پايگاه داده با بهره گيري از جادوگر(Wizard) بايد هنگام وارد شدن به اكسس از طريق پنجره اوليه قسمت Access database wizards,pages and projects را انتخاب كنيد و يا اگر وارد محيط اكسس شده ايد از منو File گزينه New را انتخاب كنيد,تا پنجره محاوره اي New كه داراي دو سربرگ است ظاهر شود. هنگامي كه سربرگ General (عمومي) را انتخاب مي كنيد, صفحه General ظاهر مي شود كه با آن مي توانيد يك پايگاه داده خالي ايجاد كنيد. در دروس بعدي نحوه ايجاد يك پايگاه داده خالي را شرح خواهم داد. اصولا زماني پايگاه داده خالي ليجاد مي كنيم كه بخواهيم تمامي جنبه هاي اوليه طراحي و ايجاد پايگاه داده را كنترل كنيم. زماني كه يك پايگاه داده جديد و خالي ايجاد مي كنيم اكسس كاري براي شما انجام نمي دهد و هيچ پيش فرضي راجع به پايگاه داده اي كه مي خواهيد ايجاد كنيد,ندارد. ولي به جاي ايجاد يك پايگاه داده خالي مي توانيد بر روي سربرگ Databases كليك كنيد تا صفحه Databases در پنجره محاوره اي New, نمايان شود. توجه داشته باشيد كه جادوگر راهنماي گام به گام اكسس است كه در انجام كارهايي از قبيل ايجاد پايگاه داده جديد به شما كمك مي كند. اگر اكسس جادوگري داشته باشد كه امكان ايجاد پايگاه داده اي مشابه آنچه لازم داريد را فراهم سازد راحتتر آن است كه بجاي اين كه از ابتدا پايگاه داده ايجاد كنيد, جادوگر را به كار اندازيد. در زير هر يك از پايگاه داده هايي كه توسط جادوگر مي توان ايجاد كرد تشريح شده است, براي اجراي آن كافي است كه نماد مربوطه را انتخاب كنيد و بر روي كليد Ok كليك كنيد. حال به جادوگرهاي موجود و كاري كه براي شما در اكسس انجام مي دهند توجه كنيد: ------------------ Asset Tracking(پيگيري اموال): پايگاه داده اي براي مديريت, نگهداري اموال, فروشندگان و كارمندان شركت ايجاد مي كند. Contact Managment(مديريت ملاقاتها): پايگاه داده اي براي قرارهاي ملاقات و تماسهاي تلفني شخصي شما ايجاد مي كند. Event Managment(مديريت وقايع):يك پايگاه داده براي وقايعي مانند قراردادها(موافقت نامه ها), كارمندان و قيمتها ايجاد مي كند. Expenses(مخارج و هزينه ها):يك پايگاه داده براي نگهداري گزارشهاي مخارج ايجاد مي كند. Inventory Control(كنترل موجودي):پايگاه داده اي براي اطلاعات محصولات, خريداران و سفارشات ايجاد مي كند. Ledger(حساب كل): پايگاه داده اي براي حسابهاي كل, شامل تبادلات و حسابها ايجاد مي كند. Order Entry(دريافت سفارش): پايگاه داده اي براي مديريت سفارشات خريداران, پرداختها و محصولات ايجاد مي كند. در اين پايگاه داده سيستمي از جداول ايجاد ميشود كه تاحدودي به جداولي كه در قبلا در درسهاي پيش شرح داديم تطابق دارد. Resource Scheduling(زمانبندي منابع): پايگاه داده اي براي مديريت منابعي از قبيل زمانبندي و اقلام خريداران ايجاد مي كند. Service Call Managment(مديريت سرويس تلفن): پايگاه داده اي براي نگهداري اطلاعات خريداران, كار, دستورات كار, قطعات و پرداختها ايجاد مي كند. Time and billing(زمان و صورتحساب): پايگاه داده اي براي نگهداري مشتريان, پروژه ها, كارتهاي زماني, كارمندان و پرداختها ايجاد مي كند. ------------------- توجه كنيد كه اگر جادوگري انتخاب كنيد در همان پنجره New در طرف راست زير قسمت Preview شكلي هدف پايگاه داده را كه چندان واضح نيست نشان مي دهد يعني شما مي توانيد با انتخاب پايگاه داده ابتدا از هدف ايجاد آن از طريق اين شكل مطلع شويد و سپس برروي Ok كليك كنيد. جادوگر نه تنها جداول اصلي پايگاه داده را ايجاد مي كند, بلكه همچنين فرمها, گزارشها و حتي ماكروها و برنامه هاي اصلي را نيز در صورت لزوم ايجاد مي كند. استفاده از جادوگر براي ايجاد پايگاه داده اصلي, تهيه پايگاه داده اصلي را بسيار ساده تر مي كند. بطور خلاصه مراحل ايجاد يك پايگاه داده با استفاده از جادوگر را شرح مي دهم: 1-جادوگر مورد نظر خود را در پنجره New انتخاب كنيد و بر روي Ok كليك كنيد. 2-نامي براي ذخيره شدن پايگاه داده انتخاب كنيد يا نام پيش فرض را قبول كنيد و بر روي Create كليك كنيد. 3-پنجره اي ظاهر مي شود كه پايگاه داده اي را كه مي خواهيد ايجاد كنيد به شما معرفي مي كند و شكل كلي آن را اعلام مي كند. اگر اين همان پايگاه داده مورد نظر شماست بر روي Next كليك كنيد. 4- در پنجره بعدي در مورد جداول و ديگر اجزايي كه ايجاد خواهد شد به شما اطلاعاتي مي دهد شما مي توانيد از ليست موجود جدولهاي مورد نظر خود را انتخاب يا حذف كنيد و سپس بر روي Next كليك كنيد. 5-در پنجره بعدي ليستي ظاهر مي شود كه شما مي توانيد شكل ظاهري پايگاه داده خود را از ليست انتخاب كنيد شكل مورد علاقه خود را انتخاب كرده بر روي Next كليك كنيد. 6-در پنجره بعدي شكل كلي گزارشهاي شما را نشان مي دهد در اين قسمت هم با انتخاب شكل موردنظر خود روي Next كليك كنيد. 7-در اين قسمت عنوان پايگاه داده از شما سوال مي شود مي توانيد نام پيش فرض را انتخاب كرده و بر روي Next كليك كنيد. 8- حال ديگر كار جادوگر تمام شده است مي توانيد بر روي Finish كليك كنيد. 9- بعدي مدتي كه اكسس تمامي جداولها و اجزا را ايجاد كرد مي توانيد با پايگاه داده كار كنيد. توجه كنيد كه در هر مرحله اي كه منصرف شديد مي توانيد بر روي Cancel كليك كنيد. 10-ذكر اين نكته نيز ضروري به نظر مي رسدبعضي از سوالها كه در هنگام ايجاد پايگاه داده با استفاده از جادوگر از شما مي شود شايد براي شما گنگ به نظر برسد ولي مطمئنا بعد از يادگيري كامل اين سوالات را مي توانيد به راحتي جواب دهيد. پس حتما بايد با ايجاد يك پايگاه داده خالي آشنا شويد. طراحي يك پايگاه داده جديد: اگر قصد داريد كه از جادوگر استفاده نكنيد كه به نظر من كار معقولانه اي است بايد مراحل زير را بپيماييد: 1-هنگام وارد شدن به اكسس از پنجره اوليه باز شده گزينه Blank access database راانتخاب كنيد و اگر وارد محيط اكسس شده ايد مي توانيد از منو File گزينه New را انتخاب كنيد و از پنجره New در سربرگ General شكل database را انتخاب كرده و برروي Ok كليك كنيد. 2- حال بايد محل ذخيره شده پايگاه داده را انتخاب كرده و نامي براي آن انتخاب كنيد كه من مطمئن هستم با اينكار آشنايي لازم را داريد پس نامي براي پايگاه داده خود انتخاب كرده و بر روي Create كليك كنيد. 3- حال اكسس پايگاه داده را ايجاد كرده و صفحه خالي در برابر شما ظاهر شده است از اين قسمت به بعد بايد آشنايي لازم را به كارهاي پيشرفته داشته باشيد. توجه كنيد كه هنگامي اصول كار اكسس را رفته رفته بهتر ياد گرفتيد جادوگرها هم بهتر درك خواهيد كرد. ميله ابزار پنجره Database: هنگامي كه يك پايگاه داده جديد ايجاد كرده باشيد ميله ابزار به صورت شكل 71 در زير درمي آيد. اين ميله ابزار در حالات مختلف تغيير مي كند و امكانات ديگري را به شما مي رساند. درس مربوط به طراحي پايگاه داده جديد نيز در اينجا تمام مي شود اميدوارم حالا شما قادر به ايجاد پايگاه داده اي جديد با استفاده از جادوگر شده باشيد. در درس بعدي يكي از مفاهيم پيشرفته و ضروري اكسس را ياد خواهيد گرفت يعني با تعريف جدول و نحوه عملكرد آن به صورت پيشرفته آشنا مي شويد. تعريف جدول حال كه با مفهوم ارتباطات آشنا شديم و در درس قبل كاربرد ويزارد و همچنين ايجاد پايگاه داده خالي را شرح داديم نوبت آن رسيده است كه به سراغ مهمترين و اصلي ترين جز در يك پايگاه داده برويم و آن جداول مي باشند. در اين درس قصد داريم با آنها آشنايي لازم را كسب كنيم. در اين درس نحوه تعريف جداول پايگاه داده را شرح خواهم داد. صرف نظر از اينكه ما براي ايجاد پايگاه داده از جادوگر استفاده كرده يا پايگاه داده خالي ايجاد كرده ايم آشنايي با نحوه ايجاد, جابجايي و تغيير جداول پايگاه داده امري ضروري و اجتناب ناپذير است.همانگونه كه قبلا هم گفته شد داده هاي موجود در پايگاه داده در جدولها جاي مي گيرند و تسلط بر جداول مهمترين مهارتي است كه بايد بعنوان كاربر اكسس داشته باشيد. من در اين درس شرح خواهم داد كه چگونه جدول جديدي درست كنيد. براي ايجاد جدول نخست بايد انرا نامگذاري كنيد و سپس نوع داده هاي درون انرا تعريف كنيد. اين امور كه مربوط به طراحي جدول است يكي از ساده ترين كارها در اكسس است و البته جالب پس اين درس نكات قابل توجهي براي شما خواهد داشت. ايجاد جدول جديد: وقتي كه مي خواهيد يك جدول جديد ايجاد كنيد, با كليك كردن بر روي شاخص Tables در پنجره Database به صفحه جداول(Tables) مي رويد.(البته توجه كنيد كه اين صفحه هنگامي كه پايگاه داده را باز يا ايجاد مي كنيد به صورت پيش فرض ظاهر مي شود).حال براي ايجاد جدولي جديد بايد بر روي دكمه New در بالاي پنجره Database كليك كنيد. هنگامي كه بر روي اين دكمه كليك مي كنيداكسس پنجره محاوره اي كوچكي به نام New Table را نشان مي دهد.(كليد ميانبري كه شما مي توانيد براي دسترسي به اين پنجره كوچك استفاده كنيد كليد Alt+N مي باشد كه به سرعت شما را به اين پنجره مي برد). در اين پنجره بايد انتخاب كنيم كه مي خواهيم ايجاد جدول را در چه محيطي ادامه دهيم كه به نظر من حالت نمايشي Design بهترين حالت نمايشي براي ايجاد و كار با جدول است,براي ايجاد جدول گزينه Design View را از پنجره محاوره اي New Table انتخاب كرده و بر روي Ok كليك كنيد. براي آشنايي شما با ديگر گزينه هاي اين پنجره يعني New Table آنها را در زير به طور خلاصه شرح مي دهم. --------------- Datasheet View: جدولي كلي به شكل صفحه گسترده مي سازد كه مي توانيد داده هاي جديد را در آن اضافه كنيد. اين جدول بسيار ساده بوده و براي ايجاد پايگاه داده پيشرفته اصلا مناسب نيست. Design View: امكان تعيين تمامي خصوصيات جدول جديد مانند نام فيلد, نوع داده, و حتي ملاحظات امنيتي, را فراهم مي كند.اين گزينه براي ايجاد هر گونه جدول مناسب است. Table Wizard: امكان انتخاب از ميان فهرستي از جادوگرهاي از پيش نوشته شده را فراهم مي سازد كه از اين جادوگرها براي ايجاد جداول خاص مانند فهرست پستي يا جدول موجودي استفاده مي شود. من اين گزينه را براي ايجاد جدول به هيچ وجه پيشنهاد نمي كنم. Import Table: از يك فايل داده غير اكسس, جدولي ايجاد مي كند. Link Table: از يك فايل داده اكسس يا غيراكسس, جدول ديگري مي سازد. اين جدول اتصالي را نگه مي دارد كه اگر فايل داده خارجي تغيير كند جدول اكسس نيز تغيير كند. --------------- به موضوع اصلي برمي گرديم يعني حالت نمايشي Design. اين حالت نمايشي بيشترين ميزان كنترل را برروي جدولي كه قصد ايجاد آنرا داريد فراهم مي سازد. هنگامي كه برحالت نمايشي Design تسلط پيدا كرديد, مي توانيد هر جدولي را ايجاد و اصلاح كرده و يا مطابق ميلتان دستكاري كنيد, و اين شامل جداولي كه با جادوگر ايجاد كرده اين نيز مي شود.بعد از انتخاب حالت Design View از پنجره New Table جدول جديدي را خواهيد ديد كه اصول كار ما از اينجا شكل مي گيرد. لازم به يادآوري است كه همانطور كه قبلا گفتم براي رفتن از حالت نمايشي Design View به حالت نمايشي Datasheet View مي توانيد از منو View يا ميله ابزار استفاده كنيد. در ميله ابزار اولين انتخاب كه به شكل جدول كوچكي است براي اينكار طراحي شده است.در شكل 81 در زير شما مي توانيد ميله ابزار را در بعد از باز شدن پنجره Design تغيير كرده است ببينيد و با آن آشنا شويد و سعي كنيد آنرا به خاطر بسپاريد.ذكر اين نكته قابل توجه است كه اكسس همواره ميله ابزار را تغيير مي دهد را فرامين كارايي بهتري را ايجاد كنند. نخستين جدول خود را طراحي كنيد: در ميله عنوان پنجره Design View, نام جدول همراه با كلمه Table كه معرف پنجره است, نشان داده مي شود.اكسس به طور خودكار نخستين جدول را Table1 مي نامد(يعني شما در ميله عنوان اين عبارت را مي بينيد Table1:Table)اما هرگاه كه بخواهيد جدول را در فايل پايگاه داده ذخيره كنيد,امكان تغيير نام وجود دارد. هر سطر در پنجره Design View يك فيلد را مشخص مي كنديعني در اين پنجره ما مي توانيم نوع فيلدها و نام آنها را در سطرها تعريف كنيم و كار اصلي اين پنجره به شمار مي رود.همانگونه كه ملاحظه مي شود, پنجره Design View داراي ميله گردان عمودي در سمت راست است لذا در صورت تمايل تا 256 فيلد مي توانيد اضافه كنيد و با استفاده از ميله گردان قادر به حركت بين فيلدها هستند. هنگامي كه فيلدي مي خواهيم اضافه كنيم بايد در سه ستون پنجره Design View آن فيلد را به طور كامل تعريف مي كنيم.در زير وظيف هر يك از ستونها كه در تعريف فيلدهاي جدول كاربرد دارند تشريح شده است: --------------- Field Name(نام فيلد):بايد به هر فيلدنامي تخصيص دهيد.طول نام آن تا 64 حرف مي تواند باشد.نام فيلد بايد عنواني منحصر بفرد باشد.براي فيلدي كه ارقام حقوق را نگه مي دارد,بهترين نام حقوق يا مبلغ حقوق است.نام فيلد مي تواند فضاي خالي و ساير علايم خاص بجز نقطه,علامت تعجب,علامت تكيه صدا(')يا براكت را شامل شود.توجه داشته باشيد كه هنگام كار با جدول براي رجوع به فيلد از نام آن استفاده مي شود. Data Type(نوع داده):نوع داده اي را كه در فيلد جاي مي گيرد را تعيين مي كند. اكسس داده هاي مختلفي را دارا است.به عنوان مثال براي فيلد حقوق بايد داده اي از نوع ارز يا انتخاب كرد.(در درس آتي در اين مورد به صورت مفصل توضيح خواهم داد). Description(شرح):شرح اختياري است و براي توضيح فيلد به كار مي رود.مي توانيد منشا و محتواي فيلد را در آن تشرح كنيد.توجه داشته باشيد كه پر كردن يا نكردن اين قسمت اصلا تاثيري در جدول نخواهد داشت. --------------- توجه:ايجاد شرح براي هر فيلد عاذت خوبي است.در هنگام توسعه بعدي برنامه,اين كار بسيار سودمند خواهد بود.براي فيلدها اسامي معني دار انتخاب كنيدتا بعدا داده هاي داخل فيلد از طريق نامش قابل شناسايي باشند. مثلا:تاريخ تولد,نام فيلد خوبي براي تاريخ تولد كارمند است, حال آنكه نامي مانند فيلد3, محتواي فيلد را مشخص نمي كند. مفهوم اولين و آخرين ستونهاي جدول پنجره Design view يعني ستونهاي نام فيلد و شرح از نامشان مشخص است. نام فيلد شرح كوچكي از فيلد است و براي رجوع به فيلد و محتواي آن مورد استفاده قرار مي گيرد.مثلا: در يك گزارش دستمزد اگر قرار باشد مقادير حقوق كه در فيلد حقوق ذخيره شده است چاپ شود به اين فيلد رجوع مي شود.فيلد شرح بعنوان مرجعي براي مستندسازي محتواي فيلد به كار مي رود.اكسس از اين فيلد هيچ استفاده اي نمي كند, ولي شما بايد از اين بخش براي شرح هر فيلد پايگاه داده استفاده كنيد. اگر با ساير همكاران برروي يك پروژه پايگاه داده كار مي كنيد,هريك از شما بايد هر فيلدي را كه به پايگاه داده اضافه مي كنيد را مستند كنيد,تا ديگران از علت وجود فيلد كاملا آگاه باشند. توجه:فيلدها را بيش از حد مستند نكنيد.براي نمونه,يك ستون خالي شرح بهتري از شرحي است كه تاثيري نداشته باشد.مثلا نوشتن شرح ''فيلد سوم'' زائد بوده و در واقع توضيحي نمي دهد.بعلاوه شرحي كه مشابه نام فيلد باشدنيز غيرضروري است. هرفيلدي به شرح نياز ندارد.مثلا فيلدي با نام نرخ ماليات, در جدول دستمزد, به فيلد شرح احتياجي ندارد. اگر نامي كه براي فيلد انتخاب مي كنيد بامعني باشد اصلا به شرح نياز ندارد. ستون مياني در پنجره Design View نوع داده را تعيين مي كند.براي اين فيلد,به اطلاعات بيشتري نياز داريد.داده هاي اكسس به اشكال مختلفي ظاهر مي شوند.شكل داده هاي فيلد مشخص كننده كاري است كه با فيلد و محتواي آن مي توانيد انجام دهيد. ستون Data Type و كليه موارد مربوط به آن در درس بعدي توضيح داده خواهد شد. هرگاه فيلدي (يا فيلدهايي)را اضافه كرديد كه مي خواهيد كليد اصلي باشد,بايد موقعي كه نشانگر ماوس روي سطر موردنظر است دكمه Primary Key را از ميله ابزار فشار دهيد(دكمه اي كه تصوير كليد روي آن است).يا مي توانيد با انتخاب سطر موردنظر از منو Edit گزينه Primary Key را انتخاب كنيد. همچنين يك روش ديگر براي مشخص كردن كليد اصلي كليك راست كردن برروي سطر مورد نظر و انتخاب Primary Key از منو ظاهر شده است. پس از انتخاب فيلد كليد اصلي اكسس در سمت چپ فيلد تصوير كليد را نشان مي دهد. توجه كنيد كه هر جدولي كه ايجاد مي كنيد بايد حتما يك كليد اصلي داشته باشد در درسهاي پيش در مورد كليد اصلي به طور مفصل صحبت كرديم. پس بايد به ياد داشته باشيم كه در هنگام ايجاد جدول يك فيلد را به عنوان كليد اصلي انتخاب كنيم. توجه:براي اينكه بيش از يك فيلد را در كليد اصلي قرار دهيد بايد كليد Ctrl را پايين نگه داريد و همزمان سطرهايي را كه مي خواهيد به عنوان كليد اصلي باشند انتخاب كنيد سپس از ميله ابزار Primary Key را كليك كنيد. اكسس در سمت چپ كليه فيلدهايي كه جز كليد اصلي هستند تصوير كليد را قرار مي دهد. توجه:اگر فيلد كليد اصلي را تعريف نكنيد در هنگام بستن يا ذخيره كردن جدول طراحي شده اكسس از شما سوال مي كند كه آيا مي خواهيد چنين فيلدي داشته باشيد اگر پاسخ Yes را بدهيد اكسس فيلدي از نوع Auto Number(بعدا توضيح داده خواهد شد)به جدول اضافه كرده و آن را كليد اصلي قرار مي دهد. اگر مطمئن هستيد كه هرگز به كليد اصلي نياز نداريد (معمولا به يك فيلد كليد اصلي نياز است) No را انتخاي كنيد. درس تعريف جدول هم تمام شد حال شما مي توانيد جدول خود را ايجاد كنيد ولي يك مشكل كوچك وجود دارد و آن هم نوع داده هاي موجود در ستون Data Type مي باشد نوع داده ها خود بحث مفصلي است كه آنرا به درس بعدي موكول مي كنيم.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 15:2  توسط مجید عزیززاده  | 

مقدمه مديريت پايگاه داده ها (چه داده هاي متني يا تصويري يا غيره) شايد مهمترين كاربردي بوده است كه همواره از كامپيوترهاي تجاري خواسته شده است. به همين دليل در چند سال گذشته قبل از ظهور محيطهاي مبتني بر رابط گرافيكي شاهد حكومت زبان cobol بر امپراطوري كامپيوتر بوديم. بعد از اين امر ظهور برنامه dBase و فروش حيرت آور آن خبر از همين احتياج مبرم به پايگاه داده ها مي داد. باز در اين عرصه نيز شركت مايكروسافت بيكار ننشست و Access كه كاستيها و اشكالات برنامه هاي قبلي را برطرف نموده و كار با داده ها را به صورت فوق العاده اي راحت تر ميکند عرضه کرد. اين برنامه كه همراه با كار در محيط كاملا گرافيكي ويندوز حتي قابليت نصب در شبكه و internet را نيز دارد بدون شك يك نياز شركتهاي تجاري, برنامه نويسان, طراحان صفحات وب و حتي براي اشخاص معمولي براي كنترل داده ها و اطلاعات خود بوده است. ما در اين دوره آموزشي شما را با قابليت access آشنا كرده و شايد اگر اغراق نكرده باشم شما را استاد اين برنامه بي نظير خواهيم كرد شما نيز لحظه به لحظه به آشنايي با قابليتهاي اين برنامه مطمئنا مشتاق ياگيري هرچه سريع آن خواهيد شد. قابل ذكر است كه ما در اين دوره برنامه اكسس 2000 را براي آموزش انتخاب كرده ايم كه البته نسخه هاي ديگر اين برنامه فرق چنداني با نسخه 2000 آن ندارد و شما مي توانيد با يادگيري اين نسخه با ان نيز به راحتي كار كنيد. (البته توصيه خود من به استفاده از نسخه 2000 است) آشنايي با اكسس اكسس كه يكي از برنامه هاي موجود در بسته نرم افزاري آفيس( Microsoft Office ) است براي ساماندهي و كنترل و مديريت پايگاه داده ايجاد شده است. اين برنامه داراي قابليتهاي بسيار است , مانند ايجاد صفحه ورود اطلاعات به شكل دلخواه. به عنوان مثال وقتي شما مي خواهيد اطلاعات موجود در يك چك را در كامپيوتر خود ذخيره كنيد شما با استفاده از برنامه اكسس مي توانيد صفحه اي درست همانند صفحه چك ايجاد كنيد و اطلاعات را به صورت كاملا گرافيكي در آن وارد كنيد. شما پس از ايجاد پايگاه داده هايتان حتي مي توانيد از آنها گزارش گرفته و يا در بين اطلاعات خود جستجو كرده البته تمامي اين امكانات را شما با دستان قدرتمند خود ايجاد خواهيدكرد. از موارد استفاده برنامه اكسس به طور شهودي مي توان به استفاده آن در قسمت حسابداري يك شركت و يا نگهداري اطلاعات اشخاص عضو در سايتتان و حتي نگهداري اطلاعات كارمندان (حتي عكس آنها) و موارد بسيار متنوع ديگر اشاره کرد. شما پس از ايجاد اين پايگاه داده حتي مي توانيد آن را در شبكه در اختيار ديگران قرار داده يا بر روي آن كليد رمز گذاشته يا حتي در سطح كاربران مختلف مقدار دسترسي هر كاربر را تعيين كنيد. روش ادامه درس ما در جلسات بعدي به صورت زير خواهد بود: ابتدا آشنايي با محيط اكسس و تسلط كامل بر آن كار با help برنامه(به صورت مختصر) آشنايي با پايگاه داده هاي نمونه بررسي و كار با اجزاي اصلي طراحي يك پايگاه داده جديد كار با جدولها كار با داده ها كار با بازجست ها ( Query ) كار با فرمهاي ورود اطلاعات كار با گزارشها خودكارسازي با ماكروها برنامه نويسي با مدولها كاربرد پيشرفته اجزاي اكسس حفظ امنيت در پايگاه داده كار با برنامه هاي كمكي اكسس سوالات خود را به طور كامل بيان كنيد تا امكان پاسخگويي به آنها باشد. براي مطالعه ي اين دوره ي آموزشي نياز است کاربران محترم آشنايي مقدماتي با محيط Windows داشته باشند . جهت نصب و اجراي نرم افزارهاي Office که اکسس نيز شامل آن مي شود ، نياز به سيستمي با مشخصات ذيل مي باشد : - حداقل سيستم مورد نياز پنتيوم 233 - 16 مگابايت Ram - حدود 600 مگا بايت فضاي آزاد شروع کار با اکسس در درس قبل با قابليتها و كاربردهاي اكسس آشنا شديد و ضرورت استفاده از اين برنامه در جهات مختلف زندگي آشنا شديد و با توجه به كاركرد راحت اكسس و شي گرا بودن آن اكسس نسبت به برنامه هاي ديگر مديريت پايگاه داده ها امتيازات بيشتري دارد. مفهوم شي گرائي: وقتي كه در مورد يك برنامه از مفهوم شي گرايي صحبت مي كنيم يعني در هنگام كار با آن همواره با شي هاي مختلف سروكار داريد و حتما لازم نيست كه زبان برنامه نويسي خاصي بلد باشيد يعني در واقع شي گرايي كنترل و مديريت اشيا و نحوه قرارگيري آنها به جاي استفاده از دستورات است. به عنوان مثال وقتي ما مي خواهيم در محيطي مانند faxpro يك دكمه ايجاد كنيم كه هنگام فشاردادن آن اطلاعات كاربري مشتري در جدول ثبت شود بايد دستورات بسيار پيچيده و ويژه اي بنويسيم ولي در محيط اكسس كافي است از قسمت ابزار با استفاده از شي دكمه (وسيله اي جهت ساخت دكمه هاي مختلف) اين دكمه را به راحتي ايجاد مي كنيم . آغاز كار با اكسس: شما بعد از نصب بسته نرم افزاري آفيس مي توانيد با رفتن به قسمت start سپس قسمت programs و انتخاب microsoft access وارد محيط اكسس شويد. البته بسته به نحوه نصب شدن برنامه ممكن است برنامه اكسس در قسمت ذكر شده نباشد و به صورت معمول اين برنامه در اين قسمت قرار مي گيرد. با وارد شدن به محيط اكسس با پنجره اي مانند شكل 21 ظاهر مي شود كه به شما امكان مي دهد تا آنچه را كه مي خواهيد انجام دهيد انتخاب كنيد.گزينه هاي موجود در اين قسمت به ترتيب زير است: 1- Blank access database : با استفاده از اين گزينه شما مي توانيد يك پايگاه داده جديد ايجاد كنيد. 2 - access database wizards : با استفاده از اين گزينه شما مي توانيد با استفاده از جادوگر اكسس كه كار شما را بسيار آسانتر مي كند يك پايگاه داده بسازيد (بعدا به طور مفصل توضيح خواهم داد) 3- open an exiting file: با اين گزينه شما مي توانيد پايگاه داده اي را كه قبل ايجاد كرده ايد براي ايجاد تغييرات دوباره باز كنيد. 4- از كادر زير قسمت 3 شما مي توانيد پايگاه داده اي را كه به تازگي برروي آن كار كرده ايد باز كنيد. بعد از انتخاب گزينه مورد نظر شما بايد با زدن Ok به مرحله بعدي برويد. اگر هر خواستيد با زدن دكمه Cancel به محيط اكسس وارد شويد. (فعلا براي آشنايي با محيط اكسس Cancel را بزيند) ضمن قابل ذكر است كه براي ساختن پايگاه داده جديد آنرا بايد در همان ابتدا ذخيره كنيد و اينگونه نيست كه بعد از پايان كار آنرا ذخيره كنيد. آشنايي با محيط كار: محيط كار اكسس همانطور كه در شكل 22 مي بينيد بسيار شبيه محيطهاي ديگر ويندوز است و كار با آن بسيار آسان است. حال به صورت كوتاه به معرفي قسمتهاي مختلف محيط كار مي پردازيم: - ميله عنوان (Title bar): عنوان پايگاه داده در حال كار در اين قسمت ثبت مي شود و همچنين كنترل پنجره اكسس از همين قسمت صورت مي گيرد(چون فرض ما بر اين است كه شما بر محيط ويندوز و كنترل پنجره ها مسلط هستيد نياز به توضيح بيشتر نيست) 2- ميله منو (Menu bar): در اين ميله شما به وسيله منوهاي مختلف اقدام به ايجاد. كنترل و ويرايش پايگاه داده مي كنيد. در زير توضيح كوتاهي در مورد هر منو آمده است. ------------------ الف) File (فايل): فرامين لازم براي بازكردن و بستن پايگاه داده. دريافت داده از ساير پايگاه داده ها. ذخيره داده ها. تغيير خصوصيات پايگاه داده. چاپ و غيره ب) Edit (ويرايش): فرامين لازم براي ويرايش و وارد كردن داده ها پ) View (مشاهده): فرامين لازم براي انتخاب اجزا مختلف پايگاه داده. تغيير خصوصيات پايگاه داده فعال و غيره را در اختيار شما مي گذارد. ت) Insert (درج): فرامين لازم براي درج اقلام مختلف پايگاه داده ج) Tools (ابزارها): فرامين لازم براي اجراي برنامه هاي كمكي مختلف. تحليل پايگاه داده. امنيت و گزينه هاي متفاوت پيشرفته پايگاه داده چ) Windows (پنجره ها): فرامين لازم براي تغيير آرايش پنجره ها در محوطه كاري پايگاه داده ح) Help (كمك): دسترسي به كمك مستقيم ------------------- 3- ميله ابزار (Tool bar): در اين قسمت تعدادي از فرامين ضروري و پراستفاده در برنامه قرار دارد. 4- محوطه كاري پايگاه داده: در اين محوطه بزرگ شما بر روي پايگاه داده كار مي كنيد و داده ها را به آن مي افزاييد و آنها را ويرايش مي كنيد. 5- دستيار: اين دستيار براي آن است كه شما سوالات احتمالي ممكن خود را به طور مستقيم از او پرسيده و او با جستجو در خود برنامه و همچنين اينترنت تا حد ممكن جواب شما را پيدا كند(البته به صورت انگليسي) 6- ميله وضعيت: در ميله وضعيت اطلاعاتي راجع به كاري كه انجام مي دهيد. نمايش داده مي شود. و همچنين خطاها را مشاهده خواهيد كرد. توجه به اين نكته ضروري است كه در بعضي مواقع كه امكان استفاده از بعضي از فرامين موجود نمي باشد آنها به صورت غير فعال در مي آيند. در اينجا بايد تين نكته هم ذكر شود كه شما در هنگام انتخاب فرامين از منوها هم مي توانيد با استفاده از ماوس آنها را انتخاب كنيد و هم از كليدهاي ميانبر استفاده كنيد. روش كار كليدهاي ميانبر با استفاده از كليدهاي Ctrl و Alt و حرفي كه در هر فرمان زير آن خط كشيده شده است شما مي توانيد به صورت خيلي سريع به فشار همزمان آنها به فرمان دسترسي پيدا كنيد. اين قابليت هنگامي مفيد است كه شما در محيط اكسس بسيار ماهر شده ايد كه ديگر نياز به استفاده از ماوس نداريد. خروج از محيط اكسس: شما مي توانيد با انتخاب فرمان Exit از منو File از محيط اكسس خارج شويد. پايگاه داده هاي نمونه در درس قبل كار با اكسس را آغاز كرديم و در مورد محيط برنامه صحبت كرديم. در اين درس قصد داريم ابتدا مختصرا در مورد Help در برنامه صحبت كنيم و سپس به صورت مفصل در مورد پايگاههاي داده نمونه كه در خود اكسس موجود است صحبت كنيم. دسترسي به راهنما: راهنماي برنامه براي كساني كه آشنايي كامل به زبان انگليسي دارند مي تواند مانند يك مرجع كامل و معتبر باشد مثلا هرگاه در مورد عملكرد پايگاه داده. طراحي جدول. يا تعريف بازجست مشكل داشتيد مي توانيد از راهنماي برنامه كه به زبان انگليسي ساده و روان نوشته شده استفاده كنيد و مسلما در مورد سوال شما چه در خود برنامه يا تحت وب جوابي پيدا خواهد شد. در اكسس راههاي مختلفي براي دسترسي به راهنما وجود دارد كه متداولترين آنها استفاده از منو Help است.كه فرمامين موجود در اين منو را شرح مي دهيم: 1- Microsoft access Help : اين فرمان دستيار را فعال مي كند در صورتي كه دستيار فعال باشد وارد سيستم راهنمايي مي شود. شما مي توانيد با انتخاب اين گزينه سوالات خود را از دستيار بپرسيد و او نزديكترين جواب را به سوال شما خواهد داد اين امكان بسيار مي تواند براي شما مفيد باشد و دستيار مانند يك شخص ماهر به تمامي سوالات شما به طريقي پاسخ خواهد داد. 2- Hide The Office Assistant: شما مي توانيد با استفاده از اين فرمان دستيار را مخفي كنيد و اين در مواقعي به كمك شما مي آيد كه دستيار قدرت ديد شما در محيط را كاهش دهد. 3- What`s This: با استفاده از اين گزينه ماوس شما به يك علامت سوال تبديل مي شود و هر كجايي از محيط كه كليك كنيد در مورد آن شما را راهنمايي مي كند. 4- Office On The Web: به كمك اين گزينه مي توانيد به سايت ماكروسافت رجوع كنيد و آخرين امكانات و اصلاحات در برنامه و همچنين متداولترين سوالها را بپرسيد. 5- Detect and Repair: با استفاده از اين گزينه اگر در برنامه اكسس شما ايرادي باشد به صورت اتوماتيك رفع مي شود. 6- About Microsoft Access: در مورد نسخه فعلي اكسس اطلاعاتي در اختيار شما مي گذارد. يكي ديگر از راهنمايي ها كه در اكسس موجود است راهنماي شناور است به اين ترتيب كه با نگه داشتن نشانه ماوس بر روي يك فرمان به مدت چند ثانيه اسم و شايد راهنمايي كوچكي در مورد آن فرمان ظاهر شود. با توجه به اينكه بيشتر خوانندگان اين درس با محيط ويندوز و راهنماي آن آشنا هستند و راهنماي اكسس نيز مانند آن است من نياز بيشتري به توضيح نمي بينم. سيري در پايگاه داده هاي نمونه: در اكسس چهار پايگاه داده نمونه وجود دارد كه مي توانيد آنها را باز كرده. بررسي نموده و يا مورد استفاده قرار دهيد.(البته اين نكته قابل ذكر است كه شما حتما بايد در موقع نصب اين پايگاهها را انتخاب كرده باشيد تا نصب شوند وگرنه با قراردادن CD در درايو و نصب دوباره آنها كار را دنبال كنيد) اين پايگاهها براي كساني كه تازه شروع به كار با اكسس مي كنند بسيار مفيد است و چيزهاي مفيدي را در برمي گيرد. بعد از نصب پايگاه داده نمونه شما مي توانيد با استفاده از منو File و گزينه Open به پوشه Samples در جايي كه اكسس را نصب كرده ايد رفته و پايگاه داده را بازكنيد(امكان دارد اين پايگاه داده به صورت پيش فرض در پايين ترين قسمت منو File موجود باشد) ما در اين درس به توضيح پايگاه داده Northwind خواهيم پرداخت. قبل از شروع كار بايد اين نكته را ذكر كنم كه تمامي فايلها و جدولهاي اكسس در فايلي با پسوند MDB ذخيره مي شود. پايگاه داده Northwind امكان تمرين با يك نرم افزار پايگاه داده كامل را به شما مي دهد. اين پايگاه داده يك نرم افزار كنترل موجودي براي شركت فرضي Northwind Traders است. بعد از باز كردن اين پايگاه داده كه ممكن است مدتي طول بكشد. صفحه ابتدايي ظاهر مي شود كه شما مي توانيد با كليك روي Ok اين پنجره را رد كنيد. بعد از اين كار پنجره Database اين پايگاه نشان داده خواهد شد. اين پنجره جايي است كه اكثر كارهاي اكسس در آن انجام مي شود. اين پنجره هفت شاخص دارد كه شما را به شش جز اصلي Access مي برد. اين پنجره در شكل 31 نشان داده شده است. براي حركت در صفحات پنجره Database با ماوس برروي شاخصهاي كناري پنجره كليك كنيد. كلماتي كه در هر صفحه مشاهده مي كنيد. معرف جداول. پرسانه ها. فرمها. گزارشها. ماكروها و برنامه هاي خاص اين پايگاه است. مثلا نام يكي از جداول پايگاه داده Shippers است. اگر برروي هر يك از جداول دوبار كليك كنيد جدول مورد نظر باز مي شود. ديگر موارد را نيز مي توانيد با دوبار كليك باز كنيد به جز ماكروها كه اين اشيا به دليل اينكه شما تازه كار هستيد از دسترسي شما حفاظت مي شوند و من پيشنهاد مي كنم زياد با آنها ورنرويد و اين كار را به زماني كه به طور كامل با عملكرد آنها آشنا شديد موكول كنيد. هنوز انتظار درك پايگاه داده هاي نمونه را به طور كامل نداشته باشيد مثلا با كليك زدن مكرر به روي جدولOrders. Access جدول مورد نظر را نشان مي دهد كاري كه با اين جدول مي توانيد انجام دهيد اين است كه به سفارشات نگاه كنيد. جدول مانند يك صفحه گسترده الكترونيكي كه سطر و ستون دارد كار مي كند. با جدول كارهاي متنوعي مي توانيد انجام دهيد اما در اين مقطع فقط سعي كنيد با اكسس. منوهاي آن و صفحه رابط آن آشنا شويد. در ادامه دروس جزئيات لازم براي تسلط شما بر هر يك از اين موارد ذكر خواهد شد. شما در اين مرحله به تمامي فرمها و جدول يك نگاهي بياندازيد و سعي كنيد كه با انها بيشتر از قبل آشنا شويد. در اينجا توضيحات من در مورد اين پايگاه داده به پايان ميرسه شما تا درس بعدي تمامي پايگاههاي نمونه را يك مرور كلي كنيد و با آنها آشنا شويد و اين نكته را از ياد نبريد كه عجله نداشته باشيد با تمامي قسمتها به مرور آشنا خواهيد شد تا اينجا كه شما مي توانيد در بين پايگاهها به راحتي گردش كنيد كار بسيار موثري انجام داده ايد. از جلسات بعد بحث پيشرفته تري را در مورد اكسس شروع خواهيم كرد يعني تا اين قسمت دروس چيز خاصي را بيان نكرده ايم و فقط با محيط آشنايي كامل پيدا كرده ايد و كار اصلي ما از درس بعد شروع خواهد شد.(ضمنا كار با پايگاه داده هاي نمونه ديگر را فراموش نكنيد)
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 15:1  توسط مجید عزیززاده  | 

لايه ها لايه ها به مانند صفحات شفافي بر روي صفحه کاري قرار گرفته اند . اشياء بر روي اين لايه ها به صورت مستقل عمل ميکنند. به اين صورت شما ميتوانيد هر کدام از اشياء روي لايه هاي مختلف را دستکاري کنيد و يا اينکه يک لايه را به جلو يا پشت لايه مورد نظر انتقال دهيد ،بدون اينکه اشياء ديگر خراب شوند . با توجه به شکل زير به اجزاي لايه نگاهي دقيقتر بيندازيد : Layer Names : در اينجا نام لايه ها را مشاهده ميکنيد. براي تغيير نام يک لايه است روي آن دو بار کليک کرده و نام آن را عوض کنيد. Add a layer : براي ايجاد يک لايه جديد از اين گزينه استفاده ميشود. Add a Motion Guide Layer : اين گزينه شما را قادر ميسازد تا يک لايه ي راهنما ايجاد کنيد.بنابر اين ميتوان اشياء را در يک مسير حرکت داد که اين مسير الزاماً مستقيم نميباشد. Add a Layer Folder : توانايي شما را در افزودن پوشه هايي به سازماندهي لايه ها افزايش ميدهد. Delete a Layer : به وسيله اين آيکون ميتوان لايه مربوطه را حذف کرد. Show or Hide Layer : با کليک کردن روي جعبه ها ، لايه ها قابل مشاهده ميشوند. اگر فقط ميخواهيد لايه خاصي را امتحان کنيد بر روي همان لايه کليک کنيد. Lock or Unlock Layer : با کليک کردن در اين ستون تمام لايه ها قفل شده و براي لايه ها و Frame ها امکان هيچ ويرايشي وجود ندارد. ( ميتوان تک تک لايه ها را نيز قفل کرد ) Show Layer as Outline : با کليک بر روي اين ستون ، اشياء بصورت يکپارچه در مي آيند. اهميت اين حالت را زماني درک خواهيد کرد که مشاهده کنيد اشياء مختلف از لايه هاي متفاوت چگونه با هم پيوند مي خورند . جعبه ابزار جعبه ابزار Flash مجموعه اي از ابزار ترسيم و انتخاب اشکال است . با کمک شکل زير مي توان با عملکرد هر کدام از ابزارها آشنا شد . Arrow Tool : اين ابزار براي انتخاب اشکال به کار ميرود و بوسيله ي آن مي توان قسمتي از شکل يا تمام آنرا جابجا کرد. Sub Select Tool : به وسيله اين ابزار ميتوان خطوطي که توسط ابزار Pen ترسيم شده اند را ويرايش و يا ترميم نمود. Line Tool : بوسيله اين ابزار ميتوان خط هاي گوناگون با نوع قلم متفاوت رسم کرد. ( اگر هنگام کار با اين ابزار کليد Shift را نگه داريم ميتوانيم خطهاي کاملاً عمودي و يا حتي 45 درجه رسم کنيم. Lasso Tool : براي انتخاب يک ناحيه ي نامنظم مي توان از اين ابزار استفاده نمود. Text Tool : به وسيله اين ابزار ميتوان به Flash متن هايي را اضافه نمود. Oval Tool : به وسيله اين ابزار ميتوانيم بيضي رسم کنيم و اگر هنگام رسم کليد Shift را پايين نگه داريم ميتوانيم دايره رسم کنيم. Rectangle Tool : به وسيله اين ابزار ميتوان مستطيل رسم نمود ، اگر در هنگام رسم کليد Shift پايين نگه داشته شود ميتوان مربع رسم نمود. Pencil Tool : با استفاده از اين ابزار ميتوان سه نوع خط نامنظم و شکسته رسم کرد . Brush Tool : با استفاده از اين ابزار مي توان اشکال خاصي نظير پيکر انسان و غيره ترسيم نمود . نکته : با استفاده از ابزارهاي ديگري نيز مي توان عمليات فوق را انجام داد ، ولي اين ابزار کار را ساده تر انجام مي دهد . Free Transform Tool : به کمک اين ابزار مي توان تصوير را کوچک يا بزرگ نمود و يا آنرا چرخاند . Fill transform Tool : اين ابزار براي عوض کردن طيف اشيايي که توسط Flash رسم ميشوند به کار ميروند. Ink Bottle Tool : با استفاده از اين ابزار مي توان خطوط موجود در اشياء Flash را رنگي نمود . Paint Bucket Tool : با استفاده از اين ابزار مي توان اشيايي که توسط Flash رسم شده اند را رنگي نمود و يا رنگ آنها را تغيير داد . Eyedropper Tool : به کمک اين ابزار ميتوان رنگ دلخواه خود را از يک تصوير يا شيء انتخاب نمود. Eraser Tool : اين ابزار براي پاک کردن قسمتي از يک شي ء بکار مي رود ، توسط Option هاي اين ابزار مي توان حالت پاک کردن را انتخاب نمود . Hand Tool : به کمک اين ابزار امکان جابجا کردن Work Space وجود دارد . Zoom Tool : با استفاده از اين ابزار کادر فيلم Flash را کوچک و بزرگ مي کنيم . Stroke Color : با انتخاب اين گزينه جعبه رنگ باز ميشود و رنگ خطوط اشياء به رنگ دلخواه در مي آيد . Black and White : با انتخاب اين گزينه خود Flash به طور اتوماتيک رنگ Stroke را مشکي و رنگ Fill را سفيد ميکند. No Color : با استفاده از اين گزينه در واقع هيچ رنگي براي کار خود انتخاب نميکنيد. Swap Color : با کمک اين گزينه ميتوان جاي Stroke را با جاي Fill عوض کرد. Tools / Options : در اين مکان کارايي و حالت مختلف بعضي از ابزار ها نمايش داده ميشود که از بين آنها مي توان مورد خاصي را انتخاب نمود . Panels : در واقع يک پانل يک جعبه محاوره اي است که نياز به بسته شدن ندارد. زماني که در پانل هاي Flash تغييراتي ايجاد ميکنيد، نياز به بستن پانل ها نيست ، تغييرات فوراً اعمال ميشوند. نکته : ممکن است بعضي از پانل ها مخفي باشند ، توسط منوي Window ميتوان آنها را فعال نمود. Properties Panel : توسط اين پنل ميتوان مشخصات ابزار انتخاب شده را تعيين کرد. مثلاً در شکل زير ، پانل خصوصيات Text Tool را ميبينيد. Color- Mixer Panel : توسط اين Panel ميتوان رنگهاي دلخواه خود را براي استفاده در خطوط و داخل سطوح ايجاد نمود. زماني که رنگ مورد نظر خود را انتخاب ميکنيد اشياء جديد به اين رنگ در خواهند آمد. Color Swatches Panel : اين Panel محدوده ي رنگ بيشتري را به ما نشان مي دهد . Components Panel : توسط اين Panel ميتوان عناصر واسطه اي را به فيلم اضافه نمود ،اين عناصر توسط يکسري کد اسکريپت کنترل ميشوند. اين عناصر به شما کمک ميکنند تا بتوانيد به سادگي فيلمهاي Flash تهيه کنيد. Action Panel : توسط اين Panel ميتوان جهت استفاده از اشياء ، کد اسکريپت مورد نظر را به فريم هاي Timelines اضافه نمود. همچنين توسط اين زبان برنامه نويسي ميتوان حرکات اتوماتيک را به Flash اضافه کرد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 14:56  توسط مجید عزیززاده  | 

Frame چيست ؟ هر فريم در Flash نشان دهنده چشم اندازي از فيلم است که در يک فاصله زماني نمايش پيدا ميکند . اگر شما به طور پيش فرض از 12 فريم در ثانيه استفاده کنيد هر فريم در يک دوازدهم فاصله زماني نمايش پيدا ميکند. يادگيري انواع Frame : نرم افزار Flash داراي دو نوع Frame است. فريم هاي معمولي و فريم هاي کليدي. اختلاف و شباهت بين دو نوع به شرح زير مي باشد: - در زمان نمايش فيلم کليه فريم ها در زمانهاي مساوي نمايش داده ميشوند. ( مگر اينکه شما با نوشتن قطعه کد اسکريپت مشخص کنيد که يک فريم چه زماني طول بکشد تا نمايش يابد). - آيتم هاي مختلف را فقط به فريم هاي کليدي ميتوان اضافه نمود. اين اهميت ندارد که چه چيزي را مي خواهيد اضافه کنيد، بلکه بايد به ياد داشت که به فريم هاي کليدي ميتوان آيتم نيز اضافه نمود. کليد هاي ميانبر براي Form ها : دستور کليد ميانبر شرح Frame F5 اضافه کردن يک يا چند فريم معمولي به محل مورد نظر Remove frames Shift + F5 حذف فريم هاي انتخاب شده از Timeline Key Frames F6 اضافه کردن يک فريم کليد که محدوديت فريم قبلي را دو برابر ميکند Blank Key Frame F7 اضافه کردن يک فريم کليدي که محدوديت فريم کليدي قبلي را به همراه نخواهد داشت Clear Key Frame Shift + F6 تبديل يک فريم کليدي به فريم معمولي نکته : قبل از اينکه فريم ها را به نقطه اي ديگر انتقال دهيد ، بهتر است يک Motion Tween ساخته و سپس فريم را به نقطه ي دلخواه انتقال داد . حالت لايه ها لايه ها همانند صفحات پلاستيکي هستند که اشياء مختلف را مي توان روي آنها ترسيم کرد . اين صفحات از يکديگر جدا و مستقل هستند ولي هنگاميکه تمامي لايه هاي پلاستيکي روي هم قرار گيرند تمامي صفحات قابل مشاهده مي باشند . اضافه کردن لايه ها : در زمانيکه مي خواهيد لايه اي را به Timeline اضافه کنيد مي توانيد از منوي Flash گزينه ي Insert و سپس گزينه ي Layer را انتخاب کنيد . براي ايجاد سريعتر مي توان از دکمه اي که در سمت چپ و پايين Timeline قرار دارد استفاده کرد . نامگذاري لايه ها : زماني که لايه جديدي را به Timeline اضافه ميکنيد Flash به طور اتوماتيک نامي را براي لايه انتخاب ميکند . معمولا اين نامها بصورت Layer2 ، Layer1 ، ... مي باشند . البته اين نامها پيش فرض بوده و شما مي توانيد براي بيان کار خاص هر لايه نام مشخصي براي آن تعيين کنيد . به عنوان مثال براي لايه پس زمينه نام Background Layer را انتخاب کنيد لايه هاي ماسک -Mask لايه ي مهمي که در Flash مي توان ايجاد نمود لايه ي Mask مي باشد . اين لايه همانند پنجره اي بر روي ديگر لايه ها عمل مي کند و زماني که فيلمي نمايش داده مي شود اين لايه محدوده ي مورد نظر را نمايش مي دهد . لايه هاي راهنما : به کمک اين لايه انيميشن مي تواند در Motion Tween در جهات مختلف حرکت کند ، اگر از Motion Tween استفاده نشود انيميشن در يک مسير حرکت مي کند . کشيدن خطوط و پر کردن سطوح : کشيدن اشياء در فلش با فريم آنها در ساير برنامه هاي گرافيکي تقارن زيادي ندارد . ابزار مناسب ترسيم را انتخاب کرده ، سپس اشياء را روي صفحه ي کار ترسيم کنيد . البته فلش در مقايسه با ديگر برنامه هاي ترسيمي تفاوت هاي مهمي دارد . يکي از اين تفاوتها اين است که اشياء نقاشي شده در فلش پايه ي برداري داشته و بهتر از تصاوير نقشه بيتي عمل مي کنند . انتخاب خطوط متفاوت : اصطلاح Stroke در فلش به معناي Line است . توسط اين ابزار يا ابزارهاي Pen و Pencil مي توان خطوط را ايجاد نمود . اضافه کردن خطوط منحني پيچيده درست است که ابزار Pen و Sub Select حقيقتاً قدرتمند هستند اما استفاده از آنها براي رسيدن به نتيجه واقعي زمان زيادي ميبرد . همچنين شما ميتوانيد از ابزار Arrow براي اصلاح اشياء استفاده کنيد . به کمک اين ابزار ميتوان گوشه اشياء را حرکت داده و به خوبي خطوط را به داخل خم کرد. از دو ابزار Sub Select , Arrow ميتوانيد براي تغيير شکل اشياء استفاده کنيد. ضمناً ميتوان از ابزار Free Transform نيز استفاده کرد. اين ابزار نيز همانند ابزار Arrow براي اصلاح اشياء کشيده شده استفاده ميشود. به طور مثال شما ميتوانيد عمليات تغيير اندازه ، چرخاندن ، کج کردن و پيچ دادن يک شيء را توسط Free Transform انجام دهيد. کنترل کردن پيکر بندي آلفا : پيکر بندي آلفا دقيقاً يک پيکر بندي رنگ نيست . اما برخي چيزهاي آن به رنگ مرتبط ميشود . در واقع آلفا يک درجه بندي براي شفافيت يک شيء ميباشد. يک شيء که درجه پيکر بندي آلفاي آن 10 درجه ميباشد کاملاً مات است . در صورتي که اين درجه پيکر بندي به صفر برسد آن شيء کاملاً شفاف است. در مثال زير کاملاً ميتوانيد مشاهده کنيد. براي تنظيم مدار آلفاي اشياء مراحل زير را دنبال کنيد : 1- ابزار Arrow را از جعبه ابزار Flash انتخاب کنيد 2- بر روي شکل مورد نظر کليک کنيد تا انتخاب شود . 3- از منوي Window گزينه Color Mixer را انتخاب کنيد . 4- به آلفا مقداري عددي بدهيد . يا از طريق وارد کردن عدد مورد نظر که بصورت درصدي نمايش داده مي شود و يا توسط دکمه ي لغزنده ي سمت راست مي توان مقدار عددي دلخواه را به آلفا داد . چرخاندن ، کج کردن و تغيير اندازه دادن چرخش اشياء : چرخش يک شيء در واقع دور زدن شيء به حول نقطه مرکزي شيي و در جهت حرکت عقربه هاي ساعت ميباشد. وقتي که شما يک شيء را ميچرخانيد شيء در همان اندازه باقي ميماند و زواياي شيء هيچ تغييري نميکند. شما ميتواند يک شيء را با ماوس بچرخانيد. براي انجام اين کار مراحل زير را دنبال کنيد : 1- ابزار Arrow را انتخاب کنيد . 2- بر روي شيء مورد نظر دوبار کليک کنيد . ضمناً هر دوي خط و سطح محور شيء را انتخاب کنيد. ضمناً براي راحتي کار ميتواند توسط ابزار Arrow يک جعبه فرضي را دور شکل مورد نظر خود بکشيد تا به حالت انتخاب در آيد. 3- از منوي Modify گزينه Transform و در نهايت گزينه Rotate and skews را انتخاب کرده تا دسته هاي راهنماي چرخش به شيء اضافه گردد. همچنين ميتوان بر روي شيء انتخاب شده کليک راست کرده و از منوي پديدار شده گزينه Rotate and skews را انتخاب کرد. 4- يکي از دسته هاي راهنماي گوشه تصوير را گرفته و شيء مورد نظر را بچرخانيد. کج کردن اشياء : براي انجام کار ابزار Arrow را انتخاب مي کنيم. وقتي شيء مورد نظر و نوع خط آنرا انتخاب کرديد ابزار Envelope را هم انتخاب کنيد . وقتي که دسته هاي راهنما بر روي شيء فعال گرديد از هر گوشه شيء ميتوان آنرا کج کرد و همچنين ميتوان بر روي شيء مورد نظر کليک راست کنيد و گزينه Envelop را انتخاب کنيد. تغيير اندازه اشياء : يکي از ابزار هاي مهم که در نرم افزار Flash کاربر فراواني دارد ابزار Scale ميباشد. به کمک اين ابزار ميتوان اندازه شيي را تغيير داد ، آنها را کوچک و بزرگ و يا طول و عرض آن را کم و زياد کرد. روش کار به اين صورت است که ما اول ابزار Free transfer را انتخاب نموده و از منوي Option گزينه Scale را انتخاب ميکنيم ( در نظر داشته باشيد که قبل از انجام کار بايد سطح شيء و خط انتخاب شده باشد ) با انتخاب گزينه Scale دسته هاي راهنما بر روي شيء مورد نظر ظاهر ميشود . مي توان با انتخاب يکي از دسته هاي راهنما سايز شيء را کم يا زياد ميکنيم. کشيدن خطوط توسط Flash براي کشيدن خطوط در Flash مي توان از روشها و ابزار هاي مختلفي استفاده نمود. اولين مورد به کمک ابزار Line ميباشد . بدين صورت که ما از Toolbar ابزار Line tail را انتخاب ميکنيم .هنگام انتخاب اين ابزار ، شکل ظاهري ماوس تغيير ميکند. ماوس را به طرف محيطي که در آن خط را ترسيم مي کنيم ميبريم ، سپس از نقطه شروع ماوس را فشار داده و آن را ميکشيم تا پايان کار نبايد دکمه ماوس را رها کنيم . هنگامي که ابزار Line را انتخاب ميکنيم پنل Properties فعال ميشود. از اين پنل در تغيير رنگ ، اندازه خط و نوع خط مي توان استفاده کرد : 1- تغيير رنگ خط : براي تغيير رنگ خط اول خط مورد نظر را انتخاب مينماييم سپس از پنل Properties گزينه Stroke color را انتخاب کرده و بر روي آن کليک ميکنيم تا پالت رنگها باز شود. در قسمت بالاي آن کد رنگ را وارد کرده و يا از همان پالت ، رنگ مورد نظر خود را انتخاب کنيم. 2- تغيير اندازه : براي تغيير سايز خط از همان پنل Properties گزينه Stroke height را انتخاب کرده ، سايز آنرا مشخص ميکنيم.در کنار آن يك چرخه مانند وجود داردکه ميتوان از کم به زياد آن را اضافه کرد. اگر آن را به طرف پايين ببريم سايز آن کوچک ميشود و اگر به طرف بالا ببريم سايز ها بزرگ ميشود. نکته : در نرم افزار فلش سايز خطوط بصورت پيش فرض از صفر تا ده مي باشد . تغيير نوع خط : براي تغيير نوع خط در پنل Properties گزينه Stroke style را انتخاب مي کنيم. در اين روش 7 نوع خط وجود دارد.براي تغيير نوع خط ، آنرا انتخاب کرده ، سپس يکي از خطوط را انتخاب ميکنيم . Custom stock style : اين دکمه نيز در همان قسمت Properties وجود دارد هنگامي که اين دکمه را فشار ميدهيم ميتوان تنظيمات مورد نظر را بر روي هر کدام از انواع خطوط انجام داد. ساخت يک Motion Tween : براي شروع کار ابتدا با يک Animation ساده شروع مي کنيم . ابتدا بايد Animation را بشناسيم و نيز مهمتر از آن اينکه کاربرد انيميشن را در فلش بدانيم
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 14:55  توسط مجید عزیززاده  | 

ماکرومديا فلش ( Macromedia Flash) يکي از بهترين نرم افزار هايي است که شما ميتوانيد جهت افزودن افکت هاي مخصوص و انيميشن هاي کامپيوتري به وب سايت از آن استفاده کنيد .در اين جزوه سعي شده تمامي نکات با ذکر مثال و انيميشن براي شما ارائه گردد . اميد است اين منبع جهت استفاده ي شما عزيزان مفيد واقع شود. براي مطالعه ي اين دوره ي آموزشي نياز است کاربران محترم آشنايي با سيستم عامل ويندوز داشته باشند . ضمنا سيستم شما بايد داراي مشخصات سخت افزاري ذيل باشد : - حداقل سيستم مورد نياز پنتيوم 233 - 16 مگابايت Ram - حدود 600 مگا بايت فضاي آزاد - کارت گرافيکي 64 گيگا بايت کاربردهاي Flash زماني که با يک صفحه ي وب برخورد ميکنيم ايده هاي مختلفي براي ساختن يک وب سايت جالب ،در ذهنمان ايجاد ميشود. با وجود بخشهاي گوناگون در يک وب سايت در مورد تصاوير و رنگها قانوني کلي وجود دارد. در Flash ابزارهايي وجود دارد که به وسيله ي آنها ميتوان به راحتي تصاوير مختلفي خلق کرد. تصاوير برداري خيلي بهتر از نقشه هاي بيتي هستند. تصوير برداري نه تنها از لحاظ اندازه کوچکتر است بلکه در هنگام کوچک و بزرگ شدن به هيچ وجه کيفيت خود را از دست نميدهد. ولي زماني که يک نقشه بيتي را بزرگ ميکنيم تصاوير مات به نظر ميرسند. تصاوير Flash همانند يک فيلم بر روي صفحه ي وب گذاشته مي شود . هرگاه که مرورگر وب شما با يک فيلم Flash روبرو ميشود به طور اتوماتيک Flash player را اجرا مي کند. نكته به ياد داشته باشيد که فيلم هاي Flash به واسطه برداري بودنشان کم حجم تر از تصاوير نقشه بيتي خواهند بود. متحرک سازي در سايت وب در گذشته در سايتهاي وب به علت اينکه انيميشن نداشتند ، بسيار خسته کننده به نظر مي رسيدند. ولي نرم افزار Flash به آساني انيميشن را توسط فرآيندي به نام Tweening ايجاد ميکند. در اين مرحله شما به Flash نقطه آغاز و پايان ميدهيد و تصاوير بين اين دو نقطه به طور اتوماتيک به صورت فريم ( Frame ) ايجاد خواهند شد. مثلاً اگر يک تصوير کامپيوتري براي کامل شدن احتياج به 10 فريم داشته باشد تنها لازم است به آن دو فريم شروع و پايان را بدهيم ( فريم 1 و فريم 10) ، خود نرم افزار Flash فريم هاي ما بين آن را ميسازد. علاوه بر آن ميتوانيد يک Motion Tween براي آن شيء بسازيد. ساخت فيلم هاي محاوره اي : در Flash علاوه بر انيميشن هاي ساده ميتوانيد وب سايتهاي محاوره اي نيز بسازيد. به عنوان مثال ميتوان فيلم فلشي را ايجاد کنيد که در آن فيلمهاي کوتاه و Track هاي موسيقي متعدد قابل انتخاب وجود داشته باشد زيرا Flash کاملاً شيء گرا ميباشد. نکته : در يک فيلم Flash منظور از محاوره اي بودن اين است که کاربر قادر به انتخاب کليپ هاي ويدئويي يا Track موسيقي دلخواه باشد. تغيير شکل اشياء و متون متحرک : يکي از تکنولوژي هاي انيميشن در Flash اين است که به شما اجازه ي تغيير يک شکل به شکل ديگر را ميدهد ،به اين فرآيند Shape tween ميگويند. بدون شک متون متحرک را در سايت هاي مختلف مشاهده کرده ايد. اين متون درون يک جعبه از نقطه اي به نقطه ديگر حرکت ميکنند. از اين Effect در سرفصل روزنامه ها و تبليغات فروشگاهها استفاده ميشود. ايجاد يک متن متحرک در Flash کار بسيار ساده اي است . بدين منظور جهت رسيدن به نتيجه ي مطلوب بايد تکنيک هاي فيلم سازي Flash را با هم ترکيب کنيم ، به اين صورت که ابتدا يک Motion Tween ايجاد کرده ، بوسيله آن متني را داخل جعبه از اين سمت به آن سمت برده و سپس يک Mask اضافه مي کنيم. توسط اين ماسک ميتوانيم متن داخل جعبه را کنترل کنيم. اين بدان معني است که شما قادر خواهيد بود هر قسمت از متن دلخواه خود را قابل مشاهده کنيد. درک و يادگيري اصول پايه اي Flash Flash داراي يک سري عناصر اوليه است که در طول کارتان شما را همراهي ميکند. شکل زير نماي اوليه اي از عناصر اوليه Flash ميباشد. صفحه کاري ( Work Place ) در Flash : صفحه کاري منطقه اي است که در آن قلم هاي Flash را ايجاد ميکنيد. اين صفحه ي کاري در واقع آن منطقه سفيد رنگي است که در قسمت مياني پنجره Flash واقع شده است. نکته : به طور پيش فرض اندازه اين صفحه 550*400 پيکسل ميباشد. اطراف صفحه کاري بوسيله يک حاشيه خاکستري که محيط کاري است پوشانده شده است. اشياء روي محيط کاري ظاهر ميشوند، مگر اينکه آنها را بر روي صفحه کاري منتقل کنيد. Timeline : Timeline ( خط زمان ) يکي از ابزار هاي Flash است که فريم هاي درون آن را کنترل ميکند. شکل زير قسمتهاي مختلف Timeline را به تصوير ميکشد. Play head : براي ديدن گزينه هاي Flash مورد نظر Play head را بوسيله اشاره گر ماوس بر روي اين Flash بکشيد. بدين منظور شما ميتوانيد يک Frame دلخواه را بر روي Timeline کليک کنيد که آن به صورت اتوماتيک Play head ميشود. Frame Number : همان نما هاي شما براي کار کردن در Timeline ميباشند. Frame line شما را قادر ميسازد تا مکان صحيح اشياء در فريم را مشخص کنيد. Timeline Menu : از طريق اين متد ميتوان به تعداد گزينه هايي که براي تنظيم چگونگي مشاهده Timeline استفاده ميشوند دسترسي پيدا کرد. Center Frame : قسمت مرکزي قابل ديد در Timeline ميباشد. Onion Skin View : توسط اين گزينه ميتوان فريم هاي مختلف يک انميشن ترتيبي را مشاهده کرد. در واقع ميتوان تشکيل فريم هاي مياني را ملاحظه نمود. Onion Skin Outline view : اين گزينه نيز مانند Onion Skin View ميتواند تعداد فريم هاي اول تا آخر را نشان دهد .اما اين گزينه بيشتر براي منحني ها استفاده ميشود. Edit Multiple Frames : اين گزينه شما را قادر ميسازد تا هر بخش از يک انيميشن را که بر فريم هاي مختلفي تقسيم شده اند ، ويرايش کنيد. Modify Onion Markers : منويي را نمايش ميدهد که توسط آن شما ميتوان تعداد فريم هاي دلخواه را در Onion Skin View نمايش داد. Current Frame : در اين قسمت ساده فريم جاري نمايش پيدا ميکند. Frame Rate : اين گزينه تعداد فريم هاي نمايش داده شده را نشان ميدهد. Playback Time : اين گزينه مدت زمان سپري شدن فيلم را نشان ميدهد. Scroll Bars : بوسيله اين گزينه ميتوان فريم هاي لايه هاي قبلي را مشاهده نمود.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 14:53  توسط مجید عزیززاده  | 

آشنايي با پنجره New slide و معرفي چند Layout براي باز شدن پنجره New slide کافي است از منوي Insert گزينه New slide يا فشار دادن کليد هاي ترکيبي Ctrl+M استفاده کنيم. در اين پنجره 24 طرح موجود است که ميتوانيم مرتبط با موضوعي که ميخواهيم اسلايد را طراحي کنيم نمونه مورد نظر را انتخاب کنيم. اولين Layout : با Title slide ( اسلايد عنوان ) معرفي ميشود که معمولاً براي انتخاب اولين اسلايد استفاده ميشود. دومين Layout : اسلايدي است که در آن اقدام به تايپ متن ميکنيم که اين متن در يک ستون نوشته ميشود. نکته : کليه Layout ها داراي يک عنوان جداگانه در قسمت بالاي اسلايد براي خود هستند به غير از Blank سومين Layout : مخصوص نوشتن متن به صورت 2 ستونه مي باشد. چهارمين Layout : براي ايجاد جدول در اسلايد ميباشد که با انتخاب اين گزينه و دابل کليک روي نماد جدول پنجره اي ظاهر ميشود که در آن ميتوانيم تعداد سطر ها و ستونها را مشخص کنيم. مثلاً با وارد کردن عدد 4 براي Columns و عدد 3 براي Rows جدولي با 4 ستون و 3 سطر رسم کنيم. ( نوار ابزار Table ) پنجمين Layout -Text & Chart : پنجمين Layout را ميتوان با متن و نمودار پر نمود که با انتخاب اين اسلايد روي نماد Chart دبل کليک ميکنيم . در اين لحظه پنجره Power Point شبيه پنجره Excel در مي آيد و با پر کردن داده دلخواه درون جدول فعال شده و ميتوان با Right click کردن در محيط نمودار شکل ظاهري نمودار را نيز تغيير داد. هفتمين Layout -Organization chart : است که ميتوان از آن براي رسم نمودار هاي سازماني استفاده کرد که با Double click روي نماد آن در داخل اسلايد پنجره Microsoft organization chart باز ميشود که با محيط آن آشنا ميشويم. در اين پنجره در قسمت Chart title ميتوانيم عنوان مناسبي براي نمودار سازماني وارد کنيم. معمولاً در نمودارهاي سازماني مدير در رأس و در Box manager قرار ميگيرد. بقيه همکاران را ميتوان در قسمتهاي مختلف نمودار وارد نمود که در شکل ديده ميشود. ( اين کار را ميتوان با نوار ابزار سازمان دهي نمودارانجام داد) در منو هاي موجود در اين پنجره گزينه هايي وجود دارد که براحتي ميتوانيد عملکرد آنها را روي نمودار پياده سازيد. به طور مثال در منوي View ميزان Zooming را تنظيم ميکنيم يا در منوي Styles شکل ظاهري نمودار را تغيير دهيم . همچنين ميتوان از منو هاي ديگر براي تهيه رنگ ؛ تغيير فونت و .... استفاده کرد. براي بردن نمودار آماده شده به داخل اسلايد اصلي از منوي File گزينه Close and return to presentation 1 … را انتخاب ميکنيم و در پاسخ پنجره اي که باز ميشود کلمه Yes را ميزنيم. مجدداً به پنجره New slide برميگرديم. ادامه ي معرفي Layout Layout شماره 8 : در اين Layout ميتوانيم فقط اقدام به ايجاد نمودار کنيم. Layout شماره 10-9: وارد اسلايد ميشويم و توسط گيره هايي ( Handle ) که اطراف تصاوير ايجاد شده اند ميتوانيم اندازه آن را تغيير دهيم. همچنين با قرار دادن مکان نما در مرکز شکل اقدام به جابجايي نمود. با فعال شدن تصاوير نوار ابزار Picture ظاهر ميشود. اگر اين نوار ابزار را نميبينيد همان طور که قبلاً گفته شد از منوي View/ Toolbars/ Picture را فعال ميکنيم که با گزينه هاي موجود در اين نوار ميتوانيم تصوير را به دلخواه تغيير دهيم. مثلاً ميزان نگهاي بکار رفته را کم يا زياد کرد يا شدت نور را کاهش يا افزايش داد. يکي از ابزار هاي اين نوار Crop ميباشد که براي برش قسمتي از تصور از آن استفاده ميشود. همچنين ابزار Recolor picture که عملکرد جالبي دارد با انتخاب اين گزينه ليستي از رنگهاي استفاده شده در تصوير نشان داده ميشود و قسمتي که ميتوانيم اين رنگهاي Original را تغيير دهيم. مثلاً ميتوان تمام رنگهاي سبز بکار رفته در تصوير را به رنگ زرد تبديل کرد. با استفاده از ابزار Format picture هم ميتوان کادري براي شکل در نظر گرفت و رنگ و ضخامت خط اين کادر را نيز تغيير داد. گزينهReset picture باعث ميشود تمام تغييرات داده شده در تصوير ناديده گرفته شود و تصوير به همان شکل قبلي که وارد شده بود در آيد. کار ابزار Set transparent color و Insert picture from file به عهده خود شما گذاشته ميشود. Layout شماره 11 : ( Title only ) فقط داراي عنوان است. Layout شماره 12 : که Blanc است و در اين اسلايد حتي عنوان هم ديده نميشود و به کاربر اجازه ميدهد تا به دلخواه موارد مورد نظر را اضافه کند. بقيه Layout ها هم عملكردي مشابه موارد ذكر شده دارند. استفاده از Master و ضرورت استفاده از آن : (View/ master/ Slid Master ) براي اعمال تعييرات کلي در اسلايد از گزينه Slide master که همه موارد اسلايد ها را كنترل ميکند يا از Title master که فرمت اسلايد هاي عنوان را كنترل ميکند استفاده ميکنيم. همه اسلايد هاي کادر در آغاز بر مبناي Slide master قالب بندي ميشوند. مثلاً اگراز قسمت Presentations در منوي New اسلايدي را انتخاب کنيم و بخواهيم تغييري در تمامي آنها اعمال کنيم از Master استفاده ميکنيم. ميتوان عنوان اسلايد ها و همچنين اطلاعاتي را که در منطقه هاي Date، Footer، Number ظاهر ميشوند فرمت کرد. همچنين اگر تصويري را به Master اضافه کنيم به اين مناسبت که به کليه اسلايد ها اين تصوير اضافه شده حتي با اضافه کردن (Ctrl + M) نيز مشاهده ميکنيم که تغيير اعمال شده در اسلايد جديد هم ديده ميشود. استفاده از Master باعث جلوگيري از انجام کارهاي تکراري ميشود و همچنين ميتوان به راحتي تنظيم ها را قبل از شروع کار انجام داد و تا به آخر از آن استفاده نمود. در Master جاجايي اشکال گرافيکي و همچنين تغيير رنگ آنها نيز به راحتي انجام ميگيرد كه در حالت عادي ممكن نيست و فقط وقتي كه در Master هستيم مجاز به انجام چنين كاري ميباشيم. همچنين در درون Slide Master چندين ورودي متن نشان داده ميشود . هر يك از اين ورودي ها معادل يك سطح از متن روي اسلايد هستند كه قبلاً در اين مورد در قسمت Outline صحبت شد كه ميتوانيد براي هر يك از سطح ها فرمت متناسبي را بقيه در نظر گرفت ( نوع قلم ، رنگ قلم، اندازه قلم، انتخب Bullet ) Bullet ها نمادهاي گرافيكي كوچكي هستند كه معمولاً در ابتداي سطر آورده ميشود . براي دسترسي به اين نمادها ميتوان از منوي Format گزينه Bullet را انتخاب كرد و از جدول باز شده متناسب با موضوع ، Bullet را انتخاب نمود. نکته : ابزار Bullet كه در نوار ابزار Formatting وجود دارد صرفاً براي فعال و غير فعال كردن آن در متن ميباشد. نکته : با پايين نگه داشتن کليد Shift روي نماي Slide show ميتوان به Title Master دسترسي پيدا کرد. Title Master : همانطور كه در بالا گفته شد ميتوان با كليد Shift روي نماي Slide View به اين حالت دسترسي پيدا كرد يا از منوي View از گزينه Master و سپس Title Master را انتخاب نمود. تغييرات داده شده در اين قسمت باعث اثر گذاري روي اسلايدهاي عنوان ميشود و بقيه اسلايدها اين تغييرات را نميپذيرند. اين امر در مورد قبلي يعني Slide Master صادق است. يعني تغييراتي كه در آن قسمت ميدهيم، روي اسلايدهاي عنوان اعمال نميشود. گروه بندي اشياء داخل اسلايد با زدن کليد Ctrl + M از Layout ، Blank را انتخاب کنيد. سپس از نوار ابزار Drawing که پايين صفحه قرار دارد ابزار Oval ( بيضي) و Rectangle ( چهار ضلعي ) را انتخاب کنيد و با Drag کردن روي اسلايد اقدام به رسم آنها نماييد. مشاهده ميکنيد که با انتخاب هر يک از اين تصاوير ديگري از حالت انتخاب خارج ميشود و در آن واحد فقط روي يکي از اشکال ميتوان کنترل نمود. براي اينکه بتوان تمامي اشياء داخل يک اسلايد را Group نماييم کافي است با پايين نگه داشتن کليد Shift همه را انتخاب نماييد سپس با Right click روي يکي از اشياء گزينه Grouping را انتخاب کنيد.?Group در اين حالت کليه اشياء انتخاب شده عضو يک گروه ميشوند و هر گونه تغييري اعم از Color, Size و ر وي تمامي اعضاء گروه اعمال ميشود. براي خارج کردن از حالت Group ميتوان ا Right click روي يکي از اشياء گزينه Grouping / Ungroup را انتخاب نمود که در اين حالت تمامي اشياء به حالت قبل ميروند و هر کدام جداگانه انتخاب ميشوند. Regroup : براي برگرداندن به حالت Group يا Ungroup ميباشد. Slide Number - شماره گذاري اسلايدها به هنگام نمايش اسلايدها بهتر است موقعيت هر اسلايد را از نظر شماره بدانيم . اين امكان در كنترل اسلايدها هنگامي كه از دكمه هاي عملياتي يا خاصيت Hyperlink استفاده ميكنيم ضروري به نظر ميرسد. براي اضافه كردن شماره اسلايد از منوي Insert گزينه Slide Number را انتخاب ميكنيم سپس در كادر محاوره اي نشان داده شده OK را ميزنيم كه در اين موقع ماوس به طرف منوي View رفته و پنجره Header & Footer را باز ميكند. در اين پنجره در صورت فعال بودن گزينه Date & Time ميتوان ساعت و تاريخ جاري سيستم را روي اسلايد يا همه اسلايدها اعمال نمود. ( Apply To All يا Apply ) همچنين ميتوان فرمت نمايشي ساعت و تاريخ را از ليستي در اين پنجره انتخاب كنيم. گزينه Fixed در صورت فعال بودن امكان تايپ عبارتي را به ما ميدهد كه آن را ميتوان در قسمت پايين اسلايد ، سمت چپ ملاحظه نمود و با فعال كردن Slide Number هم ميتوان شماره اسلايدها را اعمال نمود. همچنين در صورت فعال بودن Don’t Show on Title Slide باعث ميشود كليه تغييرات داده شده در اين پنجره روي اسلايد عنوان كه معمولاً اولين اسلايد است ديده نشود. اجرايي كردن يك فايل در Power Point همانطور كه گفته شد پسوند فايلهايي كه .pps باشند حالت اجرايي پيدا ميكنند يعني هنگام نمايش ( Slide Show ) احتياجي به برنامه Power Point نميباشد . حال ببينيم چگونه ميتوان يك فايل را به اين حالت تبديل نمود و هنگام ذخيره كردن، هنگامي كه در پنجره Save as قرار داريم كافي است در قسمت File Name اسم دلخواه براي فايل انتخاب كنيم و در قسمت Save as Type گزينه Power Point Show (*. pps) را انتخاب كنيم. توجه : يك فايل را يك بار با پسوند .ppt و يك بار با پسوند .pps ذخيره كنيد . حال شكل آيكن ها را با يكديگر مقايسه كنيد. هنگامي كه بخواهيم اسلايدهايي را كه تهيه كرده ايم به عنوان الگو يا Template ذخيره كنيم نيز از پنجره Save as از قسمت Save as Type گزينه Design Template -*.pot را انتخاب ميكنيم كه باز شكل آيكن اين گونه فايل متمايز از بقيه ميباشد. ضرورت تبديل فايلها به شكل الگو در اين است كه ميتوان مانند Design Template كه در قسمت Startup توضيح داده شده است به كرات از طرح آن استفاده نموده پس ميتوان طرح هاي خودمان را به پوشه Template كه در مسير زير قرار دارد اضافه مينمائيم. C:\program file\ Microsoft office\ templates اضافه كردن اسلايد از فايلهاي ديگر به فايل جاري از منوي Insert گزينه Slide From File را انتخاب كرده گزينه Slide From Files را انتخاب كرده و در پنجره باز شده آدرس فايلي كه ميخواهيم از يك يا چندين اسلايد آن استفاده كنيم را پيدا ميكنيم. با زدن دكمه Insert All يا Insert ميتوانيم يك اسلايد يا همه اسلايد ها را به فايل جاري اضافه كنيم. به عبارت ديگر ميتوان توسط اين گزينه ادغام فايل ها را در Power Point انجام داد. اضافه كردن متون يا فايل هاي ديگر با اسلايد ها : از منوي Insert گزينه Slide From Outline را انتخاب ميكنيم. نكته اي كه بايد به آن توجه كرد آن است كه ميتوان متن را از يك محيط ويراستاري مثل WordPad يا Note Pad و ... داخل اسلايد كرد منتهي هر پاراگراف در محيط هاي ويراستاري بجاي عنوان اسلايد ها مينشيند. هر تعداد پاراگراف كه در فايل متني وجود داشته باشد به همان تعداد اسلايد با عنوان همان پاراگراف اضافه ميشود. نکته : در محيطهاي متن هر كجا كه Enter زده شود ، پاراگراف ايجاد ميشود. ايجاد پيوند در Power Point در Power Point ميتوان متن ، تصوير و کليد هاي عملياتي را با ايجاد پيوند يا Link به ديگر اسلايد ها هدايت نمود. براي اين کار کافي است آيتم مورد نظر را انتخاب کرده و از نوار ابزار استاندارد گزينه Insert Hyperlink را انتخاب ميکنيم. روش ديگري براي اعمال Link به آيتم ، راست کليک بر روي آن و انتخاب Hyperlink است. با انتخاب اين گزينه پنجره اي باز ميشود که با انتخاب : Existing file or Webpage ، ميتوان به سايتهاي اينترنتي يا فايلهاي موجود در کامپيوتر عمل Link را انجام داد. گزينه Place in this Document ، ليست اسلايدهايي را که فايل جاري ايجاد کرده است را در اختيار شما قرار ميدهد که با انتخاب هر کدام از آنها ميتوان لينک به شماره اسلايد مربوطه انجام داد. نکته : هنگامي که در Power Point اقدام به ايجاد Link ميکنيم، حتماً بايد در نماي Slideshow قرار بگيريم تا نتيجه حاصل را بتوان مشاهده نمود. متن هايي که Link شده اند تغيير رنگ داده و Underline ميشوند. ايجاد دکمه هاي عملياتي براي ارتباط بين اسلايد ها : فرض کنيد روي پرونده اي کار ميکنيد که در مورد رشته هاي Office توضيح ميدهد. طبيعتاً اولين اسلايدي که ايجاد ميکنيد ليستي از رشته هاي Office است که با قرار گرفتن روي هر کدام از رشته ها ، پيوند به اسلايدي که توضيح در مورد آن رشته را ميدهد داريد. براي بازگشت به اولين اسلايد بايد دائو دکمه Previous را بزنيم تا به اسلايد اول برسيم. پس بهتر است دکمه اي در هر اسلايد تعبيه کنيم تا در هر شماره اسلايدي که باشيم ما را به اولين اسلايد هدايت کند. همچنين دکمه هايي مانند Back ، و Forward که بتوان راحت تر بين اسلايد ها جابجا شد. براي درج دکمه هاي عملياتي از نوار ابزار Drawing از گروه Auto Shape ميتوان Action Buttons را انتخاب نموده و يا از منوي Slide show اين گزينه را فعال نمود. هر کدام از دکمه ها عملکرد خاصي را دارند که با ثابت نگه داشتن ماوس روي آنها مشخص ميشود. همچنين ميتوانيم خودمان براي دکمه ها عملکردي تعريف کنيم. يکي از دکمه ها ، مثلاً Home، را انتخاب ميکنيم و با Drag روي اسلايد در محل مناسب قرار ميدهيم. به محض اينکه دکمه روي صفحه قرار گرفت پنجره Action Setting باز ميشود که در قسمت Hyper link to ، ليستي از عملکرد دکمه ها مشاهده ميشود. به طور مثال Last Slide viewed ، ما را به آخرين اسلايد مشاهده شده ميبرد و يا اگر URL را انتخاب کنيم ، ميتوانيم با دادن آدرس سايت اينترنتي دلخواه ، برنامه را توسط اين دکمه به آن سايت هدايت کنيم. اگر بخواهيم دکمه اي داشته باشيم که ما را به يکي از فايلهاي ذخيره شده در Power Point هدايت کند ، گزينه Other PowerPoint Presentation را انتخاب ميکنيم. همچنين ميتوانيم دکمه هاي عملياتي را خودمان طراحي کنيم. به اين شکل که با يکي از ابزار هاي Drawing شکلي بر روي اسلايد ميکشيم . سپس وقتي که به حالت انتخاب است روي آن راست کليک ميکنيم و گزينه Action Setting را انتخاب ميکنيم و در ليست موجود در Hyperlink عملکردي براي آن تعريف ميکنيم. همچنين ميتوانيم در پنجره Insert Hyperlink براي دکمه، Screen Tip تعريف کنيم و در Slide Show مشاهده کنيم. Setup Show پنجره Setup Show را ميتوان از منوي Slide Show ظاهر کرد. در اين پنجره تنظيماتي انجام ميدهيم که روي نماي Slide Show ميتوانيم نتيجه آن را با انتخاب يکي از سه راه زير مشاهده کنيم : 1- Presented by a Speaker - Full screen : نمايش اسلايد در حالت تمام صفحه که حالت پيش فرض نمايش در Power Point است. 2- Browsed by an Individual - window : نمايش Slide show در داخل يک پنجره 3- Brows at a kiosk - Full screen : نمايش Slide show به صورت تمام صفحه با اين تفاوت که در اين حالت راست کليک روي Slide show عمل نميکند. Loop Continuously until 'Esc' : با فعال کردن اين گزينه نمايش اسلايد ها در Loop يا حلقه افتاده و وقتي به آخرين اسلايد برسيم مجدداً نمايش اسلايد ها از اول آغاز ميشود. اين کار تا وقتي که کليد 'Esc' را بزنيم ، ادامه پيدا خواهد کرد. Show without Narration : اگر نمايش اسلايد ها همراه با سخنراني باشند ، با انتخاب اين گزينه اين امکان غير فعال ميشود. Show without Animation : با انتخاب اين گزينه امکان انيميشن يا متحرک سازي اسلايد ها غير فعال ميشود و حتي اگر براي آنها انيميشن در نظر بگيريم ، اسلايدها بدون آن نمايش داده ميشوند. Show Scrollbar : اين گزينه وقتي فعال است که حالت Browsed by an Individual را انتخاب کرده باشيم و باعث آشکار شدن Scroll bar در پنجره ميشود. در قسمت Slides در پنجره Setup Show ، با انتخاب All نمايش اسلايد ها به ترتيب ايجاد و نشان داده ميشوند. در قسمت بعدي ميتوان حالت نمايش را با دادن شماره اسلايد تعيين نمود. بطور مثال از اسلايد 5 تا اسلايد 14 . Custom Show : اگر اين گزنه غير فعال است ، پنجره را ببنديد و از منوي Slide show اين گزينه را انتخاب کنيد. پنجه custom Show ظاهر ميشود که با زدن دکمه New ميتوانيم نام ناسبي را براي نمايش بگذاريم و نمايش اسلايد ها را با انتخاب اسلايد و زدن کليد Add سفارشي کنيم. در اين حالت نمايش اسلايد ها متواند به طور دلخواه انتخاب شود. مثلاً اگر اول اسلايد 7 را انتخاب کنيم و بعد اسلايد 12 ،سپس 18 و .... . مشاهده ميکنيد که در اين حالت خودمان ترتيب نمايش اسلايد ها را انتخاب ميکنيم. به پنجره Setup Show برميگرديم. اين قسمت با تنظيم قبلي فعال شده و ميتوانيم از آن استفاده کنيم. در قسمت Advanced Slides ميتوانيم نحوه نمايش را با انتخاب گزينه Manually ( به طور دستي ) يعني با زدن کليد Enter ا کليک ماوس انجام دهيم. اگر تنظيمات زمان گذاري شده را قبلاض انجام داده باشيم ميتوان با انتخاب Using Timing if Present نمايش اسلايدها را با توچه به زمان داده شده نشان داد. Slide Transition : از منوي File گزينه New و سپس تب Presentation را انتخاب کنيد و نمونه اي را برگزينيد. مثلاً Generic به نماي Slide Sorter برويد در نوار ابزار اختصاصي اين نما اولين گزنه يعني Transition Effect را باز کنيد. با انتخاب هر کدام از گزينه هاي اين بخش ميتوانيم جلوه اي را براي جابجايي بين اسلايد ها انتخاب کنيم و در اسلايد انتخابي نتيجه کار ا مشاهده کنيد. در اينجا ميتوانيد اين تنظيم را براي تک تک اسلايد ها انجام دهيد. با اعمال اين Effect ها به هر اسلايد ، علامت Slide Transition در پايين اسلايد ظاهر ميشود که نشان دهنده اين موضوع است که اين اسلايد اين جلوه را دريافت نموده . اما اگر بخواهيم به تمام اسلايد هاي موجود يک Effect واحد اعمال کنيم ، تا هنگام رفتن به اسلايد بعدي نشان داده شود ، مراحل زير را دنبال ميکنيم : منوي Slide show گزينه Slide Transition را انتخاب ميکنيم. در اين پنجره نيز ليستي از جلوه ها که در Slide sort وجود داشته ديده ميشود و ميتوان سرعت جابجايي را بين اسلايد با يکي از سه گزينه ( Slow ( آهسته ) ، Medium ( متوسط ) و Fast ( سريع ) ) مشخص نمود. در قسمت Advance ، که بسيار مهم هم ميباشد شما ميتوانيد انتقال به اسلايد بعدي را با کليک ماوس و يا به طور اتوماتيک Automatically After تنظيم کنيد. در قسمت آخر ميتوان زمان را بر حسب دقيقه و يا ثانيه تنظيم نمود. پس هر عددي که در اين قسمت وارد کنيد مقدار زماني است که بين جابجايي که طول ميکشد و به اين طريق ميتوان بدون هيچ گونه کنترلي نمايش اسلايد ها را نشان داد. همچنين در قسمت Sound ميتوان براي اين جابجايي ها صدايي را انتخاب کرد. در پايان با انتخاب Apply يا Apply to All تنظيمات به يک اسلايد يا همه اسلايد ها اعمال ميشود.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 14:51  توسط مجید عزیززاده  | 

مقدمه برنامه Power Point يکي از برنامه هاي بسته نرم افزاري Office به شمار ميرود که با آن ميتوانيد مجموعه اسلايدهايي که متن را با متن هاي رسم شده Clipart ، عکس، صدا، تصوير ، و حتي جلوه هاي ويژه متحرک نمايش دهيد. پس ميتوانيد کارتان را به اسلايدهاي 35mm تبديل کنيد . علاوه بر اينها چون Power Point يک Package است ميتوانيد سند هاي Word ، کاربرگهاي Excel را به صورت گرافيک و متن و به Power Point اضافه نماييد. در حقيقت Power Point قسمت سمعي – بصري برنامه Office است. برنامه Power Point با نصب برنامه Office در سيستم شما ديده ميشود. براي مطالعه ي اين دوره ي آموزشي نياز است کاربران محترم آشنايي مقدماتي با محيط Windows داشته باشند . جهت نصب و اجراي نرم افزارهاي Office که Power - Point نيز شامل آن مي شود ، نياز به سيستمي با مشخصات ذيل مي باشد : - حداقل سيستم مورد نياز پنتيوم 233 - 16 مگابايت Ram - حدود 600 مگا بايت فضاي آزاد Presentation - نمايش مجموعه اي از اسلايدها ميباشد که براي گروهي از افراد نمايش ميدهيد. Power Point فايلهاي خود را با پسوند .ppt ذخيره ميکند که براي اجراي اينگونه فايلها حتماً بايد نرم افزار Power Point را روي سيستم داشته باشيم. همچنين ميتوان فايلهاي Power Point را با پسوند .pps که حالت اجرايي ( exe) دارد نيز ذخيره کرد که در اين حالت براي اجراي اين فايلها نيازي به خود برنامه وجود ندارد. پسوند .pot مخصوص فايلهايي است که به عنوان الگو يا Template ذخيره ميشوند. ( که در ادامه بحث توضيح بيشتري به اين مقوله داده ميشود. ) هنگام اجراي برنامه Power Point پنجره Start up باز ميشود که سه راه براي شروع را پيشنهاد ميکند. روش فعال شدن Start up از منوي Tools گزينه Option ، برگ نشان View ، گزينه Startup Dialog را فعال ميكنيم. Auto contact wizard : آسانترين راه ايجاد يک کار جديد است. پس از دريافت اطلاعات يک مجموعه اسلايد ايجاد ميکند که درباره موضوعي که مشخص ميکنيم ايجاد ميشوند. Design Template : با انتخاب اين گزينه پنجره New Presentation باز ميشود. با انتخاب يک Template و زدن کليد OK پنجره ديگري باز ميشود که نمونه اسلايدي را که ميخواهيد بر اساس آن مورد طراحي شود را انتخاب ميکنيد. به اين مجموعه Layout ميگوييم که شامل 24 نمونه کار ميباشد . با انتخاب هر کدام نام آن را ميتوانيم سمت راست پنجره مشاهده کنيم. هر کدام از اين Layout ها داراي معيار هاي ( متن ، جدول ، نمودار و گرافيک ) است . تفاوت استفاده از Auto content wizard با Design template در اين است که در حالت اول مجموعه اي از اسلايدها ظاهر ميشود که در نوار وضعيت ميتوانيم از تعداد آن اطلاع پيدا کنيم. ولي در Design Template فقط يک نمونه کاري در اختيار کاربر قرار داده ميشود. Blank Presentation : يک اسلايد خالي و بدون طرح را در اختيار شما قرار ميدهد که بر اساس انتخاب Layout مناسب ميتوانيد محتويات آن را ويرايش کنيد. نما هاي Power Point در قسمت پايين پنجره اصلي Power Point در منتهي اليه سمت چپ نما هايي وجود دارد که با انتخاب هر يک نحوه نمايش اسلايد شما تغيير ميکند. همچنين از منوي View نيز ميتوانيد به اين نما ها دسترسي پيدا کنيد. نماي Slide view : نمايي است که در آن ميتوان اقدام به ويرايش اسلايد نمود. در حقيقت در اين قسمت است که ميتوان تغييراتي را از جمله شماي ظاهري طرح اسلايد و محتوي اسلايد ها اعمال نمود . نماي Slide Sorter : اسلايد ها را از چپ به راست و از بالا به پايين صفحه نمايش مرتب ميکند . وقتي بخواهيم تمام کار را يکجا ببينيم يا ترتيب قرار گرفتن اسلايد ها را تغيير دهيم از نماي Slide Sorter استفاده ميکنيم. در اين حالت نمايشي نميتوانيم تغييري در محتواي اسلايد ها بدهيم ولي به راحتي ميتوانيم اسلايدي را حذف يا اضافه نماييم. Slide Show : هنگامي که اسلايد ها براي نمايش آماده شدند ميتوان آن را در Slide Show مشاهده نمود و نتيجه نهايي کار نمايش به عنوان يک سلسله اسلايد الکترونيکي استفاده ميشود. در اين حالت ميتوان چگونگي تفسير صفحه نمايش هنگام حرکت ميان اسلايد ها و همچنين انيميشن يا جلوه هاي ويژه اي که به کار افزوده ايد را ببينيد. در اين نما امکان هيچ تفسيري در اسلايد ها وجود ندارد. کليد ميان بر Slide Show کليد F5 ميباشد. Outline View : نمايي را در اختيار ميگذارد که فقط در آن ميتوان اقدام به تايپ متن نمود. در اين نما از هيچ گونه امکانات گرافيکي نميتوان استفاده کرد. با فعال شدن اين نما، نوار ابزار Outlining پديدار ميشود. ذکر اين نکته ضروري است که در Power Point در هر اسلايد از 5 سطح نوشتاري ميتوان استفاده کرد. بنا به قرار گرفتن در هر سطح فونت نوشته نيز تغيير ميکند. در Power Point هر اسلايد ميتواند يک عنوان جداگانه براي خود داشته باشد ( با توجه به اينکه در Power Point به اولين اسلايد ( شماره 1) اسلايد عنوان گفته ميشود. همانطور که گفته شد اگر اقدام به تايپ متن در اسلايد نماييم ميتوانيم اين کار را در نماي Outline انجام دهيم. با زدن کليد Enter يک اسلايد جديد اضافه ميشود. هنگامي که مکان نما روي شماره اسلايد است با زدن کليد هاي Ctrl+ Enter ميتوانيم داخل اسلايد شده و به آن محتوي بدهيم. ( يک نماي اسلايد 5 سطحي ). نماي Outline نوار ابزاري به نام Outlining را پديدار مينمايد. براي خاتمه دادن به محتواي اسلايد و ايجاد اسلايد ديگر مجدداً بايد کليد Ctrl+ Enter را بزنيم. براي سطح بندي متون همان طور که گفته شد در Power Point از 5 سطح ميتوان استفاده کرد. که اين کار را با نوار ابزار Outlining براحتي ميتوانيم انجام دهيم . کافي است سطر مورد نظر را انتخاب کرده و يا با دکمه هاي Promote ( ترفيع) و Demote ( تنزل) سطح هاي مورد نظر را ايجاد کنيم. اگر روي سطح اول قرار گرفته باشيم و دکمه Promote را بزنيم آن سطح يک درجه ارتقاع پيدا ميکند. و عنوان اسلايد در سطح گرفته ميشود. دکمه Demote پاراگراف را يک سطح پايين ميبرد. همچنين اگر روي سطح 5 باشيم دکمه Demote از نوار ابزار غير فعال ميشود يعني کمتر از سطح 5 نميتوان ايجاد کرد. ايجاد Outline به ويژه با ترکيب هاي Ctrl+ Enter و Enter ممکن است طول بکشد تا به آن عادت کنيد. دکمه Move up : ( حرکت به بالا ) و Move down ( حرکت به پايين ) براي پيمايش در بين متن هاي Outline . Collapse : باعث بسته شدن سطوح در اسلايد جاري ميشود. Expand : باعث باز شدن سطوح در اسلايد جاري ميشود. Collapse all : باعث بسته شدن کليه سطوح در همه اسلايد ها ميشود و فقط عنوان اسلايد ها نمايش داده ميشود. Expand all : باعث نمايش کليه سطوح در کليه اسلايد ها ميشود. Summery : يک اسلايد با عنوان Summery slide به ليست اسلايد ها اضافه ميکند. Formal : باعث تغيير فرمت در نمايش اسلايد ميشود. نماي Normal view : ترکيبي از Outline و Slide view است. شناسايي نوار ابزار ها و توانايي ايجاد يک نوار ابزار سفارشي نوار ابزار ها نحوه دسترسي سريع به گزينه هاي موجود در منو ها را فراهم ميسازند. نوار ابزار ها را ميتوان از منوي View گزينه Toolbar فعال کرد. براي سفارشي کردن نوار ابزار براي اينکه بتوانيم ابزار هاي دلخواه را به طور پراکنده از منو هاي مختلف انتخاب کنيم در برگ نشان Toolbar گزينه New را انتخاب کرده و نام مناسبي براي آن انتخاب ميکنيم سپس از برگ نشان Command ابزار هاي انتخابي را به نوار ابزار جديد Drag ميکنيم. از اين پس ميتوان نام اين نوار ابزار را در منوي View/ Toolbar مشاهده نمود. براي اينکه بتوان مکان Screen tip را براي ابزار هاي نوار ابزار فراهم نمود و همچنين کليد هاي ميان بر ابزارها را همراه با Screen Tip نشان داد گزينه Show shortcut keys in screen Tip را از منوي View/ Toolbar/ Customize/ Option فعال ميكنيم. آشنايي با چند اصطلاح در Power Point : Placeholder : به مکانهايي در اسلايد گفته ميشود که هنگام انتخاب ، گيره هايي در اطراف آن ظاهر ميشود که ميتوان از نظر نوشتاري مستقل عمل کنند. Handout : ميتوان از اسلايد چاپ گرفت و در اختيار کساني که در کنفرانس شرکت کرده اند قرار داد كه اصطلاحاً Handout گفته ميشود. تنظيمات لازم براي بهينه کردن نحوه نمايش Tools/ Option/ View Startup dialog : در صورت فعال بودن باعث ميشود هنگام شروع کار با Power Point پنجره Startup ظاهر شود. New slide dialog : هنگام ايجاد يک اسلايد جديد نماي Layout ها را در اختيار ما قرار نميدهد. Status bar : باعث نمايش نوار وضعيت در پايين پنجره ميشود. Virtual ruler : خط کش عمودي را در صفحه ميتوان مشاهده کرد . البته به شرطي که Ruler ا از منوي View فعال کرده باشيم. Windows in taskbar : در صورت باز نمودن بيش از يک برنامه ميتوان براي بستن Presentation جاري بين Presentation ديگر حرکت نمود. Popup menu on right mouse click : باعث فعال بودن Right clickو ظاهر شدن منوي کرکره اي هنگام نمايش در نماي Slide Show ميشود. Show popup menu button : باعث ميشود دکمه ها عملياتي در منتهي اليه سمت چپ Slide show فعال باشد. End with black slide : در خاتمه نمايش اسلايد ها ، اسلايدي سياه نمايش داده ميشود . در صورت غير فعال بودن اين گزينه هنگام خاتمه نمايش ، وارد برنامه Power Point ميشويم. طراحي يک اسلايد با ايجاد زمينه جديد براي طراحي اسلايد ميتوان از روشهاي پيشنهاد شده در ابتداي درس کمک گرفت . به طور مثال از Design Template که يک اسلايد با طرح انتخابي در اختيار ما قرار ميدهد و با اضافه کردن اسلايد طرح انتخابي به بقيه اسلايد ها نيز اعمال ميشود. يا از Presentations که از منوي File/ new ميتوان به آن دسترسي پيدا کرد و عملکرد تقريباً مشابه Auto content wizard دارد که در اين حالت گروهي از اسلايد ها هم از نظر طرح و هم از نظر فونت ميتوانيم داشته باشيم و امکان جايگزين کردن متن هاي دلخواه با متن هاي داخل اسلايد وجود دارد.در اين حالت نيز با ايجاد يک اسلايد جديد طرح انتخاب شده به اين اسلايد هم اعمال ميشود. اکنون ميخواهيم ببينيم چگونه ميتوانيم يک اسلايد را خودمان طراحي کنيم. از منوي Insert گزينه New slide را انتخاب ميکنيم . يا کليد ترکيبي Ctrl+M را ميزنيم و از پنجره ظاهر شده New slide- Layout مناسبي مثلاً Blank را انتخاب ميکنيم . با ظاهر شدن اين Layout در حالت Normal view با Right click روي اسلايد و انتخاب گزينه Background از ليست باز شدني رنگ دلخواهي را انتخاب ميکنيم . براي تنوع انتخاب رنگ از More color هم ميتوانيم استفاده کنيم. رنگ مورد نظر را اگر تعدادي اسلايد ايجاد کرده باشيم با دکمه Apply to all به کليه اسلايد ها اعمال ميکنيم و با انتخاب Apply فقط به اسلايد جاري . فرق Apply و Preview در پنجره Background را خودتان امتحان کنيد. با انتخاب Fill Effects ( پر کننده ) از ليست باز شدني پنجره اي با 4 برگ نشان داخلي ظاهر ميشود. از برگ نشان Gradient در قسمت Colors با انتخاب One color ميتوانيد رنگ مورد علاقه خود را با درجه در اختيار داشته باشيد و همزمان از قسمت Shading style انواع طيف هاي رنگي در رابطه با رنگ شما نمايش داده ميشود. طيف نور افقي Horizontal طيف نور عمودي Vertical طيف نور مورب از بالا Diagonal up طيف نور مورب از پايين Diagonal down طيف نور از گوشه From corner اعمال طيف نور از مرکز From title Two color هم عملي مشابه One color ارائه ميدهد با اين تفاوت که ترکيبي از دو رنگ گرافيک هاي جالبي ايجاد ميشود. گزينه Present : طرح هاي از پيش تهيه شده اي است که با انتخاب هر طرح و با تنظيم در قسمت Shading style ميتوان اسلايد را طراحي نمود. برگ نشان Texture : طرح هاي موزائيکي در برگ نشان وجود دارد که ميتوان از آن به عنوان پشت زمينه اسلايد استفاده کرد و ميتوان با گزينه Other texture نمونه کاري را به اين طرح ها اضافه نمود. جهت اضافه نمودن عنوان ميتوان از فايلهايي که پسوند .bmp و .gif و .jpg دارند استفاده نمود. برگ نشان Pattern : در اين برگ نشان نيز با انتخاب رنگهاي Foreground ( پيش زمينه ) و Background ( پشت زمينه ) و با انتخاب از ليست Pattern اسلايد طراحي ميشود. برگ نشان Picture : در اين برگ نشان با انتخاب دکمه Select Picture ميتوان تصويري را به عنوان پشت زمينه اسلايد انتخاب نمود که اين تصوير تمام سطح اسلايد را ميپوشاند. در اينجا نيز ميتوان از فايلهايي با پسوند .jpg و .gif و .bmp استفاده کرد که عملکردي متفاوت با Texture دارد که بهتر است خودتان امتحان کنيد. طراحي با استفاده از Apply design در اثر Right click روي اسلايد زمينه ديگري با نام Apply design را انتخاب ميکنيم پنجره اي ظاهر ميشود که نمونه هاي Template را در اختيارمان قرار ميدهد که ميتوان طرح هاي قبلي را با اين طرح ها جايگزين کرد. با Right click روي اسلايد گزينه Slide color scheme را انتخاب ميکنيم و روي اسلايد هاي موجود اثر آن را امتحان کنيد. اکنون در مرحله اي قرار داريد که ميتوانيد انتخاب عملکرد هر يک از 3 روش توضيح داده شده در حالت هاي متفاوت را تشخيص دهيد. اضافه کردن توضيحات به يک اسلايد : يک اسلايد ميتواند يک Comment box ( جعبه توضيحات ) داشته باشد که در صورت نياز بتوان از آن استفاده نمود براي اضافه کردن توضيح به يک اسلايد از منوي Insert گزينه Comment را انتخاب ميکنيم. براي اينکه يتوانيد نام نويسنده جعبه توضيحات را به نام خودتان تغيير دهيد کافي است در منوي Tools گزينه Option را انتخاب کنيد و در قسمت General/ User information نام خودتان را تايپ کنيد . از اين پس با اضافه کردن جعبه توضيحات نام نويسنده اين Box با نام خودتان ظاهر ميشود. براي پنهان کردن يا آشکار کردن جهبه توضيحات، از منوي View گزينه Comment را انتخاب ميکنيم . در اين حالت هر چند تعداد Comment که در اسلايد داشته باشيم آشکار يا پنهان ميشود
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 14:50  توسط مجید عزیززاده  | 

ابتدا يک فايل جديد با ابعاد 400×400 و با زمينه Transparent بسازيد و نام لايه خود را Back بگذاريد. به Edit > Fill رفته و صحنه را با رنگ سياه پر کنيد. متن مورد نظر خود را با اندازه ي بزرگ و رنگ سفيد در وسط صحنه بنويسيد. به Layer > Rasterize > Type رفته و لايه متن خود را Rasterize کنيد. حالا نام لايه خود را Text1 بگذاريد. از لايه خود يک کپي تهيه کنيد (duplicate) و نام لايه به وجود آمده را Text2 بگذاريد و اين لايه را Hide کنيد. لايه Text1 را انتخاب کرده وبه Layer > Merge Visible برويد. حالا به Go Edit > Transform > 90 CW برويد. به Filter >Stylize > Wind رفته و Wind را انتخاب کنيد و Direction آن را From the Right قرار دهيد. حالا Ctrl+F را فشار دهيد. دوباره به Filter >Stylize > Wind رفته و اين بار جهت راFrom the Left انتخاب کنيد. باز هم Ctrl+F را فشار دهيد. به Edit Transform > 90 CCW رفته و مرحله قبل را به جز فشار کليد هاي Ctrl+F تکرار کنيد. حالا به Filter > Distort > Ripple برويد. به Image > Adjustments > Hue/Saturation رفته و تنظيمات آن را مانند زير انجام دهيد: Colorize : Checked Hue : 218 Saturation : 50 Lightness : 0 کليد Ctrl را پايي نگه داشته و روي Text2 کليک کنيد تا انتخاب شود سپس به Select > Contract برويد و مقدار contract را برابر 2px تنظيم کنيد. سپس قسمت انتخاب شده را با رنگ مشكي پر کنيد. حالا طرح شما کامل است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 14:27  توسط مجید عزیززاده  | 

اعمال Stroke اعمال Stroke : چنانچه بخواهيم دور جسم يا متني به اندازه دلخواه رنگي شود، بهترين روش استفاده از گزينهStroke منوي Edit ميباشد. روش كار به صورت زير است: 1-ابتدا محدوده مورد نظر را انتخاب ميكنيم 2-در پنجره Layer يك لايه خالي ايجاد ميكنيم 3-گزينه Stroke را از منوي Edit انتخاب ميكنيم، كادري ظاهر ميشود كه در قسمت Width پهناي مورد نظر را وارد ميكنيم. در قسمت Location موقعيت قسمت رنگي را مشخص ميكنيم سپس روي دكمه OK كليك ميكنيم. 4-مشاهده ميشود كه خط رنگي با پهناي وارد شده دور تا دور موضوع مورد نظر وارد ميشود تغيير اندازه يك تصوير : براي تغيير اندازه يك تصوير ، گزينة Image Size را از منوي Image انتخاب نمائيد. كادر محاوره اي آن ظاهر مي شود . شما مي توانيد ابعاد تصوير را بر حسب پيكسل ( به طور منطقي ) يا درصد ببينيد. همچنين مي توانيد اندازه چاپ تصوير ( كه در بخش Output size تنظيم مي شود.) را بر حسب اينچ ، سانتيمتر ، نقطه ، پيكسل يا ستون ملاحظه نمائيد و علاوه بر آن با استفاده از منوهاي گشودني درصدها را پيدا كنيد . وقتي براي اولين بار كادر محاوره اي Image Size را باز مي كنيد ، اگر پهنا و ارتفاع ابعاد را به درصد تنظيم نمائيد متوجه خواهيد شد كه تنظيم پيش فرض به صورت 100 درصد است . ساده ترين روش براي بزرگ يا كوچك كردن تصوير اينست كه گزينة constrain proportions ( تناسب هاي محدود ) در پايين اين جعبه ها محاوره اي فعال شود ، پس به راحتي درصدهاي جديد را در يكي از اين ميدان ها وارد نموده و روي دكمة OK كليك كنيد . بدين ترتيب اعداد ديگر تغيير مي كنند تا درصد صحيحي از افزايش يا كاهش در اختيار شما قرار گيرد . فعلا به گزينة Resample Imageتوجهي نداشته باشيد و آن را به همان صورت Bicubic رها كنيد . همچنان كه در جعبه محاوره اي Image Size تغييراتي را اعمال مي كنيد فتوشاپ نيز به طريقه خودكار ، پرونده ي اندازه را در بالاي اين پنجره بهنگام خواهد كرد. تغيير اندازه يك بوم : بزرگتر كردن اندازه بوم ،فضاي اضافه اي را در اطراف تصوير در اختيار شما قرار مي دهد ولي در اندازه تصوير تاثيري ندارد . به دليل اين كه تغيير اندازه از رنگ پس زمينه براي پر كردن فضاي اضافه شده استفاده مي كند . اطمينان يابند كه اين رنگ همان رنگ مورد نظر شماست . قبل از تغيير اندازه بوم ، روش ديگري براي برش دادن عكس يا كاهش ناحية بوم محسوب مي شود . اين روش چندان مطمئن نيست زيرا ممكن است به طور تصادفي ، قسمتي از تصوير را از دست داده و ديگر نتوانيد آن را ترميم كنيد . براي تغيير اندازه بوم ، جعبه محاوره اي Convazse Size ( بوم نقاشي) را از طريق فرمانImage Canvas size باز كرده ، سپس پهنا و ارتفاع مورد نظر بوم را مشخص نمائيد . شما مي توانيد در منوي گشودني مربوطه سيستم اندازه گيري دلخواه خود را تعيين كنيد . ( همان طور كه قبلا در جعبه محاوره اي Image Size مشاهده كرديد .) به محض اينكه اعداد مورد نظر خود را وارد مي كنيد ،فتوشاپ اندازة پرونده جديد را محاسبه كرده و آن را نمايش مي دهد . براي تعيين محل مورد نظر تصوير در بوم مزبور از لنگر مربوطه استفاده كنيد . در وسط بوم كليك كنيد تا تصوير مورد نظر را در مركز اين بوم قرار دهد ، يا روي هر سلول در جدول پايين كادر ،متناسب با ناحيه ايي كه مي خواهيد تغيير كند ، كليك نمائيد . ابزارهاي متن Type tool: فتوشاپ 6 نسبت به برنامه هاي قبلي خود ، كارهاي متني بيشتري انجام مي دهد كه شامل سه روش متفاوت جهت نظارت بر متن مي باشد . وقتي گزينة Type Tool را انتخاب مي كنيد . نوار Tool Option ،گزينه هاي متني اصلي را نمايش خواهد داد . كه عبارتند از حروف نما ، اندازه ، همترازي و چند ناظم ديگر . با شروع از سمت چپ نوار ، ابتدا يك حرف پركننده ، يك خط محيطي و سپس دو همراه با پيكانه هاي مربوطه را مشاهده مي كنيد . پيكانه ها ، به منزله ي درج متن به صورت افقي يا عمودي مي باشند و خط محيطي نشان مي دهد كه مجموعه حروف با آن ابزار بيشتر به عنوان مسيرهايي ايجاد مي شوند . قابليت تنظيم مسيرها امكان انجام يكي از بهترين ترفندهاي فتوشاپ يعني برش متن بدون برش عكس را ميدهد. پس ، يك منوي پيمايشي ظاهر مي شود كه دسته ايي از مقام Font ها ( حرف نما ها ) ، سبك ها و اندازة حرفنما از 6 تا 72 نقطه است و شما مي توانيد كوچك يا بزرگتر كردن متن را به وسيلة درج اندازه نقطه در اين پنجره انجام دهيد . در مرحلة بعد ، مي توانيد مقدار دندانه اره ايي ( anti-alising ) كه مي خواهيد اعمال شود ( نظير Crisp ( نيرو بخش ) ، smooth ( هموار ) ، strong ( قوي ) ، none ( هيچيك ) را قرار دهيد . مجموعة سه دكمة بعدي به شما اجازه مي دهد چپ چيني ( flush left ) ، مركز ( Centered ) و يا راست چيني ( Flus Right ) را انتخاب كنيد . قسمت بعدي رنگ مربوطه به متن را نشان مي دهد با كليك روي آن color picker ظاهر ميشود و رنگ موردنظر را از آن انتخاب مي كنيم . شمايل T با خط منحني زير آن ، نشان دهندة يكي از بهترين امكانات اضافي فتوشاپ 6 مي باشد . اين علامت wrap text ناميده ميشود و 15 مسير متن را از قوس ها و پرچم گرفته تا چشم ماهي ، در اختيار , شما قرار مي دهد . بالاخره در آخر نوار Option دكمة palette را مشاهده ميكنيم كه با كليك روي آن پنجرة character ( نويسه ) باز مي شود . اين پنجره به شما امكان نظارت بر فاصله گذاري سطرها ، فضا گذاري ، فاصله گذاري حروف و تغيير مكان خط مبنا علاوه بر گزينه هاي حرفنما ، سبك ، رنگ و اندازه مي دهد . پنجره ايي كه با علامت A\V و برچسب پيكانها مشخص شده بر فاصله گذاري نظارت دارد . فاصله گذاري حروف ( kerning ) به مقدار فضاي ميان حروف مجاور اشاره دارد . بيشتر حرفنما ها در اندازه هاي بزرگتر براي تنظيم فضاي ميان يك جفت حروف مثل WA يا A\V به مقدار فاصله گذاري نياز دارند . در غيراينصورت ، بين حروف مزبور شكاف ايجاد مي شود . پيش فرض براي فاصله گذاري Metrics ميباشد . فضاگذاري ( Tracking ) نيز شبيه به فاصله گذاري است ، ولي شامل تنظيم فاصله ميان حروف يك كلمه يا عبارت ميباشد . فضاگذاري مي تواند Tight وارد کردن اعداد منفي يا Loose وارد کردن اعداد مثبت باشد . در نظر گرفتن عدد صفر در پنجرة فضاگذاري بدين معناست كه هيچ فضاگذاري اعمال نشود . فاصله گذاري سطرها ( Leading ) ، مقدار فاصلة ميان خطوط متن را مشخص ميكند . اگر در حال درج يك لغت يا يك خط متني جداگانه باشيد . به فاصله گذاري سطرها نياز نداريد ولي به محض اضافه كردن خط دوم ، فاصله گذاري مهم مي شود . به دليل اينكه فاصله گذاري بايد بزرگتر از اندازه نقطه متن باشد تا از روي هم افتادگي و چسبندگي خطوط جلوگيري شود . پيش فرض فتوشاپ براي فاصله گذاري حروف 120% ميباشد . از اين رو مي توانيد براي متن 10 نقطه ايي ، فاصله گذاري 12 نقطه ايي تنظيم كنيد . پنجرة Paragraph : آنچه فتوشاپ به عنوان يك پاراگراف ( بند ) ارائه ميدهد ، متخصصين صرف و نحو را به هراس مي اندازد . در اصطلاح فتوشاپ هر خطي كه از يك بازگشت نورد پيروي ميكند ، “بند” ناميده ميشود . در اين پنجره گزينه هاي مربوط به كل بند نظير : همترازي ، تورفتگي و فاصله گذاري خط را تنظيم مي كند . شكل هايي كه در بالاي اين پنجره قرار دارند همترازي هاي امكان پذير را نمايش مي دهند : چپ ، مركز ، راست ، همچنين اين گزينه ها در نوار Option اين ابزار قرار دارند . در اين جا شكل هاي ديگري وجود دارند كه به شما امكان مي دهند ، متن را با آخرين خط از طرف چپ ، مركز ، راست يا كاملاً تراز كنيد . اين گزينه هاي آخري ، در صورتي در دسترس قرار مي گيرند كه متن را در يك كادر بسته قرار دهيد . ساير شكل ها و پنجره هاي موجود در پنجرة Paragraph ، به شما امكان مي دهند . تورفتگي بند تورفتگي اولين خط ، تورفتگي هاي راست و فاصلة اضافي قبل و بعد را تنظيم كنيد . نكته : در كنار لايه هاي متني حرف T مشاهده ميشود و اين نشانگر لايه متني ميباشد . براي render كردن لايه و يا خارج كردن لايه از حالت متني مسير زير را طي مي كنيم . ( Layer Type Rasterize ) يا اينكه روي نوار رنگي لاية مربوطه كليك راست گرده گزينة Rasterize را انتخاب كنيم . ماسك اعمال ماسك : ماسك ها مي توانند شيء انتخاب شده و يا پس زمينه را پنهان كنند . ممكن است كاملاً كدر ، يا نيمه شفاف باشند . كار با ماسك سريع Quick mask : فتوشاپ روشي بسيار سريع و آسان را براي ايجاد نوعي ماسك موقتي ، و قابل ويرايش ارائه كرده است . كه (ماسك سريع ) ( Quick mask ) ناميده ميشود . يكي از مزيتهاي آن اين است كه مي توانيد تصوير و ماسك را به طور همزمان مشاهده كنيد . مي توانيد كار را با ناحية انتخاب شده شروع كنيد ، و سپس با استفاده از قلم موي نقاشي بخشهايي را به آن اضافه ، و يا از آن كم كنيد ، همچنين ميتوانيد ، ماسك سريع را به طور كامل با استفاده از قلم موي نقاشي ايجاد كنيد . ?كار عملي ايجاد ماسك سريع : 1-با كمك يكي از ابزارهاي انتخاب ( Selection tool ) كه مناسبتر به نظر مي رسد ، بخشي از تصوير مورد نظر خود را در حالت انتخاب شده قرار دهيد . 2-براي ويرايش انتخاب كافيست دكمة Quick mask را انتخاب كنيد . 3-با اين كار مشاهده خواهيد كرد كه پوششي از ماسك روي تصوير به غير از محدودة انتخابي قرار ميگيرد . ( رنگ مزبور، ناحية محافظت شده را نشان ميدهد . اين رنگ به اصطلاح نشان دهندة ناحية انتخاب نشده مي باشد . طبق تعريف ماسك با رنگ قرمز و ميزان كدر بودن ، opacity به ميزان 50 % درصد ظاهر ميشود . 4-اگر ماسك مزبور به ويرايش احتياج داشت سرقلم مناسبي انتخاب مي كنيم و با يكي از ابزارهاي ترسيمي مثل قلم موي نقاشي شروع به ويرايش مي كنيم . (با در نظر گرفتن رنگ F.g ) 5-از آنجا كه ماسك ها در اصل به صورت تصويرهاي خاكستري رنگ( grayscale ) ميباشند رنگ آميزي با رنگ سياه موجب اضافه شدن بخشهاي انتخاب شده به رنگ قرمز مي شود . رنگ آميزي با رنگ سفيد نيز بخشهاي انتخاب شده را كاهش مي دهد. (معادل پاك كردن ) 6-وقتي ويرايش ماسك به حد رضايت بخشي رسيد ، دكمة standard mask را در جعبه ابزار كليك كنيد . با اينكار به تصوير اصلي باز خواهيد گشت . اعمال سايه : اعمال سايه به متن يا تصوير به آن بعد داده و موجب مي شود بيشتر به چشم بيايد . سايه جلوه خاص و زيبايي براي تاكيد بر روي يك چيز و جلب توجه بيشتر مي باشد . Drop Shadow قبل از اينكه يك فيلتر باشد ،جلوة لايه محسوب مي شود ، بنابراين مي توانيد آن را قبل و بعد از رند كردن تايپ استفاده كنيد . نكته: سايه را در همه جا استفاده نكنيد ! اگر از سايه در همه جاي تصوير استفاده شود ،همه چيز به يك نسبت به چشم مي آيد و شما مزيت استفاده از سايه را براي جلب توجه يك شي از دست خواهيد داد . دقت كنيد تمام سايه ها يكنواخت باشند ! اگر در يك ناحيه به چند شيء سايه اعمال مي كنيد ، دقت كنيد كه تمام سايه ها يكسان بوده و ((عمق)) آنها مناسب باشد ، اگر سايه متفاوت و اتفاقي باشند ، اين تفاوتها مشخص خواهد بود . سايه را زياد تيره نكنيد . زيرا ممكن است عمق و تيرگي بيش از آنچه كه قرار است جلب توجه كند به چشم بيايد . سايه ها را روشن و ظريف ايجاد كنيد . تصوير زير نمونه هايي از اعمال نادرست و درست سايه ها را نشان مي دهد . فتوشاپ 6 ، شامل ابزار قدرتمند و ساده سايه [drop shadow] و نيز ابزارهاي درخشندگي [glow] بيرون زدگي [bevel] ، برجسته سازي [emboss] ، روي هم افتادگي [overlay] براي متن و گرافيك مي باشد . مي توانيد اين ابزارها و افكتها را در منوي layer و زير منوي Style layer بيابيد . به خاطر داشته باشيد كه مي توانيد جلوه سايه را علاوه بر متن بر اشياء نيز اعمال كنيد . با وجود اين ، نمي توان جلوه لايه را به چيزي كه در يك لايه مجزا قرار ندارد ، اعمال كرد . اگر بر روي پس زمينه نقاشي كنيد نمي توانيد به آن جلوه اي بيفزاييد . ( مسير اعمال Effect در ورژن 5/5 ) Layer > Effect > Drop Shadow ( مسير اعمال Effect در ورژن 6.0 ) Layer > Layer Style > Drop Shadow تعيين ميزان كدر بودن سايه توسط اين گزينه صورت مي گيرد . Dangle : زاويه تابش نور در اين قسمت مشخص مي شود . Distance :فاصلة سايه تا جسم مورد نظر در اين قسمت تعيين مي شود . Spread :انتشار و وسعت سايه در اين قسمت مشخص مي شود . Size : اندازه سايه بوسيله اين گزينة تنظيم مي گردد. قسمت QUALITY : Contour : طرح يا محيط مرئي را مشخص مي كند . Noise : توسط اين قسمت مي توانيم پيكسلهاي مربوط به سايه را انتشار داد . چنانچه در اين كادر گزينةPreview فعال باشد . تمام تغييرات را به طور همزمان مشاهده مي كنيد . كارعملي : اعمال سايه به متن براي ايجاد سايه ، روي متن مراحل زير را انجام دهيد : 1- يك سند جديد با پس زمينه سفيد باز كنيد . 2- توسط ابزار تايپ متن مورد نظر را با فونت دلخواهتان تايپ كنيد . 3- از منوي Layer قسمت Layer style عبارت shadow drop را انتخاب كنيد تا كادر مكالمه مربوط به آن باز شود . گزينة preview را علامت بزنيد . تا بتوانيد در حين كار تغييرات را مشاهده كنيد . نكتة مهم اين كار در اين است كه صفحة نمايش را طوري مرتب كنيد كه بتوانيد كادر مكالمه و متني را كه بر روي آن كار مي كنيد به طور همزمان مشاهده كنيد . 4- براي حالت آميختگي يكي از حالتهاي normal ، multiply ، يا durken را انتخاب كنيد . در غير اين صورت با انتخاب گزينه هاي ديگر نمي توانيد سايه را مشاهده كنيد ، براي تغيير رنگ سايه بر روي نمونه رنگ در كنار منويmode كليك كنيد . اين كادر موجب باز شدن پنجره picker color مي شود . 5- ميزان تيرگي [opacity] و زاويه [angel] سايه را با كليك و كشيدن لغزنده در در شكل ساعت وار تنظيم كنيد و يا عددي پنجره هاي مربوط وارد كنيد . 6- فاصلة سايه [distance] را از كلمة يا شي ء تنظيم كنيد ، اندازه [size] را بر اساس مقدار سايه اي كه مي خواهيد مشاهده كنيد ، تنظيم كنيد . مقدار spread مشخص مي كند تا چه حد لبه هاي سايه مشخص باشند. بعد از انجام تنظيمات مورد نظر دكمة OK را كليك كنيد . البته هنوز هم مي توانيد آن را اصلاح كنيد . تا قبل از ادغام لايه ها يا رند كردن متن مي توانيد هر تغييري را اعمال كنيد . ايجاد درخشندگي ايجاد درخشندگي : علاوه بر سايه [drop shadow] در اين منو ، جلوه هاي جالب ديگري نيز موجود مي باشند . حال به بررسي جلوه درخشندگي [glow] مي پردازيم. همچنين مي توانيد اين درخشندگي را از داخل [inner glow] اعمال كنيد كه به نظر مي رسد ، حروف خودشان مي درخشند . اين جلوه براي تاكيد بر روي بخشي از متن يا جدا كردن آن از پس زمينه شلوغ مناسب است . جلوة [outer glow] بيشتر براي مشخص كردن چيزي در پس زمينه و در جاهايي كه استفاده از سايه مناسب نيست ، كاربرد دارد . ساير اشياء نيز مي توانند درخشندگي داشته باشند . جلوه هاي بيرون زدگي و برجسته سازي [bevel and emboss] : اين دو ابزار نيز در قسمت layer style قرار دارند و هر دوي آنها متن را برجسته مي كنند. جلوة bevel بر لبه هاي متن تاثير گذاشته و آنها را برجسته مي سازد . اما سطح حروف صاف هستند . در حالي كه جلوة emboss ظاهر حروف را گرد يا انحناء وار مي كند . مي توانيد با تغيير حالتهاي آميختگي [blending modes] ، درجه تيرگي [opacity] و رنگهاي روشن و سايه ها ، جلوة اين ابزار را تغيير دهيد . مطابق معمول ، بهترين راه فهيدن آنها ، تجربه كردن جلوه ها با تنظيمات متفاوت است . فرمان Import : فرمان import -file - import سبب مي شود فايل هايي را كه با قالب بندي هاي ديگر ذخيره شده اند را باز كنيد . ( به طور كلي براي وارد كردن و يا دريافت فايل از اين فرمان استفاده مي شود .) معمولا اين فايل ها با رابط twain ، مثل فايل ها و برنامه هاي اسكنر ، دخيره شده اند . همچنين فايل هايي را كه به طور مستقيم از طريق دوربين ديجيتال مرتبط به فتوشاپ وارد مي شوند را نيز شامل مي شود . وارد كردن فايل با استفاده از رابط (twain ): فرمانهاي twain acquire و twain select كه در منوي import file قرار دارند ، در واقع تصاوير را وارد نمي كنند . بلکه اين فرمانها نرم افزار مناسب اسكنر را باز مي كنند تا از درون برنامه فتوشاپ جهت ورود تصاوير اسكن شده از آن استفاده كنيد . فتوشاپ براي اسكن كردن ، استانداردهاي twain و twain 32 و twain – 32 را پشتيباني مي كند . (براي اطلاعات بيشتر به راهنماي اسكنري كه با آن كار مي كنيد مراجعه كنيد .) فرمان Export: براي ارسال فايلها با پسوند خاص از اين قسمت استفاده مي شود
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 14:25  توسط مجید عزیززاده  | 


كار با فايلها و پسوندهاي مورد استفاده كار با فايل ها : فتوشاپ مي تواند تصويرها را با قالب بنديهاي مختلف باز كرده و يا ذخيره كند . قالب بندي در واقع روش ذخيره سازي اطلاعات موجود در فايل مي باشد . به اين ترتيب مي توان فايل هاي مزبور را در برنامه هاي ديگر مورد استفاده قرار داد ، آنها را چاپ كرد ، و يا به عنوان صفحة وب در اينترنت به كار برد . در دنياي ويندوز ، نوع فايل با سه حرفي كه به عنوان پسوند در انتهاي نام فايل قرار مي گيرند مشخص مي شود . در اين ميان مي توان پسوندهاي .doc براي سندهاي مربوط به برنامه هاي واژه پرداز و يا .bmp براي تصويرهاي گرافيكي مبتني بر نقشه بيتي را نام برد . متداولترين قالب بندي فايل در فتوشاپ .psd ميباشد . Photoshop Document - psd psd متداولترين قالب بندي در فتوشاپ ميباشد ، ميتوان گفت كه اين قالب بندي مخصوص محيط فتوشاپ است . اشكال اين قالب بندي اين است كه ساير برنامه ها ممكن است در باز كردن آن با مشكل مواجه شوند . زيرا قالب بندي مزبور براي فتوشاپ اختصاصي به شمار مي آيد . براي انتقال فايل ها بين برنامه هاي مختلف ، چاپ و يا انتشار آن در World Wide Web ، بايد آن را با قالب بنديهاي سازگار با مقصد ذخيره كنيد . Bitmap قالب بندي استاندارد ويندوز به شمار مي آيد . Graphical Interchange format (gif ) GIF اين قالب بندي يكي از 3 قالب رايجي است كه ميتوان براي نشر وب استفاده نمود . از آن جايي كه فايلهاي ذخيره شده با اين قالب حجم كمتري دارند براي ارسال آن از طريق مودم ، زمان كمتري صرف ميشود . Joint photographic Experts Group(jpg ) JPEG به معناي انجمن گروه متخصصان عكاسي ميباشد و jpg نيز يكي ديگر از سه قالب بندي مطلوب براي نشر وب به شمار مي رود . Portable Document Format(pdf) PDF اين قالب بندي ، قالب سند قابل حمل برنامة آكروبات ادوب ميباشد . اين سيستم براي ايجاد سندهايي است كه توسط برنامة Acrobat خوانده ميشود . Portable Network Graphic (png) PNG به معناي نگاره سازي شبكة قابل حمل است . اين قالب براي نگاره سازي وب جديدتر و بهتر است زيرا تراكم مطلوب gif ها را با لوحة رنگ نامحدود jpg تركيب ميكند . به هر حال مرورگرهاي قديمي آن را پشتيباني نمي كنند . tif - TIFF Tagged– Image File Format قالب پروندة تصويري برچسب دار ميباشد . اين پرونده ها را ميتوان هم در ماشين هاي ويندوز هم در ماشين هاي مكينتاش ذخيره نمود . Encapsulated postscript(eps) EPS قالبي است كه براي استفاده در نشر رو ميزي ميباشد . اين قالب از زبان توصيفي صفحة postscript استفاده ميكند . RAW : اين قالب بندي اطلاعات فايل را به صورتي ذخيره ميكند كه قالب بندي آن براي انتقال بين برنامه ها و كامپيوترهاي مختلف بيشترين انعطاف پذيري را داشته باشد . تركيب كردن لايه ها Merge : براي تركيب كردن دو يا چند لايه با هم از روش زير استفاده ميكنيم : از منوي Layer گزينه هاي مربوط به تركيب لايه ها را انتخاب مي كنيم كه عبارتند از : Merge Down : با انتخاب اين گزينه لاية فعال با لاية زيري تركيب ميشود . Merge Visible : با انتخاب اين گزينه تمامي لايه هايي كه آيكون چشم آنها فعال باشد را با هم تركيب مي كند . در صورتيكه نخواهيم دو يا چند لايه در تركيب باشند ابتدا چشم مربوط به آنها را غيرفعال ميكنيم ، سپس از اين گزينه استفاده ميكنيم ، بدين ترتيب فقط لايه هاي قابل رويت را با هم تركيب ميكند . Flatten Image : با انتخاب اين گزينه تمامي لايه ها را با هم تركيب ميكنيم . در اين حالت همة لايه با هم تركيب شده و در پنجرة لايه ها ، فقط Background داريم . Merge Linked : در صورتي اين گزينه فعال است كه پيوند(Link) كنار آيكون چشم لايه اي قرار داشته باشد، ابتدا لايه هايي را كه ميخواهيم با هم تركيب شوند را توسط Link مشخص مي كنيم سپس اين گزينه را انتخاب مي كنيم. ذخيره سازي فايل : مطلب بسيار مهم در فتوشاپ اين است كه بايد در اكثر مواقع كار خود را ذخيره كنيد . معمولاً بهتر است كه گهگاه اين كار را انجام دهيد . معمولاً در رايانه ها ، بروز خطا و وقفه هاي غيرمنتظره در حين كار ، امري معمول به شمار مي آيد . ذخيره سازي فقط چند ثانيه طول ميكشد و در صورت خاموش شدن رايانه ، تفاوت زيادي بين انجام دوبارة همة كارها و صرفاً بازگشايي آن وجود دارد .براي ذخيره سازي فايل گزينة Save را از منوي فايل انتخاب ميكنيم در اين حالت كادري ظاهر ميشود كه در آن آدرس و نام فايل و همچنين فرمت فايل را مشخص ميكنيم . فشار همزمان دو کليد (Ctrl+s) انجام عمليات ذخيره سازي بصورت ميان بر است . چنانچه بخواهيم فايل را با پسوند و نام جديد و حتي در آدرس جديدي ذخيره كنيم از گزينة Save As استفاده مي كنيم . علاوه بر فرمان Save و Save As كه با آنها آشنا هستيد ، فتوشاپ داراي فرمانهاي ذخيره سازي ديگري (نظير Save a copy ) نيز ميباشد . اين گزينه در جعبه محاوره اي Save وجود دارد . با استفاده از گزينة Save a copy همانند فرمان Save As ، ميتوانيد پروندة خود را با يك نام و در محلي جديد ذخيره كنيد. اگر از save a copy استفاده كنيد، (در حالي كه كار شما روي پرونده اصلي انجام مي شود نه روي رونوشت) رونوشتي از پرونده در شرايط كنوني ذخيره خواهد شد. استفاده از اين گزينه براي ايجاد يك رونوشت پشتيبان قبل از يك تغيير اساسي مفيد خواهد بود. آخرين گزينة save، گزينة save for web است. با كليك كردن روي اين فرمان، جعبه محاوره اي مربوط به آن ظاهر مي شود. اين كادر شامل تنظيماتي است كه براي بهينه كردن تصوير به منظور استفاده در وب ضروري مي باشند، که امكان مشاهده و انتخاب مقدار تراكم JPEG اعمال شده را به شما مي دهند. بنابراين شما مي توانيد به كوچكترين پروندة تصويري با كيفيت بالا دست يابيد. كاهش اندازة فايل: فايل هاي فتوشاپ ممكن است بسيار بزرگ باشند. با روشهاي مختلفي مي توان حجم فايلها را كاهش داد: اين روشها شامل موارد زير هستند : 1- كاهش تفكيك پذيري (وضوح و Resulotion تصوير) 2- كاهش تعداد رنگها 3- استفاده از قالب بندي هاي فشرده سازي 4- ادغام لايه ها در فايلهاي merge-psd كردن لايه ها و .... در صورتيكه بخواهيد تصويري را چاپ كنيد ، كاهش تفكيك پذيري ( Resulation ) فكر خوبي براي كاهش حجم فايل به شمار نمي آيد . اما اگر قرار باشد كه تصوير فقط بر روي صفحة نمايش كامپيوتر ، و يا وب ظاهر شود ، تفكيك پذيري به 72 نقطه بر اينچ کاهش مي يابد . كاهش تعداد رنگها به معني كاهش عمق بيت مي باشد . بدين ترتيب ظاهر رنگهاي خود را مي توانيد در چاپ يا روي صفحه به شكل لكه لكه در آوريد . استفاده از قالب بنديهاي فشرده ، به اين معني است كه از قالب بنديهايي مانند Tiff با فشرده سازي LZW استفاده شود . به اين ترتيب حجم فايل تا آنجا كه امكان داشته باشد كاهش مي يابد و سپس ذخيره مي گردد . برنامة مزبور اين كار را با روشي انجام مي دهد كه Loss Less ( بدون كاهش داده ها ) ناميده ميشود . به طوري كه هيچگونه تغيير شكل يا كاهش رنگي ايجاد نشود . همچنين قالب بندي هايي مانند JPEG نيز وجود دارند كه از روش فشرده سازي Lossy استفاده ميكنند. همان طور كه احتمالاً از نام اين روش حدس مي زنيد بعضي از داده ها در جريان فشرده سازي از دست مي روند . كار با فايلها و پسوندهاي مورد استفاده كار با فايل ها : فتوشاپ مي تواند تصويرها را با قالب بنديهاي مختلف باز كرده و يا ذخيره كند . قالب بندي در واقع روش ذخيره سازي اطلاعات موجود در فايل مي باشد . به اين ترتيب مي توان فايل هاي مزبور را در برنامه هاي ديگر مورد استفاده قرار داد ، آنها را چاپ كرد ، و يا به عنوان صفحة وب در اينترنت به كار برد . در دنياي ويندوز ، نوع فايل با سه حرفي كه به عنوان پسوند در انتهاي نام فايل قرار مي گيرند مشخص مي شود . در اين ميان مي توان پسوندهاي .doc براي سندهاي مربوط به برنامه هاي واژه پرداز و يا .bmp براي تصويرهاي گرافيكي مبتني بر نقشه بيتي را نام برد . متداولترين قالب بندي فايل در فتوشاپ .psd ميباشد . Photoshop Document - psd psd متداولترين قالب بندي در فتوشاپ ميباشد ، ميتوان گفت كه اين قالب بندي مخصوص محيط فتوشاپ است . اشكال اين قالب بندي اين است كه ساير برنامه ها ممكن است در باز كردن آن با مشكل مواجه شوند . زيرا قالب بندي مزبور براي فتوشاپ اختصاصي به شمار مي آيد . براي انتقال فايل ها بين برنامه هاي مختلف ، چاپ و يا انتشار آن در World Wide Web ، بايد آن را با قالب بنديهاي سازگار با مقصد ذخيره كنيد . Bitmap قالب بندي استاندارد ويندوز به شمار مي آيد . Graphical Interchange format (gif ) GIF اين قالب بندي يكي از 3 قالب رايجي است كه ميتوان براي نشر وب استفاده نمود . از آن جايي كه فايلهاي ذخيره شده با اين قالب حجم كمتري دارند براي ارسال آن از طريق مودم ، زمان كمتري صرف ميشود . Joint photographic Experts Group(jpg ) JPEG به معناي انجمن گروه متخصصان عكاسي ميباشد و jpg نيز يكي ديگر از سه قالب بندي مطلوب براي نشر وب به شمار مي رود . Portable Document Format(pdf) PDF اين قالب بندي ، قالب سند قابل حمل برنامة آكروبات ادوب ميباشد . اين سيستم براي ايجاد سندهايي است كه توسط برنامة Acrobat خوانده ميشود . Portable Network Graphic (png) PNG به معناي نگاره سازي شبكة قابل حمل است . اين قالب براي نگاره سازي وب جديدتر و بهتر است زيرا تراكم مطلوب gif ها را با لوحة رنگ نامحدود jpg تركيب ميكند . به هر حال مرورگرهاي قديمي آن را پشتيباني نمي كنند . tif - TIFF Tagged– Image File Format قالب پروندة تصويري برچسب دار ميباشد . اين پرونده ها را ميتوان هم در ماشين هاي ويندوز هم در ماشين هاي مكينتاش ذخيره نمود . Encapsulated postscript(eps) EPS قالبي است كه براي استفاده در نشر رو ميزي ميباشد . اين قالب از زبان توصيفي صفحة postscript استفاده ميكند . RAW : اين قالب بندي اطلاعات فايل را به صورتي ذخيره ميكند كه قالب بندي آن براي انتقال بين برنامه ها و كامپيوترهاي مختلف بيشترين انعطاف پذيري را داشته باشد . تركيب كردن لايه ها Merge : براي تركيب كردن دو يا چند لايه با هم از روش زير استفاده ميكنيم : از منوي Layer گزينه هاي مربوط به تركيب لايه ها را انتخاب مي كنيم كه عبارتند از : Merge Down : با انتخاب اين گزينه لاية فعال با لاية زيري تركيب ميشود . Merge Visible : با انتخاب اين گزينه تمامي لايه هايي كه آيكون چشم آنها فعال باشد را با هم تركيب مي كند . در صورتيكه نخواهيم دو يا چند لايه در تركيب باشند ابتدا چشم مربوط به آنها را غيرفعال ميكنيم ، سپس از اين گزينه استفاده ميكنيم ، بدين ترتيب فقط لايه هاي قابل رويت را با هم تركيب ميكند . Flatten Image : با انتخاب اين گزينه تمامي لايه ها را با هم تركيب ميكنيم . در اين حالت همة لايه با هم تركيب شده و در پنجرة لايه ها ، فقط Background داريم . Merge Linked : در صورتي اين گزينه فعال است كه پيوند(Link) كنار آيكون چشم لايه اي قرار داشته باشد، ابتدا لايه هايي را كه ميخواهيم با هم تركيب شوند را توسط Link مشخص مي كنيم سپس اين گزينه را انتخاب مي كنيم. ذخيره سازي فايل : مطلب بسيار مهم در فتوشاپ اين است كه بايد در اكثر مواقع كار خود را ذخيره كنيد . معمولاً بهتر است كه گهگاه اين كار را انجام دهيد . معمولاً در رايانه ها ، بروز خطا و وقفه هاي غيرمنتظره در حين كار ، امري معمول به شمار مي آيد . ذخيره سازي فقط چند ثانيه طول ميكشد و در صورت خاموش شدن رايانه ، تفاوت زيادي بين انجام دوبارة همة كارها و صرفاً بازگشايي آن وجود دارد .براي ذخيره سازي فايل گزينة Save را از منوي فايل انتخاب ميكنيم در اين حالت كادري ظاهر ميشود كه در آن آدرس و نام فايل و همچنين فرمت فايل را مشخص ميكنيم . فشار همزمان دو کليد (Ctrl+s) انجام عمليات ذخيره سازي بصورت ميان بر است . چنانچه بخواهيم فايل را با پسوند و نام جديد و حتي در آدرس جديدي ذخيره كنيم از گزينة Save As استفاده مي كنيم . علاوه بر فرمان Save و Save As كه با آنها آشنا هستيد ، فتوشاپ داراي فرمانهاي ذخيره سازي ديگري (نظير Save a copy ) نيز ميباشد . اين گزينه در جعبه محاوره اي Save وجود دارد . با استفاده از گزينة Save a copy همانند فرمان Save As ، ميتوانيد پروندة خود را با يك نام و در محلي جديد ذخيره كنيد. اگر از save a copy استفاده كنيد، (در حالي كه كار شما روي پرونده اصلي انجام مي شود نه روي رونوشت) رونوشتي از پرونده در شرايط كنوني ذخيره خواهد شد. استفاده از اين گزينه براي ايجاد يك رونوشت پشتيبان قبل از يك تغيير اساسي مفيد خواهد بود. آخرين گزينة save، گزينة save for web است. با كليك كردن روي اين فرمان، جعبه محاوره اي مربوط به آن ظاهر مي شود. اين كادر شامل تنظيماتي است كه براي بهينه كردن تصوير به منظور استفاده در وب ضروري مي باشند، که امكان مشاهده و انتخاب مقدار تراكم JPEG اعمال شده را به شما مي دهند. بنابراين شما مي توانيد به كوچكترين پروندة تصويري با كيفيت بالا دست يابيد. كاهش اندازة فايل: فايل هاي فتوشاپ ممكن است بسيار بزرگ باشند. با روشهاي مختلفي مي توان حجم فايلها را كاهش داد: اين روشها شامل موارد زير هستند : 1- كاهش تفكيك پذيري (وضوح و Resulotion تصوير) 2- كاهش تعداد رنگها 3- استفاده از قالب بندي هاي فشرده سازي 4- ادغام لايه ها در فايلهاي merge-psd كردن لايه ها و .... در صورتيكه بخواهيد تصويري را چاپ كنيد ، كاهش تفكيك پذيري ( Resulation ) فكر خوبي براي كاهش حجم فايل به شمار نمي آيد . اما اگر قرار باشد كه تصوير فقط بر روي صفحة نمايش كامپيوتر ، و يا وب ظاهر شود ، تفكيك پذيري به 72 نقطه بر اينچ کاهش مي يابد . كاهش تعداد رنگها به معني كاهش عمق بيت مي باشد . بدين ترتيب ظاهر رنگهاي خود را مي توانيد در چاپ يا روي صفحه به شكل لكه لكه در آوريد . استفاده از قالب بنديهاي فشرده ، به اين معني است كه از قالب بنديهايي مانند Tiff با فشرده سازي LZW استفاده شود . به اين ترتيب حجم فايل تا آنجا كه امكان داشته باشد كاهش مي يابد و سپس ذخيره مي گردد . برنامة مزبور اين كار را با روشي انجام مي دهد كه Loss Less ( بدون كاهش داده ها ) ناميده ميشود . به طوري كه هيچگونه تغيير شكل يا كاهش رنگي ايجاد نشود . همچنين قالب بندي هايي مانند JPEG نيز وجود دارند كه از روش فشرده سازي Lossy استفاده ميكنند. همان طور كه احتمالاً از نام اين روش حدس مي زنيد بعضي از داده ها در جريان فشرده سازي از دست مي روند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 14:24  توسط مجید عزیززاده  | 

كار با لايه ها پنجرة Layer ( كار با جدول لايه ها) : مرحله اول باز كردن صفحه اي جديد مي باشد . پس بايد جدول لايه ها را باز كنيد . براي اين كار گزينة Show Layer را از منوي Window انتخاب مي كنيم . پنجره لايه ها محلي است كه مي توانيد از طريق آن عملكرد لايه ها را كنترل كنيد . يعني لايه ها را ايجاد ،اضافه ،حذف ، پنهان و يا آشكار كنيد . ايجاد لايه : براي اضافه كردن و يا ايجاد لايه ي جديد از روشهاي زير مي توان استفاده کرد. روش 1 : از منوي Layer گزينه New و آنگاه Layer را انتخاب مي كنيم . روش 2 : روي آيكون ( Creat new layer ) كه زير پنجره لايه ها قرار دارد ،كليك مي كنيم. روش 3 : فشار همزمان سه كليد shift + ctrl + N ، لايه يي جديد ايجاد مي کنيم . پنهان كردن لايه : براي پنهان كردن يك لايه كافيست آيكون چشم كنار لايه را غير فعال كنيم . براي اين كار يكبار روي آيكون چشم كليك مي كنيم . سپس براي ظاهر كردن مجدد لايه همين كار را تكرار مي كنيم ،تا لايه فعال شود . حذف لايه : به روشهاي مختلفي مي توان لايه اي را حذف نمود كه عبارتند از : روش 1 : لايه مربوطه را به سمت سطل باز يابي كه در زير پنجره لايه ها قرار دارد drag مي كنيم . روش 2: روي نوار رنگي لايه مورد نظر كليك راست كرده ، گزينه Delete layer را انتخاب مي كنيم. روش 3 : ابتدا لايه مورد نظر را فعال كرده ( روي لايه يكبار كليك مي كنيم ) سپس روي آيكون سطل بازيابي كه در زير پنجره لايه ها قرار دارد كليك مي كنيم ، در اين حالت كادري باز مي شود كه در مورد اطمينان از حذف ،از ما سوال مي كند . روش 4 :ابتدا لاية مورد نظر را فعال كرده ، سپس از منوي Layer ، گزينة Delete layer را انتخاب مي كنيم . نكته : در مجموعة لايه ها، لايه اي فعال است كه نوار رنگي روي آن باشد و همچنين آيكون قلم مو كنار آيكون چشم آن قرار داشته باشد. كپي گرفتن از لايه : به روشهاي مختلفي مي توان از يك لايه كپي تهيه نمود كه عبارتند از : روش 1 : روي لايه مورد نظر R-Click كرده و گزينة Duplicate را انتخاب ميكنيم روش 2 : از منوي Layer گزينة Duplicate Layer را انتخاب مي كنيم روش 3 : دو كليد Ctrl + J را همزمان فشار مي دهيم روش 4 : لاية مربوطه را به طرف آيكون Create New Layer كه در زير پنجرة لايه هاست Drag ميكنيم كار با چندين لايه : تا اين قسمت نحوة ايجاد ، اضافه كردن ، و يا حذف لايه را فراگرفتيد . اما هنوز مشخص نكرده ايم كه مورد استفاده آن چيست . ممكن است لايه ها را در موقعيتهاي بسيار متفاوتي بكار بريد . براي تركيب دو يا چند تصوير با يكديگر ( كه در فتوشاپ اصطلاح composition در مورد آن بكار مي رود .) عنصرهايي كه در پس زمينه قرار داده ايد به لايه هاي متفاوت اضافه خواهد شد . براي كنترل دقيق نحوه تركيب عنصرهاي موجود در لايه ها مي توانيد از جدول لايه ها استفاده كتيد . همچنين مي توانيد ميزان كدر بودن Opacity عنصرهايي كه به لايه اي ديگر منتقل مي شوند را كنترل كنيد ( لايه ها به خودي خود شفاف مي باشند . حتي اگر رنگي با ميزان كدر بودن 100 درصد را برايشان نعيين كنيد .) علاوه بر اين مي توانيد با استفاده از حالتهاي آميختگي [Blending Modes] تعيين كنيد كه رنگهاي يك لايه ، چگونه بر روي لايه اي ديگر ظاهر شوند . يعني درست همان قابليتهايي كه در هنگام ترسيم يا رنگ آميزي تصوير موجود در لايه پس زمينه در اختيار داريد . كار با جعبه ابزار فتوشاپ ابزار انتقال Move Tool -V : از اين ابزار جهت جابجا كردن قسمتي از تصوير در يك فايل و يا از فايلي به فايل ديگر استفاده مي شود. - عمل انتقال را مي توان توسط صفحه كليد نيز انجام داد . کليدهاي ميان بر : Ctrl + C = Copy Ctrl + X = Cut Ctrl + V = Paste -همچنين عمل انتقال را با استفاده از منوي Edit، گزينه هاي Copy، Cut و Paste نيز مي توان انجام داد. همانطور كه مشاهده مي شود در صورتي كه قسمتي از فايلي را به فايل ديگري انتقال دهيم به صورت اتوماتيك در فايل جديد با هر عمل انتقال يك لايه اضافه مي شود. در حقيقت به ازاي هر عمل Paste يك لايه اضافه مي شود. بايد در نظر داشته باشيد كه براي جابجا كردن هر قسمتي از تصوير ابتدا بايد لاية مربوطه را در پنجرة لايه ها فعال كنيم. براي تصاويري كه فاقد لايه هاي متعدد مي باشند ابزار move كل تصوير را جابجا مي كند. نكته : براي دسترسي سريع به لاية مربوط به هر جسم، كافيست روي جسم مورد نظر در فايل كليك راست كنيم، از زير منوي باز شده گزينة اول شمارة لايه ميباشد، آنرا انتخاب ميكنيم. مشاهده مي كنيم كه در پنجرة لايه ها لاية مربوط به همين جسم فعال مي شود. پنجرة History عمل Redo , Undo : براي باز شدن اين پنجره گزينة History Show را از منوي Window انتخاب مي كنيم پنجرة History جدول تاريخچه فهرستي از تمام ابزارهاي استفاده شده و همچنين تمام تغييراتي كه ايجاد كرده ايد را نگه مي دارد. تا بتوان بيش از يك عمل را باز گرداند در اين پنجره مي توانيد هر يك از عملكردهاي مزبور كه نمي خواهيد اعمال شود، را باز گردانيد. اين كار در بعضي از اعمال ملغي سازي Undo مكرر مفيد واقع مي شود. زيرا در اين حالت مي توانيد عملكرد Undo و Redo را بصورت انتخابي قرار دهيد. نكته : معادل عمل Undo فشار همزمان سه كليد Ctrl+Alt+Z است . معادل عمل Redo فشار همزمان سه كليدCtrl+Shift+Z است . ابزار ذره بين Zoom Tool : براي بزرگنمايي تصاوير از اين ابزار استفاده مي شود. اين ابزار هنگام بزرگ كردن تصاوير علامت + دارد و چنانچه براي كوچك نمايي از اين ابزار استفاده شود علامت - بخود مي گيرد. اگر بخواهيم تصوير بزرگ شود كافيست بوسيله اين ابزار روي تصوير مورد نظر چند بار كليك كنيم. چنانچه بخواهيم عكس عمل فوق انجام شود كوچك نمايي هنگام استفاده از اين ابزار كليد Alt را پايين نگه داريد . بزرگنمايي و كوچك نمايي تصاوير بوسيله صفحه كليد: با فشار همزمان دو كليد Ctrl , + تصوير بزرگتر مي شود. با فشار همزمان دو كليد Ctrl , - تصوير كوچكتر مي شود. بزرگنمايي و كوچكنمايي تصاوير با استفاده از منو: با انتخاب گزينه هاي Zoom in و Zoom out موجود در منوي View نيز مي توانيم تصاوير را بزرگتر و يا كوچكتر كنيم. پنجرة Navigator : براي باز كردن پنجره Navigator، گزينة Show Navigator را از منوي Window انتخاب مي كنيم. بوسيله اين پنجره مي توانيم قسمتي از تصوير كه در ميدان ديد ما مي باشد را نسبت به كل تصوير مشاهده كنيم در حقيقت مي توانيم موقعيت قسمت مورد نظر را نسبت به كل تصوير داشته باشيم. در اين پنجره دور تادور محدوده اي كه در ميدان ديد ما مي باشد كادر قرمز رنگي مشاهده مي شود. براي مشاهده يك قسمت خاص از تصوير، روي كادر قرمز رنگ موجود در پنجرة Navigator كليك كرده و ماوس را بكشيد. توسط اين پنجره مي توانيم درصد بزرگنمايي را از 15% تا 1600% روي قسمت Zoom in و Zoom out كه در پايين پنجره قرار گرفته است تنظيم كنيم. ابزار دست جابجايي تصوير Hand Tool -H: چنانچه تصويري بزرگتر از ميدان ديد ما باشد يا قبلا تصوير را بوسيله ذره بين بزرگ كرده باشيم . براي مشاهده قسمتهاي ديگر آن ، مي توانيم بوسيله ابزار جابجايي تصوير را حركت داده و بقيه قسمتهاي آن را نيز مشاهده كنيم . پنجرة Info : براي بازكردن پنجره Info گزينة Show Info را از منوي Windows انتخاب مي كنيم . Info مخفف كلمة Information مي باشد ،از اين پنجره همانطور كه از نامش پيداست جهت مشاهده اطلاعات مربوط به اندازه ، مختصات و رنگ هاي نقاط مربوطه استفاده مي شود . براي نمايش اطلاعات هر نقطه از تصوير كافيست بوسيله نشانگر ماوس روي تصوير حركت كنيم . انتخاب يك ناحيه نامنظم : ابزار كمند Lasso Tool : هرچند ابزار محدودة انتخاب Marquee و كليدهاي تغيير دهندة آن بسيار مفيدند، اما ممکن است که بخواهيد ناحيه اي را غير منظم انتخاب کنيد ، مثلا شايد بخواهيد گلي منفرد را از بين گلهاي موجود در يك دسته گل و يا فردي را از بين افراد مختلف در يك عكس ،انتخاب كنيد . توسط ابزار كمند مي توانيم ، انتخابي به صورت آزاد داشته باشيم اين ابزار داراي سه زير مجموعه مي باشد كه عبارتند از : Lasso tool : استفاده از اين ابزار براي يك شي ء به دستي بدون لرزش ، و ارتباط خوب بين عملكرد چشم و دست نياز دارد . در صورتي كه در حين انتخاب دست خود را از روي كليك ماوس برداريم همانجا انتخاب بسته مي شود . Polygonal lasso : اين ابزار ،به ابزار كمند چندضلعي معروف است . درست مانند ابزار كمند معمولي عمل مي كند . اما همان طور كه از نام آن بر مي آيد تنها تفاوتشان در اين است كه ابزار كمند چندضلعي ناحيه مورد نظر را به صورت شكل هندسي نامنظم انتخاب مي كند . وقتي مي خواهيد به جزئيات تصوير بپردازيد اين روش بسيار آسان تر خواهد بود . زيرا در اين حالت بهتر مي توان اجزاي آن را كنترل كرد . در اينجا به جاي اينكه مانند ابزار كمند معمولي فقط خطهاي محدودة انتخاب ترسيم شوند ،نقطه هاي ايجاد چند ضلعي را كليك خواهيد كرد و فتوشاپ خط صافي را بين نقاط كليك ترسيم مي كند . به اين ترتيب محدودة انتخاب شده را به صورت چندضلعي نامنظم مشاهده مي كنيم . مي توانيد تعداد نقطه ها را بيشتر كنيد در حقيقت فاصله كليكها را كمتر كنيد تا انتخاب نرمتري داشته باشيد . Magnetic lasso tool : اين زير مجموعه ،به ابزار كمند مغناطيسي معروف مي باشد . از ابزارهايي است كه زياد مورد استفاده قرار مي گيرد وقتي آن را پيرامون شيء با كناره هاي مشخص استفاده كنيد به طور خودكار به سمت كناره هاي شيء مزبور كشيده مي شوند و روي آن قرار مي گيرد . د رمورد شيء هايي كه كناره هاي نامنظمي دارند و كناره هاي آن نسبت به رنگ پس زمينه كاملا مشخص مي باشد ، ابزار كمند مغناطيسي بهترين ابزار براي انتخاب آنها به شمار مي آيد . براي تعيين پارامترهاي مربوطه مي توانيد از پنجره Option اين ابزار استفاده كنيد. - گزينة Feather : مانند گزينة Feather در ابزار Marquee tool عمل مي كند . كناره هاي نامشخص هاله يي انتخاب مي كند . - گزينة Antialized : كناره هاي انتخاب را هموار مي كند . - گزينة Lasso Width : بيانگر حداقل فاصله قابل تشخيص بين كناره هاي شي ء مي باشد . گزينة Edge con: براي تعيين كناره هاي محدودة انتخاب شده ،نسبت به اختلاف كنتراست ، بين كنارة شي ء كه بايد انتخاب شود ، و ناحيه پيرامون شي ء مورد نظر است . ابزار عصاي جادويي Magic Wand Tool : اين ابزار نيز يكي ديگر از ابزارهاي انتخاب مي باشد . تا اينجا ابزارهايي را مورد بررسي قرار داديم كه پيكسل ها را بسته به محلشان در نقشه بيتي يعني تصوير انتخاب مي كنند اما ابزار عصاي جادويي [Magic wand tool] پيكسل ها را به صورت متفاوتي انتخاب مي كند . يعني بسته به مقادير رنگشان ،آنها را بر مي گزيند . با اين كار مي توانيد شي ء هايي كه در پيش زمينه قرار گرفته اند ، را نسبت به رنگ پس زمينه انتخاب كنيد . Magic wand option : گزينة Tolerance : تولرانس ميزان دقت ابزار را تعيين مي کند که عددي بين 0 تا 255 را مي پذيرد . هرچه عدد اعمال شده در اين كادر كوچكتر باشد ، ابزار عصاي جادويي ميزان انحراف كمتري را در افتراق رنگها اعمال مي كند . بنابراين هرچه عدد بالاتري را براي تولرانس انتخاب كنيد ،رنگهاي بيشتري كه در گروه رنگ انتخاب شده قرار داشته باشند، انتخاب خواهد شد . چنانچه گزينه Contiguous : غير فعال باشد مي توانيد كاري كنيد كه فقط پيكسلهايي كه در كنار يكديگر قرار دارند و به صورت ممتد هستند ، انتخاب شوند . مثلا اگر گل قرمز رنگي داشته باشند كه از يك سمت آن به سمت ديگر رنگش تغيير مي كند و عدد بزرگي را براي پارامتر تولرانس انتخاب كرده باشيد ، تمام گلهايي كه با تولرانس تعيين شده مطابقت داشته باشند ، انتخاب خواهند شد ، اما اگر در جدول option گزينة Contiguous را انتخاب كنيد فقط مي توانيد آن دسته از گلهايي كه در محدودة تولرانس مزبور قرار داشته باشند را انتخاب كه در تماس با يكديگر نيز باشند . منوي Select : - گزينه All : Ctrl + A چنانچه بخواهيم كل فايل را انتخاب كنيم از اين قسمت استفاده مي كنيم. - گزينه Deselect : Ctrl + D اين گزينه هنگامي فعال است كه انتخابي Select داشته باشيم. با انتخاب اين گزينه Select مورد نظر حذف مي شود. - گزينه Reselect : براي برگرداندن Select از اين گزينه استفاده مي شود. اين قسمت زماني فعال است كه قبلا از گزينه Deselect استفاده شده باشد. - گزينه Inverse : توسط اين گزينه محدوده انتخاب برعكس ميشود.همة قسمتها بجز قسمت انتخاب شده را بر ميگرداند - گزينه Feather : - گزينه Feather اين امكان را برايتان فراهم مي كند كه به جاي كناره هاي مشخص، كناره هاي نامشخص پرزدار ايجاد كنيد. براي انتخاب شيء از طريق گزينه Feather بايد مراحل زير را دنبال كنيد: 1-ابزار انتخاب مناسبي را انتخاب كنيد و با استفاده از آن بخشي از تصوير يا شيء مورد نظر خود را در حالت انتخاب شده قرار دهيد. 2-براي باز شدن كادر محاوراي مربوطه، گزينه Feather را از منوي Select انتخاب كنيد. 3-عددي را در پنجرة باز شده وارد كنيد. سپس روي دكمة OK كليك كنيد. 4-حال با جابجايي قسمت انتخابي دقيقا هالة اطراف انتخاب مشاهده مي شود. تغيير شكل : هنگام كپي كردن تصويري بر روي تصوير ديگر، معمولا بزرگ يا كوچك كردن آن ضروري مي باشد. حتي شايد لازم شود كمي آن را در جهت افقي بكشيد و يا حتي مقداري آن را مايل كنيد. همچنين ممكن است ناچار شويد. نيمرخ سمت چپ صورت فردي را به نيمرخ سمت راست تبديل و يا شي را وارونه كنيد. فقط با استفاده از چند دستور و چند كليك ساده ماوس مي توانيد تمام اين كارها و حتي كارهاي بيشتري را انجام دهيد. Transform (( Transform ها )) تغيير اندازة تصوير كپي شده Transform ها: براي تغيير اندازه در تصوير مورد نظر گزينه Free Transform را از منوي Edit انتخاب مي كنيم و يا اينكه دو كليد (Ctrl+T) را همزمان با هم فشار مي دهيم. مشاهده مي شود كه پنجره اي در پيرامون شيء ايجاد مي شود كه شبيه پنجره برش مي باشد. براي تغيير اندازة شيء مزبور مي توانيد يكي از چهار اهرم كنترلي كه در گوشه هاي تصوير قرار دارد را بر روي صفحه بكشيد. براي حفظ تناسب تصوير بايد در حين انجام كار كليد Shift را پايين نگه داريد. اگر هريك از اين اهرمها را بصورت ساده (بدون فشار دادن كليد Shift) بكشيد. فقط ارتفاع يا پهناي تصوير را در همان جهت كشيده تر خواهيد كرد. چنانچه نشانگر ماوس را خارج از اهرمها قرار دهيد نشانگر حالت يك فلش دو جهتة هلالي شكل به خود مي گيرد و اين نشان دهندة اين است كه مي توانيم شيء انتخاب را در هر زاويه اي كه مي خواهيم بچرخانيم. همانطور كه مشاهده مي شود در حالت Free Transform ، مي توانيم به طور آزاد تغييراتي در شکل ايجاد کنيم ، چنانچه بخواهيم هر يك از موارد فوق به صورت تفكيك شده روي شكل اعمال شود بايد به روش زير عمل كنيم. گزينة Transform را از منوي Edit انتخاب مي كنيم با انتخاب اين گزينه زير منوي مربوط به آن باز مي شود (يا اينكه روي شكل كليك راست كنيم تا اين منو باز شود) كه تمامي موارد مربوط به Transform ها در آن بصورت مجزا قرار دارد. گزينه هاي زير منو عبارتند از: Scale : (مقياس) در اين حالت مي توانيم در شكل انتخابي تغيير اندازه داشته باشيم در صورتي كه بخواهيم در صورت تغيير مقياس طول و عرض تصوير متناسب با هم بزرگ يا كوچك شوند نشانگر ماوس را روي يكي از گوشه ها قرار داده ودر هنگام تغيير اندازه كليد Shift را پايين نگه مي داريم. Rotate : (چرخاندن) در اين حالت مي توانيم شكل را به هر جهتي كه مي خواهيم بچرخانيم همچنين مي توانيد مركز ثقل ( نقطة محوري كه در مركز شي ء قرار دارد ) را در نقطه اي خارج از كادر قرار دهيد و شي ء را حول اين نقطه بچرخانيد . Skew : Skew به معناي در امتداد اضلاع حركت دادن ، است. اگر بخواهيم حركت در امتداد اضلاع به صورت قرينه باشد ، هنگام استفاده از اين گزينه كليد Alt را پايين نگه مي داريم Distort : در اين حالت چنانچه يكي از اهرمهاي گوشه را حركت دهيم مشاهده مي كنيم كه همان گوشه را آزادانه حركت مي دهد . Perspective : اين يكي از مفيدترين ابزارهاي موجود در اين قسمت مي باشد . وقتي مي خواهيد تصويري ايجاد كنيد ، كه چند بعدي باشد از اين گزينه استفاده مي كنيم . تغييري كه اين ابزار ايجاد مي كند كاملا محسوس است . وقتي شي در حالت انتخاب شده قرار داشته باشد و با استفاده از اين گزينه موقعيت گوشه اي از آن را در جهت خاصي بكشيد گوشة مقابل نيز به صورت تصوير آينه اي ( يعني در جهت قرينه ) حركت مي كند . 180 Rotate : جسم را 180 درجه مي چرخاند . Rotate 90 CW : جسم را 90 درجه در جهت عقربه هاي ساعت مي چرخاند . Rotate 90 CCW : جسم را در جهت خلاف عقربه هاي ساعت 90 درجه مي چرخاند Flip Horizental : قرينة جسم نسبت به محور Y ها (در حقيقت جسم را حول محور افقي بر مي گرداند.) Flip Vertical : قرينة جسم نسبت به محور X ها (در حقيقت جسم را حول محور عمودي بر مي گرداند) تغيير شكل با استفاده از واحدهاي عددي Numeric : در اين قسمت تمامي تغييرات فوق را مي توانيم بصورت عددي اعمال كنيم چنانچه روي علامت گره اي كه بين عرض و ارتفاع قرار گرفته است كليك كنيم تغييرات مربوط به عرض و ارتفاع را متناسب با هم تغيير مي دهد. در قسمت (Angle) : مي توانيم مقدار عددي زاويه چرخش مورد نظر را وارد كنيم. (Horizontalو Vertical) : اين قسمت مربوط به گزينة Skew مي باشد. اين قسمت مي توان با عدد دادن به قسمت H و V، ضلع را در امتداد افقي و عمودي امتداد دهيم. نكته: تا زماني كه اين اهرمها دورتادور جسم قرار داشته باشد با هيچ يك از ابزارها نمي توان كاركرد. براي رهايي از اين اهرمها دو روش وجود دارد: روش 1: جهت اعمال تغييرات كليد Enter را فشار مي دهيم. روش 2: جهت لغو تغييرات كليد ESC را فشار مي دهيم.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 14:23  توسط مجید عزیززاده  | 

فتوشاپ يکي از نرم افزارهاي گرافيکي است که اساس کار آن بر پايه ي Bitmap مي باشد. نرم افزار فتوشاپ متعلق به شرکت Adobe بوده و براي ويرايش تصاوير ، طراحي موارد گرافيکي چاپي يا غير چاپي و ... مورد استفاده ي کاربران قرار مي گيرد . ضمن اينکه اين نرم افزار با چاپگرها و دستگاههاي خروجي فيلم و زينک بصورت استاندارد هماهنگي دارد . براي مطالعه ي اين دوره ي آموزشي نياز است کاربران محترم آشنايي با سيستم عامل ويندوز داشته باشند . ضمنا سيستم شما بايد داراي مشخصات سخت افزاري ذيل باشد : - حداقل سيستم مورد نياز پنتيوم 233 - 16 مگابايت Ram - حدود 600 مگا بايت فضاي آزاد - کارت گرافيکي 64 گيگا بايت حالتها و مدهاي رنگ : مدلهاي رنگ به صورت زير مي باشد : مدل RGB : مدل رنگ RGB - Red, Green , Blue- كه در مانيتور ها و تلويزيون براي نمايش رنگها مورد استفاده قرار مي گيرد. مقادير هر يك از رنگهاي اصلي RGB با عددي بين (255-0) نشان داده مي شود . براي ايجاد رنگ سفيد خالص مقادير رنگهاي اصلي RGB معادل 255 مي باشد و براي ايجاد رنگ سياه خالص مقادير رنگ هاي اصلي RGB معادل صفر مي شود . مدل CMYK : مدل رنگ CMYK معمولا براي چاپ مورد استفاده قرار مي كيرد . در اين مدل رنگها بر حسب درصد بيان مي شوند . (Cyan – Magenta – Yellow - Black) اين چهاررنگ بعنوان جوهر چاپ مورد استفاده قرار مي گيرند. محدودة رنگي هر يك از ، (0 تا 100 ) تعريف مي شود . مدل Grayscale : در اين مدل تصاوير به صورت سياه و سفيد مي باشند و در پنجره كانالهاي فقط يك كانال Black مشاهده مي شود . در اين حالت طيف رنگي از سفيد تا سياه مي باشد (سفيد – خاكستري – سياه ) و محدودة رنگي آن صفر تا 255 مي باشد بنابراين بهتر است كه براي كارهاي تك رنگ مديا حالت رنگي را روي Grayscale تنظيم نماييم . مدل Bitmap : Bitmap كوچكترين حجم اطلاعات براي هر پيكسل را به همراه دارد . اغلب ابزارهاي برنامه فتو شاپ در حالت رنگ Bitmap قابل دسترسي نيستند . براي كار با ابزارها بهتر است ، تصاوير Bitmap را به انواع ديگر حالت رنگ تبديل كنيد . يك تصوير طرح بيتي (Bitmap) ، فقط شامل پيكسلهاي سياه و سفيد است . تصويري كه داراي چنين حالت رنگي است از درجه وضوح كمتري برخوردار است . به طور كلي در اين حالت رنگ نمي توان از رنگهاي ديگر و نيز لايه ها و فيلتر ها استفاده كرد . همچنين هيچ گونه تغييري به جز چرخش 60و 180 درجه و معكوس كردن در جهتهاي افقي و عمودي روي تصوير اعمال نمي شود . (براي تبديل يك فايل رنگي به حالت Bitmap،ابتدا بايد تصوير را به حالت Grayscale تبديل كنيد . ) شروع كار : برنامه فتوشاپ محصول شركت Adobe مي باشد . هنگام نصب اين نرم افزار بر روي سيستم ، ليست اين برنامه ها هم نظير ديگر برنامه ها در منوي Start مي نشيند . جهت ورود به اين برنامه مسير زير را طي مي كنيم : Start > programs> adobe> photo shop 6 در نظر داشته باشيد كه فايل اجرايي اين برنامه آيكوني شبيه يك چشم دارد . پس از كليك بر روي فايل اجرايي ، برنامه فتو شاپ باز مي شود . وقتي براي اولين بار ، فتو شاپ را باز مي كنيد ، جعبه ابزاري را در قسمت سمت چپ صفحه مشاهده ميكنيد كه تمامي ابزارهاي مربوط به طراحي در اين Box موجود مي باشد . در سمت راست نيز چهار پنجره قرار دارد . عنوان منوها در نوار منو قرار گرفته است . زمينه اين پنجره ميزكار (Desktop) محيط فتوشاپ مي باشد . فتوشاپ بر خلاف ساير برنامه هاي گرافيكي به صورت خودكار صفحة جديدي را برايتان باز نمي كند . براي باز كردن فايل جديد (بوم نقاشي) گزينة New را از منوي File انتخاب مي كنيم ، با انتخاب اين گزينه كادر New ظاهر مي شود . Name : نام فايل را در اين قسمت تايپ مي كنيم . Width : پهناي فايل را در اين قسمت وارد مي كنيم و در كادر مقابل آن واحد را تعيين مي كنيم . Height : ارتفاع فايل را در اين قسمت وارد مي كنيم و در كادر مقابل آن واحد را تعيين مي كنيم . Resolution : اين قسمت مربوط به تعداد نقاط جوهر بر اينچ است. اين پارامتر به علت تعيين کيفيت تصوير از اهميت زيادي برخوردار است. هرچه تفكيك پذيري بالاتر باشد ، كيفيت تصوير نيز بهتر مي باشد . اما حافظة بيشتري را نيز مورد استفاده قرار مي دهد . تفكيك پذيري مانيتور 72 نقطه بر اينچ و براي چاپ 300 نقطه بر اينچ (DPI) مي باشد . ( به طور كلي كيفيت و وضوح تصوير بستگي به Resulation دارد .) Mode : در اين قسمت مديا حالت رنگ را مشخص مي كنيم . طراحي براي چاپ با مد CMYK ، براي مانيتور RGB ، و ... Contents : زمينة بوم نقاشي را مشخص مي كند ، که شامل سه حالت : White :سفيد Background color : به رنگ B.G Transparent : بي رنگ ، مي باشد . جعبه ابزار (Tool Box) مانند جعبه رنگ هنرمند نقاش است . يعني ابزارهاي مورد نياز براي ترسيم ، رنگ آميزي ، پاك كردن و ساير عملكردهاي مربوط به تصوير را در خود جاي داده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 14:22  توسط مجید عزیززاده  | 

Monitor نمايشگر(۱) صفحات نمايشگر كه مانيتور ناميده مي شود، متداول ترين دستگاه خروجي در رايانه هاي شخصي محسوب مي گردد. صفحه نمايشگر از تعداد زيادي نقاط كوچك به نام پيكسل تشكيل شده است. هرچه تعداد اين نقاط بيشتر باشد تصوير از تفكيك پذيري (وضوح) بيشتر و در نتيجه كيفيت بالاتري برخوردار است. به طور معمول قدرت تفكيك پذيري و تعداد رنگ هاي نمايشگر به خود نمايشگر و كارت گرافيكي دستگاه بستگي دارد. تكنولوژي نمايش در سال ۱۹۷۰ اولين نمايشگرها بر روي رايانه هاي شخصي عرضه گرديدند. اين نمايشگرها تنها متن را نمايش مي دادند. سپس در سال ۱۹۸۱ مانيتورهاي CGA (Color Graphic (Adape توسط شركت IBM كه قادر به نمايش چهار رنگ و وضوح تصوير ۳۲۰ پيكسل افقي و ۲۰۰ پيكسل عمودي بودند عرضه گرديد. در سال ۱۹۸۴ مانيتورهاي EGA(Enhanced Graphic Adape ) توسط شركت IBM معرفي گرديد. اين مانيتورها قادر به نمايش ۱۶ رنگ و وضوح تصوير ۳۵۰*۶۴۰ بودند. شركت IBM در سال ۱۹۸۷ سيستم VGA(Video Graphic Array) را معرفي نمود، اين مانيتورها قادر به نمايش ۲۵۶ رنگ و وضوح تصوير ۸۰۰*۶۰۰ بودند. سپس توسط همين شركت در سال ۱۹۹۰ سيستم (Extended Graphics Array) XGAعرضه گرديد. اين سيستم با وضوح تصوير ۸۰۰*۶۰۰ قادر به ارائه ۸/۱۶ ميليون رنگ با وضوح تصوير ۷۶۸*۱۰۲۴ مي باشد، كه در اين صورت ۶۵۵۳۶ رنگ را نشان مي دهد. نمايشگرهاي امروزي استانداردUXGA (Ultra Extended Graphics Array ) را حمايت مي نمايند، اين استاندارد قادر به ارائه ۸/۱۶ ميليون رنگ با وضوح تصوير ۱۲۰۰*۱۶۰۰ پيكسل است. نحوه كار صفحه نمايش در مانيتورهاي تك رنگ يك تفنگ الكترونيكي وجود دارد كه الكترونها را با سرعت به پشت صفحه نمايش پرتاب مي كند. سطح داخلي صفحه نمايش به يك ماده فسفري آغشته است كه در اثر برخورد الكترونها به يك نقطه از اين سطح فسفري ،نور منعكس مي شود. شعاع الكتروني ايجاد شده، نقطه هاي صفحه نمايش را از چپ به راست و از بالا به پايين جاروب مي كند. مدار كنترل كننده صفحه نمايش بسته به متن يا تصويري كه قرار است نمايش داده شود، در زمان مناسب شعاع الكتروني را روشن و خاموش مي كند. اگرچه در هر لحظه شعاع الكتروني تنها به يك نقطه مي تابد اما سرعت جاروب كردن شعاع الكترونيكي به قدري زياد است كه همه نقطه هاي تصوير به طور همزمان روشن به نظر مي رسد. در نمايشگرهاي رنگي سه تفنگ الكترونيكي با رنگ هاي قرمز، سبز و آبي وجود دارد. هر يك از نقطه ها در سطح داخلي صفحه نمايش از قطعه فسفري قرمز، سبز و آبي تشكيل مي شود. تفنگ هاي الكترونيكي نمايشگر فقط قطعه متناظر با خود را مورد هدف قرار مي دهند. در اثر برخورد شعاع الكترونيكي ،يك قطعه نوري ،همان رنگ از آن منتشر مي شود. مدار كنترل كننده صفحه نمايش بسته به رنگ نقطه ها در زمان هاي مناسب شعاع الكترونيكي هر يك از تفنگ ها را روشن يا خاموش مي كند. در اثر تركيب رنگ ها شعاع هاي نواري منعكس شده از هر نقطه، آن نقطه را به يك رنگ خاص درمي آورد، در نتيجه با تركيب حالت هاي مختلف خاموش و روشن كردن اين سه شعاع الكترونيكي و تنظيم شدت روشنايي رنگ هاي بيشتري توليد مي شود. نكته: اغلب صفحه هاي نمايشگر از Cathodory Tube) CRT ) استفاده مي نمايند. در صورتي كه رايانه هاي Laptop و ساير دستگاه هاي محاسباتي قابل حمل ازLCD (Liquid Crتystal Display )و يا LDD((Light-emiting diode استفاده مي نمايند. استفاده از مانيتورهاي LCD با توجه به مزاياي عمده آنان خصوصاً مصرف انرژي پايين، آنها را به تدريج جايگزين مانيتورهاي CRT گرداند. مواردي كه در تهيه يك مانيتور مي بايست مورد توجه قرار داد: - تكنولوژي نمايش (CRT، LCD وموارد ديگر) - تكنولوژي كابل (VGA، DVI وموارد ديگر) - محدوده قابل مشاهده (قطر صفحه نمايش) - حداكثر ميزان وضوح تصوير (Resolution) - ميزان برق مصرفي Dot Pitch- Refresh rate - Color depth- تكنولوژي كابل يك آداپتر UXGA اطلاعات ديجيتالي ارسال شده توسط يك برنامه را اخذ مي كند و پس از ذخيره سازي آنها در حافظه ويدئويي مربوط با استفاده از يك تبديل كننده ديجيتال به آنالوگ آنها را به منظور نمايش، تبديل به سيگنال هاي آنالوگ خواهد نمود. پس از ايجاد سيگنال هاي آنالوگ اطلاعات مربوط از طريق يك كابل VGA براي مانيتور ارسال خواهد شد. يك كانكتور VGA از سه خط مجزا براي سيگنال هاي قرمز، سبز و آبي و از دو خط ديگر براي ارسال سيگنال هاي افقي و عمودي استفاده مي كند. در تكنولوژي جديد DVI(Digital (Video Interface ضرورتي به تبديل آنالوگ به ديجيتال و بالعكس نبوده و سيگنال هاي ديجيتال مستقيماً براي مانيتور ارسال خواهند شد. باتوجه به اينكه اين تكنولوژي از كارت گرافيكي خاص خود حمايت مي نمايد. محدوده قابل نمايش اندازه يك مانيتور با دو پارامتر مشخص مي شود: اندازه صفحه و ضريب نسبت. بيشتر نمايشگرهاي رايانه نظير تلويزيون داراي ضريب نسبت ۴:۳ مي باشند، يعني اينكه نسبت پهنا به ارتفاع معادل ۴ به ۳ است. اندازه صفحه برحسب اينچ اندازه گيري شده و معادل قطر نمايشگر است. اندازه نمايشگرهاي Notebook اغلب كوچكتر بوده و داراي دامنه بين ۱۲ تا ۱۵ اينچ مي باشند. اندازه نمايشگر به طور معمول تأثير مستقيمي بر روي وضوح تصوير خواهد داشت، يعني يك تصوير بر روي مانيتور ۲۱ اينچ با وضوح تصوير ۴۸۰*۶۴۰ به خوبي مشاهده تصوير بر روي يك مانيتور ۱۵ اينچ با همان وضوح تصوير نخواهد بود. در نتيجه مشاهده تصوير بر روي يك مانيتور با ابعاد كوچك كيفيت بالاتري خواهد داشت. نكته: اغلب اوقات اندازه واقعي قطر صفحه نمايش از اعداد ذكرشده كوچك تر است به عنوان مثال قطر واقعي يك نمايشگر ۱۵ اينچ ممكن است ۸/۱۳ اينچ باشد و يا قطر صفحه نمايش نمايشگر ۱۷ اينچ ممكن است حدود ۸/۱۵ اينچ باشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 13:29  توسط مجید عزیززاده  | 

نمايشگر(۲)Monitor عمق رنگ (Color Depth) رنگ هايي كه يك مانيتور نشان مي دهد از تركيب حالات كارت گرافيكي و قابليت رنگ در مانيتور، بدست مي آيد، مثلا كارت SVGA، قادر به نمايش ۱۶۷۷۷۲۱۶ رنگ مي باشد و اين كارت مي تواند اعداد ۲۴ بيتي تشريح كننده يك پيكسل را پردازش نمايد. تعداد بيت هاي استفاده شده براي تشريح يك پيكسل عمق بيت نام دارد. عمق بيت را True color نيز مي گويند. در ۲۴ بيت جهت تشريح هر پيكسل براي هر يك از رنگ هاي اصلي (قرمز - سبز - آبي) از ۸ بيت استفاده مي شود. در چنين مواردي امكان توليد ۱۰ ميليون رنگ وجود دارد. يك كارت ۱۶ بيتي قادر به توليد ۶۵۵۳۶ رنگ مي باشد. در حال حاضر از ۳۲ بيت جهت تشريح يك پيكسل استفاده مي شود، كه اين مدل در دوربين هاي ديجيتال، انيميشن و بازي هاي ويدئويي به كار مي رود. مصرف انرژي تكنولوژي مورد استفاده در مانيتورها ميزان مصرف انرژي آن ها را تعيين مي كند. نمايشگرهاي CRT از ۱۱۰ وات استفاده مي نمايند، اما مانيتورهايي با تكنولوژي LCD از ۳۰ تا ۴۰ وات انرژي استفاده مي نمايند. نمايشگرهاي هوشمند داراي ۴ مرحله كاري هستند كه مصرف برق را در آن ها بتدريج كم مي كنند. ۱- حالت روشن و عملياتي: در اين مرحله چه نمايشگر در حال كار باشد و چه برنامه محافظ صفحه نمايش در حال اجرا، بيشترين برق مصرف مي شود. ۲- مرحله آماده باش(standby ):اين مرحله تنها ۵۰ درصد برق كمتر مصرف مي كند و به سرعت به ورودي ها پاسخ مي دهد. ۳- مرحله خواب يا تعليق (suspend): در اين حالت لامپ تصوير در عمل خاموش است و نمايشگر ۱۰ تا ۱۵ وات برق مصرف مي كند و اگر كليدي را فشار دهيد نمايشگر به آهستگي روشن مي شود. ۴- مرحله خاموشي: آخرين حالت مرحله خاموشي است كه در اين مرحله عمل خاموشي به طور فيزيكي بوسيله كاربر با كليدهاي خاموش و روشن صورت نگرفته است، بلكه مدارهاي داخلي هنوز فعال هستند و نمايشگر ۳ تا ۷ وات برق مصرف مي نمايد. جهت فعال كردن امكان صرفه جويي در مصرف برق در نمايشگرها، در ويندوز مراحل زير را انجام دهيد: از control Panel، ِِِDisplay را انتخاب نماييد، سپس وارد Display Properties شويد و Screen Server را انتخاب كنيد. در اين برگه در Energy ، Setting را انتخاب نماييد. براي انتخاب الگوي انرژي، Power schemes و براي رايانه شخصي Home/Office desk و جهت رايانه هاي كيفي و كتابي Portable/laptop را برگزينيد. در گزينه Turn off Monitor زماني را كه بعد از آن نمايشگر بايد به حالت كم مصرفي برسد انتخاب نماييد. اگر Never را انتخاب كنيد خصوصيات صرفه جويي در انرژي غيرفعال خواهد شد. در جلوي گزينه System Standby مي توانيد زمان بي كاري رايانه را تعريف كنيد تا پس از آن سيستم به حالت آماده به كار در آيد. در قسمت Turn off Hard disks نيز مي توانيد ديسك سخت را در مواقع بي كاري غيرفعال نماييد. خطرات كار با نمايشگرها بسياري از كارخانه هاي سازنده نمايشگر، ميزان خطرات زيان آور نمايشگر را جهت رقابت با ساير كارخانه ها كاهش مي دهند. اين خطرات شامل: - پرتوهاي اشعه ايكس - پرتوهاي اشعه ماورابنفش - ميدان هاي الكتريكي با ولتاژ بالا - ميدان هاي الكترومغناطيسي - امواج الكترومغناطيسي فركانس پايين و بالا گفته مي شود انواع ناهنجاري هاي كرموزومي و بيماري هاي ژنتيكي، سرطان ها، اختلال در ديد چشم، ضايعات عصبي و رواني، سقط جنين و... از عوارض اين پرتوها هستند. لازم است براي مقابله با اين خطرات روش هاي زير را به كار بريد: - از عينك ها يا فيلترهاي مرغوب استفاده نماييد. - نمايشگر را تحت زاويه ۲۰ درجه از بالا يا پايين با چشم قرار دهيد. - فاصله نمايشگر تا چشم را ۴۰ تا ۷۰ سانتي متر تنظيم نماييد. - در محل استفاده از رايانه از لامپ هاي قوي استفاده نكنيد و تا آن جا كه ممكن است نورهاي طبيعي را به كار بريد. - درخشندگي صفحه نمايش را كاهش دهيد، لامپ هايي را كه به صورت مستقيم به صفحه نمايش مي تابند خاموش كنيد، نمايشگر را رو به پنجره نگذاريد. - مدت زمان طولاني در مقابل نمايشگر روشن ننشينيد. بدنه رايانه ها و نمايشگرها بوي مخصوصي از خود متصاعد مي كنند كه اين بو ناشي از گازهاي «يوكسين» و «فوران» مي باشد كه به عنوان مواد ضد حريق در بدنه نمايشگرها و كارت ها به كار مي روند، كه هر دو سرطان زا هستند. اين گازها هنگام آتش سوزي پراكنده مي شوند اما در دماي معمولي نيز متصاعد مي گردند، بنابراين بهتر است به طور منظم و در فواصل مشخص هواي محيط را تغيير دهيد. حداكثر وضوح و دقت تصوير دقت (Resolution) به تعداد پيكسل هاي نمايشگر اطلاق مي گردد. دقت تصوير توسط تعداد پيكسل ها در سطر و ستون مشخص مي گردد. مثلاً يك نمايشگر با دارا بودن ۱۲۸۰ سطر و ۱۰۲۴ قادر به نمايش ۱۰۲۴*۱۲۸۰ پيكسل خواهد بود. كارت فوق دقت تصوير در سطوح پايين تر يعني ۷۶۸*۱۰۲۴، ۶۰۰*۸۰۰ و ۴۸۰*۶۴۰ را نيز حمايت خواهد نمود. Refresh Rate (نرخ بازخواني/ بازنويسي) در مانيتورها با تكنولوژي CRT نرخ بازخواني / بازنويسي نشان دهنده تعداد دفعات نمايش تصوير در يك ثانيه است، در صورتي كه مانيتور CRT داراي نرخ بازخواني / بازنويسي ۷۲ هرتز مي باشد در هر ثانيه ۷۲ مرتبه تمام پيكسل ها از بالا به پايين بازخواني / بازنويسي مجدد خواهد شد. اين نرخ بسيار حائز اهميت است و هر اندازه كه بيشتر باشد تصوير مناسب تر خواهد بود، (تصويري عاري از هرگونه لرزش.) در صورتي كه نرخ فوق بسيار پايين باشد باعث لرزش نوشته هاي موجود در صفحه نمايش شده و بيماري هاي مختلف چشم و سردردهاي متوالي را در پي خواهد داشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 13:29  توسط مجید عزیززاده  | 

موشواره (موش) امروزه موش داراي جايگاه خاصي مي باشد. موش قادر به تشخيص حركت و كليك بوده و پس از تشخيص لازم، اطلاعات مورد نياز را به رايانه ارسال مي كند تا عمليات مورد نياز انجام شود. در سيستم هاي اوليه موشي وجود نداشته زيرا رايانه ها در آن زمان داراي اينترفيسي مشابه ماشين هاي تايپ يا كارت پانچ بودند. بعداز چندين سال كليد هاي پيكاني در اغلب ترمينال ها مورد استفاده قرار گرفتند، (حدوداً اواخر سال ۱۹۶۰ و اوايل ۱۹۷۰) سپس مدادهاي نوري و Joy Stickها به بازار عرضه شدند، تا اينكه موش به همراه رايانه هاي مكينتاش ارائه گرديد و اين يك موفقيت بزرگ بود. عملكرد موش طبيعي و قيمت آن بسيار ارزان بود تا اينكه سيستم هاي عامل نيز از موش حمايت كردند. مهم ترين عملي كه موش انجام مي دهد تبديل حركت دست به سيگنال هايي است كه رايانه قادر به استفاده از آن مي باشد. اجزاي اصلي موش - گوي كوچكي درون موش قرار دارد و سطح مورد نظر را لمس نموده، حركت كرده و مي چرخد. - دو غلتكي كه گوي را لمس مي كنند (كه يكي حركت x را تشخيص مي دهد و ديگري حركت y را.) - هر غلتك به يك ميله متصل مي باشد و ميله باعث چرخش ديسك مي گردد. - در دو طرف ديسك دو قطعه اصلي وجود دارد كه يكي LED مادون قرمز و ديگري سنسور مادون قرمز مي باشد. ديسك داراي سوراخ هايي مي باشد كه باعث شكست نور مي شود، اين نور توسط LED ايجاد مي شود بدين ترتيب سنسور مادون قرمز پالس هاي نور را مشاهده مي كند. تعداد پالس ها با سرعت موش و مسافتي كه موش حركت مي كند ارتباط مستقيم دارد. - پردازنده اي كه بر روي برد قرار دارد ، پالس ها را خوانده و تبديل به باينري مي كند و به رايانه ارسال مي نمايد. نكته: قطر گوي موش تقريباً ۲۱ ميليمتر، قطر غلتك ۷ ميليمتر و تعداد سوراخ هاي ديسك ۳۶ عدد مي باشد. موش هاي نوري اين موش ها در اواخر سال ۱۹۹۹ به بازار ارائه گرديدند و در هر ثانيه توسط دوربين كوچك خود ۱۵۰۰ تصوير مي گيرند. اين موش ها در محل مسطحي قابل استفاده مي باشند. موش هاي نوري داراي يك LED قرمزرنگ مي باشند كه باعث تشعشع نور درون يك سنسور CMOS مي باشد. اين سنسور هر تصوير را براي تجزيه و تحليل در اختيار پردازنده سيگنال هاي ديجيتال (DSP) قرار مي دهد. DSP با سرعت ۱۸ ميليون دستور العمل در ثانيه عمليات خود را انجام مي دهد و قادر به تشخيص الگوهاي موجود در تصاوير و نحوه تغيير آنها با تصوير قبلي مي باشد. DSP قادر به تشخيص ميزان حركت موش بوده و پس از آن مختصات مربوطه را براي رايانه ارسال مي كند. رايانه نيز مكان نما را در مختصات تعيين شده بر روي مانيتور قرار خواهد داد. كانكتورهاي موش اغلب موش ها امروزه از يك كانكتوراستاندارد PS /2 استفاده مي نمايند. اين كانكتورها داراي۶ پين مي باشند. هر يك از اين پين ها عملكرد مخصوصي دارند. زماني كه موش حركت مي كند و يا كاربري دكمه آن را كليك مي نمايد، موش ۳ بايت اطلاعات را براي رايانه ارسال مي نمايد. بايت اول شامل وضعيت دكمه سمت چپ، وضعيت دكمه سمت راست، صفر، يك، جهت x، جهت y و موارد ديگر مي باشد. دو بايت بعدي شامل مقادير x و y و تعداد پالس هاي تشخيص داده شده در جهت x و y نسبت به آخرين اطلاعات ارسال شده مي باشند. كليد ها بيشتر موش ها داراي دو كليد مي باشند، بعضي از موش ها سه يا چهار كليد دارند. كليد سمت چپ براي ضربه زدن روي نمادها يا گزينه هاي پنجره هاي برنامه استفاده مي شود. كليد سمت راست نيز براي فراخواني از فرمان يا ميانبرها به كار مي رود. كليدي كه بين كليد هاي چپ و راست، پايين آن و يا در كناره قاب موش قراردارد براي پيمايش صفحه (Scroll) استفاده مي شود. موش هاي بي سيم اين موش ها اطلاعات خود را از طريق موج هاي راديويي و يا نور مادون قرمز به رايانه ارسال مي كنند در نتيجه سيمي به كار نمي رود. موش هاي بي سيم داراي فرستنده، باتري و گيرنده متصل به كارت اصلي مي باشند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 13:28  توسط مجید عزیززاده  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر